( پیکر تراشی ) ، معماری، تئاتر، سینما، موسیقی ( آوازخوانی و نوازندگی ) ، سفالگری ، طراحی ، عکاسی، کنده کاری، جواهر سازی، و نظیر آنها گفته می شود که در آنها خلاقیت و نوآوری وجود داشته باشد و حس زیبائی شناختی در آنها به نمایش گذاشته شود.بر اساس بسیاری دیگر از تعاریف، هنر پدیده ای است که هنرمند می آفریند و هنرمندان اکثراً رنجوران محرومی هستند که از دردهای خود نالان بوده و در پی درمان می گردند و می کوشند که به شیوه ای خردمندانه دردها و آلام خود را بیرون ریخته و روان را از سموم پاک کنند. روانشناسان هنری از تحلیل زندگی هنرمندان بزرگ چنین استنباط کرده اند که هنر چیزی جز انعکاس زندگی هنرمندان نیست و آثار هنری همانا نماینده ای از هنرمندان خلاق است. بسیاری از پ‍ژوهشگران، محققین و روانشناسان نیز هنر را پدیده ای خلاقانه و ساخته دست بشر می دانند که با عقاید، اندیشه ها، مفاهیم، معانی و احساسات ارتباط برقرار می کند و عنصر زیبائی شناختی در آن مطرح است و بر این اساس هنر را به نقاشی، طراحی، سفالگری، مجسمه سازی، سینما، تئاتر، معماری، شعر و ادبیات، موسیقی و هنرهای دستی تقسیم بندی می کنند ( کرامتی، 1380 ، رامین ، 1377، دیس آنایاک ، 2005، زایدل، 2006 ).

طبقه بندی هنر

از دیدگاهی می توان هنر را به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد:

هنر های زیبا
هنرهای صنعتی ( تطبقی و عملی )
دسته اول یا هنرهای زیبا منظور فعالیتهائی هنری است که تنها تجسم زیبائی ، نمایش و ارضاء تمایل زیبا دوستی انسان را هدف خود قرار می دهند و محصول این دسته از هنرهای زیبا بدیع و منحصر به فرد است و احساس در آنها به وفور یافت می شود. نظیر شعر، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی ( بامداد، 1370 ).
دسته دوم یا هنرهای صنعتی، منظور هنرهائی است که هدف آنها تولید اشیاء زیبا و در عین حال مفید است. محصولات هنرهای صنعتی به عکس هنرهای زیبا مکرر و یکنواخت است و برای برطرف کردن حوائج و نیازهای افراد به کار برده می شود ( همان منبع ).
تشخیص و تفکیک هنرهای زیبا از هنری صنعتی، در بعضی موارد کاملاً واضح و روشن است چنانکه شعر یکی از هنرهای زیباست و هدف آن تنها تجسم و نمایاندن زیبائی است و به عکس قالی بافی از جمله هنرهای صنعتی است زیرا محصول آن هم مفید است و هم زیبا در مواقعی این تشخیص ، دو هنر از یکدیگر آن چنان آسان و روشن نیست. مثلاً معماری در ردیف هنرهای زیبا به شمار می آید زیرا گاهی هدف آن احداث بناهائی است که فقط تجسم زیبائی در آنها ملحوظ است ولی گاهی نیز جزو هنرهای صنعتی محسوب می شود زیرا هدف آن احداث خانه است و به قول هنرمندانی چون ریبو ، خانه حکم لباس است که انسان را از سرما و گرما حفظ کرده و تمایل محفوظ از انظار و پشت پرده بودن او را ارضاء می کند. جواهر سازی ، نقره سازی و طلا سازی نیز جزو هنرهای صنعتی است ولی ممکن است زیبا نیز باشد زیرا صاحبان این فنون ممکن است جواهر آلاتی بسازند که در نوع خود منحصر به فرد باشد ( دیس آنایاک، 2005، بامداد،1370).
