پایان نامه با موضوع فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و تغییرات آب و هوایی

دانلود پایان نامه

2-2-2 سابقه کشت سویا در ایران


در خصوص زراعت این گیاه در زمان‌های گذشته اطلا‌ع دقیقی در دست نیست. در گذشته اقدام‌هایی برای رواج سویا در ایران انجام شده که تمام این اقدام‌ها به دلیل عادت نداشتن مردم به مصرف آن و در نتیجه نبودن بازار فروش، بی‌نتیجه مانده است. در سال‌های 1310 و 1316، انواعی از سویا از چین و هندوچین به وسیله رییس دانشکده کشاورزی وقت کرج به ایران آورده شد و مورد آزمایش قرار گرفت. همچنین طی سال‌های 1318 و 1319 انواع مختلفی سویا از آلمان وارد کشور شد و در بنگاه‌اصلا‌ح نباتات کرج مورد آزمایش قرار گرفت. تمام این آزمایش‌ها حاکی از عملکرد خوب تولید بود اما به دلیل فقدان بازار، رواج و رونقی پیدا نکرد. در سال 1341، گروه صنعتی بهشهر مقداری بذر سویا را از ژاپن وارد کرد و پس از عقد قرارداد با زارعان برای بالا‌ بردن سطح زیرکشت و توسعه آن تلا‌ش کرد. زراعت سویا به عنوان دانه روغنی از حدود سال 1342 با وارد کردن بذر آن به ایران در مناطقی مانند مازندران آغاز و متعاقب آن کشت سویا توسط شرکت سهامی‌دانه‌های روغنی در برخی دیگر از نقاط کشور معمول می‌شود. کشت سویا هم در زراعت بهاره و هم در زراعت تابستانه صورت می‌شود که کشت دوم آن در ایران بعد از محصولا‌تی چون گندم، جو، سیب‌زمینی، کاهو و باقلا‌ انجام می‌شود و بدین لحاظ نیاز به اختصاص زمینی خاص برای کشت ندارد. مهم‌ترین مناطق کشت سویا در کشور استان‌های مازندران، گلستان، لرستان، آذربایجان شرقی و دشت مغان است. این گیاه چون از خانواده بقولا‌ت است می‌توان آن را به عنوان منبع ازت به منظور تقویت خاک برای کشت بعدی استفاده کرد. همچنین به دلیل مصارف متنوع دانه سویا افزایش تولید آن ضروری به نظر می‌رسد. البته دانه سویا به طور متوسط حاوی 18 درصد روغن و 44 درصد پروتیین است که می‌تواند مهم‌ترین ماده اولیه صنایع روغن‌کشی و تولید فرآورده‌های پروتیینی و خوراک دام باشد. تولید سویا در سال 1357 به اوج خود طی سال‌های 1355 تا 1365 می‌رسد که این افزایش ناشی از گسترش سطح زیرکشت بدون توجه به افزایش بازدهی در سطح بوده است. در سال‌های بعد به رغم وجود تضمین مؤثر برای کشت، میزان برداشت سویا به طور شدید کاهش یافت به گونه‌ای که در سال‌های 1363 و 1364 تولید به نصف میزان برداشت شده در سال 1357 می‌رسد. پایین بودن عملکرد در هکتار (به طور متوسط 7/1 تن در هکتار) در مقایسه با متوسط سطح جهانی (2 تن در هکتار) از دیگر عوامل کاهش درآمد حاصل از کشت سویا در ایران است. البته با توجه به اهمیتی که در سال‌های اخیر به دانه‌های روغنی داده شده، وضعیت سویا در ایران نیز از لحاظ کشت و تحقیقات در زمینه کشت آن، رو به توسعه بوده است، به طوری که در سال 1371 در اراضی مستعد مازندران 41920 هکتار زیرکشت دانه‌های روغنی رفت که از این مقدار 36924 هکتار آن مخصوص کشت سویا و میزان محصول آن 117 هزار تن بود که نشان دهنده افزایش قابل توجه نسبت به سال‌های قبل به خصوص در عملکرد است.
