منبع پایان نامه ارشد درمورد شناخت کسب و کار خانوادگی و ابعاد کسب و کار

دانلود پایان نامه

هندلر تلاش می کند تا پارامتر های تشکیل دهنده و موثر در تشخیص کسب و کار خانوادگی را شفاف سازی کند. برخی نویسندگان جهت تشخیص کسب و کار فقط یکی از ابعاد را درنظر گرفته اند و در عین حال ابعاد دیگر را نیز مهم دانسته اند. طبق نظر هندلر و ابعاد ۴ گانه اش ، برخی از این ابعاد به متغیرهایی جهت شناسایی شاخص های تحلیل تبدیل می شوند.که به طور اخص می توان مالکیت، ساختار و اندازه خانوار را مورد توجه قرار داد و در مجموع با توجه به این ابعاد کسب و کار خانوادگی را میتوان به شکل زیر تعریف کرد.
وقتی که خانواده تاثیری به سزا در فرآیندهای حال و آینده شرکت دارند همچنین وقتی که یکی از ۳ حالت زیر رخ دهد:
۱- یک خانواده بیش از ۵۰ درصد سهام دارای حق رای یک شرکت را در اختیار دارد.
۲- یک گروه خانوادگی به طور موثر کنترل کسب و کار را در دست دارد.
۳- بخش عمده مدیریت ارشد یک کسب و کار در دستان یک خانواده است. (لیچ, 1991)
2-2-1-2 شناخت کسب و کار خانوادگی
این بخش ماهیت کسب و کار خانوادگی را به عنوان سیستمی با عملکرد دوگانه مورد کنکاش قرار می دهد. و مهمترین نگرانی های صاحبان کسب و کارهای خانوادگی را شناسایی میکند. پس از بررسی این مطلب به این نکته پی می بریم که با اینکه خانواده ها و مسائلشان منحصر به فردهستند ولی چالشهایی که با آن روبرو می شوند به یکدیگر شبیه هستند و تقریبا مشکلات همه کسب و کارهای خانوادگی یکسان هستند.
همچنین دیدگاه افرادی که در کسب و کار خانوادگی مشارکت دارند شناسایی می شوند. ما تمایل به آمیختن شخصیت افراد با دیدگاه های آنها داریم. فهمیدن دیدگاه نقش آفرینان متفاوت که در کسب و کار خانوادگی نقش دارند ( فعال یا غیر فعال) به کاهش تناقضاتی که ممکن است روی دهد کمک می کند.
نانسی بومن، (1991) در تعریف کسب و کار خانوادگی مطالب زیر را بیان می دارد:
یک تعریف ساده این است که کسب و کار خانوادگی، هر کسب و کاری است که در آن عمده کنترل و مالکیت شرکت در اختیاریک خانواده است و یا در آن ۲ یا چند نفر از اعضای یک خانواده مشغول به کار هستند.همچنین سیستمی پیچیده و دوگانه است از اعضای خانواده که به طور همزمان عضو یک سیستم وظیفه ای به نام کسب وکار و یک سیستم اجتماعی به نام خانواده هستند.
همپوشانی این دو سیستم باعث بوجود آمدن تعارض می شود. زیرا هر سیستم قوانین، نقش ها، نیازها و ملزومات خود را دارد. مثلا خانواده سیستمی احساسی است با تاکید بر روابط که وفاداری را با عشق و حمایت پاسخ می دهند. ورود به این سیستم از طریق تولد است و عضویت در آن دائمی است. نقشی که هر فرد درسیستم خانواده دارد ـ پدر، مادر، شوهر، فرزندو…_ مسئولیتها و انتظارات خود را به همراه دارد، به علاوه خانواده ها شیوه های برقراری ارتباط و رفع تناقضات مخصوص به خود را دارند که سالها وقت صرف ایجاد و تنظیم آنها شده است. این روشها ممکن است برای خلنواده مناسب باشند. اما برای حل تعارضات موجود در کسب و کار مناسب نیستند.
