دانلود پایان نامه

سلیمانی و همکاران در سال 1387 تحقیقی را با هدف بررسی اثر دارچین بر ساختمان تخمدان در رت های دیابتی، آغاز کردند. 24 موش صحرایی ماده از نژاد ویستار با میانگین وزنی 15 ± 186 گرم در چهار گروه (شاهد، شاهد+ دارچین، دیابتی و دیابتی + عصاره دارچین) مورد مطالعه قرار گرفتند. در گروه های مورد نظر رت ها با تزریق 60 میلی گرم بر کیلوگرم استرپتوزوتوسین دیابتی و با عصاره آبی – الکلی دارچین 80 میلی گرم در کیلوگرم به صورت دهانی و با استفاده از گاواژ به مدت 14 هفته تیمار شدند. یافته ها نشان داد گلوکز خون در موش های دیابتی تیمار شده با دارچین در مقایسه با گروه دیابتی کاهش معنی داری دارد. نتایج این تحقیق نشان داد که عصاره آبی – الکلی دارچین موجب کاهش قند خون در رت های دیابتی شده و از افزایش وزن تخمدان، حجم تخمدان و کورتکس و مدولای تخمدان جلوگیری می کند (سلیمانی و همکاران 1387).
راشل و همکاران در سال 2009 اثر آنتی اکسیدانی دارچین را در افرادی که دارای اختلال گلوکز ناشتا و اضافه وزن داشتند، بررسی کردند. آنها 22 نفر را که دارای اختلال قند خون ناشتا بودند و شاخص توده بدنی آنها بین 25 تا 45 بود را بصورت تصادفی انتخاب نمودند. آنها به مدت 12 هفته و دو بار در روز 250 میلی گرم عصاره آبی دارچین را بصورت کپسول مصرف کردند. یافته ها حاکی از آن بود که مالون دی آلدهید در گروهی که دارچین مصرف کرده بودند کاهش یافت و بین مالون دی آلدهید و گلوکز پلاسما همبستگی مثبت وجود داشت. در نتیجه گنجاندن ترکیبات دارچین محلول در آب در رژیم غذایی می تواند عوامل خطرزای مرتبط با دیابت و بیماری های قلبی و عروقی را کاهش دهد (راشل و همکاران 2009).
سولومون و بلانین در سال 2009 تغییرات تحمل گلوکز و حساسیت انسولین پس از دو هفته مصرف روزانه دارچین در افراد سالم را بررسی کردند. آنها هشت مرد 25 ساله با شاخص توده بدنی 3 ± 5/76 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 7/0 ± 24 را به طور تصادفی انتخاب و به دو گروه تقسیم کردند. گروه کنترل 14 روز مکمل دارونما و گروه تجربی 14 روز مکمل دارچین (سه گرم در روز) استفاده کردند. یافته ها نشان داد مصرف 14 روزه دارچین میزان تحمل گلوکز را کاهش می دهد. و همچنین موجب بهبود حساسیت به انسولین می شود و البته این تا زمانی ادامه دارد که مکمل دارچین استفاده شود. در نهایت به این نتیجه دست یافتند که دارچین ممکن است کنترل گلوکز خون و حساسیت به انسولین را بهبود بخشد اما این اثرات در صورت نخوردن دارچین به سرعت معکوس می شوند (سولومون و بلانین 2009).
پرویزی در سال 1386 اثرات مکملی دارچین بر روی هیپوگلیسمی ایجاد شده توسط انسولین در موش های صحرایی نر دیابتی شده توسط استرپتوزوتوسین را بررسی کرد. در این تحقیق تعداد 40 موش صحرایی نر دارای وزن متوسط 220 گرم انتخاب و به چهار گروه 10 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل، آب و رژیم غذایی معمولی دریافت نمودند. گروه دیابتی، به وسیله تزریق داخل صفاقی 40 میلی گرم بر کیلوگرم استرپتوزوسین دیابتی شدند. گروه دیابتی به علاوه انسولین، پس از دیابتی شدن تنها انسولین NPH ( u/kg 5) دریافت کردند. گروه دیابتی به علاوه انسولین به علاوه دارچین، علاوه بر انسولین، 60 میلی گرم بر کیلوگرم سوسپانسیون دارچین را به صورت خوراکی مصرف کردند. یافته ها نشان داد میزان گلوکز خون در گروه دارچین در مقایسه با گروه انسولین بیشتر کاهش یافت. در پایان نتیجه گرفتند که ترکیب MCHP موجود در دارچین سبب تقویت اثر انسولین می گردد (پرویزی 1386).
