پایان نامه با موضوع شرایط آب و هوایی و جهاد کشاورزی

دانلود پایان نامه

تقسیم بندی آمبرژه چکیده بررسی‏های مکتب مون پلیه در زمینه طبقه بندیهای بیوکلیماتیک در مناطقی از جهان است که رژیم بارندگی آنها شبیه مناطق متأثر از رژیم رطوبتی مدیترانه ای است و بیشتر پوشش نباتی طبیعی مناطق را زیر نظر دارد. این تقسیم بندی بر یک کلیماگرام تجربی منعکس شده است. این کلیماگرام یا اقلیم نما از دو محور متعامد تشکیل شده است. روی محور افقی مقدار درجه حرارت بر حسب سانتی گراد و بر روی محور عمودی مقدار Q منتقل می شود. ضریب Q به نام ضریب آمبرژه یا ضریب بارندگی است که بصورت زیر برای تعیین پوشش نباتی ایران مورد استفاده قرار گرفته است.


1/136=
= Qضریب آمبرژه یا ضریب بارندگی
p = میانگین بارندگی سالانه به میلی متر
M = میانگین حداکثر درجه حرارت در گرمترین ماه سال ( کلوین)
m = میانگین حداقل درجه حرارت در سردترین ماه‏سال (کلوین)می‏باشد(علیزاده و دیگران، 1374).
با توجه به جدول فوق مختصات منطقه مورد مطالعه بر روی اقلیم نمای آمبرژه عبارتست از نقطه ای به مختصات 3 و1/136که در گروه اقلیمی خیلی مرطوب قرار دارد. شکل شماره 3-2 شرایط آب و هوایی شهرستان رضوانشهر را بر اساس اقلیم نمای آمبرژه نشان می دهد.
شکل 3-2 اقلیم نمای آمبرژه
3-2-2-9-3- منحنی آمبروترمیک
در این روش تغییرات ماهانه توسط درجه حرارت و بارندگی در یک دستگاه محور مختصات قائم ترسیم به طوری که محور افقی به ماههای سال , محور عمودی سمت چپ به درجه حرارت ماهانهT به سانتی‏گراد و محور عمودی سمت راست به بارندگی ماهانه (P) اختصاص داده می‏شود. درجه‏بندی محورهای عمودی به نحوی است که عدد مربوط به تقسیمات بارندگی برحسب میلی متر دو برابر عدد مربوط به درجه حرارت برحسب سانتی گراد در نظر گرفته می‏شود. البته به شرط آن که تقسیم بندی دو محور به لحاظ مقیاس مساوی و در مقابل هم قرار گرفته باشند (علیزادهو دیگران، 1374)
نمودار 3-11 منحنی آمبروترمیک شهرستان رضوانشهر
با توجه به نمودار فوق شهرستان رضوانشهر در هیچ ماهی در خشکی قرار نگرفته است
3-2-3 خاکشناسی منطقه
منطقه مورد مطالعه یا به عبارتی شهرستان رضوانشهر از توپوگرافی خاصی برخوردار است و بیشتر وسعت آن را ارتفاعات می پوشاند. لذا از جهت مسائل خاکشناسی بیشتر نحوه استفاده از اراضی با توجه به نوع خاک و نیز پس از عملیات اصلاحی مورد لزوم قابلیت استفاده از آن مطرح است. با توجه به نوع معیشت مدم ناحیه مورد مطالعه خاکشناسی این اراضی از جهت اقتصادی بسیار مهم بوده، لذا در این قسمت منابع و استفاده از تیپ و مشخصات اراضی و ویژگیهای خاک منطقه بر اساس طبقه بندی فائو عنوان می گردد، تا راهگشایی برای پش بینی های لازم به منظور تعیین نقش آن در نظام اسکان و تولید در منطقه باشد. در حاشیه دریای خزر و به سمت ارتفاعات دشتهای آبرفتی شهرستان رضوانشهر دیده می شود. در واقع مشخصات اراضی آن دشتهای آبرفتی متشکل از رسوبات رودخانه های کوچک ومتعدد پای کوهها هستند. شیب این