دانلود پایان نامه

بحثی که در این مورد نیز پیش می‌آید، این است که آیا عوامل مادرزادی را می‌توان معالجه یا کنترل نمود؟ در صورت عدم امکان معالجه یا کنترل تمام یا بعضی از آن‌ها، تأثیر سوء آن چه نقشی در شخصیت افراد دارد؟
پاسخ مورد اول، غالباً مثبت است، چه در مواردی که امکان معالجه یا پیشگیری وجود دارد، اگر به موقع اقدام شود، آثار آن از بین خواهد رفت. فی المثل اگر در نتیجه‌ی مرض قند، میزان خون مادر بالاتر از حد عادی باشد، غده پانگراس کودک بیش از حد فعالیت می‌کند که ممکن است بعد از تولد نیز ادامه یابد. در اینصورت، اگر نوزاد به موقع معالجه نشود، حتی از کسی گلیکوژن بگیرد خواهد مرد؛ ولی اگر به موقع معالجه شود، امکان بهبودی او زیاد خواهد بود، یا در مورد بیماری‌های عفونی مادر، اگر به موقع پیشگیری لازم به عمل آید، امکان بهبودی آن بسیار زیاد است. (نظیر آلوده نشدن نوزاد در 8 ماهه‌ی اول دوران حاملگی از مادر مسلول یا وجود ویروس سرخجه که در سه ماهه‌ی اول بارداری موجب عفونت شدید جنین می‌شود یا عفونت بیماری‌های آنفولانزا، اوریون، حصبه و سیفلیس در سه ماه اول بارداری و نظایر آن).
در مورد قسمت دوم نیز چنانچه مورد از مواردی باشد که بتوان موفق به معالجه‌ی آن شد، آثار سوء آن از بین خواهد رفت (نظیر مرض قند)، اما اگر عارضه‌ی مزبور قابل معالجه نباشد، آثار سوء آن چیزی شبیه آثار عوامل ارثی خواهد بود. (نظیر کوچکی یا بزرگی بعضی از جمجمه‌ها و غیره) (خاکپور 1354، 164 و 165).
بنابراین، چه در مواردی که نتوان از بروز عوامل فوق جلوگیری کرد و یا به موقع از وقوع آن پیشگیری نمود و چه در مواردی که اساساً مورد قابل معالجه نباشد، آثار سوء آن در رفتار و شخصیت افراد اثر قطعی خواهد داشت و به همان نسبت که اختلالاتی در ارگانیزم آن‌ها شود، می‌تواند در شرایط خاصی شخصیت آن‌ها را تحت تأثیر خود قرار دهد و چه بسا در شرایط مناسب آنان را به صورت افراد ناسازگاری درآورد و رفته رفته آن‌ها را به شخصیت‌های ضد اجتماعی و ناهنجار مبدل سازد.
2-4-3- تأثیر عوامل اکتسابی فردی در شخصیت افراد
همانطوری که عوامل ارثی و مادرزادی تحت شرایط خاص در شخصیت افراد مؤثر واقع می‌شوند، عوامل اکتسابی نیز می‌توانند نقش مؤثری در انواع شخصیت‌های گوناگون داشته باشند؛ النهایه مسأله شخصیت در این مرحله به صورت پیچیده تری تجلی می‌کند، چه علاوه بر عوامل ارثی و مادرزادی با یک رشته عوامل اکتسابی فردی نیز مواجه خواهیم بود که هر یک به نوبه‌ی خود می‌تواند جهت شخصیت افراد را به نحوی تغییر دهد.
