ویژگی های یک رهبر موفق

ویژگی های یک رهبر موفق

سپتامبر 20, 2019 0 By edame

اگه قرار باشه ویژگیهای یه رهبر ایده آل واسه کار و کاسبیای بزرگ رو لیست کنیم شاید هیچ وقت این ویژگی رو در انتهای لیست خود هم درج نکنیم! اما غول دنیای جستجو واسه استخدام رهبران خود این ویژگی رو در اول لیست خود قرار داده.

در زیر من می خوام به مواردی اشاره کنم که از نظرم اصول ریشه ای یه کاراکتر خوب رو تشکیل میدن. برخورداری از اینجور ویژگیایی نه فقط شما رو به فردی با شخصیتی زیبنده تبدیل می کنه بلکه از شما یه رهبر و مدیر مسئولیت شناس و حرفه ای میسازه.

  1. اتحاد

اتحاد یکی از ویژگیای کلیدی یه شخصیت خوب واسه رهبریه، چون که به ما این امکان رو میده تا خود رو به ویژگیای دیگه هم مزین کنیم.

ریشه اتحاد به معنی “کل” یا “تقسیم نشده” است و پس این معنی یه راه فوق العاده واسه کمک به ماست تا درک کنیم که زندگی در واقع یه چیز کامل همراه با خوبیا و بدی هاست نه چیزی که بتونیم در اون با وسواس همه چیز رو تفکیک کنیم. مثلا، شما تو یه موقعیت طوری و در وضعیت دیگه به صورت دیگری عمل نمی کنین این یعنی زندگی شما کامله نه تقسیم شده. اگه بتونین به این صورت زندگی کنین می تونین خیلی راحت اعتماد رو در میان پیروان خود اجاد کنین و کاری کنین که اونا به شما ایمان داشته باشن.

یکی دیگه از معانی اتحاد به معنا و معنی ان در مورد وجود فیزیکی مربوط می شه. مثلا یه ساختمون کامل و بدون هیچ گونه ترک و شکافی همیشه محکم بر سر جای خود وای میسته و هیچی نمی تونه ان رو از جا بکنه. همین مثال رو میشه واسه رهبران بزرگ به کار گرفت.

  1. صداقت

همه می گن که صداقت داشتن بهترین سیاسته، اما من می خوام چیز دیگری رو به این جمله اضافه کنم در واقع صداقت داشتن تنها سیاست موجود واسه رهبران بزرگه.

بیایید به این موضوع فکر کنیم که به چه دلیل مردم همیشه از حقیقت فرار می کنن؟ معمولا اونا این کار رو به چند دلیل اساسی انجام میدن: اولین و مهم ترین دلیل اونا اینه که مردم از اثرات و عواقب راستگویی می ترسن و یا میخوان چیزی رو مخفی کنن.

در هر صورت، صداقت نداشتن عواقبی براتون داره و یکی از این عواقب اینه که شما اعتماد کسائی رو که دوستتون دارن و یا جزو پیروانتون هستن از دست میدید. حتی اگه پس از اون شما به اونا حقیقت رو هم بگید، اونا دیگه حرفتون رو باور نمی کنن چون که اعتماد خود رو به شما از دست دادن و باز گرداندن این اعتماد از دست رفته براتون بسیار گران تموم می شه.

اونا شک نداشته باشین با خودشون فکر می کنن و پیش خود می گن اگه اون می خواد دروغ بگه بگذار بگه اما من به چه دلیل باید این دروغا رو باور کنم. من هیچوقت متوجه نشدم که به چه دلیل مردم در روابط مختلفشان دروغ می گن چون در آخر بقیه افراد متوجه دروغ هاتون می شن و دیگه شما رو جدی نخوان گرفت و به معاملاتتان اعتماد نمی کنن. پس از ان شما کم کم معروفیت خود رو از دست میدید چون که شهرتتان به صداقت و راست گویی وابسته.

وقتی که ما رفتاری رو راست و شفاف با پیروانمون داشته باشیم، اونا می تونن به ما و تصمیماتمان بیشتر اعتماد کنن و همین امر باعث موفقیت یه رهبر می شه. در واقع ویژگی راست گویی یکی از مهم ترین خصوصیاتیه که یه رهبر باید در پیش بگیره چون رهبری که صداقت نداره به سرعت از دور خارج می شه.

  1. وفاداری

آدمایی که دارای شخصیت خوبی هستن بیشتر آدمایی وفادار هستن. در واقع اگه اونا با کسی باشن تا وقتی که با اون هستن بهش وفادار خواهند موند. هر کسی که طبیعت انسانی رو خوب درک کرده باشه می دونه که همه مردم بعضی وقتا شکست می خورن.

این مسئله شک نداشته باشین واسه هر کسی اتفاق میفته و مهم نیس که چقدر یه شخص استعداد داشته باشه. لکن فردی که از شخصیت خوب و وفاداری برخورداره در زمان ورشکستی دوستانش رو ترک نمی کنه. وقتی که موفق و مشهور و پولدار هستین هر کسی ارزو داره که با شما دوست باشه. اما آدمایی که دارای شخصیت خوب و وفاداری باشن در زمان نیاز دوستانشون رو رها نمی کنن و با اونا می مانند.