هاولیک، 1985، معتقد است که نوسان در تولید محصولات زراعی به دو عامل وابسته است : مقدار و اثر بخشی هزینه ها (مواد، مقدار و کیفیت نیروی کارگر) و شرایط آب و هوایی. عامل اول معمولا در دوره ای طولانی عمل می کند زیرا مقدار هزینه های تولید از یکسال به سال دیگر به مقدار زیاد تغییر نمی کند بلکه تغییرات به طور پیوسته در زمان طولانی انجام می گیرد به عبارت دیگر وضعیت آب و هوایی به ویژه تغییرات آب و هوایی (درجه حرارت، مجموع بارندگی و توزیع آن) اغلب به مقدار قابل ملاحظه ای هم بین سالها و هم بین میانگین دوره ای طولانی مدت متفاوت است. این تغییرات در داخل یک اقلیم عامل اصلی تفاوت در عملکرد کمی و کیفی محصولات زراعی بین سالهای مختلف است(کافی و همکاران، 1379، ص12)
کریستن و ورکوک، 1975، اثر نهاده های اصلی، مدیریت و فاکتور های آب و هوایی را بر تولید محصولات زراعی بررسی کرده و آزمایشات چند فاکتوری را جهت تعیین سهم هریک از فاکتورها در عملکرد نهایی محصولات زراعی انجام داده اند در یک دوره 25 ساله عملکرد محصول بیش از دو برابر شده است و سهم هر یک از عوامل نیز تغییر کرده است و تاثیر آب و هوا بر عملکرد از 20درصد در سال 1948 به 15 درصد در سال 1973 کاهش یافت(کافی و همکاران، 1379، ص13).
گارینتی و پرنیتو (1994) در یک آزمایش گلدانی و مزرعه ای در فیلیپین پاسخ لوبیا چشم بلبلی را به زهکش سطحی در اراضی شالیزاری که استعداد زهکش سطحی را داشتند مورد بررسی قرار دادند. نتایج آزمایش نشان داد که تغییرات کوچکی در زمان و سطح غرقابی در یک دوره 6 روزه منطبق بر سطح زمین بوده و در عملکرد، به میزان 40 تا 100 درصد کاهش محصول مشاهده گردید.
تیمسینا و همکاران در سال 1986 تا 1988 در فیلیپین اثرات غرقابی بر رسیدن نخود فرنگی را در شالیزار، پس از برداشت برنج بررسی کردند. نتایج تحقیق نشان داد که کاهش عملکرد محصولات در خاکهای اشباع، طی دو سال متوالی به میزان 10 تا 71 درصد بوده است.
سینگ وهمکاران در 1988 اثر گیاهان کنف بنگال، لوبیا چشم بلبلی و لوبیای خوشه ای را به عنوان کود سبز بر روی برنج غرقابی مورد مطالعه قرار دادند. در این بررسی لوبیا چشم بلبلی و کنف بنگال بیشترین مقدار ازت را برای گیاه برنج تامین نمودند.
ترابی گل سفیدی، 1388، تغییر الگوی کشت اراضی سبک بافت ساحل دریای خزر از برنج به محصولات صیفی، به منظور استفاده بهینه از آب درسالهای کم آبی را مورد مطالعه قرار داد. وی در مقاله خود به این نتیجه رسیده است که به دلیل نفوذ پذیری 3 الی 4 برابر اراضی مورد بررسی نسبت به خاک های مناطق جلگه ای، میزان مصرف آب در این اراضی 3 الی 4 برابر خواهد بود که با توجه به کمبود آب مخصوصا در سالهای اخیر، خروج این مناطق از زیر کشت می تواند در صرفه جویی مصرف آب بسیار موثر باشد. این اراضی برای کشت دیم محصولاتی نظیر هندوانه، خیار وکدو بسیار مناسب و اقتصادی بوده و درآمد ناشی از تولید محصولات فوق به مراتب از برنج بیشتر است.