حقیقی و همکاران در سال 1388 تأثیر تمرینات مقاومتی بر نیمرخ متابولیکی و حساسیت به انسولین در مردان چاق را بررسی کردند. آنها 16 مرد چاق با رده سنی 25-48 سال به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه تمرین مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش 13 هفته و هر هفته سه جلسه تمرینات مقاومتی داشتند. برنامه تمرینات مقاومتی به صورت دایره ای و در 11 ایستگاه با شدت 50-60 درصد یک تکرار بیشینه انجام گرفت. داده ها نشان داد که این نوع تمرینات اثر معناداری بر گلوکز خون ناشتا ندارد ولی موجب کاهش معنی دار انسولین و افزایش معنی دار شاخص حساسیت به انسولین می شود. در نتیجه تمرینات مقاومتی به بهبود نیمرخ متابولیکی و حساسیت به انسولین در مردان چاق منجر می شود (حقیقی و همکاران 1388).
هومارد و همکاران در سال 1996 اثر کاهش و توقف تمرین بر عمل انسولین و GlUT-4 در عضله را بررسی کردند. آنها 30 آزمودنی میان سال را بطور تصادفی انتخاب کردند. آزمودنی ها 12 هفته و هر هفته چهار روز به مدت 40 تا 45 دقیقه ورزش کردند و قبل و بعد از تمرین مورد آزمایش قرار گرفتند. نه نفر از آنها تمرین خود را حفظ کرده، 11 نفر یک کاهش 50 درصدی در تمرین داشتند و 10 نفر پس از دو هفته تمرین خود را متوقف کردند. یافته ها نشان داد غلظت GlUT-4 و عمل انسولین تنها در دو هفته اول تمرین افزایش یافت. شاخص حساسیت به انسولین بعد از کاهش 50 درصدی تمرین در همان سطح باقی ماند و پس از قطع تمرین تا حدود زیادی از دست رفت. درنتیجه، کاهش 50 درصدی شدت تمرین به مدت دو هفته، بهبود عمل انسولین بدست آمده در ورزش استقامتی را حفظ می کند و با قطع تمرین این سازگاری تا حد زیادی از بین خواهد رفت (هومارد و همکاران 1996).
پوئلمان و همکاران در سال 2000 اثر تمرین مقاومتی و استقامتی بر حساسیت به انسولین در زنان جوان چاق را بررسی کردند. برنامه تمرین شش ماه و به صورت تصادفی بود که در این مدت 14 نفر تمرین استقامتی، 17 نفر تمرین مقاومتی و 20 نفر گروه کنترل بودند که همه آزمودنی ها زنان چاق 18-35 سال بودند. هم تمرین استقامتی و هم مقاومتی حساسیت به انسولین را بطور معناداری افزایش داد. در نتیجه، تمرینات مقاومتی و استقامتی هر کدام با مکانیسم های متفاوت حذف گلوکز را بهبود می بخشند (پوئلمان و همکاران 2000).
دهقان و همکاران در سال 1389 اثر ضد اکسایشی عصاره پوسته دارچین به دنبال یک جلسه ورزش درمانده ساز در موش های صحرایی نر را بررسی کردند. این مطالعه بر روی 18 موش صحرایی نر در محدوده وزنی 200 تا 300 گرم که به صورت تصادفی در سه گروه شش تایی، گروه ورزش درمانده ساز (اجرای یک جلسه ورزش درمانده ساز)، گروه کنترل (بدون دریافت مکمل و بدون اجرای ورزش درمانده ساز)، گروه مکمل (دریافت عصاره متانولی پوسته دارچین در هر روز به مدت 10 هفته با غلظت 200 میلی گرم بر کیلوگرم + یک جلسه ورزش درمانده ساز) قرار گرفتند، انجام شد. یافته ها کاهش غلظت سرمی مالون دی آلدهید در گروه های مکمل و کنترل نسبت به گروه ورزش درمانده ساز معنی دار بود. در پایان به این نتیجه رسیدند که مکمل سازی عصاره دارچین قبل از یک جلسه ورزش درمانده ساز می تواند موجب کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت ضد اکسایشی در موش های صحرایی شود (دهقان و همکاران 1389).
فانتی و همکاران در سال 2010 اثر مکمل های آنتی اکسیدانی بر حساسیت انسولین در پاسخ به ورزش استقامتی را بررسی کردند. آنها 21 مرد سالم با گروه سنی 1 ± 29 سال را بطور تصادفی به دو گروه آنتی اکسیدانی و دارونما تقسیم کردند. گروه آنتی اکسیدانی روزانه 500 میلی گرم ویتامین C و UI 400 ویتامین E مصرف کردند. هر دو گروه تمرین استقامتی شدید به مدت 12 هفته و هر هفته پنج روز داشتند. یافته ها نشان داد که انسولین در هر دو گروه آنتی اکسیدانی و دارونما در پاسخ به تمرین افزایش یافته است. در نتیجه تجویز آنتی اکسیدان ها در طی تمرینات استقامتی شدید هیچ تأثیری در افزایش ناشی از تمرین در حساسیت به انسولین در افراد سالم ندارد (فانتی و همکاران 2010).
