فایل دانشگاهی – 
مقایسه اثر تمرینات مقاومتی و مقاومتی بالستیک بر برخی شاخص های آمادگی جسمانی  …

فایل دانشگاهی – مقایسه اثر تمرینات مقاومتی و مقاومتی بالستیک بر برخی شاخص های آمادگی جسمانی …

اکتبر 7, 2020 Off By مدیر سایت

رکورد آزمون مهارت قبل از اعمال متغیرهای مستقل در بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۷۹/۰ = P). پس از اعمال ۶ هفته تمرین، بین دو گروه تمرین مقاومتی و مقاومتی بالستیک تفاوت معناداری مشاهده نشد (۰۸/۱ = T، ۲۸/۰ = P). نتایج آزمون T وابسته نشان داد که رکورد آزمون مهارت در هر دو گروه بهبود معناداری داشته است (گروه تمرین مقاومتی بالستیک ۲/۲ = T، ۰۵/۰ = P و گروه تمرین مقاومتی ۹۸/۱ = T، ۰۵/۰ = P)
۴-۳-۱۰٫ توان انفجاری پایینتنه
توان انفجاری پایینتنه قبل از اعمال متغیرهای مستقل در بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۸۵/۰ = P) ولی پس از اعمال ۶ هفته تمرین، بین دو گروه تمرین مقاومتی و مقاومتی بالستیک تفاوت معناداری مشاهده شد (۱۳/۳ – = T، ۰۰۵/۰ = P). در مقایسه بین دو گروه، گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۶۵/۱۲) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۴۶/۵) افزایش معناداری نشان داد.
۴-۳-۱۱٫ توان انفجاری بالاتنه
توان انفجاری بالاتنه قبل از اعمال متغیرهای مستقل در بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۳۷/۰ = P) ولی پس از اعمال ۶ هفته تمرین، بین دو گروه تمرین مقاومتی و مقاومتی بالستیک تفاوت معناداری مشاهده شد (۶/۶ – = T، ۰۰۰۱/۰ = P). در مقایسه بین دو گروه، گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۰۸/۵) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۳۹/۱) افزایش معناداری نشان داد.
۴-۳-۱۲٫ وزن
وزن آزمودنیها قبل از اعمال متغیرهای مستقل در بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۱۵/۰ = P). پس از اعمال ۶ هفته تمرین، بین دو گروه تمرین مقاومتی و مقاومتی بالستیک تفاوت معناداری مشاهده نشد (۶/۰ – = T، ۹/۰ = P). نتایج آزمون T وابسته نشان داد که وزن در هر دو گروه کاهش معناداری نداشته است (گروه تمرین مقاومتی بالستیک ۵۲/۰ = T، ۸۵/۰ = P و گروه تمرین مقاومتی ۶۸/۰ = T، ۷۹/۰ = P)
فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
۵-۱٫ مقدمه
در این فصل، ضمن ارائه خلاصه تحقیق، به بحث و بررسی یافته‌های تحقیق و مقایسه آنها با تحقیقات قبلی و ارائه مکانیسمهای احتمالی پرداخته می‌شود و در پایان نیز پیشنهاداتی برای انجام تحقیقات بیشتر ارائه می‌گردد.