خود هنرهای زیبا را نیز به حسب اینکه با کدام یک از حواس انسان سرو کار دارند می توان تقسیم بندی نمود بدین ترتیب دو نوع هنر یعنی « هنرهای انعطاف پذیر یا پلاستیک » و هنرهای « فونتیک یا سمعی » خواهیم داشت. هنرهای پلاستیک که می توان آنهارا صورت پذیر یا انعطاف پذیر نامید به وسیله چشم تاثیر خود را به ذهن و قلب می گذارند. آثار این گونه هنرها در فضا واقع شده است و از عناصر همزمان و ثابت تشکیل شده اند. می توان آنهارا هنرهای مادی نیز نامید زیرا زیبائی آنها خارجی و بدون ذاتی است مانند معماری ساختمان سازی که عنصر ایجاد بناهای زیبا و تزئین آنهاست. مجسمه سازی یا پیکر تراشی که هنر تراشیدن ماده جامد برای ایجاد اشکال زیباست. نقاشی که هنر نمایاندن و تجسم موجودات و اشیاء ، صور و تخیلات به وسیله خطوط و رنگهاست. از دیگر هنرهای این گروه می توان به طراحی، گرافیک و سفالگری اشاره نمود(بامداد، 1370، کیس ودالی، 2008).
هنرهای فونتیک یا سمعی تأثیر خود را از راه حس شنوائی به ذهن و قلب انسان گذاشته و آثار این هنرها در زمان جریان یافته و اصل آنها توالی است. این گونه هنرها بیش از دیگر هنرها چون هنرهای انعطاف پذیر جنبه ذهنی، معنوی درونی ذاتی دارند و عبارتند از:
موسیقی: که هنر ایجاد زیبائی به کمک صداهاست که این صدا خواه به وسیله حنجره انسان و خواه به وسیله آلات و ابزار موسیقی نظیر پیانو، تار، گیتار، ویولون، چنگ ، نی ، فلوت و … ایجاد می شود.
ادبیات : که هنر ایجاد زیبائی به وسیله کلمات و جملات است که خود به دو گونه تقسیم
می شود:
الف ) شعر که عبارت از ترکیب و تلفیق کلمات است که دارای وزن بوده، خواه از روی بحر و خواه از روی سیلابها.
ب ) نثر که ترکیب کلمات است بدون اینکه دارای وزن باشند.
نثر هم مانند شعر برای شنیده شدن است و جملات زیبای آهنگ دار و نوازش دهنده برای مسحور کردن گوش است.
اما هنرهای صنعتی متعددند زیرا هر حرفه و فعالیتی که در آن ایجاد اشیاء مفید توام با ارضای تمایل زیبا دوستی لحاظ شده باشد را می توان هنر صنعتی نامید. نظیر هنر خانه سازی، خانه داری، دکوراسیون داخلی، باغ سازی، گراور سازی ، بلورسازی و ظروف چینی، حاشیه دوزی، قالی بافی، گلسازی، شمع سازی، خیاطی، گلدوزی، قلاب بافی ، آرایشگری ، جواهر سازی و آشپزی و شیرینی پزی.
بدون مقایسه هنرهای زیبا با هنرهای صنعتی باید عنوان کرد که هنرهای صنعتی نیز مقام ارزشمندی داشته و از زیبائی برخوردارند زیرا زیبائی را در زندگی روزانه انسان داخل کرد، و جذبه و حسن آنرا بیشتر می سازند ( بامداد، 1370 ).

روانشناسی هنر
روانشناسی هنر، مطالعه حالات روانی هنرمند، هنرشناس، هنر پیشه و دوستدار هنر زیبائی است. از زمان افلاطون و ارسطو ( فیلسوفان یونان باستان ) تا کنون مکرراً در رابطه با طبیعت هنر و هنرمند و خلاقیت هنری بحث شده و باورهائی در رابطه با « پزشکی » و « هنر » وجود دارد. به اعتقاد افلاطون، شاعر به عنوان هنرمند موجودی است مقدس و هر گز برای او امکان ندارد که شعری سراید مگر اینکه به وی الهام شود. در اوایل قرن نوزدهم دانشمندان چون شلینگ، هربارت و شوپناهور نتیجه گرفتند که آفرینش هنری با ضمیر ناخودآگاه انسان ارتباط دارد. فون هارتمن نیز توضیح داد که تداعی اندیشه ها به وسیله تمایلات ناخود آگاه راهنمائی می شود و رویا و آفرینش هنری نوعی فعالیت ناخودآگاه است ( عناصری، 1380).