قسمت بین 5/0 تا 13 در صد است و از نظر توپوگرافی نیز نسبت به سطح آبهای آزاد حداکثر به 100 متر می رسد. بر اساس مطالعات جهاد کشاورزی خاک این قسمت عمیق با بافت سنگین و رسی است که در بعضی از قسمتهای جنگلی و شالی کاری نیز قابل مشاهده است البته از مشخصات دیگر این نوع خاکها وجود سنگ ریزه ها در بعضی قسمتها و نیز سنگهای درشت می باشد که از محدودیتهای عمده در زهکشی بشمار می آیند. در حال حاضر قابلیت استفاده از این اراضی برای جنگل کاری و شالیکاری نسبتا مناسب است که پس از احداث سیستم آبیاری و جمع آوری سنگها این اراضی به ترتیب اولویت برای احیای جنگل و سپس شالیکاری مناسب می باشد. با توجه به وسعت ارتفاعات این ناحیه و تیپ اراضی، کوهها که منطقه ای را در حد فاصل پس از دشتهای آبرفتی به سمت غرب با وسعت کم و نیز با حد اکثر ارتفاع تا 800 متر در بر گرفته اند، درزها پهن هستند و پوشش خاکی نسبتا یکنواختی با خاکهای عمیق و بافت سنگین دارند. در بعضی قسمتها خاکهای اسیدی قابل رویت هستند و در بعضی قسمتهای دیگر هم جنگل تراشی صورت گرفته و اراضی به باغ مرکبات اختصاص داده شده است. محدودیت توپوگرافی از مشخصات بارز این نواحی است. در حال حاضر این مناطق مناسب جنگل کاری و باغ چای و مرکبات می‎باشند. پس از عملیات جنگداری، حفاظت خاک وتراس بندی مناسب برای جنگل و باغات چای و مرکبات لازم است.
قسمت وسیعی از منطقه مورد مطالعه را کوههای سنگی سخت و مفرس بسیار بلندی می پوشاند که شیب آن بین 40 تا بیش از 100 درصد است. رحنمون این نواحی از سنگ هستند و اراضی بایر و گیاهان در آن پراکنده اند. توپوگرافی و عدم پوشش خاکی از محدودیتهای آن بشمار می رود. قابلیت استفاده از این اراضی بصورت منطقه حفاظتی و بایر نیز مطرح می باشد در این منطقه سلسله جبال مرتفعی با دره های عمیق پوشیده از جنگل و با شیب بین 25 تا 100 درصد واقع شده اند که ارتفاعی بین 200 تا 3000 متر دارند. خاکهای نسبتا عمیق بر روی سنگهای رسی و آهکی و با پوشش متراکم درختان جنگلی از مشخصات اراضی این ناحیه است. در دره های اصلی برنج کاری نیز دیده می شود که قابل تامل می باشد.
در بعضی از زمینها خاکهای سنگلاخی و سنگریزه دار هم با جنگلهای بریده شده در این نواحی قابل رویت هستند. از محدودیتهای این قسمت توپوگرافی، شیب تند و عمیق خاک است. جنگلداری و جلوگیری ازقطع درختان جنگلی از جمله عملیات عمرانی و اصلاحی هستند که می توان به آنها اشاره کرد. در ضمن این اراضی پس از اجرای عملیات عمرانی برای احیای جنگل قابلیت استفاده دارند (وزارت کشاورزی، 1370)
3-2-4 منابع آب
در شمال غرب گیلان و در جنوب دشت ساحلی آستارا – لیسار دشت دیگری به نام پونل– قلعه بین با حوزه آبریزی برابر 2012 کیلومتر مربع قرار دارد که 341 کیلومتر آن را دشت ( 17 %) و بقیه را ارتفاعات تشکیل می دهند. مهمترین رودخانه های آن عبارتند از : گرگان رود، ناورود، خاله سرا، دیناچال، شفارود و رودخانه های کوچک دیگری از جمله قلعه بین، طولارود و نوکنده. . .