الهیاری و همکاران، 1388، در مقاله خود تحت عنوان نگرش کشاورزان استان گیلان در خصوص تغییر اقلیم نوشته اند که تغییرات شرایط آب و هوایی هزینه تولید محصولات کشاورزی را بالا برده و محیط روستا به خاطر فعالیتهای انسانی در حال تغییر می باشد. و بیشترین تهدید تغییر اقلیم بر روی افزایش بلایای طبیعی، تهیه و تولید غذا و کسب و کار می باشد و مهمترین روش برای بهبود سیاستهای رویارویی با تغییر اقلیم را در ارتقاء نگرشها در خصوص تغییر اقلیم و ایجاد اخلاق، حفظ محیط زیست در بین مردم محلی در جهت بهبود سازگاری با تغییر اقلیم دانست.
علی حسینی و رضا تقی زاده، 1386، در مقاله خود ارزیابی کشت مخلوط ذرت و لوبیای سفید در منطقه آستارا می فرماید که افزایش تولیدات کشاورزی بر اساس روشهای غیر ارگانیک منجر به ایجاد فشار بر روی منابع طبیعی می شود و پایداری اکوسیستم‎ها را کاهش می دهد، از این رو متخصصین توسعه کشاورزی در مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی به رهیافتهایی که منجر به استفاده بیشتر و بهینه از نهادهای کشاورزی برای تولید بیشتر می شود، توجه دارند. یکی از این رهیافتها انواع نظامهای چند کشتی است که تولید بیشتر در واحد سطح و زمان را امکان پذیر می سازد از آنجاییکه در استان گیلان برنج به عنوان کشت غالب منطقه محسوب می شود و می توان در اراضی مساعد کشت ذرت و لوبیا علاوه بر انتخاب جانشینی مناسب در تناوب برنج به علت استفاده حداکثر از منابع موجود در واحد زمان و مکان زارع را نیز از طریق بهبود و کیفیت محصول افزایش داد.
مرادی، روح اله و کوچکی، علیرضا و نصیری محلاتی، مهدی، 1392، تاثیر تغییر اقلیم بر تولید ذرت و ارزیابی تغییر تاریخ کاشت بعنوان راهکارسازگاری در شرایط آب و هوایی مشهد بیان داشته به منظور کاهش اثرات منفی تغییر اقلیم و ثبات تولید منطقه ای، استراتژ­های افزایش سازگاری به شرایط تغییر اقلیم ضروری به نظر می­رسد. بنابراین هدف از این مطالعه شبیه سازی اثرات تغییر اقلیم بر مراحل فنولوژیکی، شاخص سطح برگ، عملکرد زیست توده و دانه ذرت در شرایط تغییر اقلیم آینده و بررسی امکان تعدیل اثرات منفی تغییر اقلیم بر تولید ذرت با تغییر تاریخ کاشت به عنوان یک راهکار مدیریتی در استان خراسان رضوی بود. برای این منظور دو مدل گردش عمومی HadCM3 و IPCM4 تحت سه سناریوی A1B، B1 و A2 در سه دوره زمانی 2020، 2050 و 2080 بکار برده شد. برای شبیه سازی پارامترهای اقلیمی و ایجاد فصل رشد احتمالی برای هر دوره از مدل LARS-WG