اما چیجوری این اخلاق عالی واسه یه رهبر کاربرد داره؟ واقعا کی می خواد فردی رهبرش باشه که در زمان نیاز اونو رها کنه؟ شک نداشته باشین هیچکی. مردم به دنبال رهبری هستن که در زمان بروز مشکلات و نیاز هم در کنارشون بمونه و این چیزی طبیعیست.

وقتی که ما به پیروان خود وفاداریم، اونا هم به ما وفادار هستن و هر کاری واسه موفقیت خود، رهبرشان و سازمان انجام میدن چون که خود رو جزئی از سازمان دونسته و موفقیت خود رو در گروی موفقیت سازمان می بینن. تا وقتی که رهبر موقع نیاز در کنار پیروانش باشه اونا اونو ترک نمی کنن و به اون وفادار خواهند موند و همین امر باعث پرورش رهبری موفق می شه

  1. قربونی کردن خود

لی ایاکوکا وقتی به یه اسطوره تبدیل شد که تونست کرایسلر رو از ورشکستگی کامل نجات دهد حال انکه تنها یه دلار در سال واسه خودش برمی داشت. این نمونه سنتی یه رهبر کامل است که خود رو قربونی پیروانش می کنه و هم اینکه درک و همدردی خود رو با کارگران روزمزد نشون میده. در نتیجه، کارگران کرایسلر اونو با یه اسطوره تبدیل کردن و پس از اون بود که کرایسلر به یکی از شرکتای خودرو سازی پیشرو در میدون جهانی تبدیل شد و این بود نتیجه خود قربونی کردن رهبر واسه پیروانش.

اما چیجوری قربونی شدن رهبر می تونه روی پیروان تاثیر بزاره؟ در واقع پیروان اهمیتی نمی دن که رهبر پول بیشتری به دست بیاره یا نه یا اینکه سودشون از کار کمتر از سود رهبره. لکن پیروان به این موضوع اهمیت میدن که رهبر از اونا واسه کسب سود و منافع شخصی خودش استفاده می کنه یا خیر.

افراد دارای شخصیت خوب از افراد دیگه سو استفاده نمی کنن. پس وقتی یه رهبر قربونی می شه و یا سود شخصی اش رو ندیده میگیره، با زبون بی زبانی به پیروان میگه که من هم مانند شما هستم و پیروان هم وقتی این موضوع رو بفهمن با ایشون همکاری می کنن.

شخصی که به صفت خود قربونی کردن مزینه می تونه از سود شخصی خود به نفع همه صرف نظر کنه.

  1. پاسخگویی

آدمایی که دارای شخصیت خوبی هستن هیچوقت جواب گو بودن رو از یاد نمیبرن. در واقع، اونا از اینجور موضوعی استقبال می کنن. این عمل به کارکنان اجازه میده تا بتونن خیلی راحت سخنان خود رو بگن و مستقیما درباره زندگی و رفتار رهبر صحبت کنن.

ما نقاط کور بسیاری داریم و به افراد دیگه نیاز داریم تا این نقاط رو برامون تحلیل کنن، با این کار ما می تونیم راه موفقیت رو در پیش بگیریم.

نیاز به جواب گویی، براساس داشتن شخصیتی سست نیس. بلکه نشون دهنده داشتن شخصیی والاست. فردی که دارای شخصیت خوبیه این رو خوب می دونه و پس بقیه رو هم دعوت می کنه تا شخصیت پاسخگویی داشته باشن.

پیروان از رهبرانی که فقط خودشون حرف میزنن و اصلا در برابر انتقادات و سوالات جواب گو نیستن دل زده می شن. اونا رهبرانی رو که بارها اشتباه می کنن، ندیده می گیرن و رهبرانی رو که مسئولیت خود رو قبول نمی کنن کنار می ذارن. وقتی که ما به عنوان یه رهبر جوابگو باشیم، پیروان ما می دونن که در رسیدن به اهدافمون جدی هستیم و پس تلاش می کنن کار خود رو خوب بکنن و به پیشرفت رهبر کمک کنن.

  1. خود کنترلی

توانایی اراده کردن یعنی در پیش گرفتن تصمیمات خوب در مورد اون چیزی که باید انجام بدیم و یا اون چه نباید بکنیم، نقطه کانونی ایه که به شخصیتمون شکل میده.

گزینه های زیادی واسه مشارکت در کارای خلاف و نادرست هست که بیشترشون ممکنه بتونن یه رهبر رو وسوسه کنن، اما اگه شخصی دارای ویژگی خود کنترلی باشه می تونه خود رو در برابر این وسوسها کنترل کنه و دچاراشتباه و لغزش نشه.

وقتی افراد کنترلی روی خود و کردار و اعمالشون ندارن، توانایی خود رو واسه رهبری از دست میدن. مردم، دیگه به اونا احترام نمی ذارن و اگه بتونن اونا رو ترک می کنن.

خود کنترلی یعنی توانایی انتخاب چیزایی که باید انجام بدیم و دوری از انجام کاری که نباید انجام بدیم. وقتی که ما روی رفتار و اعمالمون کنترل داریم، میتونم اعتماد پیروانمون رو به دست آورده و احترام اونا رو کسب کرده و به رهبری بزرگ تبدیل شیم.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

اختصاصی