2-3 خلاصه
دارچین گیاهی مطبوع و معطر با نام علمی سیناموم زیلانیکوم و نام عمومی سینامون می باشد. مطالعات نشان داده اند بیش از 50 ترکیب مختلف در دارچین وجود دارد که بیش از همه پلی مری به نام متیل هیدروکسی چاکلون (MHCP) در متابولیسم گلوکز نقش دارد این پلی مر باعث افزایش اکسیداسیون گلوکز می شود. متیل هیدروکسی چاکلون موجود در دارچین همراه با انسولین سبب افزایش ورود گلوکز به داخل سلول می شود و با افزایش پاسخ به انسولین مصرف گلوکز توسط سلول را تا 20 برابر افزایش می دهد. ترکیبات موجود در دارچین نیز، باعث تقویت عمل انسولین و کاهش مقاومت به انسولین می شود. برای هم افزایی اثر دارچین بر شاخص های قندی در اکثر مطالعات از فعالیت های ورزشی استفاده شده است. یکی از انواع این فعالیت ها، فعالیت استقامتی است. پوئلمان و همکاران با بررسی اثر تمرین مقاومتی و استقامتی بر حساسیت به انسولین، نشان دادند که تمرینات مقاومتی و استقامتی هر کدام با مکانیسم های متفاوت، دفع گلوکز را بهبود می بخشند (پوئلمان و همکاران، 2000). در مطالعه ای دیگر، بلوئم و چانگ نتیجه گرفتند که ورزش کوتاه مدت نه تنها مقاومت انسولین را بهبود می بخشد، بلکه بر عملکرد سلول های بتای لوزالمعده ی افراد مسن مبتلا به اختلال گلوکز موثر است (بلوئم و چانگ، 2008). بررسی نتایج مطالعات ارائه شده در قسمت پیشینه تحقیق نشان می دهد که عصاره دارچین و تمرینات استقامتی می توانند منجر به بهبود شاخص های قندی در افراد دیابتی شوند.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
در این فصل روش و طرح تحقیق، جامعه و نمونه آماری، متغیرها، ابزار ها و روش اندازه گیری متغیرها و روش های آماری به کار برده شده برای تجزیه و تحلیل داده ها توضیح داده می شود.
3-1. روش و طرح تحقیق
روش تحقیق حاضر تجربی است و جزء طرح های تجربی واقعی قرار می گیرد. گروه ها نمونه به صورت تصادفی تشکیل شدند، بنابراین می توان فرض کرد که ، گروه ها در آغاز پژوهش همگن و مشابه بوده اند. این امر ، عوامل رشد (که باید در هر دو گروه به طور هم سان اتفاق افتاده باشد)، اندازه گیری و همه عوامل از بین بردن اعتبار که به هم سان نبودن گروه ها مربوط می شود (رگرسیون آماری، سوگیری در انتخاب افراد و تعامل بین اشتباه در انتخاب افراد با عامل رشد) را کنترل می کند. در این تحقیق رابطه علت و معلولی مورد بررسی قرار می گیرد. به این صورت که متغیرهای مستقل (تمرین استقامتی، عصاره دارچین و تمرین استقامتی همراه با عصاره دارچین) اعمال می شوند تا اثر آنها بر متغیر های وابسته (میزان گلوکز ناشتا، میزان انسولین و مقاومت به انسولین) بررسی شود. در این مطالعه برخی متغییرها هستند که بر متغیرهای وابسته اثر گذار می باشند که تحت عنوان متغیر کنترل از فرایند تحقیق حذف می شوند. این متغیر ها عبارتند از: نوع برنامه غذایی، وزن بدن موش ها و گلوکز خون ناشتا و همچنین برخی از متغییرها که به عنوان متغیرهای مخل در فرایند تحقیق وجود دارند که عبارتند از فرایند کاهش وزن موش ها در دوره تحقیق، فشار جو در ساعات شبانه روز و در هنگام تمرینات ورزشی و آسیب ها و بیماری ها و عفونت های آزمایشگاهی (از قبیل جرب و …..). طرح تحقیق، طرح پس آزمون با گروه کنترل می باشد (جدول 3-1).
جدول 3-1. طرح تحقیق
O1
X1
R
O2
X2