و برای شبیه سازی رشد ذرت از مدل CERES-Maize استفاده گردید. نتایج ارزیابی مدل نشان داد که مدل LARS-WG پیش بینی مناسبی برای پارامترهای اقلیمی و شبیه سازی فصل رشد احتمالی در شرایط تغییر اقلیم آینده داشت. طول دوره کاشت تا گلدهی و همچنین طول دوره رسیدگی فیزیولوژیک ذرت تحت تاثیر تغییر اقلیم در اکثر سناریوهای مورد استفاده کاهش نشان داد. نتایج شبیه سازی نشان داد که عملکرد ذرت تحت تاثیر تغییر اقلیم از 11 تا 38درصد نسبت به شرایط کنونی کاهش یافت. بطور کلی کاشت زود هنگام ذرت (10 اردیبهشت) باعث تولید عملکرد بالاتری نسبت به سایر تاریخ های کاشت (20 اردیبهشت و 1 خرداد) در شرایط تغییر اقلیم شد. به نظر می­رسد مدیریت مناسب تاریخ کاشت برای تعدیل اثرات منفی تغییر اقلیم بر عملکرد ذرت می­تواند به عنوان یک راهکار مناسب در نظر گرفته شود (مهربان و همکاران، 1384، 111)
شاهکویی، اسماعیل، 1386، در پایان نامه خود تحت عنوان بررسی‌ اقلیم‌ کشاورزی‌ کشت‌ سویا در جلگه‌ گرگان بیان داشته: جلگه‌ گرگان‌ با 22033 کیلومتر مربع‌ مساحت‌ با شرایط‌ ویژه‌ هیدروکلیمایی‌، یکی‌ از قطبهای‌ کشاورزی‌ ایران‌بشمار می‌رود. تناسب‌ کشت‌ سویا با اقلیم‌ منطقه‌، برداشت‌ دو محصول‌ در یکسال‌ زراعی‌، رشد روزافزون‌ جمعیت‌ ونیاز آنان‌ به‌ تأمین‌ غذا، پروتئین‌ و کالری‌ مناسب‌، استفاده‌ از مشتقات‌ چندین‌ گانه‌ سویا، بکارگیری‌ جمعیت‌ فعال‌روستائی‌، تقویت‌ برنامه‌های‌ دولت‌ در رسیدن‌ به‌ استقلال‌ اقتصادی‌ و خودکفائی‌ در امر محصولات‌ کشاورزی‌ و مهمتراز همه‌ پارامترها، خسارتهای‌ اقلیمی‌ سنگین‌ ناشی‌ از پدیده‌های‌ اقلیمی‌ ضرورت‌ و اهمیت‌ این‌ رساله‌ را توجیه‌می‌نماید. در این‌ پژوهش‌ مباحث‌ زمین‌ شناسی‌، ژئومورفولوژی‌، منابع‌ آب‌ و خاک‌، پوشش‌ گیاهی‌ و اقلیم‌ بطور جامع‌ بااستفاده‌ از پایه‌ مشترک‌ آماری‌ 21 ساله‌ 10 ایستگاه‌، مورد بررسی‌ و به‌ تحلیل‌ آورده‌ شده‌ است‌. سپس‌ عناصر مؤثر اقلیمی‌ از قبیل‌ : نور، ساعات‌ آفتابی‌ و طول‌ روز، حرارت‌، رطوبت‌، بارندگی‌، باد، آفات‌، بیماریها و نقش‌ هر یک‌ در مراحل‌ کاشت‌، داشت‌ و برداشت‌ سویا با استفاده‌ از روش‌ تحقیق‌ علّی‌ از طریق‌ مطالعات‌کتابخانه‌ای‌، مشاهده‌ای‌ و عملیات‌ میداین‌ مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار گرفته‌ است‌. همچنین‌ راهبردهای‌ مؤثر در توسعه‌کشت‌ و افزایش‌ عملکرد سویا، بازار فروش‌ و تجارت‌، خواص‌ و مصارف‌ به‌ همراه‌ نتیجه‌گیری‌ و پیشنهادات‌ ارائه‌گردیده‌ است.
