دانلود پایان نامه

بسیاری انجام داده اند. در زمینه کودکان و با بهره گرفتن از روانشناسی هنری می توان گفت که همچون بزرگسالان، هنر به عنوان راهی برای دست یابی به درون کودک است و هدف هنر درمانی در واقع به نوعی پالایش درون و هماهنگی آن با محیط بیرون است ( کیس و دالی ، 2006 ).
کودکان بسیاری از ترس ها، مشکلات، اضطراب و حتی علائق و لذات خود را در قالب هنر بیان می کنند. در این زمینه هنرهای تجسمی چون نقاشی، خمیربازی وسفال و حتی طراحی می تواند مشکل گشا باشد. در کل فعالیتهای برون فکنانه می تواند مشکلات کودکان را در زمینه های گوناگون کاهش دهد ( مک گولدریش 1980 ، به نقل از دالی و کیس، 2008 ).
برنامه های نقاشی می تواند درک یک کودک کم توان ذهنی نسبت به محیط اطراف، بدن خود، اطرافیان و حتی علائق اش را افزایش دهد. نکته دیگر در زمینه هنر درمانی کودکان این است که هنر در برنامه های درسی کودکان با اختلالات ذهنی و یادگیری انعطاف پذیری ایجاد کرده و از این طریق یادگیری آنها را تسهیل می کند. ( کیس ، 2006 ).
به عنوان نمونه ، برنامه ای هنری چون سفال و نقاشی به تدریج ادراک فضائی کودکان نارسا خوان و حساب نارسا را تقویت کرده و همین مسأله خود موجب کاهش مشکلات خواندن و حساب در آنها می شود ( آندریاس ، 2005 ).
در واقع هنرهای تجسمی چون نقاشی و سفال می تواند توانائیهای ادراکی را افزایش داده و نیمکره راست را که مسوولیت این توانائی را به عهده دارد فعال کند و خود فرآیند فعالسازی نیمکره مغز موجب تسهیل در یادگیری می شود. در ضمن پژوهشها حاکی از آن است که هنر موجب تقویت اجزای شناختی نظیر توجه ، تمرکز، ادراک شنیداری، بینائی و در کل تقویت مهارتهای پردازش اطلاعات می شود ( زایدل و همکاران، 2006 ).

بسیاری از پژوهشگران برنامه های هنر درمانی را با تکنیکهای درمانی دیگر ترکیب کرده و نتایج قابل توجهی را گزارش نمودند. به عنوان نمونه در یکی از مراکز پژوهشی کودکان اوتیستیک در آمریکا، از شنیدن موسیقی ریتمیک همراه با نواختن ساز، در کنار تکنیکهای یکپارچگی حسی برای کاهش علائم اضطرابی کودکان مبتلا به آسپرگر استفاده شد و نتایج حاکی از آن بود که تکینیکهای یکپارچگی حسی توام با آموزش موسیقی بیشتر از تکنیکهای یکپارچگی حسی به تنهائی در کاهش علائم اضطرابی این کودکان موثر است ( آزبل و همکاران، 2008 ).
کودکانی که به هنر درمانی روی می آورند با روش هائی آشنا می شوند که به آنها در درک بهتر از « خودشان » کمک می کند و انها بطور هدفمندانه ای خود را درگیر وسیله ای هنری می کنند که می تواند باعث شکوفائی خلاقیت، و پائین آوردن تقاضاهای « من برتر » شود که این موضوع در آنچه به نمایش در می آید متبلور می شود. هنر درمانگر برای ایجاد ارتباط مستقیم با مراجع و دستیابی به اهداف درمانی در طولانی مدت ابزارهای گوناگونی را مهیا می کند. اندازه و ماهیت ابزارهائی که به کار گرفته می شوند از عواملی هستند که می توانند برحالات هیجانی بیمار و مکانیزم های وی سازگاری و نیز انگیزه و اشتیاق او به کار هنری تاثیر بگذارند. استفاده از وسایل هنری نیازمند مهارت فنی خاص نیست. در هنر درمانی، وسایل و ابزار هنری که بیشترین کاربرد را دارند عبارتند از پاستل های روغنی، ماژیک و مداد رنگی در انواع مختلف، آبرنگ، رنگهای آکریلیک و طبیعی، خاک رس، گل سفال، خمیربازی، کاغذهای نازک، مقوای رنگی و تصاویر مجلات و کتابها ( لاندگارتن، 1996، به نقل هاشمیان و ابوحمزه، 1378 ).