هنرمند طبعی درون گرا داشته و از مبتلایان به اختلالات روانی چندان دور نیست اما برای تامین کام روائی خود وسیله ای ندارد، پس مانند تمام ناکامان به واقعیت پشت کرده ولی در عالم چنان دنیائی می سازد که هر روح گرسنه ای برای آسایش و تسلی خود جویای آن است. روی این اصل مورد ستایش مردمان واقع شده و آنچه را که ممکن بود فقط در واقعیت بدست آورد از طریق خیال تحصیل می کند و به قول زیگموند فروید: « از خیال بافی به واقعیت راهی است و این راه هنر است.» ( سعدی پور، 1379 ).
روانشناسی هنر می کوشد تانفس آدمی را بررسی کرده و رابطه میان ضمیر ناخود آگاه و وجدان نهان و اعمال و احساس او را که همان هنر است بیابد. شکی نیست که جمعی از افراد دارای احساسات تندو پرشور و هیجان بوده و همین احساس آنان را به خلق آثار هنری هدایت می کند و به آنان آرامش می بخشد و این مانند همان آرامش لذت بخشی است که به کودکان در حین بازی روی می دهد. کودکان در بازی های خود مانند هنرمندان خیال پردازی کرده و دنیائی خیالی در ذهن خود می آفرینند و مواد این دنیای خیالی را از جهان واقع به عاریت می گیرند. بزرگسالان بازی خیال را جایگزین بازی کودکی می کنند و تخیلات آنها منشأ ایجاد آثار هنری می گردد. گروهی از روانکاروان به تجزیه و تحلیل زندگی هنرمندان پرداخته و به این نتیجه رسیده اند که هنر چیزی جز انعکاس زندگی هنرمند نیست و آثار هنری محصول ذهن خلاق هنرمندان و نشاندهنده زندگی هنرمندان است. خلق یک آثار هنری می تواند در قلمرو زندگی و روان هنرمند بیمار ( جوان یا کودک) اعتدال و آرامش ایجاد کند. به همین دلیل است که درمان بیماری ها و اختلالات ذهنی و روانی به شیوه های ذوقی و هنری ( از طریق موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، هنرهای دستی، تئاتر و … ) روزبه روز مورد استقبال قرار می گیرد ( عناصری ، 1380 ).
به اعتقاد یونگ ضمیر ناخودآگاه باید خودش را از قید نظارت ضمیرآگاه یا شعور برهاند تا سازنده شود. لازمه آفرینش یک اثر هنری واقعی وجود ذهن سالم و محتاط است که در سنت و فرهنگ ریشه داشته و به انبوهی از تدابیر علمی مسلط باشد. سابقه ی ناآگاهانه غریزی، آرزوهای تحقق نیافته که از آرزوها و خواست های برآورده نشده و سرکوفت ریشه می گیرد ممکن است موجب تنش زدائی شده که به آفرینش اثر هنری به عنوان بیان یا راه حل آنها بیانجامد ولی قدرت بیان را نمی توان با استناد به یک انگیزه یا تنش صرف تبیین کرد. در جریان آفرینش اثر هنری تمایلات آگاهانه و ناآگاهانه صرفاً از یکدیگر جدائی ناپذیر نیستند و خود اثر هنری نتیجه دوگانگی غیرقابل تبدیل تمایلات است ( گوستاویونگ، به نقل از سعدی پور، 1379 ).