دادگر، مریم و محمودی شهلا و مسیح آبادی، محمدحسن و شهسوار، امیرمنصور، 1388، ارزیابی کیفی تناسب اراضی برای کشت گلرنگ و سویا در منطقه دماوند به روش کشت فاریاب بیان داشته: منطقه مورد مطالعه در شمال شرق تهران به فاصله حدود 45 تا 77 کیلومتری در مسیر جاده تهران فیروزکوه واقع شده؛ از نظر موقعیت بین 51. 59 تا طول 52. 23 شرقی و 35. 35 تا 35. 45 عرض شمالی قرار دارد. ارتفاع منطقه از سطح دریا (در پایین ترین بخش 1800 و در بالاترین قسمت 2300 متر) و وسعت کل اراضی مطالعه شده 20000 هکتار می باشد که این مطالعه برای کشت آبی گلرنگ و سویا انجام پذیرفته است. مراحل انجام این آزمایش شامل انجام برخی مطالعه های خاک شناسی، نمونه برداری خاک، تجزیه آزمایشگاهی نمونه های خاک، جمع آوری اطلاعات اقلیمی زراعی برای محصولات مورد نظر و تهیه نقشه ارزیابی خاک با استفاده از سیستم GIS و ارزیابی تناسب اراضی برای تیپ های بهره وری مورد نظر در منطقه بوده است. پس از جمع آوری اطلاعات خاک، اقلیم و پستی و بلندی و تعیین نیازهای خاکی و اقلیمی گیاه از روی جدول های ارایه شده توسط Sys&FAO ارزیابی کیفی با استفاده از روش های پارامتریک (ریشه دوم) و محدودیت ساده از راه مقایسه خصوصیات اقلیمی، توپوگرافی و خاک با نیازهای رویشی هر محصول انجام شود. با این روش تاریخ های مناسب عملیات زراعی از قبیل زمان عملیات تهیه زمین، کاشت، شروع و پایان دوره رشد نیز اندازه گیری شد. خاک های موجود در منطقه در دو رده انتی سل و اینسپتی سل تفکیک شده اند. نتایج ارزیابی کیفی اراضی نشان دهنده این است که خصوصیات اقلیمی در رشد و تولید محصولات مورد نظر در منطقه به ترتیب سبب کاهش 37. 52 و 5. 5 درصدی برای تولید محصول سویا و گلرنگ نسبت به تولید پتانسیل آن ها خواهد شد. هم چنین برخی از خصوصیات خاک و توپوگرافی که از عوامل محدود کننده تولید محصولات می باشد به شرح زیر تعیین شدند:عوامل محدود کننده تولید برای محصول گلرنگ شامل آهک، پستی و بلندی، pH و در مورد محصول سویا حضور آهک و سنگریزه و در برخی از واحد های اراضی توپوگرافی می باشد(بخشنده و همکاران، 1387، 101).
بیدادی، محمد جواد، کامکار، بهنام وعبدی، امیر، 1392، در مقاله خود تحت عنوان پهنه بندی مناطق مستعد کشت سویا در حوزه قره سو با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی(Gis ) در نشریه تولید گیاهان زراعی جلد هفتم شماره دوم بیان داشته :استفاده درست و بهینه از اراضی نیازمند ارزیابی دقیق منابع بوم شناختی کشاورزی می باشد. این پژوهش به منظور پهنه بندی مناطق مستعد کشت سویا در حوزه قره سو استان گلستان با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی(Gis ) و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) انجام شد. متغیرهای محیطی مورد استفاده در این پژوهش شامل دمای کمینه، دمای متوسط، دمای بیشینه، بارش، شیب، جهت شیب، ارتفاع و هدایت الکتریکی بودند. نتایج تحقیق نشان داده حدود 50543 هکتار (93 درصد) از مساحت اراضی زراعی حوزه قره سو و 12 درصد از مساحت کل اراضی حوزه جهت کشت سویا دارای تناسب بالایی بودند. ارتفاع کمتر اراضی، شیب های کمتر و رو جنوب، دماهای مناسب و همچنین هدایت الکتریکی در حد مطلوب از جمله عواملی هستند که باعث قرار گرفتن این مناطق در این پهنه شده اند. حدود 71571 هکتار(20 درصد) از مساحت اراضی زراعی حوزه قره سو و 11 درصد از مساحت کل اراضی حوزه به دلیل شوری بالای این مناطق جهت کشت سویا ضعیف ارزیابی شدند.