گر چه هنر به هر شکل ( موسیقی، نقاشی، سفال و … ) که باشد با تفریح و تنوع همراه است ولی نقش آن تنها به سرگرمی محدود نمی شود بلکه پیامدهای آن چنان است که می تواند جنبه های آموزشی، پرورشی و درمانی را شامل گردد. ذهن و روان خسته از درگیری های روزانه کودک می تواند با تاثیر پذیری از یک کار هنری آرامش خود را بازیابد و هنر می تواند در قبال یکنواختی زندگی هیجانی و تنوع ایجاد کند. در کل هنر می تواند در ابعاد مختلف شخصیت انسان موثر بوده و رشد و تکامل انسان را یاری بخشد. ابعاد شخصیتی عبارتند از: بعد عاطفی، بعد روانی، بعد جسمی، بعد شناختی – ادراکی و هیجانی که هر اثر هنری می تواند کم و بیش به هر یک از ابعاد مذکور نقش داشته باشد گرچه ممکن است نقش یک اثر هنری در برخی جنبه ها بیشتر بوده ودر جنبه های دیگر اثرات کمتری داشته باشد ( ماندنی، 1384 ).
لذت ایجاد شده در اثر انجام کار هنری، ناشی از رها شدن فشارها و تعارضات روانی فرد است . از سوی دیگر، آفرینش هنری نقش مهمی در پالایش امیال سرکوفته که با مخالفتهای اجتماعی و اخلاقی روبه رو بوده است به سوی هدفهای برتر اجتماعی دارد. بنابراین پالایش روانی، ناشی از آفرینش آثار هنری موجب رها شدن هیجانات، تعدیل فشارهای روانی و آرامش هنرمند می شود ( لیمین ، 2004 ).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از برنامه هنرهای تجسمی می توان برای از بین بردن مشکلات شناختی، هیجانی ، عاطفی، ادراکی و حتی جسمانی کودکان با ناتوانی های خاص استفاده کرد. بهمین منظور در برنامه درمانی کودکان با اختلالات رفتاری، اختلالات یادگیری، عقب ماندگی ذهنی و دیگر کودکان می توان برنامه های هنر درمانی را گنجاند و از مزایای آن بهره بسیار برد. (بهینا، 1380، کربلائی نوری، 1379 )

