دانلود پایان نامه

حق مالکیت وسیع ترین حق است از جهت سلطنتی که برای مالک ایجاد می کند زیرا همه ی تصرفات را برای وی مهیا می سازد ، به عبارت دیگر مالکیت عبارت است از سلطنت تامه شخص ، بر چیزی که او را مالک و آن چیز را مملوک و آن سلطنت را ملک گویند. البته این سلطنت اعتباری است و بواسطه اعتبار شارع و عقلا صادر شده است . ( توفیق،ص490)
مالکیت سلطنتی اعتباری است و ارزش آن به اعتبار معتبر و جعل از سوی معتبر است و از احکام تکلیفیه انتزاع نشده است .( ذوالمجدین ،1326، ص8)
مالکیت توانایی انسان از لحاظ شرعی در انتفاع از عین یا منفعت و معاوضه کردن و أخذ عوض آن است. (آصفی،ص24)
با توجه به تعاریفی که بیان شد و با عنایت به این که در فقه اسلامی در رابطه با مالکیت می‌خوانیم: «مالکیت رابطه‌ای است اعتباری بین مال از یک طرف و بین شخص (حقیقی یا حقوقی) از طرف دیگر که بر اساس آن مالک می‌تواند هر تصرف معقولی را که مایل باشد در آن انجام دهد». (یزدی ، حاشیه‌ی ، ج 1، ص 53). به نظر می رسد تعریف اول در میان تعاریفی که بیان شدجامع تر و دقیقتر باشد.
بند دوم : تعریف مالکیت در حقوق مدنی ایران
در حقوق مدنی ایران مالکیت تعریف نشده است ولی حقوقدانان بعضاً تعاریفی ارائه نموده اند :
مالکیت حقی است که به مقتضای آن چیزی تحت اراده ی شخص قرار گیرد به طوری که حق به او اختصاص داشته و به موجب آن بتواند هرگونه انتفاعی را از آن برده و در حدود قانون در آن تصرف نماید. (بروجردی،1339 ،ص 21-24)
مالکیت حقی است که به موجب آن یک چیز به طور مطلق و انحصاری تحت اراده و اختیار یک نفر واقع می شود .( عدل،1373،ص43)
مالکیت رابطه ای است بین شخص و شی که به وی حق همه گونه تصرف و انتفاع را می دهد و مطلق و انحصاری است .( صفایی،1386،ص250)
مالکیت حقی است دائمی که به موجب آن شخص می تواند در حدود قوانین تصرف در مالی را به خود اختصاص دهد و از تمام منافع آن استفاده کند .( کاتوزیان، 1390، ص104)
مالکیت اضافه ای است بین انسان و اموال ، که سلطنت بر آنها را برای مالک ایجاد می کند .( مکارم شیرازی ،1413،ص28)
حق مالکیت حقی است که امتیاز تصرف در مالی را می دهد و این حق ،حق شرعی است.( ناصیف،1995، ص21)
با توجه به تعاریفی که بیان شد در آخر باید گفت مفهوم و اوصاف مالکیت همیشه در تغییر است ، و به ویژه در قرن نوزدهم و بیستم، با پیشرفت فکر ملی شدن اموال و صنایع ، حدود مالکیت فردی دگرگون شده و حقوق افراد در برابر قوای عمومی محدود گردیده است. ولی، چون این اوصاف را به عنوان اصل باید پذیرفت، در ارائه تعریفی دقیق و جامع از مالکیت می توان گفت : « مالکیت حقی است دائمی، که به موجب آن شخص می تواند در حدود قوانین تصرف در مالی را به خود اختصاص دهد و از تمام منافع آن استفاده نماید»..( کاتوزیان، 1390، ص104)
به عبارتی دقیقتر مالکیت عبارت است از رابطه ی اعتباری اختصاص یک موضوع ،خواه حقیقی یا اعتباری به یک شخص حقوقی یا حقیقی که بیانگر حقانیت وی نسبت به هر نوع تصرف در مملوک خود و جلوگیری از تصرف دیگران در آن می باشد .( صفار،1373،ص44)این اعتبار از سوی قانونگذار یا عرف صورت می گیرد و متعلق آن ،اعیان ،منافع و حقوق مالی قابل معاوضه است.
عناصر این تعریف به این ترتیب می باشند :
حقیقت مالکیت ، قدرت و سلطنت اعتباری است .
متعلق آن ، اعیان ، منافع و حقوق مالی قابل معاوضه است .
شارع یا قانونگذار یا عرف ، اعتبارکننده ی این احاطه و سلطنت است .
رابطه ای است اعتباری ، نه حقیقی زیرا مالک حقیقی خداوند است .
مالکیت ، نفس رابطه است نه طرف اضافه ،یعنی خود اضافه است ،مالکیت بیانگر اضافه و رابطه و نسبت بین دو شی است.
نتیجه از مالکیت این است که مالک حق تصرف در مال را دارا شود به صورتی که بتواند مانع تصرف دیگران گردد .
مالکیت ، حقی مطلق و انحصاری است .
گفتار دوم : ماهیت مالکیت
در این مورد بین علما اختلاف است :