پسر مشهدی در یک سال ۳ بار داماد شد!!!

پسر مشهدی در یک سال ۳ بار داماد شد!!!

سپتامبر 20, 2019 0 By edame

پسر 23ساله مشهدی تو یه سال 3بار ازدواج کرد!!

هنوز سه ماه نگذشته بود که پدر عروسم به اتهام رابطه حروم با خانمی دستگیر شد و تازه پسرم هم جربزه پیدا کرد تا بگه نامزدش با مردی جوون رابطه مخفیانه داره…

پسرم در کمتر از یه سال ۳ تا زن گرفته و آبرو و آبرو منو لکه دار کرده نمی دانم با این بچه ندونم کار چه خاکی بر سرم بریزم و… . بازنشسته هستم و ۴ سال قبل همسرم رو در حادثه رانندگی از دست دادم.

زن ۵۷ ساله در دایره اجتماعی کلانتری شهرک ناجای مشهد اضافه کرد: دو دخترم رو با سرافرازی راهی خونه بخت کردم اما پسر کوچکم که ۲۳ سال سن داره آبروی منو به بازی گرفته.

سعید۱۱ ماه قبل عاشق دختری دانشجو شد . هر چی به اون گفتم الان موقع ازدواج تو نیس و صبر کن از دانشگاه فارغ التحصیل شی فایده ای نداشت و اون مجبورم کرد به خواستگاری این دختر بی قید و بند بروم.

مراسم خواستگاری و عقد کنان سعید با اینحال که ناراضی بودم برگزار شد.

هنوز سه ماه نگذشته بود که پدر عروسم به اتهام رابطه حروم با خانمی دستگیر شد و تازه پسرم هم جربزه پیدا کرد تا بگه نامزدش با مردی جوون رابطه مخفیانه داره.

با این شرایط نصف خونه ملکی ام و تموم پس اندازم رو دادم تاسعید همسرش رو طلاق بده.

مادر دل شکسته اضافه کرد: این شکست عاطفی پسرم رو دپرس و گوشه گیر کرده بود و من با نگرانی که واسه اون داشتم کمی نصیحتش کردم و ما خواستگاری دختر یکی از اقوام که خونواده بسیار محترم و باوقاری هستن رفتیم.

خونواده این دختر بدون هیچ سنگ اندازی و با شناختی که از چند سال قبل از هم داشتیم نظر مثبت خود رو اعلام کردن ومجلس عقد کنان بسیار ساده و بی ریا برگزار شد.

و سعید روزای اول از این وصلت خیلی راضی بود ولی هنوز دو ماه نگذشته بود که این پسر نا خلف سر اختلاف گذاشت و با این بهونه که همسرم چاقه و اون رو دوست ندارم اون قدر نامزدش رو آزار و اذیت داد که اون مهریه اش رو بخشید و جانش رو آزاد کرد.

یه مدت گذشت و من فهمیدم سعید به خاطر عشق خیابانی،نامزدش رو طلاق داده واین اواخر حتی مواد مخدر مصرف می کنه .

خیلی نگران شده بودم و عزممو جزم کردم به هر ترتیبی شده کمکش کنم تا مواد مخدر رو کنار بزاره اما اون تنها شرط خود رو واسه ترک اعتیاد ازدواج با دختر مورد علاقه اش دونست.

از روی زور و اینکه دیگه چاره ای نیس واسه بار سوم به خواستگاری رفتیم و من به خونواده این دختر خانوم گفتم که پسرم اعتیاد داره ولی آنهابه این ازدواج رضایت دادن و سعید و حلیمه با هم نامزد شدن.

افسوس و صد افسوس که بعد از یه مدت فهمیدم عروسم و پدرش هم مثل پسرم اعتیاد داره و با هم مواد مخدر و شیشه مصرف می کنن.

با کمک ریش سفیدای فامیل وارد عمل شدیم وفرزندم همسرش رو طلاق داد.

در این شرایط روزای بسیار بدی رو تجربه می کنم، چون سعید ترک تحصیل کرده و فقط واسه خرید مواد که پول اون راهم با تهدید و کتک کاری من جفت و جور می کنه همراه دو تن از دوستانش بیرون می رود.

جمع آوری : آلامتو