مطلب مرتبط :   دسترسی به اطلاعات

نورو پسیکولوژی هنر
یکی از جنبه ها و ابعاد درک تصویر یک نقاشی که ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود مشغول ساخته این نکته است که ظاهر یک تصویر زمانیکه به طور آئینه ای در مغز منعکس می شود تغییر می کند. بنابراین جهت خارجی یک ترکیب هنری روش ادراک آنرا تغییر می دهد و این درصورتی است که سازماندهی و ترکیب محرک همان است. لووی اولین فردی بود که این پدیده را از دیدگاه نوروپسیکولوژی توضیح داد. او دریافت زمانیکه مردم تصاویر و عکسهای نامتقارن یک چشم انداز را نگاه می کنند، تصاویری را ترجیح می دهند که از نظر محتوا اهمیت بیشتری دارند و این اهمیت محتوا در سمت راست فضای چشم انداز قرار دارد ( لوری و هلر ، 1989 ، به نقل از زایدل ، 2006 ).
در پژوهشی که توسط آنها انجام شد، نتایج نشان داد که افراد راست دست اینطور قضاوت
می کنند که آنها تصاویر را در جهت ( موقعیت ) آئینه ای یا طبیعی اش دوست دارند. موقعیت محتوای مهم تصاویر پیش از این از طریق قضاوت گرو ، دیگری از آزمودنی ها تعیین شده بود.
علیرغم جهت و موقعیت تصویر، افراد راست دست دریافتند که محتوای راست تصاویر به لحاظ زیبائی شناختی هنری دلپذیرتر و خوشایند تر است. عکس این مطلب در مورد افراد چپ دست صادق بود. نتایج مشابهی توسط پژوهشگرانی دیگر چون مک لافین ، دین و استنلی در کارهای هنری چون نقاشی همین مطلب را تصدیق کرد ( زایدل، 2006 ).
بر اساس مطالعات پژوهشگران در زمینه درک آثار هنری در نیمکره های مغز، پژوهشگران چون لووی در سال 1976 نشان دادند که نیمکره راست مغز به طرز متفاوت ( به گونه ای متفاوت ) با رفتار دید تصویر فعال می شود ( زیرا نیمکره راست برای پردازش اطلاعات بینائی – فضائی تخصص یافته است ). پژوهش دیگر نشان داد که فعالیت نامتقارن یک نیمکره مغز یا نیمکره دیگر با جهت دار شدن توجه به سمت مخالف فضا همراه است. بنابراین جهت توجه به سمت چپ فضا در خلال تماشای نقاشی یا تصویر می تواند موجب شود که آن بخش از تصویر به لحاظ ذهن برجسته تر و غالب تر شود. علاوه به این لووی نشان داد که وقتی محتوای سمت راست تصویر برای فرد اهمیت بیشتری داشته باشد به لحاظ نور و پیسیکولوژی برای مهم جلوه دادن سمت چپ تصویر یک تعادل ایجاد می شود و همین تعادل باعث می شود که کل نقاشی یا تصویر از نظر فرد زیبا جلوه کند ( لووی و همکاران، 1976 ، به نقل از زایدل، 2006).
اما در کل بررسی ها و مطالعات در زمینه درک هنر نشان داد که ترکیب یک اثر هنری می تواند به علت فعالیت متقارن مغز تحت تاثیر قرار گیرد و مردم نیز بسته به اینکه موقعیت و محل اطلاعات کجا باشد بسیار متفاوت به تصاویر پاسخ می دهند. در ضمن حالت عاطفی و هیجانی هنرمند ( نقاش، مجسمه ساز یا طراح ) ممکن است به روش ایجاد اثر هنری موثر باشد و نیز موقعیت و محل محتوای اثر هنری می تواند بر فعالیت مغزی بیننده آن تاثیر بگذارد. در کل با توجه به تمام بررسی های انجام گرفته این احتمال وجود دارد که تعامل پیچیده ای بین تمام عوامل نور و پسیکولوژی دخیل در ایجاد و درک کار هنری وجود داشته باشد و نیز بررسی های نور و پسیکولوژی هنر نشان داده است که نور و پسیکولوژی خالق اثر ( هنرمند ) با نور و پسیکولوژی ادراک کننده اثر هنری در تعامل بوده و حاصل این تعامل ایجاد یک تجربه منحصر به فرد و پیچیده به لحاظ عاطفی و زیبائی شناختی در زمینه درک هنر است ( زایدل و همکاران، 2006).

نیمکره های مغز و خلق هنر
مهارت های زیادی در خلق و ایجاد اثر هنری دخالت دارد . همانگونه که در کارها و آثار هنری هنرمندان ودیگر افراد با آسیب مغزی نشان داده شده است ،‌این مهارت های خاص به عنوان استعدادهای شناختی نیمکره راست و نیمکره چپ شناخته می شود .
به عنوان نمونه ،‌ نیمکره راست در درک روابط فضائی پیچیده و نیمکره چپ در ایجاد حرکات ظریف لازم برای کارهائی چون نقاشی ،‌ طراحی ،‌ ترسیم و سفالگری اختصاص یافته است . بر اساس مطالعات و بررسی های گوناگون ،‌آسیب وارده به هر کدام از نیمکره های مغزی توانائی هنرمند برای خلق هنر و آثار هنری را کاهش می دهد . علاوه بر این ،‌ مطالعات بسیاری که ترسیم خودبخودی و یا نقاشی با دست را در افراد مبتلا به ضایعه یک یا دو نیمکره نشان می دهد حاکی از آن است که نوع آسیب مغزی در عملکرد آنها مداخله می کند . هر چند بیماران بسته به سمتی از مغز که درگیر است و آسیب دیده انواع متفاوتی از نقایص و مشکلات را نشان می دهد (‌زایدل و همکاران‌،‌2006)