در مقابل سیستم کسب و کار، غیر احساسی و بر اساس قواعد و قرار داد هاست. ورود به این سیستم بر اساس تجربه و توانایی است. عضویت مشروط به عملکرد است و عملکرد پاداش مادی دارد. همانند سیستم خانواده، نقشها در سیستم کسب و کارمسئولیت ها و انتظارات خود را به همراه دارند و از طرفی کسب و کارها و روابط، تعارضات و روشهای حل مشکل خاص خود را دارند.
تعارضات وقتی بوجود می آیند که:
نقشهای محول شده در یکی از این دو سیستم مزاحم نقشی در سیستم دیگر می شود
الگو های ارتباطی یک سیستم در سیستم دیگر به کار برده می شود .
وقتی تمایلات دو سیستم با هم تضاد پیدا می کنند.
مثلا ممکن است وقتی نقشهای فرزندان و والدین، خواهرها و برادرها و همسران در دو سیستم با هم یکسان شود، بین آنها تعارض بوجود بیاید. مثلا نقش رئیس و کارمند بین یک زن و شوهر در محیط خانه مناسب نخواهد بود. همینطور نقشهای افراد در خانواده مناسب محیط کسب و کار نخواهد بود. مثلا فرزندان که در خانواده نقش آرام کننده روابط را دارند، ممکن است در محیط کسب و کار، نا خواسته موجب ایجاد تعارض بین اعضای خانواده شوند.
وقتی شخصی در دو سیستم نقشی یکسان و خاص ایفا می کند، حالتی از انتقال نقش ممکن است رخ دهد. مثلا فرزندان در خانواده با عنوان هایی بزرگ می شوند، مثل باهوش، منظم، درسخوان، زرنگ و غیره. وقتی فردی با این عنوان از خانواده وارد کسب و کار می شود، انتظارات خانواده از آن فرد متاثر از این عنوان ها است که مطمئنا بر عملکرد فرد تاثیر خواهد گذاشت.
الگو های ارتباطی خانواده همیشه بر کسب و کار تاثیر نمی گذارند، اما در صورت تاثیر گذاری ممکن است دارای نتایج نگران کننده با شند. معمولا مسائل کسب وکار به شیوه متفاوتی با اعضای خانواده مطرح میشود واین تفاوت شیوه در صورتی که به سوء برداشت یکی از اعضا خانواده منجر شود میتواند مشکل ساز باشد.
مثلا والدین از واکنش منفی فرزندان خود نسبت به یک دستور و یا ارزیابی عملکرد شگفت زده می شوند . .این واکنش منفی به این دلیل است که فرزندان این رفتار را از طرف والدین خود می بینند نه از طرف رئیس شرکت.
همپوشانی سیستم ها وقتی ظاهر می شوند که تعارض بین تمایلات خانواده و کسب و کارشکل می گیرد. برخی افرادبه جای تلاش برای ایجاد تعادل بین علایق، علایق شخصی را قبل از علایق کسب و کار قرار می دهند. وابستگی های احساسی قدرتمند اعضا خانواده و وفاداری آنها به همدیگر، موقعیتهای مدیریتی منحصر به فردی را ایجاد میکند. مثلا دادن شغل در کسب و کار به یکی از اعضاء خانواده که صلاحیت لازم را ندارد، ارضا نیاز های خانواده و نادیده گرفتن نیاز های کسب و کار است.
نوع دیگر تعارض وقتی بوجود می آید که مالک کسب و کار احساس میکند پرداخت حقوق برابر به فرزندان عادلانه است. فرزندان با مسئولیت بیشتر ، همتراز با فرزندان با مسئولیت کمتر دریافت میکنند. در موارد رقابت بین خواهرها و برادرها، ممکن است که کسی اطلاعاتی را از دیگری مخفی کند تا بتواند نقش پر رنگ تری را در بازی قدرت داشته باشد.