فروید معتقد است که هنرمند به تعبیری فردی روان پریش است که ممکن است حالات روانی او آشکار نشود.فروید علائم روان رنجوری را در حقیقت، نوعی زندگی در خیال تعریف کرده است. هنرمند تمایل و آمادگی طبیعی خاص درون گرایی دارد و از ابتلا به روان رنجوری چندان دور نیست هنرمند فردی است که تحت فشار احتیاجات غریزی بسیار شدید و پرشور قرار دارد. او دوست دارد که افتخار، قدرت و ثروت کسب کند ولی وسیله ای برای رسیدن به آنها ندارد در نتیجه مثل هر فردی که از اشتیاق های ارضاء نشده در رنج است، از واقعیت روی می گرداند و تمام علاقه و خواست هایش را به خلق آرزوهایش در زندگی خیال منتقل می کند و این راه خود به روان رنجوری منتهی می شود. اما هنرمند بهر حال راهی را انتخاب می کند که او را به سوی واقعیت باز می گرداند. هنرمند با توفیق خود در ایجاد یک اثر هنری برای دیگران موجب راحتی و تسلی منابع ناخود آگاه لذت ضمیرشان خواهد بود و به این ترتیب از حق شناسی و ستایش آنها بهره مند می شود و از این راه از خیال به واقعیت می رسد ( همان منبع ).

هنر درمانی
هنر درمانی، شامل گسترده ای از کاربردهای درمانی عناصر هنر بصری است که در یک سوی این طیف هنر به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط غیر کلامی مورد تایید است. هنر در پیوند با تداعی کلام و تفسیر آن و آثار هنری امکاناتی را فراهم می کند برای درک و فهم حالات هیجانی که در مراجع وجود دارد. در سوی دیگر این طیف درمان از خود فرآیند هنری مشتق می شود. این سودمندی مربوط به قدرت هنر می شود که قادر است نیروهای متعارض درون فردی، بین فردی و جامعه را بهبود بخشد و سازگاری بهتری را برای صاحب اثر هنری ایجاد کند. هر متغیر هنری که بتواند پایه و اساس درمانی داشته باشد می تواند میان تجارب درونی و بیرونی فرد پلی به وجود آورد. در تعریفی دیگر، هنر درمانی یعنی درمان و شفا بخشی آشفتگی های روانی از طریق واسطه های هنری که از طریق آن درمانجو می تواند درون خود را آشکار کرده و به درمانگر کمک کند تا آنچه را او ارائه کرده تحلیل نماید و در جهت شیوه های درمانی دیگر گام بردارد. هنر درمانی اساساً تعبیر و تفسیر از تداعی ها و ارتباطات کلامی مراجعین و قانون مند کردن رفتارها در یک سطح وسیع است. هنر درمانی باید مراجع را قادر سازد تا درک مناسبی از میزان ظرفیت ها و توانائی های فردی خودش کسب کند. عناصری که انتخاب می شوند باید اهمیت بسزائی در درمان داشته باشند. به عنوان مثال برای افراد سالمند و کم توان جسمی باید از مواد وسایلی استفاده کرد که براحتی تغییر شکل پیدا می کند مثلاً از خمیرهای نرم یا خاک رسی که به راحتی شکل می گیرد و یا برای افراد افسرده نباید از وسایل هنری گران قیمت و یا زیبا استفاده شود که او از ترس خراب کردن آنها از انجام کار هنری مضطرب شود.در ضمن بهترین فایده هنر درمانی را زمانی می توان مشاهده نمود که در کنار سایر شیوه های رواندرمانی باشد و هنر درمانگر زمانی می تواند موفق باشد که مسلط به چند روش دیگر نیز باشد تا بتواند بهترین تحلیل را از کارهای هنری بنماید ( لاند گارتن ، 1996 ، هاشمیان و ابوحمزه، 1378 ).
هنر درمانی اساساً در سال 1942 توسط ادرین هیل هنرمند انگلیسی آغاز شد و او هنر را برای درمان بیماران بستری در بیمارستان مسلولین به کاربرد. در آمریکا مارگارت نومبرگ در سال 1940 در بیمارستانی در نیویورک از شیوه های هنر درمانی استفاده کرد. لورتابندر و شیلدر همزمان کار هنر درمانی را روی کودکان استثنائی شروع کرده و سپس هنر درمانی در اروپا شروع به رشد کرد و امروزه می توان با انوع متنوع آن جنبه های درمانی موثری را به وجود آورد ( همان منبع ).
