پایان نامه ارشد درباره انواع سبکهای پردازش هویت و سبک هویت اطلاعاتی

دانلود پایان نامه

به حالت بلاتکلیفی در زندگی اطلاق میشود. در این وضعیت هویتی، اگر هم تعهدات نسبت به دیگران یا مجموعهای از باورها و اصول وجود داشته باشد، بسیار کم است. در عوض تاکید عمده بر نسبیت و غنیمت شمردن لحظه است. فرد از هیچ حوزه ای از لذت فردی چشم پوشی نمی کند، هسته اصلی در شخصیت فرد وجود ندارد، نقشهای اجتماعی آزموده میشود و سریعا” رها میشود، شخص خود بلاتکلیف و سر گردان به نظر میرسد. در وضعیت مغشوش، فرد هیچ گونه انتخاب ثابتی در مورد تعهدات خود ندارد و به جستجو و اکتشاف نمی پردازند (کراگر، 1996؛ به نقل از شهر آرای،1384).
افرادی که هویت مغشوش و پراکنده دارند، فاقد جهت روشنی هستند. آنها پای بند ارزشها و اهداف نیستند و برای رسیدن به آن ها تلاش هم نمیکنند. آن ها ممکن است هیچ گاه گزینه ها را کاوش نکرده باشند یا این کار را بسیار تهدید کننده و توانکاه بدانند (اسنید و ویتبون ، 2003). این افراد معمولا فاقد اهداف تحصیلی و شغلی ثابت هستند و از سطوح پایین مهارت تحصیلی، خویشتن داری و خود مختاری تحصیلی برخوردارند (برزونسکی، 1992، 1998).


هویت زودرس
افرادی که هویت زودرس دارند، خود را به ارزش ها و اهدافی متعهد ساخته اند، بدون این که گزینه های دیگری را بررسی کرده باشند، در عوض آن ها هویت حاضر و آماده ای را می پذیرند و ضبط می کنند که یک فرد مقتدر آن را برایشان برگزیده است (اسنید و ویتبون،2003).
فرد دارای وضعیت باز دارندگی یا زودرس، اگر با موقعیتی روبرو شود که در آن ارزشهای والدین یا دیگران کارایی نداشته باشد، به سختی احساس ترس میکند. این افراد به میزان زیادی همخوانی، انعطافپذیری و وابستگی به مراجع قدرت از خود نشان میدهند. آنها تکانشی هستند و استقلال و اعتماد به نفس کمی نشان میدهند (برزونسکی،1998).
هویت دیررس
اغلب ناشی از تصمیم گیری دردناک و عمدی در مورد موضوعاتی مانند مدرسه، دانشگاه یا شغل اول است. هدف ایجاد مقداری فضای تنفسی برای جستجوی کامل تر خود روان شناختی و واقعیت عینی است. در این جا نیاز است که فرد به بررسی و آزمون خود در تجارب خود بپردازد تا دانش عمیقی درباره خود به دست آورد. تعهدات، موقتا بنا به دلایل معقولی کنار گذاشته می شود. بنابراین دیررسی، رها کردن آماده نیست به گونه ای که شخص بدون هدف سر گردان شود، بلکه دوره فعال جستجوی هدف و آماده شدن برای تعهدات است. برخی از این افراد در تلاش های هویتی خود هیجان زده و مضطرب به نظر میرسند، حال آن که برخی دیگر کاملا” متفکر و آرام به نظر می رسند (مارسیا، 1993؛ نقل از شهر آرای،1384). بسیاری از آنها از لحاظ درون روانی مشکلاتی در جدا ساختن خود از والدین به خصوص والد جنس مخالف خود دارند (کراگر، 1996؛ به نقل از شهرآرای،1384).