حداقل ارتفاع دشت در سواحل دریا زیر سطح آبهای آزاد و حداکثر آن در دامنه ارتفاعات به میزان 100 متر می باشد. با توجه به وسعت زیاد سنگهای آذرین بیرونی و همچنین مسئله 83 % ارتفاعات در این حوزه و کوهزایی و ایجاد درزه و شکافهای ظریف میزان آبدهی چشمه سارها علی رغم بارندگی زیاد، بسیار ناچیز می باشد. ولی تعداد آنها کم نیست، (در سنگهای آذرین) ولی در سنگهای کربناته با توجه به وسعت کم چشمه های با آبدهی 50 لیتر در ثانیه مشاهده می شود. این دشت ساحلی توسط رسوبات دریاچه ای و آبرفتی قدیمی به ضخامت بیش از 600 متر با تناوبی از قلوه سنگ، شن و ماسه و مارنهای رنگین پر شده است. روی آن را رسوبات آبرفتی جدید و عموما دانه درشت و از جنس شن و ماسه همراه با رس می‎پوشاند که به ترتیب هر چه به ساحل دریا نزدیک می شویم دانه ریزتر و سرانجام به ماسه های ساحلی ختم می گردد. طول رودخانه ها کوتاه، رسوبات تبخیری مشاهده نمی شود و در نتیجه میزان املاح کم می باشد و کیفیت آب نیز بالاست. حداکثر ضخامت رسوبات آبرفتی در مخروطه افکنه ها 15 متر می باشد و رسوبات آبرفتی پنجه ای (در اثر پیشروی و پسروی) باعث به وجود آمدن سفره های آب تحت فشار شده است که نمونه ی بارز آن اروند کنار رضوانشهر می باشد. سفره آب زیر زمینی این دشت در حدود 330 کیلومتر مربع وسعت دارد و تغذیه طبیعی آن توسط جریانهای سطحی، نزولات جوی و تغذیه جانبی توسط ارتفاعات صورت می گیرد. این سفره آزاد بوده و در بخش هایی از میانه دشت به صورت تحت فشار با گسترش کم نیز شناسایی شده است. ضخامت سفره در مسیر رودخانه ها و مخروطه افکنه ها و میانه دشت حدود 200 متر و در فاصله بین رودخانه ها به 10 متر کاهش می یابد. عمق سطح آب زیر زمینی در ساحل دریا کمتر از یک متر و در ارتفاعات حداکثر 21 متر و متوسط 4 متر می باشد. با بررسی نقشه تراز آب زیر زمینی مشخص شد که در محل مخروطه افکنه های رودخانه های گرگان رود، ناو، دیناچال و شفارود، سفره آب زیر زمینی توسط رودخانه ها تغذیه می شود و در قسمت انتهایی دشت با عوض شدن تحدب خطوط ایزوبیزمتریک زهکشی رودخانه ها از سفره آب زیرزمینی صورت می گیرد. گرادیان هیدرولیک بالا باعث عدم وجود خط تهاجم آب شور به آب مناسب می شود. هر چند عامل بالا آمدگی آب دریا نیز احتمال را افزایش می دهد ولی این احتمال بسیار ضعیف است. در قسمت شمالی دشت در طول مسیر رودخانه گرگان رود و طولارود تغییرات مقاومت مخصوص لایه آبدار زیاد بوده و میزان آن 30 تا 100 اهم متر می‎رسد که ضخامت سفره تا 120 متر می رسد و در قسمتهای انتهایی دشت به 10 اهم متر و ضخامت سفره مناسب نیز به چند متر می رسد. میزان حداکثر ضریب قابلیت انتقال (ضریب هیدرودینامیکی) دشت 1200 متر مربع در روز در مخروطه افکنه رودخانه ها و یا میانه دشت و حداقل 200 متر مربع در روز است. میزان ضریب قابلیت نفوذ سفره ی آب زیر زمینی با توجه به مقدر ضریب قابلیت انتقال بین 5 تا 1 متر در روز بر آورد می گردد. بهره برداری از آب چشمه ها بیشتر به منظور آب کشاورزی بوده ولی در سالهای اخیر گاهی به منظور شرب نیز استفاده می گردد. در چند دهه اخیر استفاده از آب زیر زمینی به دلیل افزایش کشاورزی (برنج) افزایش یافته است. حداکثر آبدهی چاهها 47 لیتر در ثانیه و حداقل یک لیتر در ثانیه و متوسط آن 9 لیتر در ثانیه می باشدو چاههای آرتزین دارای حداکثر 250 لیتر در ثانیه آبدهی می باشند. (مهندسین مشاور جامآب، 1373).
جدول 3-25 ارزیابی منابع آب میلیون متر مکعب
عوامل تغذیه
میلیون متر مکعب
تخلیه
میلیون متر مکعب
جریان ورودی