اثر ضایعات وارد به نیمکره راست مغزی در ترسیم نقاشی
آسیب ها و ضایعات وارد به نیمکره راست مغزی متأسفانه با توانائی در نشان دادن روابط فضائی بطور دقیق اختلال ایجاد می کند ولی بیماران با آسیب های مذکور اغلب قادر به بازسازی جزئیات تصاویر و نقاشی ها می باشند . بر اساس بررسی ها و مطالعات لزک ‌ و همکارانش در سال 1983 ترسیمات این بیماران اغلب بسیار جزئی است محتوای آنها تکراری بوده و آسیب وارد به سمت راست مغز اغلب موجب کاهش توجه به تمام قسمت های صفحه شده و اغلب آنها اطلاعات موجود در سمت چپ را نادیده می گیرند و اغلب اوقات سمت چپ کاغذ در نقاشی های آنها فراموش شده و خالی است و این حالت به ویژه در نقاشی ها و ترسیم با دست قابل مشاهده است (‌ کرک و همکارانش ،‌ 1989 ‌، کرتز ، 1983 ، لزک و همکاران ،‌1983 ،‌ به نقل از زایدل ،‌ 2005 ) .
البته این حالت زمانی که از بیماران با آسیب مغزی راست خواسته می شود تا تصویری را کپی کرده و یا از روی آن بکشند بیشتر دیده می شود . پژوهشها و مطالعات در این زمینه حاکی از آن است که تصاویر نقاشی ها و ترسیمات بیماران با آسیب مغزی راست از بیماران با آسیب مغزی چپ بزرگتر و تقسیم بندی شده تر است .به نظر می رسد که نواحی خاصی از نیمکره راست مغزی در نقایص و مشکلات ترسیمی مؤثر باشد .بیماران با آسیب ناحیۀ آهیانه ای نیمکره ر است مغزی در بیان چارچوب شکل و تصویر در نقاشی خود مشکل دارند حال آن که بیماران با آسیب ناحیۀ گیجگاهی نیمکره راست مغزی در بیان چارچوب شکل و تصویر در نقاشی خود مشکل دارند حال آن که بیماران با آسیب ناحیه قدامی نیمکره راست در اندازه نسبی نقاشی و نیز شکل و رنگ هر دو مشکلات زیادی دارند (‌زایدل ،‌2006 ،‌گلدشتاین ‌و گرسمن ،‌1988 ‌)‌.

مطلب مرتبط :   رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه در مورد پرسشنامه سلامت عمومی

آثار آسیب و ضایعه وارد به نیمکرۀ‌ چپ در ترسیم و نقاشی
در مقایسه با نیمکره راست ،‌ آسیب وارد به نیمکرۀ چپ مغز با بازنمائی جزئیات تصاویر در نقاشی ها و اشکال اختلال ایجاد می کند . اما به عکس نیمکره راست ،‌توانائی حفظ روابط فضائی در نقاشی همچنان باقی است . پژوهشگران چون کیمورا ‌و فاست در سال 1987 طی مطالعاتی نشان دادند که در مقایسه با آسیب نیمکرۀ راست مغزی ،‌ تصاویر و نقاشی های افراد به آسیب نیمکرۀ‌ چپ کمتر قابل تشخیص بوده ،‌خطوط کمتری داشته و به لحاظ اندازه و ابعاد کوچکتر هستند .
آسیب نیمکره چپ نیز به طور چشمگیری در توانائی فرد برای ترسیم و نقاشی تأثیر می گذارد ولی این اثر بیشتر در زمینه استفاده ماهرانه از انگشتان دست غالب در نقاشی و برنامه ریزی برای حرکات ظریف است (‌ کیمورا و فاست ،‌1987 ،‌به نقل از زایدل ،‌2006 ).

رابطه هنر ،‌ خلاقیّت و ریاضی
خلاقیت ،‌فرایندی است که در مغز رخ داده و همگان فکر می کنند که فقط مختص هنرمندان است ،‌حال آن که دانشمندان ،‌ فلاسفه ،‌ پزشکان ،‌معلمین و اقتصاددانان و در واقع تمامی متخصصین علوم گوناگون به نوعی خلاق هستند . یک پزشک وقتی در رابطه با بیماری و مشکلات بیماران خود فکر می کند و برای درمان آنها چاره جوئی می کند و یا معلم کلاس درس زمانی که با دانش آموزان مشکل دار رو به رو می شود در واقع برای حل این مشکلات باید این فرایند – یعنی خلاقیت – را به کار برند . البته نکته اساسی اینجاست که خلاقیت در هنر بیش از دیگر علوم قابل رؤیت است ولی این مسأله بدان معنا نیست که کل این فرایند در هنرمندان متفاوت از دیگران است (‌اشلاین ،‌1991 به نقل از ‌زایدل ،‌2005 )‌.
بر اساس پژوهشها و مطالعات دانشمندان علم اعصاب ( نوروپسیکولوژیست ها )‌،‌انتقال دهنده های شیمیائی و مغز می توانند در خلاقیت و بیان هنری مؤثر باشد . نقش این انتقال دهنده ها و مواد شیمیائی موجود در مغز در خلاقیت افراد به ویژه افرادی که با تجسم ،‌ تخیل ،‌ کارهای هنری و ادراک فضائی سر و کار دارند از کالبد شکافی و بررسی مغز بیماران به ویژه برخی هنرمندان و ریاضی دانان ثابت شده است . بررسی ها و مطالعات نشان داد که سطح سروتونین در مغز این افراد طبیعی و گاهی بالاتر از حدّ طبیعی است . برخی دیگر از نوروپسیکولوژیست ها همین پژوهشها را روی مغز افرادی که به نوعی با ریاضی و عملیات منطقی و تجزیه و تحلیل سر و کار داشتند انجام داده و یافته های آنها مشابه نتایج قبلی بود . بر عکس پژوهشگران نشان دادند که زمانی که به علت اختلال روانی ،‌ذهنی و یا حتی آسیب مغزی ،‌سطح سروتونین بسیار کاهش می یابد از خلاقیت افراد کاسته شده و عدم خلاقیت یا کاهش آن در کارهای هنری ،‌فضائی و سه بعدی کاملاً‌مشخص است ونیز آنها نشان دادند که افرادی که سطح سروتونین آنها پائین است در تجزیه و تحلیل مسائل ریاضی و محاسبه معمولاً‌ ناتوان هستند ( اوستکا ،‌1996 ‌، زایدل ،‌2005 ).
هنرمندان تجسمی نظیر نقاشان ،‌طراحان و مجسمه سازان که در کارها و آثار هنری شان خلاقیت و زیبائی شناختی خاصی وجود دارد اغلب در زمینه حل مسائل ریاضی و مفاهیم آن نیز خلاقیت نشان می دهند و این افراد اغلب دانشمندان را ترغیب می کنند تا پروژه ها و طرح های پژوهشی خود را با دیدگاهی تازه و جدید بررسی کنند . بر خلاف قوانین سخت و بعضاً‌ خشکی که بر بعضی علوم نظیر ریاضی ،‌ هندسه و فیزیک حاکم است ،‌ قوانین هنری از انعطاف پذیری خاصی برخوردار است و هنرمندان موفق نیز آزادانه به ذهن و فکر خود اجازۀ پرواز داده و این آزادی در خلق آثار بزرگ و اساسی و نیز حل مسائل پیچیده علمی کمک می کند . هنر در تمامی تقسیم بندی هایش یعنی شعر ،‌ ادبیات ،‌موسیقی ،‌نقاشی ،‌طراحی ،‌ مجسمه سازی ،‌سفالگری ،‌معماری ،‌حرکات موزون ،‌تئاتر و عکاسی در واقع ذهن خالق خویش را منعکس کرده و این انعکاس با خلاقیت و ادراک در هنر رابطه مستقیمی دارد ( زایدل و همکاران ،‌ 2005 ) .
نکته مهم در مطالعات انجام گرفته در زمینه رابطه بین هنر و خلاقیت این است که هنرمندان خلاق لزوماً‌ افراد سالم به لحاظ مغزی نیستند و در طول تاریخ و از گذشته تاکنون همواره هنرمندان زیادی بوده اند که به لحاظ عصبی روانی ( نوروپسیکولوژی )‌ مشکلات زیادی داشته اند ولی ذهن آنها آنچنان خلاقانه و ابتکارانه عمل کرده که توانسته اند آثار هنری بزرگی را به وجود آورند (‌آرنهایم ‌،‌1974 ) .
کارگاه ها و گالری های هنری اماکنی است که در آنها به طریقی آثار و کارهای هنری یک ذهن خلاق به طور مستمر مورد آزمایش و بررسی قرار می گیرد . فایده درک هنر از دیدگاه نوروپسیکولوژی با فایده درک زبان های خارجی ،‌ریاضی ،‌علوم فیزیک ،‌شیمی و زیست شناسی

دیدگاهتان را بنویسید