دانلود پایان نامه
در برخورد با دیگران باید حد اعتدال رعایت شود که همان تواضع است و از حالت افراط و تفریط که تکبّر و ذلّت نفس است، باید اجتناب شود. در روایتی از امام صادق (ع) حد اعتدال با مردم را چنین بیان می‌کنند: «لا تَکُن فظاغیظا یَکره الناس قربک ولاتکن واهنا یحقرک من عرفک» تندخو و بدبرخورد مباش که مردم نخواهند با تو معاشرت کنند و خودت را آن‌قدر پست نگیر که هرکس تورا می‌شناسد، تحقیرت کند. تواضع گرچه محبوب است و اجر بیکران دارد، نشاید کرد با هر کس که هیبت را زیان دارد (پورکریمی، 1386: 15).
«عالم را نشاید که سفاهت از عامی به حلم در گذارد که هردو طرف را زیان دارد هیبت این کم شود و جهل آن مستحکم.
چو با سفله گویی به لطف و خوشی
فزون گرددش کبر و گردن‌کشی»
(احمدی گیوی، 1386: 391).
حکمت: «دو چیز علامت بی‌خردی بود: یکی تواضع با فرومایگان و دیگر تکبر با هنرمندان؛
مکن با مردم نادان تواضع نه با دانا تکبر زانکه نزدش
که بر چشمش حقیر و خوار گردی حقیر نفس و بی‌مقدار گردی»
(خوافی، 1345: 391ـ392).
4ـ4ـ 8 ـ عدالت در گلستان و روضه خلد
سعدی معتقد است عدالت خداوند، جهان‌شمول است «باران رحمت بی‌حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی‌دریغش همه‌جا کشیده پرده . . .» (احمدی گیوی، 1386: 163).
سعدی در مواعظ و قصاید تحقیقی خویش مفهوم اخوت انسانی را که مضمون حکم حدیث نبوی هم هست به‌طور ضمنی مبنای الزام عدل و احسان قرار می‌دهد و در شریعت و وجدان و مروّت انسانی این معنی را جایز نمی‌داند که در عالَمِ برادری که بین انسان‌ها هست، یک برادر از پرخوری آماس کند و برادر دیگر از گرسنگی و نزاری جز رمقی برایش باقی نماند. این یک به‌خاطر فقر از فواید هدایت محروم ماند و آن یک در پرتو نعمت از هرگونه برکت بهره‌یاب شود. و باز آن‌که از دولت و اقبال نصیب دارد الزام عدل و احسان را که حکم شرع است شامل تعهد وی در سعی برای ایجاد نوعی مساوات در فرصت‌ها برای برادر محروم تلقی ننماید» (زرین‌کوب، 1379: 114).
شیخ سعدی وقتی به انسان نگاه می‌کند، اصل برابری و حقوق بشر را می‌بیند، نه رنگ نه زبان و دین و آیین او را. برای آن که همگان از یک گوهر آفریده شده‌اند و بندگان خداوندند، درد یک انسان درد همه انسان‌‌هاست. نجات یک انسان نجات یک جامعه است و کشتن یک انسان کشتن یک جامعه.
«بنی‌آدم اعضای یک دیگراند چو عضوی به درد آورد روزگار
که در آفرینش ز یک جوهراند دیگر عضوها را نماند قرار»
(سعدی، 1374: 19).
عدالت در لغت، اصلی است که بر حد وسط میان افراط و تفریط و راست و مستقیم دلالت می‌کند و بر مبنای این اصل، معانی متعددی آمده است؛ از جمله مساوات، استقامت، حکم به حق، همانندی، همسنگی، درستی، میزان بودن و نقیض جور (غزالی، 1380: 4511).
1ـ اعتدال و میانه‌روی 2ـ «وضع الشئ فی موضعه» قرار دادن هر چیز در جای خودش 3ـ عدل و مساوات.
امام علی علیه‌السلام در بیانی شیوا و راهبردی «اعتدال» را با میزان توانمندی فرد مرتبط دانسته و خطاب به امام مجتبی علیه‌السلام می‌فرماید: «در شئون زندگی و امور عبادی میانه‌رو باش و از افراط و تفریط بپرهیز. روشی را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانی آن را انجام بدهی». بر این اساس ریشه اعتدال در وجود خود فرد است و کسی می‌تواند مدیریت تنظیم روابط، پدیده‌ها، افراد و وقایع را در دست بگیرد که خود معتدل باشد.