دانلود پایان نامه
1- توانایی تصمیم گیری : این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو موثری در مورد مسائل زندگی تصمیم گیری نماید . اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری نمایند ، جوانب مختلف انتخاب ها را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی می کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت .
2- توانایی حل مساله : این توانایی فرد را قادر می سازد تا بطور موثری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بماند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمانی منجر می شود .
3- توانایی تفکر خلاق : این نوع تفکر ، هم به حل مسئله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسئله و پیامد های هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را ازورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد .
4- توانایی تفکر نقادانه : تفکر نقادانه ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزشها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند .
5- توانایی ارتباط موثر : این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی یا غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت ، خود را بیان نماید . بدین معنی که فرد بتواند نظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجانها ی خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید . مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری ، از علل مهم یک رابطه سالم است .
6- توانایی روابط بین فردی : این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند . یکی از این موارد ، توانایی ایجاد و ابقای روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی به عنوان یک منبع مهم حیات اجتماعی ، و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد .
7- توانایی خود آگاهی : ( خود آگاهی ) توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس ها و انزجار هاست . رشد خود آگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قراردارد یا نه و این معمولا پیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است .
8- توانایی همدلی : یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران راحتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد ، درک کند . همدلی به فرد کمک می کند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها بسیار متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد . همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ،نسبت به انسانهای دیگر ، منجر می شود .
9- توانایی مقابله با هیجانها : این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد . نحوه تاثیرهیجانها بررفتاررا بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجانات تاثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهند گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی بدنبال خواهند داشت.
10- توانایی مقابله با استرس : این توانایی ، شامل شناخت استرسهای مختلف زندگی و تاثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تاثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خودفشار و استرس را کاهش دهد . ( سازمان جهانی بهداشت ، 1998 به نقل از نوری و محمد خانی ص 21- 18 ) .
2-1-4 ابعاد مهارتهای زندگی
«بروکز» یک نقش اساسی و مهم را در رشد تئوری مهارتهای زندگی ، بوسیله تحقیقاتش که منتج به یک طبقه بندی از مهارتهای زندگی مبتنی بر رشد انسان شده است ، ایفا نموده است . وی پس از مرور تئوریهای رشدی مربوط به عوامل عاطفی ، شناختی ، اخلاقی ، هوشی ، جسمانی ، جنسی ، روانی ، اجتماعی ، شناختی – اجتماعی و شغلی ، به 305 نوع مهارت زندگی دست یافت و در نهایت به چهار طبقه ارزشمند از مهارتهای زندگی دست یافت که متناسب با سنین مختلف ( کودکی ، نوجوانی و بزرگسالی ) می باشد و کارکردهای موثری در امر مشاوره دارد .
بنابراین بر اساس مدل طبقه بندی «بروکز» ابعاد مهارتهای زندگی شامل موارد ذیل می باشند :
مهارتهای مربوط به ارتباط بین فردی / روابط انسانی
مهارتهای مربوط به حل مساله / تصمیم گیری
مهارتهای مربوط به سلامت جسمانی / حفظ سلامتی
مهارتهای مربوط به رشد هویت / هدف در زندگی
طبق نظر«بروکز» به نقل از «گینتر» (1999 ) این طبقات کلی با هم ارتباط دارند . در ضمن دارای اهمیتی پویا هستند بطوریکه تغییر در یکی از زمینه ها و ابعاد ، می تواند تاثیر مثبت یا منفی روی زمینه‌های دیگر داشته باشد ( آقاجانی ، 1385 ) .
2-1-5 اهداف آموزش مهارتهای زندگی
مجموعه مهارتهای زندگی یک رویکرد متمرکز بر فرد است که هدفش کمک به افراد جهت رشد مهارتهای خود کمک دهی می باشد . مجموعه مهارتهای زندگی فرض می کند که همه افراد توانا ییها و ضعف هایی در مهارتهای زندگی دارند . احساسات ، تفکر و اعمال ناموثر به ناتوانی و ضعف در مهارتهای زندگی مربوط می شود . اهداف مجموعه مهارتهای زندگی ، کمک به افراد ، جهت کمک به خودشان است . بدین معنا که افراد ، برخی مهارتهای جدید را برای زندگی بدست آورند ، نسبت به زندگیشان احساس تعهد و مسئولیت پذیری داشته باشند . مجموعه مهارتهای زندگی نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگی حال می اندیشد ، بلکه به توانمندی آنان جهت زندگی آینده نیز تاکید می‌ورزد. در ضمن متمرکز بر شکوفایی تواناییهای بالقوه افراد است . به طور کلی هدف از مجموعه مهارتهای زندگی ، کمک به افراد جهت حرکت از ناتوانیها و ضعفهای مهارتی به سوی مهارتهای هدفمند و قوی و سازنده می باشد . چنین مهارتهای زندگی تصمیمات متعهدانه فردی را در بر می گیرد . مسئولیت پذیری یا تعهد فردی یک مفهوم مثبتی است که طبق آن افراد نسبت به سلامتی شان و اتخاذ تصمیماتشان در مسائل زندگی خویش متعهد می شوند . در واقع هدف نهایی مهارتهای زندگی این است که افراد مسئولیت برتری شایستگی فردی خویش را بپذیرند . این شایستگی فردی شامل احساس کفایت و شایستگی سطح بالا ، سلامت روانی ، خود شکوفایی و پذیرش مسئولیت فردی می باشد . در نتیجه می توان گفت مجموعه مهارتهای زندگی هم اهداف پیشگیرانه دارد و هم کنترل و مدیریت مشکلات و همانند رویکرد آموزشی ، هم برای مداخلات گروهی و هم فردی مناسب است ( آقاجانی ، 1385 ) .
2-1- 6 شیوه های آموزش مهارتهای زندگی
در رویکرد معمول آموزشی ، معلم بسیار فعال و دانش آموزان نقش منفعلی دارند . این حالت بیشتر در زمینه یادگیری دانش و اطلاعات کاربرد دارد . اما وقتی یادگیری مهارتی خاص مورد نظر است ، که می بایست اطلاعات در عمل مورد استفاده قرار بگیرد ، شیوه آموزشی مدرن مد نظر است می توان از طریق نمادهای مختلف مثل ( آموزش و پرورش ، دانشگاهها ، و آموزشگاهها به آموزش مهارتهای زندگی همت گماشت تا شاهد کاهش تراکم جمعیت کیفری باشیم . اگر دانش آموزان مهارتهای زندگی را بیاموزند هیچگاه مرتکب رفتارهای هنجار شکن نخواهند شد ( کمالوند، 1385 ) .