پایان نامه نظریه یادگیری اجتماعی بندورا و آموزش مهارت های ارتباطی

دانلود پایان نامه

پایه مطالبی که در آموزش مهارتهای زندگی بکار برده می شود اطلاعاتی است که از نحوه یادگیری کودکان و نوجوانان از طریق مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن بدست می آید . در واقع مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی بندورا است . در نظریه اجتماعی بندورا ، یادگیری فرآیندی فعال و مبتنی بر تجربه است وبه همین دلیل کودکان در جریان یادگیری و آموزش ، فعالانه به امر یادگیری مهارتهای زندگی می پردازند . بنابراین در این آموزش از روشهایی که شرکت فعال کودکان را در امر آموزش تسهیل می بخشد استفاده می شود ( نوری قاسم آبادی 1377 ) . بنابراین بهترین راه برای آموختن مهارتهای زندگی ، روشهای تعاملی یادگیرنده مهرراست . صاحبنظران راهبردهای یادگیری را شامل راهبردهای شناختی و راهبردهای فراشناختی می دانند . راهبردهای شناختی فرآیندهایی هستند که ما برای نظارت ، کنترل و اداره واکنشهای خود از آنها سود می بریم و فراشناخت عبارتست از فرآیندهای فعال و تاملی که به وضوح و منحصرا” متوجه اعمال شناختی خود فرد بوده ، شامل خود بازبینی ، خود ارزیابی و خود نظم دهی تکالیف در حال انجام می باشد ( کلو ، 1982 به نقل از کیانی 1380 ).
آموزش مهارتهای زندگی بیشتر وجهه فراشناختی دارد و بدین جنبه یادگیری می پردازد و آنرا دنبال می کند . لزوم تاکید بر ارزش گذاری نسبت به انسان و تحقق این هدف ما را وا می دارد تا با تمهیدات لازم جهت فراهم نمودن بستر های مورد نیاز تلاش کنیم تا تمایز این درس با درسهایی که هدف آنها انتقال معلومات می باشد مشخص گردد . آماده نمودن محیط فیزیکی کلاس از جمله این اقدامات است که آرایش صندلی ها باید طوری باشد که زمینه بحث و تبادل نظر را فراهم کند ، شاید نشستن به طریق نیم دایره وار چنین هدفی را تامین کند . موضوعات این درس باید طوری ارائه گردد که برای دانش آموزان قابل فهم بوده و علاقه به اظهار نظررا در آنان تقویت نماید . طرح سوالات همراه با مثالهایی که با محیط واقعی دانش آموزان ارتباط دارد انگیزه بیشتر ی جهت شرکت دانش آموزان در بحث های مورد نظر به همراه دارد « تابو» های کلاس که با لحن درشت سعی در ساکت نمودن آنها دارد رنگ می بازد و زمینه « ذهن انگیزی » بوجود می آید . بر ان است که اکثریت دانش آموزان در بحث مشارکت نمایند . ارزشگذاری به نظرات و قضاوت اخلاقی در مورد گفته های آنان درست نیست . البته نظرات افراد با واکنشهای اطرافیان اصلاح می گردد تا باورهای نادرست آنان را دچار مشکل ننماید . فرد با شکستن سکوت خود و ارائه دیدگاهش می تواند به (( خود پنداری )) مثبت دست پیدا کند و تحمل نظر و عقاید دیگران برایش میسر می گردد . همچنین اتکاء به نفس در او رشد می یابد . هنگام طرح نظرات توسط دانش آموزان به استهزاء و مردود کردن آنها مبادرت نمی کنیم تا نگرش منفی به خود در آنها شکل نگیرد ( کیانی، 1380 ) .
2-1-7تعریف بزهکاری
بزه: بزه یا جرم عبارتست از ارتکاب یا ترک ارتکاب عملی که خلاف قانون باشد. اولین پدیده‌هایی که با شکل گیری اجتماع انسانی به وجود آمده، بزه یا جرم بوده است. (مظلومان، 1355،ص 47 )
بزهکار: بزهکار عبارتست از کسی که مرتکب بزه شده است. به رفتار انحرافی جوانانی که هنوز به سن قانونی نرسیده اند رفتار بزهکارانه میگویند. (احمدی، 1377،ص 22). از نظر دانشمندان جرم شناسی، تمرکز بر مجازات و سرکوبی مجرم عملی نادرست است و به دلایل آماری، حتی سنگین ترین مجازات‌ها، طریقه‌ای نبوده است که بتواند جرم را نابود سازد. در حقیقت اکثر جرم شناسان اعتقاد دارند که هر فردی که دست به ارتکاب ناهنجاری‌های اجتماعی می‌زند، زیر فشار‌های متعددی بزهکار می‌شود. چنین باور‌هایی سبب شد که هر بزهکار از جهات مختلف روانی، هوشی، اخلاقی، و اثرات عوامل اجتماعی، سیاسی، خانوادگی، مذهبی و فرهنگی و مانند آن بر شخصیت و ویژگی‌های فردی اش مورد مطالعه قرار گرفت. (مظلومان، 1355،ص32) و (نجفی ابرند آبادی، 1374،ص43). در جرم شناسی هر فرد مجرم به دو طریق مورد مطالعه قرار می‌گیرد: ‌الف) از طریق شناخت خصوصیات او در یک زمان و مکان معین مانند زمان و مکان ارتکاب جرم. ‌ب) از طریق شناخت خصوصیات او از گذشته تا حال و تحول و دگرگونی‌های او در زمان‌های مختلف. (پیشین).
بزهکاری: بزهکاری یا پدیده مجرمانه، عبارتست از سلسله عواملی که در وقوع بزه نقش دارند. شناخت عوامل سازنده‌ی جرم، مرحله‌ی دیگر بررسی‌های جرم شناسی می‌باشد. (پیشین)
بزه دیده:بزه دیده، کسی است که در اثر ارتکاب بزه، زیان می‌بیند. جرم‌شناسان دریافتند که برای مطالعه‌ی کامل و همه جانبه‌ی جرم، باید همزمان به بررسی مجرم و نیز بزه دیده و نیز وضعیت مجرم، قبل از ارتکاب جرم بپردازند، وقتی رفتار مجرمانه را، فرآیندی از یک سلسله عوامل فردی و اجتماعی معرفی می‌کنیم، باید نقش بزه‌دیده را نیز، در ایجاد وضعیت مجرمانه، مورد بررسی قرار دهیم. اینکه آیا شغل، رفتار یا گفتار تحریک‌آمیز فرد بزه‌دیده در ایجاد جرم، نقشی داشته است یا خیر؟ (نجفی توانا 1377،12). آمار بزهکاری ( همه گیر شناسی ) بر اساس آمار ارائه شده از طرف یکی از مسؤلان امور فرهنگی و تربیتی سازمان زندان‌ها و اقدامات تربیتی و تامینی در سال 1388، حدود نیمی از ورودی‌ به زندان‌ها در سال‌های اخیر را رده‌ی سنی بین 15 تا 29 سال که جوان محسوب می‌شوند، تشکیل می‌دهد. حدود 5 تا 7 درصد این ورودی را زنان و دختران و بقیه را مردان تشکیل می‌دهند. بیشترین فراوانی سنی زندانی‌ها مربوط به سن 27 تا 29 سال بوده است. حدود 162 هزار نفر به دلیل ارتکاب جرایم مختلف در زندان‌های کشور به سر می‌برده اند. از جمعیت 162 هزار نفری زندانیان کشور در سال 1388، بیش از 60 هزار نفر را زنان و 22 درصد جمعیت ورودی زندان‌های کشور را جوانان تشکیل می‌داده اند به طوری که سالانه 27 تا 33 هزار جوان در گروه سنی 19 تا 25 سال زندانی شده‌اند.
تعریف بزه و رفتار بزهکارانه در هر جامعه ای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می‌شود. اگر چه در بیشتر جوامع، بزه به عنوان رفتاری قابل تنبیه از طرف قانون تعریف شده است، اما صرفاً در تبیین آن، مفهوم حقوقی مسئله کافی نیست. بزهکاری به معنای تعدادی متغیر از اعمال ارتکابی علیه احکام قانونی که می‌تواند ماهیت های مختلفی داشته باشد، وجه مشترک تمام جوامع انسانی است. صرف نظر از موضوع اختلاف ماهیت، این اعمال تقریباً همیشه توسط قانون تعریف و پیش بینی می‌شود. در تعریف رفتار بزهکارانه به طور کلی قرن هاست اعمالی مانند قتل، دزدی، نزاع، تخریب، کلاهبرداری، تجاوز، غارت، وحشی گری و آتش افروزی به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است و تقریباً همه جوامع برای آن تعریف مشخصی دارند. تنها تفاوت مشهود در میزان و نوع تنبیهی است که بر اساس قوانین حقوقی آن جامعه تعیین می‌شود. علاوه بر رفتار های ذکر شده، رفتار های دیگری هم هستند که بر اساس ارزش ها و تغییر در ارزش ها یا بر حسب زمان و مکان بزه تعریف می‌شوند و در جُرم شناسی، مورد توجه قرار می‌گیرند. مثل قوانین مربوط به رانندگی در حالت مستی که در بعضی از جوامع به طور کلی در طول زمان، دگرگون شده تا امروز به عنوان جُرم شناخته شده است و از نظر قانونی و حقوقی مشمول مقررات کیفری می‌باشد. ماهیت این جرائم با جرائمی که در بالا ذکر شد متفاوت است. دورکهیم جامعه شناس فرانسوی بزه را چنین تعریف می‌کند “هر عملی وقتی جرم محسوب می‌شود که احساسات قوی و مشخص وجدان جمعی (گروهی) را جریحه دار سازد”. بر اساس این تعریف به نظر می‌رسد که برای تعریف بزهکاری همه جوامع نمی‌توانند با یکدیگر هم صدا باشند زیرا قضاوت جامعه در مورد ارزش های اجتماعی ـ فرهنگی باعث می‌شود عملی جرم شناخته شود، نه خصوصیات آن عمل به همین علت تعریف حقوقی بزه و رفتار های بزهکارانه در اثر تغییر باورها، ارزش های یک جامعه می‌تواند دگرگون شود دگرگونی هایی که در این موضوع مشاهده می‌شود، طبیعتاً مطالعه بزهکاری را مشکل کرده و در عین حال گسترش میدهد، تا حدی که امروزه بزه شناسی، دامنه مطالعه خود را به پدیده انحراف از هنجار ها نیز گسترش داده است. بدین معنا که منحرف ضمن اینکه از نظر قانونی مجرم نیست، اما مجری و مطیع قانون هم نیست از دیدگاه روانشناختی اهمیت موضوع رفتار انحرافی، بیم از رفتار بزهکارانه در آینده را مطرح می‌کند. با توجه به مقدمه فوق به نظر می‌رسد که در رویکردهای مختلف به موضوع بزهکاری به گونه ای متفاوت توجه شده است و تعریف بزه از دیدگاه حقوقی، جامعه شناسی و جرم شناسی متفاوت است.
2-2- بررسی تحقیق‌های انجام شده:
2-2-1 بررسی تحقیقات انجام شده در داخل ایران:
نتایج تحقیق شریفی (۱۳۷۲)، نشان می دهد که آموزش مهارت حل مسأله می تواند در بهبودی یا کاهش میزان افسردگی نوجوانان و علائم اختصاصی افسردگی آنان مؤثر باشد، موجب افزایش میزان کفایت شخصی آنها و توانایی ایشان در روابط بین فردی با همسالان گردد.
احمدی زاده (۱۳۷۳)، در تحقیق خویش به این نتیجه دست یافت که آموزش مهارت حل مسأله با افزایش شایستگیهای اجتماعی و ارتقاء سطح روابط بین فردی نوجوانان ارتباط قاطع دارد و بر افزایش مفهوم خودِ تحصیلی نوجوانان مؤثر می باشد.
نتایج بررسی اجرای آموزش مهارت های زندگی برای مقاطع چهارم و پنجم ابتدایی در ۶ استان کشور (تهران، کرمانشاه، شهرستان های استان تهران، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی و ایلام) توسط دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی۷۸-۷۷ نشان داد که در پیش آزمون بین گروه کنترل و آزمایش تفاوت وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه وجود دارد. همچنین بین تفاوت نمرات دانش آموزان دختر و پسر ارتباط معنی دار وجود دارد و در مقایسه استان ها، استان کرمانشاه بالاترین نتایج را نسبت به استان های دیگر دارد..
در تحقیقی که در سال تحصیلی ۸۲-۸۱ توسط کارشناسی بهداشت و تغذیه آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران بر روی ۱۵۱۷ نفر از دانش آموزانی که مهارت های زندگی به آن ها آموزش داده شد، انجام گرفت، نتایج نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین دو گروه هیچگونه تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون میانگین نمرات گروه آزمایشی
تفاوت معنی داری با گروه کنترل نشان داد که حاکی از موفق بودن برنامه آموزش مهارت های زندگی بود (منابع موجود در دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش).
