منابع مقاله درباره کاهش مشکلات رفتاری و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

-کارگر (1381 ) در پژوهشی به بررسی مقایسهای اختلالات رفتاری دانشآموزان فزون کنش و عادی در شهر تهران پرداختند. آزمودنیهای پژوهش آنان متشکل از 45 دانش آموز فزون کنش (42 پسر و 3 دختر) و 45 دانش آموز عادی(42 پسر و 3 دختر ) مدارس استثنایی ابتدایی و راهنمایی شهر تهران بودند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که بین دانشآموزان فزون کنش و عادی در اختلالات رفتاری تفاوت معناداری وجود دارد.


-خانجانی (1387) نشان داد که جدا شدن از مادر به طور روزانه در سنین پایین تر، کودک رابیشتر در معرض خطر دلبستگی ناایمن قرار می دهد. همچنین کودکانی که به طور تمام وقت و روزانه از مادر جدا می شوند، بیشتر در معرض خطر دلبستگی ناایمن قرار دارند.
-خدام، مدانلو، ضیایی و کشتکار (1388) که در ارتباط معناداری بین مشکلات رفتاری، تک والدی بودن، سکونت در خانواده های پرجمعیت و کم درآمد، سلبقه بحران طی سال اخیر، شغل و تحصیلات والدین و محل تحصیل کودکان یافته است.
سوابق خارجی:
– میلر (2013) در تحقیقی در ایالات متحده بیان می کند که تأثیرات طلاق و جدایی فقط به زن و شوهر ختم نمی شود بلکه این کودکان هستند که بیشترین هزینه های آن را می پردازند. از این جهت جدایی و طلاق به عنوان عواملیفشارزا با نتایجی بالقوه منفی بر سلامت جسم و روان افرادی که با آندرگیرند، شناخته می شوند. تأثیر طلاق بر بهداشت روانی کودکان در چندین ده هموضوع تحقیقات گسترده ای بوده و به عنوان عامل بسیار مهمی در انواع اختلالات عاطفی و رفتارهای کودکان و نوجوانان مورد توجه بوده است.
-آسلتیل(2012) در تحقیقی در ایالات متحده بیان می کند که ارتباطمیان مشاجرات زناشویی و عدم سازگاری کودکان به کرات مورد بررسی قرار گرفتهاست. تحقیقات نشان داده است وقتی والدین، چه در زندگی زناشویی چه پس ازطلاق، دچار اختلافات و درگیری می شوند کودکان این خانواده ها از مشکلات روحی شدیدتری رنج می برند. ما نیز می دانیم کودکانی که خشونتو دعوای والدین را نظاره گرند در خطر ابتلا به مشکلات روان شناختی ورفتاری قرار دارند. جدایی وطلاق می تواند کودکان را از مشاجرات و خشونت های جاری درون خانواده نجات دهد، اما در عین حال می تواند بعضی از آن ها را با درگیری های افزایشیافته ی والدین که به واسطه ی انتقال از زندگی مشترک به طلاق روی دادهاست، مواجه کند.
-کمپوس(2011) در تحقیقی در مکزیک بیان می کند که والدینیکه خشم خود را از طریق درخواست از کودکان برای انتقال پیام های خصومت آمیزبه همسر سابق یا دادن پاسخ های مغرضانه به سؤال های شخصی کودکان درباره یوالد دیگر از طریق بدنام کردن او در جلو کودکان یا نام بردن از والد دیگرابراز می دارند، در ایجاد فشارهای روانی غیرقابل تحمل و به تعارض کشاندنکودکان درباره ی شخصیت والد دیگر نقش اساسی دارند. تحقیقات نشان داده استکودکانی که در این موقعیت ها قرار دارند در مقایسه با کودکانی که در وضعیتپر تنش والدین با آن ها زندگی می کنند، ولی والدین شان آن ها را در مشکلاتشان درگیر نمی کنند، افسرده تر و مضطرب تر هستند
-بارت(2009) در تحقیقی در سوئد بیان می کند که زوجینی که در زندگی زناشویی با طلاق عاطفی دست و پنجه نرم می کنند عموما از تعاملهای خوشایند و شوق انگیزی برخوردار نیستند و در عین حال، دارای تعامل های خشم، سرزنش و یا تنبیه فراوانی هستند. تعاملها در طلاق عاطفی غالبا  با رفتار منفی متقابل مشخص می گردد. اگر یکیاز طرفین رفتاری منفی از خود نشان دهد، طرف دیگر رفتاری شبیه به ان راانجام می دهد و بدین ترتیب، زنجیره تعامل منفی پیش رونده، آغاز می شود.ایندست از زوجها در طلاق عاطفی، واکنش پذیر هستند. یعنی رویدادهای مثبت یامنفی، اثری قوی درباره چگونگی احساس آنها از ارتباط و ارزیابی آن ارتباط درهر زمان معینی دارد. از طرف دیگر روابط نابسامان، یا ناتوانی در حل تعارض، از ویژگی های دیگر این زوجین است. فقدان مهارت در حل تعارض باعث می شود که نزاعها و تعارضهای حل نشده که در طی جریان ارتباط شکل گرفته اند، روی هم انباشته شوند. سابقه چنین تعارضهای حل نشده که در طی جریانارتباط شکل گرفته اند، روی هم انباشته می شوند. همچنین ممکن است به انتظارات منفی درباره تعارضهای آینده بیانجامد و امکان حل مسأله در رابطهزوجها را حتی کمتر گرداند.
-کوهن(2007) در تحقیقی در ایالات متحده بیان می کند که نمرات درسی بچه ها نیز می تواند تحت
تأثیر شرایط خانواده قرار گیرد. از دست دادن تمرکز، در نتیجه اختلافات و مشکلات خانوادگی از ساده ترین نتایجی استکه طلاق عاطفی بر روی کودکان خواهد گذاشت. کودکان ممکن است احساس نگرانیکنند چون در اثر اختلافات، بی توجهی ها و کوتاهی های والدین، ضعف درسی بچه ها به مرور بیشتر و بیشتر شده و کودکان کم کم به مرحله ای میرسند که امکانرسیدگی به ضعف های درسی شان را ندارند. والدین آن قدر درگیر مشکلات خودهستند که کودکان فراموش می شوند و زمان کمتری صرف آنها می گردد. کودکان نیزدر چنین خانواده ای سعی می کنند که خلأهای عاطفی خود را با رؤیاهای روزانه پر کنند. مطالعات نشان می دهد که بچه های این دسته از خانواده ها زمانهایی را که باید صرف مطالعه و انجام تکلیف کنند، به خیال پردازی می پردازند ولذا در اثر همین مسأله میزان شکست تحصیلی، فاصله گرفتن شان از دوستان وگوشه گیری و انزوای شان بسیار شدیدتر است.
-هریس ( 2012 ) اثر آموزش بازی درمانی را بر روی کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات رفتاری به صورت فرا تحلیلی مورد مطالعه قرار داد. تحلیل یافته ها نشان داد که آموزش بازی درمانی و آموزش مدیریت والدین جهت کاهش مشکلات رفتاری و اجرایی دوران کودکی و تعاملات مثبت والدین ـ کودک مؤثر است.
-کوهن، و کارتر (2010 ) نیز نشان دادند که آموزش بازی درمانی درمانی مبتنی بر شناخت درمانی و ارائه شیوه های صحیح مدیریت رفتار به مادران کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری، موجب کاهش اضطراب، افسردگی، استرس والدگری ، افزایش عزت نفس و حس مثبت نسبت به نقش مادری می شود.
-موریس (2002) رابطه بین خود کارآمدی و نشانه‌های اختلالات عاطفی و دلبستگی را در نمونه بزرگی از نوجوانان بهنجار هلند مورد (10200=N) بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که سطح پایین خود کارآمدی با سطح بالای صفات اضطرابی، روان‌آزردگی، نشانه‌های اختلالات اضطرابی و نشانه‌های افسردگی و دلبستگی پایین همراه بوده است.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1- مقدمه
در این فصل ابتدا به بررسی نوع تحقیق، جامعه آماری موردتحقیق، نمونه آماری و شیوه نمونه گیری، وسیله جمع آوری اطلاعات، روایی و پایایی سؤالات و بعد نحوه اجرای ابزارها و روشهای آماری می پردازیم.
3-2- روش
تحقیق حاضر توصیفی- تحلیلی از بعد هدف کاربردی و از نظر نوع روش در زمره تحقیقات پیمایشی می باشد.
3-3- جامعه آماری
در این پژوهش، جامعه آماری شامل کلیه والدین دانش آموزان دختر دبستانی مقطع ابتدایی7 تا 12 سال مدارس شهر دامغان می باشند که به صورت تصادفی 384نفر به عنوان نمونه از دو دبستان دخترانه شهر دامغان انتخاب شدند.