دانلود پایان نامه
1.Heparin 2.Corticosteroid
3.Nitroglycerin 4.Nonsteroidal anti-inflammatory drugs
پماد کلوبتازول یکی از ترکیبات کورتیکواستروئیدهای موضعی است، یک ضد التهاب بسیار قوی می باشد، هم اکنون از آن در درمان بیماری های التهابی شدید پوست همچون: پسوریازیس1[56] درماتیت اتوپیک2[57] و پمفیگویید تاولی3[58] استفاده می شود. از پماد کلوبتازول در پیشگیری از فلبیت ورید های سطحی در گوش موشها، پس از تزریق داروی شیمی درمانی استفاده شده است که نتایج بسیار سودمندی در کاهش بروز فلبیت داشته است البته در نوع انسانی هیچ گونه مطالعه ای در این زمینه یافت نشد[59و60].
انجام اقدامات مربوط به درمان وریدی، در مراقبت های پرستاری آنقدر شایع شده است که اغلب عوارض جدی برخاسته از انجام نامناسب یا تکنیک غلط آن فراموش می شود[61]. با توجه به اینکه درمان وریدی یکی از اصلی ترین بخش مراقبت های بیمارستانی بوده و مسئول یک سوم عفونت های بیمارستانی می باشد[62] لذا بیشترین موارد عفونت های بیمارستانی مربوط به خون در ارتباط با، استفاده از کاتتر داخل عروقی می باشد[63و64]. همچنین فلبیت یکی از عوارض جدی مایع درمانی محیطی است و می تواند وضعیت سلامتی بیمار را تحت الشعاع قرار دهد و طول مدت بستری را افزایش دهد، لذا پرستاران می توانند با بکارگیری اصول و روش های صحیح تزریقات وریدی از احتمال عوارض مذکور بکاهند و همه تلاش ها در جهت کاهش این خطرات متمرکز نمایند [65]. آگاهی پرستاران از افزایش مرگ و میر و عوارض مهم ناشی از درمان وریدی ، منجر به تلاش در جهت کاهش یا حذف فاکتورهای خطر می گردد[66].
مطالعات نشان می دهند که تنوع بسیار زیادی از روش های بکار رفته جهت مراقبت از محل کاتتر وریدی از نظر فلبیت و عفونت وجود دارد و استاندارد کردن مراقبت های وریدی نیاز به اطمینان از کیفیت مراقبت از محل ورود کاتتر دارد. فقدان استاندارد، ممکن است مربوط به فقدان پایه تحقیقاتی در مورد اجزای مختلف، از قبیل: عفونت، آسایش بیمار و ابقای کاتتر باشد[67]. ارائه یک نظریه استاندارد شده می تواند راهگشای کاهش تکرار عوارض در مراقبت از کاتتر های وریدهای محیطی باشد[68].
سیر نزولی شیوع عوارض ناشی تزریق وریدی در جوامع کنونی نشان دهنده پیشرفت زیاد و کاربرد امکانات پزشکی از قبیل ترکیبات مختلف دارویی است. اما هنوز تحقیقات کافی جهت حمایت از انواع پماد ضد التهاب جهت پیشگیری از فلبیت وجود ندارد .
1. Psoriasis2. Atopic Dermatitis
3. Bullouspemphigoid
بنابراین با توجه به وجود اختلاف نظر در کاربرد سایر روش های ذکر شده جهت پیشگیری از بروز فلبیت سطحی ناشی از آنژیوکت ما بر آن شدیم تا پژوهشی تحت عنوان مقایسه تاثیر پماد کلوبتازول و پماد نیتروگلیسیرین بر پیشگیری ترومبوفلبیت سطحی ناشی از آنژیوکت را در بخش جراحی مردان بیمارستان ولیعصر(عج) شهر اراک انجام دهیم.
فصل دوم
فصل دوم
چارچوپ پنداشتی
و مروری بر متون
در این فصل ابتدا کلیاتی پیرآمون آناتومی عروق، مایعات بدن و تعادل آن، نحوه دسترسی به سیستم عروقی بدن، تزریقات وریدی و عوارض آن آورده شده است و پس از آن به مقوله فلبیت و راهکارهای پیشگیری کننده و درمان کننده آن پرداخته شده است. در پایان فصل در بخش مروری بر متون تعدادی از مقالات انجام گرفته در این قسمت بررسی شده است.
2-1. چارچوب پنداشتی
2-1. آناتومی پوست
اگاهی از آناتومی پوست و ورید جهت کانولاسیون می تواند به فرد کمک نماید که محل های عروق را پیدا کرده همچنین عوارض موضعی را تشخیص دهد و با حداقل ناراحتی بیمار، رگ گیری را انجام نماید (36).
لایه پوست
اپی درم1 (لایه خارجی) لایه فوقانی پوست که پوشش محافظتی برای درم ایجاد میکند. درم2 ( لایه میانی ) به شدت حساس وعروقی به دلیل مویرگ های فراوان محل هزاران عصب که به فشار و درد واکنش نشان می دهد.بافت زیر جلدی3 (لایه سوم ) که زیر دولایه پوست قرار دارد محل ورید های سطحی و دارای ضخامت متغیری که عضلات ورباط ها را می پوشاند.این لایه محل مستعد سلولیت
1.Epiderm 2.Derm 3.Hypoderm
در صورت عدم رعایت روش ضد عفونی در طی رگ گیری و عدم مراقبت از مکان های رگ گیری می باشد[53].
لایه های ورید
اینتیما1 (لایه داخلی) که دارای پوشش اندوتلیال الاستیک که از سلول های پهن و نازک، که به سلول های خون و پلاکت اجازه می دهند به راحتی در داخل رگ های خونی جریان یابد. حرکت غیر ضروری ابزار رگ گیری ممکن است این سطح نازک را خراش داده و باعث تشکیل فلبیت و ترومبوز گردد[53].
مدیا2 (لایه میانی) دارای بافت عضلانی و الاستیک که محل قرار گرفتن الیاف عصبی تنگ کننده و گشاد کننده که باعث انقیاض یا انبساط ورید می شوند این الیاف مسئول اسپاسم وریدی هستند که ممکن است در اثر اضطراب یا انفوزیون مایعات خیلی سرد ایجاد شود. لایه خارجی از جنس بافت همبندی که ورید ها را در میان گرفته و حمایت میکند[53].
2-1-1. هموستازی3 ومایعات بدن:
به طور طبیعی بدن تحت تاثیر مداوم مجموعه ای از تعدیل کننده های خود تنظیمی قرار دارد که باعث حفظ تعادل میان نیروهای داخلی و نیروهای خارجی موثر بر آن می شوند. اصطلاح فیزیولوژیک که منجر یک وضعیت پایدار داخلی می شود، هموستازی نام دارد. اصطلاح هموستازی اولین بار توسط فیزیولوژیست کانادایی و. ب . کاننن4 در سال 1926 معرفی شد که بیانگر یک حالت نسبتآ پایدار تعادلی و نیز هماهنگی همه فرایند های سهیم در چنین تعادلی می باشد. مفهوم یا اصطلاح محیط داخلی برای اولین بار توسط کلود برنارد5 فیزیولوژیست فرانسوی در قرن نوزدهم بکار برده شد. این محیط از مایعاتی که همه سلولهای بدن را فرا گرفته است تشکیل می شود. این مایعات، مایع خارج سلولی را نیز تشکیل می دهند و با اندام ها و بافت های بدن ارتباط دارند. بنابراین در ایجاد حالت تعادل نقش ایفا میکنند[7].