می دانیم که عوامل اکتسابی فردی از یک تخم یک سلولی شروع می‌شود و به صورت عوامل بیولوژیکی، فیزیکی، فیزیولوژیکی، روانی و غیره هسته‌ی اساسی ارگانیزم افراد را تشکیل می‌دهند و پس از تولد نیز تحت تأثیر مراحل سه گانه‌ی شخصیت (نهاد – من – من برتر) و عوامل اکتسابی فردی دوران زندگی و عوامل دیگر (نظیر عوامل فرهنگی، طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و… ) و نواقص و کمبودهای گوناگون تحت شرایط خاصی تا حد یک انسان بالغ که از چند بیلیون سلول ساخته شده است، به صورت شخصیت‌های گوناگون تجلی می‌کند و معمولاً از سنین 4 یا 5 سالگی است که «من» رفته رفته توجه خود را از «نهاد» کم می‌کند و برای تلفیق و سازگاری واقعیات اجتماعی با نهاد، متوجه‌ی «من برتر» می‌شود تا بتواند بین آن دو سازش لازم برقرار کند. در این مرحله است که «من» با انواع و اقسام تضادها و امیال و آرزوهای افراد و منهیات و واقعیات اجتماعی مواجه می‌شود و با کمک مکانیزم‌های دفاعی و مجموع عوامل مؤثر در ارگانیزم افراد و نواقص و کمبودهای موجود، بین نهاد و من برتر، سازش برقرار می‌کند و بالنتیجه بین آثار عوامل ارثی و مادرزادی و اکتسابی فردی و عوامل خارجی و… نوعی هماهنگی ایجاد می‌شود و در صورت عدم موفقیت، ما را در برابر انواع شخصیت‌های نابهنجار و احتمالاً ضد اجتماعی قرار می‌دهد.
از اینرو، می‌توان گفت مشکلات و عوارض مربوط به عوامل سوء ارثی و مادرزادی (که بالاجبار دارای آثار سوئی است)، در مورد عوامل اکتسابی صادق نیست؛ ولی نقش عوامل اکتسابی در شخصیت افراد حائز اهمیت بسیار است، چه علاوه بر اینکه عوامل مزبور قسمت عمده شخصیت افراد را تشکیل می‌دهد، با هدایت و کمک و پرورش صحیح و تحت شرایط همین عوامل است که می‌توان آثار سوء عوامل ارثی و مادرزادی را خنثی یا کنترل و یا تعدیل نمود و شخصیت افراد را در جهت هدف مورد نظر رهنمود کرد و با مراقبت‌های لازم، از ایجاد انواع شخصیت‌های نابهنجار جلوگیری نمود. (خاکپور، 1354، ص 173).
2-5- انواع پیشگیری از جرم
قدیمی ترین نوع پیشگیری، پیشگیری از بزهکاری کودکان و پیشگیری از بزهکاری عمومی است. طبق این تفکیک، در مورد کودکان و نوجوانان بزهکار که شخصیت آنها در حال شکل گیری است باید از تدابیر پرورشی و بازپروری استفاده کرد؛ در حالی که در مورد بزهکاران بزرگسالان باید از ارعاب انگیزی و تهدید به مجازات استفاده شود؛ زیرا شخصیت آنها شکل گرفته است (نجفی ابرندآبادی، ش 20 و 19: 18). اما تاکنون در زمینه دسته بندی پیشگیری از بزهکاری، گونه های متعددی از سوی جرم شناسان مطرح شده است. به طور مثال، شماری از جرم شناسان با الهام از دانش پزشکی، الگوی سه گانه پیشگیری یعنی: نخستین، دومین و سومین از بزهکاری را بیان کرده اند و برخی دیگر تقسیم بندی پیشگیری از بزهکاری را به دو گونه کنشی و واکنشی ارائه کرده اند که امروزه تقسیم بندی اخیر بیشتر مد نظر جرم شناسان است (نیازپور، 1383: 172-170). البته تقسیم بندی های دیگری نیز صورت گرفته است که در ادامه به آنها اشاره می شود. به هر حال، این متنوع بودن روش های پیشگیری بیانگر آن است که بزهکاری از محدوده صرف حقوقی، قضایی و پلیسی خارج شده و مقابله مؤثر با آن از یک سو همکاری و مشارکت نهادهای دولتی و تشکل های مردمی را می طلبد و از سوی دیگر، مستلزم ایجاد تحول و نوآوری در استراتژی ها، ابزارها و نهادهای سنتی و متداول مقابله با جرم است (نجفی ابرندآبادی، ش 20 و 19: 20).