هویت موفق
به آخرین مرحله شکل گیری هویت اطلاق می شود. این وضعیت از نظر تحولی پیشرفته ترین وضعیت تلقی میشود، زیرا افراد دورهای از جستجوگری و اکتشاف فعال را پشت سر گذاشته و تعهدات روشنی ایجاد کرده اند (شهرآرای، 1384). افرادی که هویت کسب شده دارند، قبلا گزینهها را بررسی کرده و به یک رشته ارزشها و اهداف که خودشان آنها را برگزیدهاند، پایبند هستند. آنها احساس سلامت روانی میکنند، در طول زمان از احساس یکسانی برخوردارند و میدانند که چه راهی را در پیش گرفته اند (اسنید و ویتبون، 2003).
افراد با هویت موفق خود فرمان بوده و از اعتماد به نفس بیشتری نسبت وضعیت های هویتی دیگر بر خوردارند و اضطراب کمتری دارند. آنها غالبا در مورد آن چه میدانند و میخواهند در زندگی خود انجام دهند، دید و احساس خوبی دارند و نسبت به نظریات و تجربیات جدید گشوده برخورد می کنند (پاپینی و همکاران، 1989؛ به نقل از حسامپور، 1384).
انواع سبکهای پردازش هویت
برزونسکی (1998) معتقد است نوجوانان در رویارویی با مسائل مربوط به خود و هویت، سه جهت گیری متفاوت یا سه سبک پردازش هویتی مختلف را انتخاب می کنند که عبارتند از: سبک اطلاعاتی ، سبک هنجاری و سبک سردرگم اجتنابی .
سبک اطلاعاتی
سبک هویتی که بیشترین انطباق با خود را به همراه دارد، سبک اطلاعاتی است. نوجوانانی که از سبک اطلاعاتی استفاده می کنند، به طور فعال به جستجو و ارزیابی اطلاعات مربوط به خود می پردازند. آن ها تمایل دارند به بررسی راه حل های چندگانه و جستجو درباره نقش های گوناگون بپردازند. افراد با سبک هویت اطلاعاتی در برخورد با موضوعات مربوط به هویت سنجیده عمل کرده و تلاش ذهنی زیادی نیز نشان می دهند هدفمند به جستجو و ارزیابی مبادرت ورزیده و نسبت به اطلاعات مربوط به خود اعتماد و اطمینان لازم را نشان می دهند. استفاده از سبک هویت اطلاعاتی با نیاز به شناخت، پیچیدگی شناختی، تعمق درباره خود، مقابله مسئله دار،بهزیستی ذهنی، سازگاری، وظیفه شناسی رابطه مثبت نشان می دهد (گودرزی و شاملی، 1389)، همچنین نگرش آنان نسبت به ساختار ((خود)) شان همراه با تردید است و این سبک مواد زیر را لحاظ می کند:
جستجوی اطلاعات و مقابله متمرکز بر مسئله (برزونسکی، 1992)، جستجوی فعال، تعهد انعطافپذیر (برزونسکی و نی میر، 1994)، نیاز به شناخت (برزونسکی، 1993) و سطح بالای عزتنفس (نوری، برزونسکی، 1997).
در این سبک به علت تاکیدی که بر جستجو واکتشاف وجود دارد، به نظر می رسد مبنای وضعیت های هویت موفق باشد. نوجوانانی که از سبک هویت اطلاعاتی استفاده می کنند خود باز خورد دهنده، وظیفه شناس، پذیرای تجارب جدید، مسئله مدار و وقت شناس و حساس در تصمیم گیری هستند (برزونسکی،1990).
سبک هنجاری
افرادی که از این سبک استفاده می کنند، یک دیدگاه انفعالی در تصمیم گیری ها با تکیه بر نظرات و عقاید افراد مهم زندگی یا مراجع قدرت یا گروه های مرجع دارند. این افراد به سختی به ساختارهای هویت خود می چسبند دارای خشکی و انسداد فکری هستند (دوریس و سوانتز،1987؛ به نقل از برزونسکی، 2000). افراد هنجاری وقتی با تصمیمات مهم روبرو می شوند، به جستجوی مشورت با منابع قدرت و افراد مهم دیگری می پردازند که اغلب اوقات این اشخاص دارای قدرت، همان کسانی هستند که فرد هنجاری خودپنداره اش را بر مبنای استانداردهای آن ها استوار کرده است. بدین ترتیب شخصی که از سبکهای هنجاری استفاده می کند از مواجهه با اطلاعاتی که با خودپنداره او تعارض دارد، خودداری کرده و می تواند در برابر تغییر از خود مقاومت نشان دهد (برزونسکی،1998). افراد هنجاری وظیفه شناس و سازگار هستند،احساس جهتگیری آشکاری از خود نشان می دهند و احساس مثبتی ازبهزیستی دارند اما این افراد در مواجهه با ابهام تحمل کمی از خود نشان داده، نیاز بالایی نسبت به ساختار دارند و در برابر اطلاعاتی که نظام ارزشها و باورهای فردی آنها را به چالش می کشد بسته عمل می کنند (گودرزی و شاملی،1389).
