پایان نامه با کلید واژگان حقوق بشر، توسعه هزاره، سازمان ملل، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه

موضوع تنوع فرهنگی در حقوق بین الملل یکی از مباحث مهم و پیچیده می باشد که در دو دهه اخیر جزو مباحث پر چالش در عرصه حقوق و روابط بین الملل قرار گرفته است.
یکی از دلایل این پیچیدگی نیز عدم وجود یک تعریف جامع و مانع از اصطلاح ” فرهنگ ” می باشد. البته یک تعریف از این اصطلاح در اعلامیه جهانی یونسکو در مورد تنوع فرهنگی مورخ 2 نوامبر 2001 بیان گشته است ولیکن نمی توان ادعا نمود که این تعریف جامع و مانع می باشد.
در این فصل، نگارنده سعی در تبیین و بررسی مفهوم تنوع فرهنگی ( بخش اول ) و مقایسه تنوع فرهنگی با کثرت گرایی فرهنگی و نسبیت گرایی فرهنگی ( بخش دوم ) خواهد نمود.
بخش اول: مفهوم تنوع فرهنگی
تنوع فرهنگی از ترکیب دو واژ? ” تنوع” ( Diversity ) و ” فرهنگ” ( Culture) ساخته شده. مفهوم فرهنگ بسیار صعب وپیچیده است زیرا از طرفی با عوامل درونی انسان و از طرفی با عوامل بیرونی همچون مذهب، رسم و رسوم در ارتباط است و به قولی ” فرهنگ برابر است با انسانیت پس انکار فرهنگ نیز برابر است با انکار انسانیت 192″. بنابراین، ” فرهنگ چیزی است که نمونه های انسانی آن را می رساند. فرهنگ محتوای آنها – همچون هویت، اعتقاد، ارزش ها و رفتارهایشان – را ارائه می دهد. فرهنگ به عنوان بخشی از فرایند طبیعی رشد در خانواده و جامعه و بواسطه شرکت در نهادهای اجتماعی آموخته می شود193″. از طرفی نیز ” فرهنگ های گوناگون، به نوبه خود، الگوهای گوناگون واقعی تولید می کنند، و هر یک حمایت و دفاع می شوند194″ توسط اشخاص درون آن فرهنگها. با این حال، در رابطه با تعریف فرهنگ اختلاف نظر زیادی میان علما و دانشمندان وجود دارد. هر یک از دانشمندان از دیدگاه خود تعریفی از فرهنگ ارائه داده است195. امّا برای نیل به تعریفی از فرهنگ در عرصه حقوق بین الملل بهترین منبع، تعریفی است که یونسکو در مقدمه ” اعلامیه جهانی یونسکو در مورد تنوع فرهنگی ” در 2 نوامبر 2001 ابراز نموده است. این تعریف بیان می دارد ” فرهنگ عبارت است از مجموعه علائم شاخص معنوی و مادی، عقلانی و احساسی که معرف یک جامعه یا یک گروه اجتماعی است و علاوه بر هنر و ادبیات شامل شیوه های زیست، اشکال زندگی جمعی نظامهای ارزشی، آداب و رسوم و باورهاست”.
” تنوع بعنوان کیفیت متفاوت بودن، تعریف می شود. این واژه از ” Diverse ” به معنی متفاوت از یکدیگر، یا واقعاً از عناصر یا خصوصیات مجزا تشکیل شده، مشتق شده است196″.
امّا در رابطه با مفهوم تنوع فرهنگی باید اذعان داشت که بند 1 ماده 4 کنوانسیون حمایت و ترویج تنوع جلوه های فرهنگی مصوب 20 اکتبر 2005 پاریس بیان می دارد که ” تنوع فرهنگی به راههای گوناگونی منسوب است که در آنها فرهنگ های گروه ها و جوامع تجلی می یابند. این تجلیات در درون و میان گروهها و جوامع رایج شده اند.
تنوع فرهنگی نه تنها از طریق راههای گوناگون آشکار شده است که در آن میراث فرهنگی بشریت متجلی شده، همچنین از طریق تجلیات فرهنگی مختلف تقویت شده و انتقال یافته بلکه از طریق شیوه های متنوع خلاقیت هنری، تولید، توزیع، انتشار و بهره مندی فارغ از روشها و تکنولوژی ها مورد استفاده قرار گرفته”.
در رابطه با تنوع فرهنگی دو نکته حائز اهمیت است:
اول آنکه، گاه این مفهوم در مقابل ” ملیت گرایی197″ قرار می گیرد و باعث ابراز دو گونه تفسیر شده اند، ” یکی از طرف سیاسیّون مطرح می شود و دیگری از طرف فرهنگیّون. از دیدگاه سیاسیّون وحدت اصل است و تا حد ممکن باید تکثر را نادیده گرفت، آنها از وحدت فقط تا آن اندازه ای دور می شوند که ناگزیر هستند. دیدگاه فرهنگیّون کاملاً بر عکس است، در واقع آنها بر این باور هستند که اصل تکثر است و وحدت باید تا جایی لحاظ شود که ضرورت دارد198″.