شاهکویی، اسماعیل، و روشن، غلامرضا، 1392 ، تغییرات زمانی درجه-روز مورد نیاز گیاه سویا بر مبنای دگرگونیهای اقلیمی دهه های آینده مطالعه موردی شهرستان گرگان در مجله آمایش جغرافیایی فضا، فصلنامه علمی- پژوهشی دانشگاه گلستان سال سوم/ شماره مسلسل هفتم بیان داشته: امروزه گرم شدن جهانی و تاثیر آن بر عرصه های مختلف همانند کشاورزی، اقتصاد، انرژی، سیاست و غیره… مورد توجه پژوهشگران می باشد. یکی از این عرصه ها تاثیر گرمایش جهانی بر روی کشاورزی و امنیت غذایی انسانهاست. در این بین محصول سویا از جمله محصولات استراتژیک و با اهمیت و درآمد زا برای نواحی مختلف از جمله گرگان میباشد. لذا در این تحقیق داده های روزانه، ماهانه و سالانه حداقل و حداکثر دما برای دوره مشاهداتی و درازمدت 1961 تا 1990 از سازمان هواشناسی تهیه گردید. در این پژوهش برای ارزیابی تاثیر گرمایش جهانی برای دو بازه زمانی2049- 2035 و 2079-2065 بر روی مقادیر درجه- روز مورد نیاز گیاه سویا، از مدل گردش عمومی جو 3 HadCM استفاده شد، ولی خروجی های این مدل با استفاده از نرم افزار Lars-WG در مقیاس روزانه و ایستگاهی ریزمقیاس گردید. برای این تحقیق جهت ارزیابی نقش سناریوهای مختلف تغییر اقلیم از سه سناریوی انتشار 1 A و A1B، B2 استفاده شد. با توجه به خروجی های دما بدبینانه ترین نتایج که معادل بیشترین افزایش مقدار دما می باشد، مربوط به سناریوی A2 به میزان افزایش دمایی معادل 64/0 درجه سانتیگراد برای 2049- 2035 و 60 / 0 درجه سانتیگراد برای دوره 2065 تا 2079 شبیه سازی گردید. بهرحال بر اساس افزایش دما، روند کلی مقادیر درجه- روز برای اکثر سناریوها و سالهای شبیه سازی شده افزایش خواهد یافت. هرچند که این مقادیر میانگین برای ماههای اواخر تابستان و اوایل پاییز که مصادف با کشت تابستانه میباشد، نسبت به دوره مشاهداتی کاهش مقدار درجه- روز را نشان میدهد، اما بر مبنای آمار درازمدت 2011 تا 2100، روند درجه- روز برای کشت بهاره افزایشی و برای کشت تابستانه کاهشی و معنادار است. پس توصیه می شود که در دهه های آینده با توجه به تغییرات اقلیم، کاشت زود هنگام کشت تابستانه اعمال گردد. زیرا بر این اساس گیاه سویا میتواند میزان درجه- روز مورد نیاز خود را در فاصله زمانی کوتاه و مناسبتری تامین نماید.
  
فصل سوم
روش اجرای تحقیق، مواد و روش
فصل سوم
روش اجرای تحقیق، مواد و روش
3-1 روش اجرای تحقیق
3-1-1 نوع روش تحقیق
روش تحقیق، توصیفی– تحلیلی با اهداف کاربردی بوده، همچنین در این تحقیق از مشاهدات و مطالعات میدانی ومصاحبه با برخی کارشناسان اهل فن استفاده شده است.
3-1-2 روش گردآوری اطلاعات
روش گردآوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای، اسنادی و میدانی می باشد. در طی یک دوره کوتاه جهت بررسی موقعیت و آنالیز دقیق منطقه از روش میدانی همراه با مشاهده و مصاحبه با کارشناسان جهاد کشاورزی وکشاورزانی که به کشت سویا در این منطقه می پردازند.