سبک سردرگم اجتنابی
نماد به تاخیر انداختن ، اما شانه خالی کردن است که به بهترین نحو به عنوان یک رویکرد واقعی در قبال یک زندگی مشخص می شود و شامل راهبرد مقابله ای مبتنی بر هیجان می باشد (برزونسکی، 1992، 1993). افرادی با این سبک هویتی معمولا در تصمیم گیری هایشان تعلل نشان می دهند و سعی می کنند تا حد امکان آن ها را به تاخیر بیندازند و تمایلی به رویارویی با مشکلات شخصی و مسائل مربوط به هویتشان و حل آن ها ندارند (برزونسکی، 1993،1994). سبک سر در گم اجتنابی با سطوح پایین تعهد و همچنین عزت نفس پایین و خودپنداره بی ثبات در ارتباط می باشد (مک فارلن و همکاران،2006).
این سبک هویت به نظر می رسد مبنای وضعیت مغشوش شده باشد. افراد سردرگم اجتنابی به طور کلی به آینده و پیامدهای دراز مدت انتخاب های خود توجه زیادی نمی کنند. آنان تعهدی در قبال انتخاب های از خودشان نشان نمی دهند و فقط زمانی نسبت به چیزی جدیت نشان می دهند که شرایط بیرونی به آن ها تحمیل کند (برزونسکی،1993).
پیشینه پژوهش
الف) تحقیقات خارج از کشور
تیسنگ (2010) استرس شغلی و خشنودی شغلی را در میان معلمان مدرسه ابتدایی شهر کاسیونگ مورد مطالعه قرار داد. نتایج نشان داد که استرس شغلی در معلمان ابتدایی در حد متوسط است همچنین خشنودی شغلی در معلمان ابتدایی شهر کاسیونگ نیز در حد متوسط است و سازش روانی در سطح بالاتری از خشنودی واقع شده است. بررسیها نشان داده در معلمان ابتدایی شهر کاسیونگ بین استرس شغلی و خشنودی شغلی همبستگی وجود دارد و روی هم رفته بین ارتباطات بین فردی و خشنودی شغلی رابطه ی نزدیکی وجود دارد.
چن و همکاران (2009) در پژوهشی تحت عنوان رابطه بین میزان پریشان حالی و استرس شغلی، حمایت سازمانی و خشنودی شغلی نشان داد که بین میزان پریشان حالی و خشنودی شغلی رابطه معنی دار وجود دارد در صورتی که مطابق فرضیات پژوهشی بین استرس شغلی و خشنودی شغلی ارتباط منفی وجود دارد. به هر حال میزان پریشان حالی و استرس شغلی که شامل بار اضافی کار و اثر متقابل بین استرسهای نقش (ابهام و تضاد) است، ارتباط منفی با خشنودی شغلی دارد.
امپورل، ولپه و فورسترلنیگ (2006) در پژوهشی نشان دادند، افرادی که در سازمان ها رفتارهای ناسازگارانه دارند از هوش هیجانی بایستی برخوردارند و هوش هیجانی ارتباط مستقیم و مثبتی با رفتارهای سازگارانه دارد. هوش هیجانی با سلامت روان در ارتباط است و افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند توانایی بهتری برای مقابله با استرس دارند و در هنگام فشار کمتر دچار بیماری می شوند(سالووی و همکاران، 2001؛ به نقل از خسروجردی، خانزاده، 1386).