دوم آنکه در عدم پذیرش تنوع فرهنگی مفهومی داریم به نام ” دیگر ناپذیری ” که خود باعث نفاق شده و اگر جزئی از سیاست دولتها شود، بدترین اثر را خواهد داشت به گونه ای که بزرگترین فجایع یک قرن گذشته ریشه در این مسئله داشته است همچون جنگ جهانی دوم، نسل کشی در روآندا و یوگسلاوی سابق و……
” تنوع فرهنگی هم مقوله ای فرهنگی و هم حقوق بشری است با تمام این اوصاف مسأله تنوع فرهنگی به خوبی مورد توجّه برنامه هزاره قرار نگرفته است199″. رهبران جهان در سپتامبر سال 2000 در نیویورک گردهم آمدند و آرمان های توسعه هزاره را تصویب نمودند. این آرمان ها در اصل اهدافی هستند که با توافق اعضای سازمان ملل متحد در دستور کار این سازمان جهانی قرار گرفت تا با تلاش های این سازمان بتوان هشت مانع اصلی در تحقق توسعه پایدار در جهان را از بین برد. این اهداف که برای یک دوره پانزده ساله مورد تصویب قرار گرفته عبارتند از:
الف) ریشه کنی فقر شدید و گرسنگی
ب) دستیابی به تحصیلات ابتدائی همگانی در سطح جهان
ج) توسعه دادن برابری جنسیتی و توانمند ساختن زنان
د) کاستن از مرگ و میر کودکان
ک) بهبود بهداشت مادران
م) مبارزه با بیماری ایدز و ویروس آن، مالاریا و بیماری های دیگر
ن) تضمین پایداری محیط زیست
ی) مشارکتی جهانی برای توسعه
برنامه توسعه ملل متحد، به عنوان شبکه جهانی توسعه سازمان ملل، تلاش های جهای و ملی را برای رسیدن به هدفهای هزاره مرتبط و آنها را هماهنگ می کند. در همین رابطه این سازمان پنج اولویت اساسی برنامه توسعه ملل متحد را برای رسیدن به اهداف توسعه هزاره چنین مقرر نمود:
الف) کمک به کشورها در زمینه دستیابی به آرمان ?های توسعه هزاره وکاهش فقر انسانی
ب) توسعه و تحکیم
حکمرانی مطلوب وحقوق بشر
ج) حفظ پایدار محیط زیست واستفاده بهینه از منابع انرژی برای توسعه پایدار
د) تقویت ظرفیت?های ملی در پیشگیری از بحرانها ( سیاسی و اجتماعی و… ) وبلایای طبیعی و بازسازی آنها
ه) پیشگیری از گسترش ایدز و ویروس آن بعنوان چالشی در مقابل توسعه پایدار
پس از آشنایی با برنامه توسعه هزاره و اهداف و اولویت های آن، می توان چنین نتیجه گرفت که تحقق این اهداف و اولویت ها نیازمند حفظ و حمایت از تنوع فرهنگی و مهم تر از آن ترویج فرهنگ بردباری می باشد. این در حالی است که حفظ و حمایت از تنوع فرهنگی جزء اهداف توسعه هزاره قرار نگرفته است. در همین راستا، کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه ای در سال 2009 ( اجلاسیه شصت و چهارم ) در رابطه با تنوع فرهنگی و اهداف هزاره چنین مقرر می دارد:
“2.ازتصویب اعلامیه هزاره سازمان ملل در 8 سپتامبر 2000 که در آن اعضا بررسی کردند که بردباری و تحمل یکی ازارزشهای اساسی در روابط بین المللی قرن بیست و یکم است، استقبال کرده واعلام داشت که این اقدام می بایست منجر به ارتقاء موثر فرهنگ صلح و گفتگو میان تمدنها وهمراه با احترام نسل بشر به همه گونه گونی های اعتقادی، فرهنگی و زبانی به دور از حس ترس و انتقام شود
تفاوت هاییدر و نو میان جوامع وجود دارداما باید آنها را به عنوان ارزش های بشریت گرامی داشت.