2-5-1- پیشگیری اولیه یا نخستین
پیشگیری نخستین یعنی مصون کردن افراد از رهگذر مبارزه با همه زمینه های ارتکاب جرم که در چارچوب توسعه اجتماعی قرار می گیرند (رایجیان اصلی، 1383: 150 و 149). در این مرحله از پیشگیری، تلاش بر این است که افراد جامعه به سوی ارتکاب جرم گرایش پیدا نکنند. هدف در این سطح از پیشگیری، بهبود شرایط زندگی به منظور عدم مجرم شدن افراد و همچنین تولید ارزش هایی است که روابط سالم را بهبود بخشد. در پیشگیری اولیه، بیشتر توجه به رویداد جرم معطوف است تا مجرم تحریک شده. این رویکرد به نظریه شیوه زندگی هیندل لانگ نیز ارتباط داده شده است (بیات و همکاران، 1387: 25)
2-5-2- پیشگیری ثانویه یا دومین
پیشگیری دومین یعنی به کارگیری شیوه هایی برای حمایت از افراد در آستانه خطر. مانند: معتادان، ولگردان و کودکان بی سرپرست و خیابانی (رایجیان اصلی، 1383: 150 و 149). در این نوع پیشگیری، هدف آن است که با به کارگیری تدابیر مناسب و زود هنگام، از وقوع جرم توسط افرادی که در شرایط بحرانی به سر می برند و احتمال بزهکاری از سوی آنها وجود دارد پیشگیری شود. به طور مثال، در پیشگیری از اعتیاد، تمرکز تلاش ها بر روی افرادی است که به صورت تفریحی مبادرت به مصرف مواد می کنند و هنوز به درجه اعتیاد نرسیده اند. همچنین کودکانی که در خانواده های از هم گسیخته و محله های فقیرنشین در وضعیت نامناسبی زندگی می کنند، یا جوانانی که خشونت را در خانه هایشان تجربه کرده اند احتمال بزهکاری و مجرم شدن آنها بیشتر از سایرین می باشد.
2-5-3- پیشگیری ثالث یا سومین
این نوع پیشگیری شامل برنامه هایی از قبیل: مشاوره برای زنان و بچه ها، مداخلات کیفری و گروه های گوناگون می باشد. تلاش های پیشگیرانه در این مرحله برای جلوگیری از رفتارهای مجرمانه است تا مجرمان اصلاح و با محیط اجتماعی خود سازگار شوند و به ارتکاب مجدد جرم گرایش پیدا نکنند. پیشگیری سومین در نتیجه عملیات شناسایی و تشخیص یا عملیات پلیسی برای دستگیری مجرم، زندانی شدن مجرم یا محکومیت و اصلاح رفتاری زندانی به کار می رود. این تقسیم بندی توسط کاپلان صورت گرفته است (بیات و همکاران، 1387: 25).
2-5-4- پیشگیری کوتاه مدت یا خُرد
پیشگیری کوتاه مدت به مجموعه راه کارهایی گفته می شود که در مدت زمان کمتری انجام می شوند. مانند: فراهم کردن روشنایی بیشتر خیابان ها، کوچه ها و اماکن عمومی، تدوین قوانین جزایی متناسب و بازدارنده، ایجاد مؤسسات مددکاری، فراهم کردن فضاهای مناسب برای گذراندن اوقات فراغت، حمایت از کودکانی که مورد اذیت و آزار و بد رفتاری خانواده قرار می گیرند، بستن محله ها و اماکن جرم زا، ممانعت از پخش برنامه های خشونت زا در تلویزیون و مجهز کردن پلیس و نیروهای انتظامی، تا فرصت های وقوع انحراف یا جرم را کاهش دهد (معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم، 1383: 285 و 284). در برخورد با مسائل اجتماعی و فرهنگی نمی توان به خاطر برنامه ریزی های اصولی و دراز مدت، از اقدامات پیشگیرانه مقطعی و کوتاه مدت غافل ماند (بیات و همکاران، 1387: 27). این پیشگیری شامل «پیشگیری اجتماع مدار» یا «پیشگیری اجتماعی» و «پیشگیری زودرس» است (عباچی 1383 ، 58)

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه پایان نامه و دینامیکی

فصل سوم
روش‌‌‌‌‌‌‌‌شناسی تحقیق
3-1-مقدمه