در ایران نیز برای نخستین بار از هنر درمانی برای کاهش هیجانات بیماران روان پریش که در بیمارستان امین آباد ( رازی ) شهرری نگهداری می شدند استفاده شد و تلاش گردید که از مکرمه بافی، سبد بافی، حصیر بافی، نقاشی و موسیقی برای تخلیه هیجانات، احساسات و تکانه های این بیماران دردمند و رنجور استفاده شود و بعد از انقلاب نیز این برنامه ها گسترش پیدا کرد ( عناصری ، 1380).
هنر درمانی را می توان در بیمارستان های عمومی و روانی، موسسات بهداشت روانی و کلینیک های خصوصی، سرای سالمندان ، برنامه های توانبخشی برای معلولین ذهنی و جسمانی، زندان ها و حتی برای افرادی سالم که قصد دارند موفق تر زندگی کنند بکار برد.
هنر درمانی باید توسط فردی آگاه مورد استفاده قرار گیرد که بتواند بخوبی شباهت ها، تفاوت ها، جنبه های احتمالی تعارض ها که بین مراجعین وجود دارد را تشخیص دهد. هنر درمانی را می توان به صورت گروهی نیز انجام داد ( هاشمیان و ابوحمزه، 1382 ).
مشارکت در فعالیت های هنری در مراحل اولیه گروه درمانی باعث پیشرفت اعتماد، احترام متقابل و احساسی از عزم و موفقیت می شود.

هنر درمانی برای کودکان و نوجوان
کودکان در دوره های مختلف رشد خود از نوزادی گرفته تا نوجوانی می توانند از هنر درمانی و آموزش هنر استفاده های بسیاری برند. امروزه در کودکستان ها و مدارس سرتاسر دنیا معمولاً برای آموزش مهارتهائی چون مهارتهای اجتماعی، اعتماد به نفس، کاهش استرس و اضطراب و ایفای نقش از برنامه های آموزش هنر نظیر موسیقی و نقاشی استفاده گوناگونی می شود ( کیس ، 2008 ).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در واقع بسیاری از پژوهشگران در هر کدام از مراحل رشد کودک سعی می کنند تا به آموزش برنامه های هنر درمانی پرداخته و این برنامه ها را با سطح رشدی کودک متناسب سازند. نکته مهم این است که شکست کودکان در هر کدام از مراحل مختلف رشدی ( نوزادی، خردسالی، کودکی نهفته و نوجوانی ) وقفه ای در رشد کودک ایجاد می کند و این شکست می تواند جنبه های هیجانی، شناختی، روانی و ادراکی کودک را درگیر کند. این شکستها می تواند به علت تعارضات و مشکلات درونی کودک نظیر مشکلات اضطرابی، هیجانی و یا به علت عواملی خارجی نظیر ضربه و حوادث زندگی، ناتوانی های ذهنی، جسمی، فقدان محیط مناسب، اختلالات و بیماری های جدی نظیر آسیب مغزی و … ، سوء استفاده جنسی یا فیزیکی و یا ترکیبی وجود داشته باشد. این عوامل همگی می توانند به رفتار، رشد مهارتها و هیجانات، ارتباط و تعامل اجتماعی با همتایان و بزرگسالان، رشد شناختی، ادراکی و حتی یادگیری کودک تاثیر منفی گذارند. بسیاری از این کودکان به ویژه کودکان با ناتوانی یادگیری و یا کودکان اوتیستیک به کمکهای بسیاری در این زمینه نیازمندند ( پیونتلی ، 2000 ).
هنر درمانگر با توجه به تمامی این مسائل وظیفه دارد تا در چارچوب فهم و درک اهمیت این مراحل رشدی و پیشرفت کودک در تمامی جنبه های رشد کار کند و از این طریق و با بهره گرفتن از برنامه های هنری گوناگون و متناسب با سن و سطح رشدی کودک به دنیای درون کودک، مسائل دلبستگی، میزان وابستگی، هیجانات، عواطف، تکانه ها و احساسات او پی برد و نیز سعی کند که مشکلات کودک را متناسب با هر سطح رشدی شناسائی کرده و برای حل آنها از آموزش هنر استفاده کند. نظریه پردازان روان تحلیل گرایانه ای چون فروید، کلین ، آنافروید و وینی کات ، در این زمینه تلاشهای

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *