دانلود پایان نامه

متفاوت نیست و هیچگونه اختلافی بین آنها مشاهده نمی شود و با بررسی و مطالعه هنرمندانی که دچار آسیب مغزی بوده و یا نقایص حسی یا مشکلات عصبی روانی داشته اند می توان نسبت به استعداد هنری آنها و انعکاس و بازنمائی اش در مغز بینش زیادی پیدا کرده ( زایدل و همکاران ،‌2005 )‌.

اختلالات یادگیری
از سال 1950 میلادی به بعد کم کم توجه معلمین ،‌روان شناسان و پزشکان به گروه خاصی از کودکان و آموزش آنها معطوف شد که از نظر جسمانی دچار عارضه مشخصی نبوده ولی دچار نارسائی های ویژه در یادگیری و گاهی اوقات نابهنجاری های روانی رفتاری هستند و درمان آنها با روش های متداول امکان پذیر نیست . نارسائیهای این کودکان با واژگان خاصی چون ضایعات مغزی ،‌ ضایعات خفیف مغزی و آسیب های مغزی نامگذاری شده است و این اصطلاحات که در آنها ریشه اصلی نارسائیهای یادگیری عوامل بدنی فرض شده است با اعتراضات و انتقادات بسیاری رو به رو شده است . متخصصین آموزشی با بسیاری از کودکان رو به رو می شوند که دچار اختلالات یادگیری هستند و علم پزشکی هیچ گونه علامتی از نابهنجاری های عصبی یا ضایعات مغزی در آنها نمی بینند در حالیکه کودکان دیگری هستند که دچار ضایعات مشخص شدۀ مغزی اند ولی هیچ گونه مشکلی در یادگیری ندارند . اکنون نارسائی های ویژه یادگیری یا اختلالات یادگیری را برای این گونه کودکان که با وجود هوش بهنجار در یک یا چند زمینه نظیر ‌: نوشتن ،‌خواندن ،‌ سخن گفتن و فهم ریاضی و محاسبه دچار ناتوانی در یادگیری هستند به کار می برند . چون این کودکان دچار ضایعه مشخص شده مغزی یا عصبی نیستند ،‌نظریه اشکالات مغزی و عصبی نتوانسته متخصصین این رشته را قانع و راضی سازد
(‌ سیف نراقی و نادری ،‌1384 ) .

علل اختلالات یادگیری
در کل پژوهشگران علل اختلالات یادگیری را به دو گروه خارجی و داخلی تقسیم بندی کرده اند که این طبقه بندی بر اساس مطالعات و بررسی های پژوهشگران انجام گرفته است .
‌عوامل داخلی که عبارتند از :‌
آسیب مغزی ،‌سوء تغذیه یا عدم تعادل شیمیائی بدن ،‌استرس های قبل از تولد و عوامل ژنتیکی .

عوامل خارجی که عبارتند از :‌
سبک یادگیری و عوامل محیطی (‌نظیر کلاس درس که گاهی موجب فقدان انگیزه ،‌روشها و کیفیت مواد نامناسب می شود و نیز عدم ثبات خانوادگی ،‌محیط مدرسه و فقر فرهنگی
اجتماعی .)‌
(‌ کاپلان و سادوک ،‌2005 ،‌لرنر ،‌1996 )‌.
به اعتقاد بسیاری از متخصصین تعلیم و تربیت عوامل خارجی از جمله عوامل اصلی در تمامی اختلالات یادگیری اند ولی از آنجائی که مغز مرکز یادگیری است . به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و متخصصین دانش آموزان با مسائل یادگیری به برخی از انواع آسیب مغزی به طور جدی دچار هستند . تکنولوژی هائی چون EEG‌ یا الکترو آنسفالوگرافی که برای که اندازه گیری فعالیت مغز به کار می رود ،‌می تواند آسیب مغزی را مشخص کند . امروزه علاقه در ارزیابی نورولوژیکی و پژوهش مغزی در حوزه نارسائی یادگیری به وجود آمده است و نیز یافته ها حاکی از آن است که تفاوت در ساختار قرنیگی و یا سطوح فعالیت حداقل یک نیمکره از مغز برای افراد با و یا بدون اختلال یادگیری وجود دارد . (‌ بیگلر ‌ ،‌ 1992 به نقل ا زاستکی، 1386).

ریاضی و حساب نارسائی

یکی از بارزترین ویژگی های انسان و متمایز کنندۀ وی از حیوانات شناخت عقلانی و تفکر اوست . انسان نه تنها به ادراک مستقیم از جهان دست می زند بلکه دارای توانائی هائی است برای دریافت و پردازش اطلاعات و این توانائی نیز به مدد تحول و تکامل ساختمان عصبی بسیار منظم و در عین حال پیچیده انسان است که در جریان تکوین فردی حاصل شده است . تأثیر محرک ها به اندام حسی و تجزیه و ترکیب های مغزی و فرایندهای نوروپسیکولوژی موجب شناخت شده و یکی از عالی ترین توانمندی های بشری که در عالی ترین سطح بازنمائی عمل می کند « ریاضیات »‌است که به عنوان یکی از عوامل دخیل در شناخت انسان نظم موجود در پدیده های ذهن را بازنمائی می کند . فعالیت های عالی ذهن وقتی شروع می شود که تصویری از جهان و محیط پیرامون در ذهن کودک ایجاد شود یعنی کودک بتواند خصوصیاتی را از محرکها انتزاع کرده و آنها را با دانسته ها و تجارب پیشین بسنجد و عناصر غیر ضروری را کنار زده و امکان شناخت دقیق تر را فراهم کند . در طی این مراحل کودک به تجسم و بازآفرینی جهان پرداخت که یکی از این الگوهای بازنمائی ،‌ریاضی است (‌استکی ،‌1386 ) .
به اعتقاد پیاژه ساختارهای منطقی و ریاضی همگی انتزاعی است . ریاضی ،‌در واقع علمی است که نظم انتزاع از اشیاء و پدیده های خاص معرف آنها را مورد مطالعه قرار می دهد و به تعبیری دیگر ‌ریاضی فعالیتی است ذهنی که دارای سیستم های یکپارچه ای از مفاهیم به لحاظ بینائی ،‌فضائی و هندسی است . نقش ریاضی مطالعۀ ارتباطات مفاهیم و عملکردهای ذهنی است که می تواند بین آنها رخ دهد و نیز ریاضی علمی نیست که در خلأ انجام گیرد بلکه نوعی فعالیت انسانی است که در روشنائی قرن ها تجربه و با بهره گرفتن از مغز بشر با تمام قدرت ها و ضعف هایش انجام می گیرد . به اعتقاد پژوهشگران دانش آموزان با اختلال ریاضی یا حساب نارسائی دارای نقص نورولوژیکی هستند که در پردازش اعداد دچار مشکل اند . حساب نارسائی در واقع ناتوانی عمیق در فراگیری مفاهیم ریاضی و محاسبه که با بدکارکردی مغزی در ارتباط است می باشد . از ویژگی های این گروه از کودکان این است که آنها معمولاً‌ در زمینه درک روابط فضائی ،‌حافظه بینائی و ثبات شکل دچار مشکلات شدیدی هستند و در بررسی دشواری های ریاضی این گروه باید به مشکلات ادراک بینائی و توجه و تفکر آنان توجه کرد و گاهی اوقات عواملی چون ضعف در پردازش اطلاعات بینائی ،‌کم توجهی ودشواری درخواندن یا نارساخوانی به ویژه برای حل مسائلی که به صورت تشریحی بیان می شود سبب اختلال در حل مسائل ریاضی و مهارت های محاسبه می شود (‌ عباسی ،‌1385 ،‌لرنر ،‌1996 ،‌دانش ،‌1384 ) .
مشکلات یادگیری کودکان در زمینه ریاضیات در مقایسه با اختلالاتی چون خواندن و نوشتن املاء کمتر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است . تحقیقات پیاژه در خصوص روند رشد ذهنی کودکان و به ویژه چگونگی تفکر آنان در ارتباط با مفاهیم کمی چون ثبات یا دوام شکل ،‌درک فضا و روابط فضائی ،‌مکان ،‌زمان ،‌علیت ،‌ترتیب ،‌طبقه بندی ،‌درک نسبت و نگهداری ذهنی اعداد ،‌طول ،‌اندازه ،‌مایع ،‌ مساحت ،‌ وزن ،‌ حجم ،‌ ردیف کردن و تشخیص شکل از زمینه مقدمات تحقیقات بعدی در این زمینه را فراهم کرده است . کودکان حساب نارسا معمولا‌ً برای شمارش اعداد و نیز انجام چهار عمل اصلی به جای تکیه به قوای ذهنی خویش از انگشتان ،‌ دستها یا وسایل کمکی دیگر بهره می گیرند ( سیف نراقی و نادری ،‌ 1384 ) .

مطلب مرتبط :   افزایش بهره وری

مبانی نوروپسیکولوژی حساب نارسائی
توجه به رابطه بین مغز ،‌ تفکر کمی و امکان وجود ضایعه یا تحول نایافتگی موضع مربوط به محاسبه در کارها و پژوهشهای گال و سپوزیوم مشاهده می شود . از آنجائی که لوب آهیانه ای مغز کاملاً‌ درگیر با عملیات عددی و محاسبه است آسیب به این منطقه می تواند مشکلاتی را به وجود آورد . آسیب وارد به لوب آهیانه ای یا سندرم گرسمن نشان داده که این افراد در محاسبات ریاضی دچار مشکلات زیادی شده و در درک مفاهیم اعداد و مهارت های بنیادی حساب نظیر چهار عمل اصلی دچار ابهام هستند . مطالعات دیگر در رابطه با نوروپسیکولوژی حساب نارسائی حاکی از آن است که در بسیاری از کودکان حساب نارسا لوب پس سری نیمکره راست که در پردازش اطلاعات بینایی و به ویژه درک روابط فضائی نقش عمده ای دارد به لحاظ کارکردی دچار اختلال است ( ورک کتوی ،‌1997 ،‌به نقل از استکی ،‌1386 ،‌کاپلان و سادوک ،‌2003 )‌.

نظریه های مرتبط با اختلالات یادگیری و حساب نارسائی
در رابطه با اختلالات یادگیری و حساب نارسائی نظریه های گوناگونی مطرح شده که از میان آن ها دو نظریه که اساسی ترین و با اهمیت ترین نقش را دارند عبارتند از :‌
‌نظریه غلبه طرفی مغز و نظریه پردازش آگاهیها و اطلاعات
نظریه غلبه طرفی مغز
مغز انسان از دو نیمکره راست و چپ تشکیل شده که توسط جسم پینه ای این دو نیمکره بهم متصل شده اند و وجود این جسم پینه ای سبب می شود که دو نیمکره از فعالیت های یکدیگر آگاه باشند . در مغز انسان سازماندهی فعالیت ها برای رفتارهای مختلف متفاوت است و بعضی فعالیت ها نظیر دیدن و شنیدن توسط هر دو نیمکره مغزی کنترل می شوند در حالیکه برخی مهارتها بیشتر توسط یک نیمکره مغزی کنترل می شود . به عنوان نمونه بیشتر افراد دنیا با دست راست می نویسند و نیمکره چپ آنها در تکلم و یادگیری کاملاً‌نقش غلبگی دارد . حدودا‌ً‌ 93 درصد از جمعیت بزرگسالان راست دست اند و تقریباً‌ در 96 درصد از آنها نیمکره چپ دارای غلبه طرفی برای تکلم و مهارت های کلامی است .
در حالیکه تسلط یا غلبه نیمکره چپ مغزی برای مهارت های کلامی در بزرگسالان توسط تحقیقات متعددی نشان داده شده است ،‌سؤالاتی در زمینه تساوی توانائی های دو نیمکره مغزی برای یادگیری مهارت های کلامی در کودکان مطرح است .
مدتها غلبه طرفی یک نیمکره مغزی به نیمکره دیگر برای مطالعه درباره رشد زبان ،‌ تحصیل و دانش بسیار اساسی و مهم جلوه می کرده . پژوهشها و مطالعات بر این اساس بود که یک طرف مغز باید بر طرف دیگر غلبه کرده و فرض به این بود که نارسائی ها در تکلم ،‌ خواندن ،‌ نوشتن و حساب در اثر عدم غلبه طرفی مغز ایجاد می شود ( اورتون ،‌ 1973 ،‌ لرنر ‌ ،‌ 1996 ،‌ دانش ،‌ 1384 ،‌ سیف نراقی و نادری ،‌ 1384 ).
نظریه پردازش آگاهیها و اطلاعات
در این نظریه بشر به عنوان یک نمونه بردار از آگاهیها و محرک های پیرامونش معرفی می گردد البته نمونه برداری که فقط می تواند نمونه هائی از این محرک ها و آگاهیها را تجربه کند . بشر می تواند عقاید خود را به صورت فرمول هائی از اجزاء آن نمونه در آورد ،‌ مفاهیم و انتظارات خود را بر اساس تجربه خود ساخته و سپس این مفاهیم را در جهت های مختلف بیازماید و در صورت لزوم از آنها استفاده کند . رفتار مورد نظر در نظریه فرابری آگاهی ها و پردازش اطلاعات شامل همه چیز است یعنی توجه ‌،‌ ادراک ،‌ نامگذاری ،‌ ضبط ادراک ،‌ روابط و آمیختگی آگاهی ها که توسط حواس مختلف درک می شود ،‌ که همگی اینها تحت عنوان کلی بنام «‌پردازش آگاهیها و اطلاعات »‌می آیند و در حقیقت تمام فعالیت های ذهنی از فعالیت های حسی گرفته تا یادگیری زبان را شامل می شود ( لرنر ،‌ 1996 ،‌ براین ،‌ 1985 ،‌ دانش ،‌ 1384 ،‌ سیف نراقی و نادری ،‌1384 )‌.
کودکان با نارسائی های ویژه در یادگیری ، در تجزیه و تحلیل آگاهی ها و انواع محرک های دریافت شده مشکل دارند ،‌ بنابراین هر چه شناسائی و آگاهی ما از اشکالات آنها در پردازش و تجزیه اطلاعات مشخص تر باشد کمک ما به این گونه کودکان مفیدتر است . در اینجا شناسائی در تشخیص مشکلات حافظه که موجب دشواری هائی در به خاطر سپردن اطلاعات و آگاهیها چه از طریق حافظه بینائی و شنوائی می شود از اهمیت خاصی برخوردار است (‌ سیف نراقی و نادری ،‌ 1384 ) .

مشکلات کودکان حساب نارسا
کودکان حساب نارسا از مشکلات زیر رنج می برند :‌
1 )‌در یادگیری ،‌ به خاطر سپردن و یادآوری اعداد مشکل دارند .
2 ) مفاهیم بنیادی اعداد را درک نمی کنند .
3 ) در محاسبه کند هستند .
4 )‌مهارت های لازم را برای محاسبه ندارند یا در آنها ضعیف هستند .
این دانش آموزان در 4 دسته از مهارت های اساسی یادگیری پیشرفت ضعیفی دارند :
الف )‌مهارت های زبانی ،‌ شامل :‌
1 )‌فهمیدن و نامیدن اصطلاحات ریاضی
2 )‌فهمیدن و نام بردن عمل ها و مفاهیم ریاضی
3 ) تبدیل دستورات مکتوب به نمادهای ریاضی
ب ‌)‌مهارت های ادراکی شامل :‌
1 )‌خواندن و شناخت نمادهای عددی یا نشانه های حساب
2 ) ادراک فضائی اشیا‌ء‌ و تجسم
3 )‌درک ثبات شکل
4 )‌تشخیص تصویر و شکل از زمینه
ج )‌مهارت های ریاضی ،‌شامل :‌
1 )‌رعایت مراحل ریاضی
2 ) شمارش اشیاء
3 ) یادگیری جدول ضرب
د ) مهارت های مربوط به توجه شامل :‌
1 ) کپی کردن درست اعداد
2 ) مشاهده نمادهای عملیاتی به طرز صحیح
3 )‌هماهنگی چشم و دست ( محمدی ،‌1388 ،‌لرنر ،‌1996 ،‌ دانش ،‌1384 )‌
میزان شیوع حساب نارسائی در دانش آموزان
میزان شیوع حساب نارسائی بر اساس مطالعات انجام شده مختلف بین 1 تا 6 درصد گزارش شده و میزان بروز این اختلال در دختران اندکی بیشتر از پسران است و معمولاً‌ بررسی ها حاکی از آن است که شیوع حساب نارسائی در دانش آموزان پایه های سوم ،‌چهارم و پنجم بیشتر از پایه های اول و دوم است ( بهنیا ،‌ 1380 ،‌ کاپلان و سادوک ،‌ 2003 ) .
ملاک های تشخیصی IV‌DSM ‌ برای اختلال حساب نارسائی
در رابطه با تشخیص اختلال حساب نارسائی ملاک های زیر را باید مورد توجه قرار داد ‌:‌
1 )‌مهارت های ریاضی این کودکان بر مبنای آزمون های میزان شده فردی بطور مشخص پائین تر از ظرفیت هوشی و سطح آموزش آنهاست .
2 )‌اختلال مذکور با پیشرفت تحصیلی یا فعالیت های روزمره زندگی که مستلزم مهارت های ریاضی است نظیر خریدن ،‌ شمارش پول و ….. تداخل می کند .
3 )‌اختلال حساب نارسائی نباید ناشی از آسیب حسی نظیر بینائی و شنوائی باشد (‌ در صورت وجود آسیب حسی مشکلات در توانائی ریاضی و حساب فراتر از حدی است که معمولاً‌ با آن آسیب همراه است ) (‌ محمدی ،‌ 1388 ) .

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی با موضوع : گزاره های اخلاقی

مهارت های پردازش اطلاعات بینائی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به آن دسته از مهارت های شناختی بینائی که اطلاعات رسیده از طریق حس بینائی را از محیط استخراج و سازماندهی کرده و این داده ها را با سایر اطلاعات حسی و اعمال شناختی سطوح بالاتر هماهنگ می کنند ،‌ « مهارت های پردازش اطلاعات بینائی » ‌اطلاق می شود . اصطلاحات دیگری چون ادراک بینائی ‌ و فرایند پردازش درکی – حرکتی بینائی نیز همین مفهوم را می رسانند . بخشی از پردازش یا همان ادراک بینائی ،‌ به توانائی سازماندهی ،‌ استخراج و انتخاب اطلاعات رسیده از محیط بر می گردد و در هر لحظه درون دادهای زیادی به دستگاه بینائی رسیده که لزوم فرآیند انتخاب را ایجاد می کنند یعنی فرد باید آن درون دادهائی را که بیشترین ارتباط را با انجام فعالیت مورد نظر دارند ،‌برگزینند و به محض این که یک درون داد بینائی از محیط استخراج و گزینش شود به عنوان محرک بینائی تلقی خواهد شد .
این روند مستلزم تقابل پیچیده بین پردازش اطلاعات بینائی از یک سو و نیز عوامل شناختی که تحت تأثیر تجارب گذشته ،‌ انگیزش و رشد هستند از سوی دیگر می باشد . مهارت های پردازش اطلاعات بینائی در کل به سه گروه اصلی تقسیم بندی می شوند و نکته مهم این است که رشد مهارت های مذکور به رشد تک تک این گروه ها وابسته است . این گروه ها عبارتند از :‌
‌مهارت های بینائی – فضائی
مهارت های تجزیه و تحلیل بینائی
مهارت های بینائی – حرکتی (‌ فرهبد ،‌ 1384 ،‌ جهانی اقدم ،‌ 1379 ،‌ سازمند و طباطبائی ،‌ 1380 )‌.

مهارت های بینائی – فضائی ‌
این مهارت ها به کودک اجازه می دهد که تقابل صمیمی با محیط داشته باشد و این امکان را فراهم می کند که قضاوت صحیحی از جایگاه اشیا‌‌ء‌ در فضای بینائی و در مقایسه با سایر اشیاء‌ نسبت به بدن خود داشته باشد . این مهارت ها به صورت مفاهیمی چون «‌ پشت – جلو »‌ ،‌‌«‌پائین – بالا »‌ و در سنین 3 و 4 سالگی و نیز مفاهیم «‌چپ و راست »‌ در سنین 6 و 7 سالگی در کودک ایجاد می شود . مهارت های بینائی – فضائی از نظر رشد و هماهنگی حرکتی ،‌توازن و جهت یابی هنگام خواندن و نوشتن بسیار حائز اهمیت هستند . اجزا‌ء‌ این مهارت ها عبارتند از :‌
1 )‌یکپارچگی دو طرفه :‌ عبارتست از آگاهی فرد از هر دو سمت بدن خود و توانائی به کارگیری جداگانه یا هماهنگ دو سمت بدن.
2 )‌سو برتری ‌:‌ عبارتست از آگاهی هر فرد از سمت راست و چپ خود و توانائی بیان راست وچپ بدن خود .
3 ) جهت یابی ‌ :‌ عبارتست از توانائی تشخیص جهات مختلف در فضای سه بعدی ( توانائی تشخیص چپ و راست روی بدن دیگران و …….. )‌ (‌اسمیت ،‌ 2001 ،‌فرهبد ،‌ 1384 ،‌ هالاهان و کافمن ،‌ 1998 )‌.

مهارت های تجزیه و تحلیل بینائی ‌
این مهارت ها شامل توانائی فرد در تجزیه و تحلیل بینائی و تشخیص درون دادهای بینائی تشخیص کل بدون دیدن جزئیات

دیدگاهتان را بنویسید