7.خرسند یا زشناسایی کنفرانس جهانی علیه نژادپرستی، تبعیض نژادی، بیگانه هراسی و نا برد باری های مرتبط در مورد احترام و به حداکثر رساندن مزایای تنوع در ونو میان همه ملل در کار با هم برای ساختن نوعی هماهنگی و آینده سازنده با به عمل در آوردن و ارتقا ارزشها و اصولی مثل عدالت، برابری وعدم تبعیض، دموکراسی، انصاف و دوستی، بردباری و احترام در و نومیان جوامع وملل به ویژه از طریق اطلاعات عمومی وبرنامه های آموزشی برای بالا بردن آگاهی و فهم مزایای تنوع فرهنگی، شامل برنامه هایی که در آن مقامات عمومی در مشارکت با سازمانهای بین المللی و مردم نهاد و دیگر بخش های جامعه مدنی کار می کنند.
8. شناسایی این امر که احترام به تنوع فرهنگی و حقوق فرهنگی، تکثر فرهنگی را بالا می برد و منجر به مبادله وسیع تر دانش و فهم در مورد سابقه فرهنگی می شود، کاربرد و بهره مندی از عمومیت پذیرفته شده حقوق بشر در جهان را به جلو می برد و روابطب اثبات و دوستانه را میان مردم و ملل در جهان می پرورد.
10. همچنین تاکید بر اینکه بردباری و احترام به تنوع ارتقا وحمایت جهانی از حقوق بشر، ازجمله برابری جنسیتی و بهره مندی از همه حقوق بشر را تسهیل می کند، و این حقیقت که بردباری و احترام به تنوع فرهنگی و ارتقا وحمایت جهانی حقوق بشر امری حمایتی است را تاکید می کند.
12. ترغیب کشورها به تضمین اینکه نظام های سیاسی و حقوقی شان تنوع چند فرهنگی را در درون جوامع شان منعکس کند و در جایی که لازم است نهادهای دموکراتیک را تا جایی که به نحو کاملی مشارکتی است بهبود دهند و از ادغام ومحرومیت و تبعیض علیه بخش هایی خاص از جامعه اجتناب ورزند200 “.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوعمیوه، کاهش، زیتون، میزان

بخش دوم: تفاوت میان مفاهیم ” تنوع فرهنگی”، ” کثرت گرایی فرهنگی201″ و ” نسبیت گرایی فرهنگی202″
در ترمینولوژی حقوق بین الملل سه ترکیب وجود دارد که مفهوم نزدیک به یکدیگر دارند. بنابراین در این قسمت نیاز می باشد که هر یک از این واژه ها تعریف و تفاوتشان با یگدیگر را بیان نمود.
گفتار اول: تنوع فرهنگی و کثرت گرایی فرهنگی
کثرت گرایی فرهنگی اصطلاحی است که استفاده شده وقتی که گروههای کوچک درون یک جامعه بزرگ هویت های فرهنگی منحصر به فردشان را حفظ کرده اند و ارزش ها و اصولشان توسط فرهنگ گسترده تر مورد پذیرش واقع شده و با توجّه به ماده 2 اعلامیه جهانی یونسکو در مورد تنوع فرهنگی ” سیاستهای مربوط به ورود و مشارکت همه شهروندان ضامن انسجام اجتماعی، بقای جامعه مدنی و صلح می باشند. بدین ترتیب کثرت گرایی فرهنگی، به واقعیت تنوع فرهنگی یک تجلی سیاستمدارانه می بخشد “. بنابراین با توجّه به آنچه که گفته شد می توان دریافت که کثرت گرایی فرهنگی سیاستهایی است توسط دولتمردان یک کشور اتخاذ می شود و در آن تنوع فرهنگی جامعه تضمین شده است. البته باید توجّه داشت که ” واقعیت کثرت گرایی فر هنگی جهان کنونی، به خوبی نشانگر عدم مطلوبیت و امکان ناپذیری یکسان گردانی سیاسی و مدیریت شبیه سازی است. به نظر برخی از صاحب نظران، امروزه اید? ” یک ملت – یک فرهنگ ” به شکست انجامیده است و پذیرش تنوع و گوناگونی گریز ناپذیر تر از آن است که در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها مغفول واقع شود203″.
در رابطه با تفاوت این دو اصطلاح شاید بتوان دو تفاوت اساسی فی مابین را ذکر کرد :
1- کثرت گرایی فرهنگی درون یک جامعه است ولی تنوع فرهنگی در یک منطقه خاص و یا جهان به طور کلی است.
2- کثرت گرایی فرهنگی، سیاستهایی است که یک دولت در سهیم کردن فرهنگ های کوچک تر درون کشور خود اتخاذ می کند ولی تنوع فرهنگی شیوه ها و راههای آشکار شدن و تجلی یافتن فرهنگ های گروه ها و جوامع است.