طارمیان (۱۳۷۸)، آموزش مهارت های زندگی را بر افزایش سلامت جسمانی و روانی مانند اعتماد به نفس، مقابله با فشارهای محیطی و روانی، کاهش اضطراب و افسردگی، کاهش افکار خودکشی گرایانه، کاهش افت تحصیلی، تقویت ارتباطات بین فردی و رفتارهای سالم و مفید اجتماعی، کاهش سوء مصرف مواد مخدر و پیشگیری از مشکلات روانی، رفتاری و اجتماعی مؤثر قلمداد کرده است. (آقاجانی، ۱۳۸۱).
2-2-2بررسی تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
1- بوتوین و همکاران(۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴) اثر برنامه آموزش مهارت های زندگی را بر مصرف الکل، سیگار و دارو بررسی نمودند. این برنامه شامل آموزش مهارت های ارتباطی، تصمیم گیری، اضطراب و استرس بود. نتایج نشان داد که آموزش ها در کاهش مصرف سیگار، الکل و دارو مؤثر بوده اند. (به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).
2- در پژوهش مهم دیگری که بر روی ۹۰۰ دانش آموز در ونزوئلا صورت گرفت، مهارت فکرکردن به کودکان گروه آزمایشی،آموزش داده شد و سپس این افراد با یک گروه کنترل همتا مقایسه شدند.هر دو گروه،در ابتدا و انتهای بررسی،آزمون های هوشی وآزمون های تحصیلی را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که هوش گروه آزمایش،بطور معنادار و رضایت بخشی افزایش یافت، نگرش معلمان نسبت به فرایند آموزش تغییر نمود و علاقه بیشتری به شاگردان نشان دادند.
3- یکی از اهداف اصلی برنامه مهارت های زندگی، ارتقاء بهداشت روانی کودکان و نوجوانان است. مطالعات بسیاری در مورد تأثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی بر ابعاد مختلف سلامت روان انجام گرفته و نتایج نشان داده است که آموزش این مهارت ها سبب افزایش عزت نفس، بهبود مهارت های اجتماعی و ارتباطات بین فردی، افزایش رفتارهای مثبت اجتماعی و سازگاری اجتماعی، افزایش رضایت سیستم خانوادگی و سازگاری با خانواده، افزایش مهارت حل مسائل شخصی و بین فردی و افزایش مهارت های مقابله ای شده است. (شور۵، ۱۹۸۲؛ بوتوین، ۱۹۸۲؛ پارت۶، ۱۹۸۵؛ کروتر، ۱۹۹۱؛ الیاس و همکاران، ۱۹۹۱؛ لارسون۷، ۱۹۹۲؛ گیلبرت۸، ۱۹۹۶ به نقل از خاکپور، ۱۳۸۰).
4- برنامه های پیشگیری مبتنی بر آموزش مهارت های زندگی، بر اساس مطالعات انجام شده بسیار مؤثرتر از گرایش های سنتی است. مثلاً «پری۹ و کلدر۱۰» (۱۹۹۲) دریافتند که گرایش های جامع در پیشگیری از سوء مصرف مواد (شامل آموزش مهارت های زندگی برای ارتقای توانائیهای اجتماعی) در به تعویق انداختن شروع مصرف الکل و ماری جوانا بسیار مؤثرتر از گرایش های مبتنی بر ارائه دانش و اطلاعات و گرایش های مبتنی بر رهبری همسالان بوده اند.
5- همچنین «گلین»۱۱ (۱۹۸۹) در مروی بر گرایش های مؤثر در پیشگیری از مصرف سیگار به این نتیجه رسید که آموزش مهارت ها، جزء ضروری برنامه های موفق و مؤثر است ( به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).۱۵) پژوهش کنترل شده وسیعی درباره پیشگیری از سوء مصرف مواد بر روی جمعیت ۶۷۸ نفری از دانش آموزان کلاس پنجم صورت گرفت. مقایسه پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که مهارت های مقابله گروه آزمایشی در مقابل افراد گروه کنترل، افزایش چشمگیری یافت. (انیسکویچ ـ وایسونگ۱، ۱۹۹۰ به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹).