دانلود پایان نامه

سعدی مردم را ریشه‌های اصلی درخت حکومت می‌داند و به شاهان هشدار می‌دهد که متوجه تاز‌گی و استواری این ریشه‌ها باشند ورنه درخت حکومت آن‌ها فرو می‌افتد.
برو پاس درویش محتاج دار رعیت چو بیخ‌اند و سلطان درخت دل زیردستان نباید شکست
که شه از رعیت بود پاسدار درخت ای پسر باشد از بیخ سخت مبادا که روزی شوی زیردست
سعدی رابطه‌ی مردم و شاهان را با استفاده از تمثیل گوسفندان و شبان بیان کرده است. سلطان اختیار کامل دارد که با مردم چگونه رفتار کند، همان‌گونه که شبان می‌تواند هرگونه رفتاری با رمه‌ی گوسفندانش داشته باشد او هم قانون می‌سازد و هم آن را اجرا می‌کند. همان‌گونه که شبان یا صاحب رمه می‌تواند رمه‌ی خود را به هر جایی بکشاند، بفروشد، یا بکشد. رمه باید به‌دنبال او راه بزنند و تا آن‌جا می‌توانند آزاد باشند که او می‌خواهد یعنی سلطان همان شبان است و مردم همه همان رمه. با این همه شبان این مسؤولیت را دارد که گوسفندان را از چنگ و دندان گرگان نجات دهد و برایشان چراگاه‌های خرم و چشمه‌های گوارا فراهم سازد، اما همیشه چنین نیست. این شبان گاهی خود همان گرگ است و هرگونه که بخواهد گوسفندان را می‌درد. بدبختی گوسفندان آن‌گاه چند برابر می‌شود که گرگی در جامه‌ی شبانی اختیار گوسفندان را در دست گیرد.
خوافی نیز همسو با سعدی این‌گونه بیان می‌دارد:
«چه خوش گفت با شاه ایران وزیر گر از گرگ ظلمی رود بر رمه
که ما گوسفندیم و چوپان امیر کرا غیر چوپان بود مظلمه»
«شنیدی آنکه در تمثیل گوید ز گرگ ایمن شود آن لحظه گله
رعیت گوسفند و شه شبانست که در حفظ شبان مهربانست»
(فرخ، 1345: 142ـ143).
این تمثیل همان پادشاه یا سلطان بیدادگر است که پیوسته بر رعیت خود بیداد روا می‌دارد. به گفته‌ی سعدی امیران و شاهانی که بر مردم استبداد روا می‌دارند و دل آنان را می‌آزارند، در حقیقت ریشه‌ی پادشاهی خود را برمی‌کنند.
سعدی اذعان می‌دارد پادشاهی که ظلم را مبنای حکومتش قرار می‌دهد، در حقیقت اساس حکومتش را از بین می‌برد.
نکند جور پیشه سلطانی پادشاهی که طرح ظلم افکند
که نیاید ز گرگ چوپانی پای دیوار ملک خویش بکند
(اتابکی، 1374: 22).
سلطان که ندارد خبر از حال رعیت چون عدل کند با همه مردم به سویت
کارش به فساد افتد و ملکش به تلاشی گاهی که نداند ملک احوال حواشی
(فرخ، 1345: 143).
حکایت: یکی از پادشاهان ظالم، زاهدی را گفت حال پادشاهان به قیامت چگونه است؟ گفت: سلطان عادل که جانب حق نگه دارد و خاطر خلق نیازارد و سایه‌ی همت بر مال رعیت توانگر نیندازد در دو گیتی پادشاه باشد.