در انتها این نکته حائز اهمیت است که کثرت گرایی فرهنگی در چارچوب یک نظام دموکراتیک قابل اجرا است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژه هایامور حسبی، امر به معروف، نهی از منکر، مراجع صالح

گفتار دوم: تنوع فرهنگی و نسبیت گرایی فرهنگی
نسبیت فرهنگی نظریه ای است که اعتقادات و رفتارهای هر شخص را در شرایط فرهنگ خاص آن شخص قابل درک می داند. به بیان دیگر” یک فرهنگ را باید بر پایه قواره و موازین خود آن فرهنگ ارزیابی کرد204″. ” فرانتس بواس
، انسان شناس معروف قرن بیستم، بنیانگذار مکتب نسبیت گرایی فرهنگی بود205″. وی این امر را به عنوان اصلی بدیهی در تحقیقات خود پنداشت و بیان داشت که: ” تمدن چیز مطلقی نیست، بلکه…. نسبی است، و…. ایده ها و تصورات ما فقط تا آنجا که به تمدن مان می رود، صحیح هستند 206″. البته باید دانست که بواس اصطلاح نسبیت گرایی فرهنگی را استفاده نکرده بود و این اصطلاح توسط شاگردانش ابداع شده است.
نسبیت گرایی فرهنگی مبتنی بر چند پیش فرض می باشد:
1- جهان امروز از فرهنگ های متنوع و متخالف تشکیل شده است ” اصولاً ماهیت جوامع انسانی به دلیل حضور عنصر انسانی در آن اقتضای تنوع و تکثر دارد. همچنین نمی توان از این نکته غفلت کرد که این فرهنگ ها هر کدام ممکن است باورها، ارزش ها، هنجارها و آداب و رسوم خاص خود را داشته باشند207″.
2- هر یک از فرهنگ ها دارای هنجارها و اصول خاص خود هستند.
3- هر یک از این فرهنگ ها و هنجارهای آنها دارای مشروعیت یکسانی هستند.
زمانی که مشروعیت یکسان را در کنار نسبت تخالف فرهنگ ها قرار می دهیم نتیجه ای که حاصل می شود عبارت است از اینکه فرهنگ ها ” امکان گفتگو ندارند، امکان نقد برون فرهنگی وجود ندارد، یعنی هیچ فرهنگی نمی تواند به صورت موجهی از بیرون مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد، هر آنچه درون یک فرهنگ اتفاق می افتد، در جای خود موجه و صحیح است208″. بنابراین دیگر کسی نمی تواند به نسل کشی روآندا و یوگسلاوی سابق ایراد بگیرد، کسی نمی تواند شکنجه در برخی کشورها را محکوم کند و…. . این نتیجه ای است که هیچ عقل سلیم و وجدان بیداری نمی پذیرد.
4- ” حقوق بشر نیز، مجموعه ای از نرمهایی است که خود محصول یک فرهنگ خاص است….. بنابراین حقوق بشر نیز دستگاه ارزشی همسان و هم سنگ سایر دستگاههای ارزشی حاصل نزدیکی فرهنگ هاست و هیچ ترجیحی بر هیچ یک از آنها ندارد. در نتیجه حقوق بشر نیز در درون فرهنگ شکل گرفته209″. نتیجه این پیش فرض نیز عبارت است از تکثر حقوق بشر و هنجارهای آن. ” اصولاً می توان ادعا کرد ستون فقرات نظام هنجاری و ارزشی هر جامعه را اخلاق تشکیل می دهد. رفتارهای اجتماعی و فردی در هر جامعه، بر مبنای موازین و اصول اخلاقی مورد سنجش قرار می گیرد. بنابراین، لازمه تکثر فرهنگی، به معنای تخالف هنجاری و ارزشی فرهنگ ها که مورد ادعای مخالفان جهانشمولی حقوق بشر است، وجود نظامهای اخلاقی نه تنها متنوع که متخالف در جوامع مختلف است. این بدان معنا است که رفتار یا هنجارهای خاص ممکن است، در جامعه ای درست و در جامعه ای دیگر نادرست تلقی شود210″ و نتیجه آنکه برخی از هنجارهای حقوق بشر در برخی از کشورها قابل اعمال است و در برخی از کشورها قابل اعمال نیست و حتی ممکن است که نقض برخی از هنجارهای حقوق بشر نیز ارزش تلقی شود، نتیجه ای که حتی دولتها نیز آن را نپذیرفته اند.211
در رابطه با تفاوت این دو اصطلاح می توان بیان داشت که از یک سو، تنوع فرهنگی بر عکس نسبیت گرایی فرهنگی قائل به وجود مشترکاتی میان فرهنگ ها است و از سوی دیگر، تنوع فرهنگی بر عکس نسبیت گرایی فرهنگی، گفتگو و تبادل میان فرهنگ ها را در درون خود نهادینه دارد و به همین دلیل قابلیت نقد و ارزیابی فرهنگ ها را دارد.
بخش سوم: اسناد مرتبط با تنوع فرهنگی

دیدگاهتان را بنویسید