۵-۲٫ خلاصه تحقیق
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر ۶ هفته تمرینات مقاومتی و مقاومتی بالستیک بر برخی شاخصهای آمادگی جسمانی در بازیکنان فوتبال بود. روش تحقیق از نوع نیمهتجربی بود. جامعه آماری شامل بازیکنان فوتبال شهرستان سبزوار با دامنه سنی ۱۸تا ۲۵ سال بودند. ۳۰ بازیکن به عنوان نمونه در دسترس با ویژگیهای جسمانی (سن: ۶۱/۱ ± ۷۶/۱۹ سال، وزن: ۹۶/۷ ± ۱۲/۶۵ کیلوگرم، قد: ۶۶/۶ ± ۶۸/۱۷۳ سانتیمتر، درصد چربی بدن: ۸/۳ ± ۷/۱۵) انتخاب شدند. تمام آزمودنیها فرم پزشکی و رضایتنامه را تکمیل و امضا نمودند. یک هفته قبل از پیشآزمون، چند نفر از داوطلبان، آزمونها را به صورت پایلوت انجام دادند تا اصلاحات لازم انجام شود. آزمونگیری یک هفته قبل از شروع پروتکل تمرینی در مدت سه روز انجام شد. ابتدا کلیه اندازههای آنتروپومتریکی شامل قد، وزن، درصد چربی بدن در ابتدای اولین جلسه آزمونگیری انجام گرفت. سپس آزمونهای فیزیولوژیکی شامل آزمون توان بیهوازی RAST برای بررسی توان حداکثر، توان حداقل، توان میانگین و شاخص خستگی، آزمون پرش عمودی سارجنت برای ارزیابی توان انفجاری پایینتنه، آزمون دوی سرعت ۵ و ۳۰ متر برای ارزیابی عملکرد سرعت، آزمون قدرت یک تکرار بیشینه اسکات برای ارزیابی قدرت پا، آزمون اسلالوم برای ارزیابی چابکی، آزمون اسلالوم با توپ برای ارزیابی مهارت و آزمون پرتاب توپ طبی برای ارزیابی توان انفجاری بالاتنه انجام شد. پس از بررسی نتایج اولیه، آزمودنیها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. ۱۵ نفر در گروه تمرین مقاومتی و ۱۵ نفر در گروه تمرین مقاومتی بالستیک جای گرفتند. پس از اجرای برنامه تمرینی مقاومتی بالستیک و مقاومتی به مدت ۶ هفته (هر هفته سه جلسه تمرینی) که به ترتیب در جداول ۳-۱ و ۳-۲ ارائه شده است، تمام آزمونها همانند پیشآزمون انجام گرفت. ضمنا در حین اجرای پروتکل تمرینی، ۲ نفر از گروه تمرین مقاومتی و ۳ نفر از گروه تمرین مقاومتی بالستیک از ادامه کار انصراف دادند.
روشهای آماری استفاده شده در این تحقیق شامل آمار توصیفی برای محاسبه شاخصهای مرکزی و پراکندگی بود. برای تشخیص همسانی و طبیعی بودن داده‌ها از آزمون شاپیروویلک استفاده ‌شد. همچنین برای تعیین اختلاف بین گروهی از روش تی مستقل و برای تعیین اختلاف درون گروهی از روش تی وابسته استفاده شد. کلیه عملیات آماری با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۱۸ تجزیه و تحلیل شدند و سطح معنی‌داری در این تحقیق ۰۵/۰ P≤ در نظر گرفته شد. با توجه به تجزیه و تحلیل دادهها نتایج زیر به دست آمد:
تفاوت معناداری در شاخص وزن در بین دو گروه مشاهده نشد. توان حداکثر بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی افزایش معناداری نشان داد. توان حداقل بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی افزایش معناداری نشان داد. میانگین توان بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی افزایش معناداری نشان داد. شاخص خستگی بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی افزایش معناداری نشان داد. قدرت پا بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت اما در هر دو گروه افزایش معناداری مشاهده شد. سرعت ۵ متر بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت اما در هر دو گروه کاهش معناداری مشاهده شد. سرعت ۳۰ متر بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت اما در هر دو گروه کاهش معناداری مشاهده شد. رکورد آزمون چابکی بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی کاهش معناداری نشان داد. رکورد آزمون مهارت بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت اما در هر دو گروه کاهش معناداری مشاهده شد. توان انفجاری پایینتنه بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی افزایش معناداری نشان داد. توان انفجاری بالاتنه بین دو گروه تفاوت معناداری داشت، به این صورت که تمرینات مقاومتی بالستیک نسبت به تمرینات مقاومتی افزایش معناداری نشان داد.
۵-۳٫ بحث
۵-۳-۱٫ توان
توان عضلانی بیانگر ترکیب قدرت و سرعت عمل عضله است. افزایش در هر یک از این عناصر میتواند باعث افزایش در برونده توان شود. البته افزایش مداوم در قدرت در طی زمان نمیتواند باعث افزایش توان شود، چرا که مهارتهای ورزشی معمولا در سرعتهای بسیار بالا (یعنی در کمتر از ۲۵۰ میلیثانیه) انجام میشوند. به طوری که میزان تولید نیرو اهمیت بیشتری نسبت به تولید نیروی مطلق دارد (ویلاردسون[۹۸] و همکاران، ۲۰۰۸).
در پژوهش حاضر توان انفجاری به وسیله پرش عمودی سارجنت و توان بیهوازی به روش آزمون RAST اندازهگیری شد.
۵-۳-۱-۱٫ پرش عمودی
مهارتهای پایهای ورزش از قبیل دویدن و پریدن با تکیه بر قدرت عضلات پا انجام میشود. پرش یک مهارت پایهای است که در نتیجه کوتاه شدن و باز شدن سریع عضلات پا انجام میشود. پرش در بسیاری از ورزشها با الگوهای متفاوتی اجرا میشود. آزمون پرش عمودی یک روش کلاسیک، برای اندازهگیری توان انقباضی عضلات پا میباشد. به طوری که در پژوهشی ارتباط مثبتی بین قدرت عضلات پا و عملکرد پرش عمودی گزارش شده است (کرامر و همکاران، ۲۰۰۳).
نتایج پژوهش حاضر نشان داد گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۶۵/۱۲) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۴۶/۵) افزایش معناداری در توان انفجاری پایینتنه داشته است. همچنین هر دو گروه تمرین موجب افزایش معناداری در توان انفجاری پایینتنه شده است. نتایج پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای اسمیلیوس و همکاران (۲۰۱۳)، امام (۲۰۱۰)، مانجین (۲۰۰۸)، گلواکی و همکاران (۲۰۰۴)، کرامر و همکاران (۲۰۰۴)، نیوتن و همکاران (۱۹۹۹)، کورمی و همکاران (۲۰۱۰) و لیتل و همکاران (۱۹۹۶) همسو میباشد. اسمیلیوس و همکاران به مقایسه تمرینات مقاومتی بالستیک با بار سبک و سنگین بر برون ده توان بیشینه در ۴۳ مرد تمرین کرده پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که توان انفجاری پایینتنه در هر سه گروه تمرین مقاومتی بالستیک به طور معناداری افزایش یافته است. دلیل این افزایش را هماهنگی بهتر عضلات یا توانایی عضلات موافق و مخالف برای همکاری موثر در اجرای یک حرکت بیان کردند. امام (۲۰۱۰) تأثیر ۸ هفته تمرین مقاومتی بالستیک را بر بهبود عناصر آمادگی جسمانی و سطح رکورد پرش طول ۳۰ دانشجوی تربیت بدنی در دو گروه تجربی و کنترل بررسی نمود. نتایج به دست آمده نشان داد برنامه تمرین مقاومتی بالستیک موجب بهبود معنادار در توان انفجاری پایینتنه شد. وی بیان کرد که ماهیت دقیق سازگاریهای به وجود آمده پس از بهبود آشکار نیست و به نظر میرسد برخی تغییرات عضلانی موضعی اتفاق افتاده است. مانجین[۹۹] (۲۰۰۸) به مقایسه تمرین مقاومتی بالستیک به تنهایی با یک برنامه ترکیبی شامل تمرین بالستیک و تمرین مقاومتی سنتی با بار سنگین در ۱۷ ورزشکار مرد تمرین کرده مقاومتی پرداخت. تمرینات به مدت ۸ هفته و هر هفته سه جلسه به طول انجامید. در هر جلسه ۶ تا ۸ حرکت با ۳ تا ۸ تکرار انجام شد. در پایان محققین دریافتند که توان در پرش اسکات در گروه ترکیبی افزایش معناداری را نسبت به گروه بالستیک به تنهایی نشان داد (%۴/۵ در مقابل %۲/۳). وی دلیل این بهبود معنادار را هماهنگی الگوهای حرکتی و تحریک واحدهای حرکتی بیشتری عنوان کرد. کورمی و همکاران (۲۰۱۰) به مقایسه آثار تمرین مقاومتی سنگین و بالستیک در ۲۴ مرد نسبتا ضعیف پرداخت. محققین نتیجه گرفتند که هر دو گروه بهبود معناداری در توان اوج در پرش عمودی را نشان دادند اما تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد (۵/۴ ± %۶/۱۷ در مقابل ۳/۹ ± %۷/۱۷). دلایل این بهبود از سوی کورمی و همکاران تغییر معنادار در ارتباط سرعت- نیرو، مکانیکهای پرش، ساختمان عضله و فعالسازی عصبی عنوان شد. نیوتن و همکاران (۱۹۹۹) به بررسی اثر ۸ هفته تمرین مقاومتی بالستیک بر پرش عمودی ۱۶ والیبالیست نخبه در دوره آمادهسازی پیش فصل پرداختند. گروه تمرین افزایش معناداری در پرش عمودی ایستاده و پرش سه گام (به ترتیب ۱/۳ ± %۹/۵ و ۱/۵ ± %۳/۶) نشان داد. دلیل این افزایش انجام همزمان تمرینات مقاومتی بالستیک در کنار تمرینات پرشی والیبال عنوان شد. همچنین ویسلاف و همکاران (۲۰۰۴) ارتباط قوی (۹۴/۰ – = r) بین آزمون قدرت یک تکرار بیشینه اسکات و پرش عمودی در فوتبالیستها گزارش کردند.
افزایش در خستگی، سبب کاهش سرعت و نیرو میشود و نهایتا منجر به کاهش توان میشود. بنابراین، روشهایی که خستگی را کاهش میدهد، در جریان توسعه توان عضلانی سودمند هستند (فیتس[۱۰۰]، ۱۹۹۴، زارعزاده مهریزی و همکاران، ۱۳۹۲). مشارکتکنندههای عصبی- عضلانی برای افزایش توان عضلانی عبارتست از: مقدار بیشینه توسعه نیرو، قدرت عضلانی در سرعتهای انقباضی آهسته و سریع، عملکرد چرخه کشش- کوتاه شدن، هماهنگی الگوهای حرکتی و مهارت (شریفی مقدم، ۱۳۹۰). گلواکی[۱۰۱] و همکاران (۲۰۰۴) نشان داد که افزایش توانایی پرش در اثر تمرینات مقاومتی به علت هایپرتروفی عضله ران میباشد. بنابراین در پژوهش حاضر هر چند هایپرتروفی عضلات ران مورد مطالعه قرار نگرفت ولی میتوان انتظار داشت در اثر چنین برنامه تمرینی عضلات ران دچار هایپرتروفی شده باشند. بنابراین افزایش توان انفجاری را میتوان به این مسئله نسبت داد.
بر مبنای تحقیقات، افزایش توان در اثر یک برنامه تمرین مقاومتی، به شدت به اصل ویژگی تمرین وابسته است. به عبارتی برنامه تمرین مقاومتی باید به طور خاص برای افزایش توان طراحی و اجرا شود، تا افزایش در توان عضلانی متعاقب برنامه تمرین مقاومتی به دست آید (کرامر و همکاران، ۲۰۰۴). بنابراین در پژوهش حاضر، هر چند ویژگی تمرین به طور کامل رعایت نشده بود، با این حال باز هم ما شاهد بهبود توان انفجاری پا در آزمودنیهای گروه تمرین مقاومتی بودیم. از دیگر دلایل احتمالی افزایش توان انفجاری پا در آزمودنیهای تحقیق حاضر ممکن است، استفاده از وزنههای سنگین در طی جلسات تمرین و انجام حرکات با سرعت نسبتا بالا (۱ ثانیه درونگرا، ۱ ثانیه برونگرا) باشد. در واقع از لحاظ نظری استفاده از وزنههای سنگین، سرعت و توان بیشینه را از طریق دو مکانیسم میتواند افزایش دهد:
۱- تارهای عضلانی FT نقش عمدهای در برونده توان و نیروی بالا، همراه با فعالیتهای توانی- مقاومتی (از قبیل سرعت، پرش و غیره) ایفا میکنند. اصل اندازه فراخوانی واحدهای حرکتی، بیان میکند که نیروی بیشینه یا نزدیک به آن، برای فراخوانی کامل واحدهای حرکتی نوع FT ضروری میباشد.
۲- در اثر استفاده از وزنههای سنگین، مقادیر بالای توسعه نیروی عضلانی اتفاق افتاده و این میتواند باعث افزایش حرکات سریع شود (هریس و همکاران، ۲۰۰۰).
نتایج پژوهش حاضر با پژوهشهای لیک و همکاران (۲۰۱۲) و کورمی و همکاران (۲۰۱۰) ناهمسو میباشد. به نظر میرسد دلیل ناهمسو بودن نتایج پژوهش حاضر با پژوهش لیک و همکاران، نوع آزمودنی، مدت برنامه تمرینی، پروتکل تمرین و نوع آزمون توان عضلانی میباشد. در پژوهش لیک و همکاران آزمودنی مرد فعال بودند در حالی که در پژوهش حاضر فوتبالیست نیمه حرفهای بودند. مدت برنامه تمرینی در پژوهش لیک و همکاران ۸ هفته ولی در پژوهش حاضر ۶ هفته بود. پروتکل تمرینی پژوهش لیک و همکاران فقط شامل حرکت پرش اسکات با ۴ ست ۶ تکراری با % ۴۰ ۱RM برای گروه تمرین مقاومتی بالستیک و اسکات پشت برای گروه تمرین غیربالستیک بود در حالی که پژوهش حاضر از ۵ حرکت مختلف برای تمرینات مقاومتی بالستیک و مقاومتی استفاده شد. در پژوهش لیک و همکاران از آزمون پرش اسکات برای برآورد توان انفجاری پایینتنه استفاده شد در حالی که در پژوهش حاضر از آزمون پرش عمودی سارجنت استفاده شد. همچنین دلیل ناهمسو بودن نتایج پژوهش حاضر با پژوهش کورمی و همکاران مدت برنامه تمرینی، نوع آزمون، وضعیت تمرینی آزمودنیها و پروتکل تمرینی میباشد. در پژوهش کورمی و همکاران از آزمون پرش اسکات استفاده شد همچنین مدت برنامه تمرینی ۱۰ هفته بود. آزمودنیهای پژوهش کورمی و همکاران ۲۴ مرد نسبتا ضعیف بودند. پروتکل تمرینی در پژوهش کورمی و همکاران شامل حرکت پرش اسکات با %۳۰-۰ ۱RM برای گروه تمرین مقاومتی بالستیک و اسکات پشت با % ۹۰-۷۵ ۱RM برای گروه تمرین مقاومتی بود. از آنجا که هر دوی قدرت و سرعت بر توان و پرش عمودی تأثیرگذار هستند لذا افزایش قدرت به تنهایی و بدون افزایش در سرعت در گروه تمرین مقاومتی میتواند از عوامل مؤثر بر کاهش کمتر توان نسبت به تمرین مقاومتی بالستیک باشد (ساندن، ۲۰۰۹). همچنین تمرینات مقاومتی بالستیک موجب فراخوانی بیشتر واحدهای حرکتی و افزایش فعالیت الکتریکی عضله (EMG) میشود.
۵-۳-۱-۲٫ توان بیهوازی
توان بیهوازی به توانایی تبدیل انرژی در غیاب اکسیژن به کار مفید اشاره دارد. همچنین بیان شده، توان بیهوازی توانایی ورزشکار برای انتقال توان انفجاری و انرژی از سیستمهای بیهوازی به توان میباشد. توان بیهوازی یک معیار مهم برای عملکرد ورزشی، در ورزشهایی است که تلاشهای انفجاری کوتاهمدت مورد نیاز میباشد. توان انقباضی ایستا و پویای پاها ارتباط نزدیکی با عملکرد توان بیهوازی دارد. هر چند یک روش کامل برای اندازهگیری توان بیهوازی وجود ندارد، با این حال آزمونهایی وجود دارند که میتوانند تا حدودی منعکس کننده توان بیهوازی بیشینه فرد باشند (ارسلان، ۲۰۰۵). در این راستا از آزمون توان بیهوازی RAST استفاده شد که شاخصهای توان اوج، توان حداقل، توان میانگین و شاخص خستگی را به ما میدهد.
یافتههای تحقیق حاضر نشان داد توان حداکثر در گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۶۷/۲۸) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۸۹/۹) افزایش معناداری نشان داد. همچنین توان حداقل در گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۹۹/۳۳) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۳۸/۲۲) افزایش معناداری نشان داد. توان میانگین در گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۴۲/۲۸) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۹۵/۱۸) افزایش معناداری نشان داد. شاخص خستگی در گروه تمرین مقاومتی بالستیک (% ۴۲/۲۹) نسبت به گروه تمرین مقاومتی (% ۷۵/۱۷) بهبود معناداری نشان داد. هیچ پژوهشی در مورد توان حداقل و شاخص خستگی یافت نشد. اگر شاخص خستگی بالاتر از عدد ۱۰ باشد (در پژوهش حاضر این چنین است)، به این معنی است که ورزشکار باید روی بهبود عمل لاکتات متمرکز شده باشد (قراخانلو و همکاران، ۱۳۹۰). با وجود این، به دلیل عدم وجود شواهد مشابه و عدم وجود اطلاعات روشن در مورد مکانیسمهای احتمالی، همچنان نیاز به انجام تحقیقات بیشتری در این زمینه باقی است.
نتایج پژوهش حاضر در توان میانگین و توان حداکثر با نتایج پژوهشهای وینچستر و همکاران (۲۰۰۸)، مکبراید و همکاران (۲۰۰۲)، هریس و همکاران (۲۰۰۸)، نیوتن و همکاران (۱۹۹۹)، ویلسون (۱۹۹۳) و لیک و همکاران (۲۰۱۲) همسو میباشد. وینچستر و همکاران به بررسی اثر ۸ هفته تمرین مقاومتی بالستیک بر برونده توان ۱۴ مرد تمرین کرده پرداخت. نتایج نشان داد تمرینات مقاومتی بالستیک موجب افزایش معناداری در برونده توان آزمودنیها شده است. آنها دلیل این بهبود را افزایش فراخوانی واحدهای حرکتی و میزان شلیک این واحدها و متعاقب آن افزایش فعالیت EMG عنوان کردند. هریس و همکاران (۲۰۰۸) به مقایسه آثار پرش اسکات سبک و سنگین بر برون ده توان اوج ۱۸ بازیکن حرفهای راگبی در مدت ۷ هفته پرداختند. نتایج نشان داد برون ده توان اوج در هر دو گروه افزایش یافت اما افزایش در گروه تمرین با بار سبک کمتر از افزایش در گروه تمرین با بار سنگین بود. آنها دلیل این نتیجه را هماهنگی بهتر عضلات یا توانایی عضلات موافق و مخالف برای همکاری موثر در اجرای یک حرکت عنوان کردند. مک براید (۲۰۰۲) به مقایسه آثار پرش اسکاتهای سبک و سنگین بر برون ده توان اوج در ۲۶ ورزشکار مرد با تجربه تمرین مقاومتی، به مدت ۸ هفته (دو بار در هفته) پرداختند. محققین گزارش کردند که برون ده توان اوج گروه تمرین با بار سبک به طور معناداری در طی آزمون اسکات با %۳۰ یک تکرار بیشینه افزایش داشته است اما در گروه تمرین با بار سنگین هیچ افزایش معناداری مشاهده نشد (%۱۰ در مقابل %۴). هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. محققین دریافتند که هر دو گروه تمرین افزایش معناداری در برونده توان اوج در آزمون پرش اسکات با %۸۰ یک تکرار بیشینه داشتند. در پایان، در آزمون پرش اسکات با %۵۵ یک تکرار بیشینه، محققین پی بردند که برونده توان اوج هر دو گروه تمرین به طور معناداری افزایش یافته است. وی دلیل این بهبود در توان اوج را بهبود فراخوانی و آستانه بالای تحریک واحدهای حرکتی در سرعتهای انقباضی بالا، افزایش اوج فراوانی تحریک و میزان بیشتر تحریک در سرتاسر بخش گسترش یافته حرکت درونگرای عمل بالستیک دانست. نیوتن و همکاران (۱۹۹۹) به بررسی اثر ۸ هفته تمرین مقاومتی بالستیک بر پرش عمودی ۱۶ والیبالیست نخبه در دوره آمادهسازی پیش فصل پرداختند. تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که تمرین مقاومتی بالستیک شامل پرش اسکات باعث بهبود معناداری در میزان توسعه نیرو و برونده نیرو میشود. دلیل این افزایش انجام همزمان تمرینات مقاومتی بالستیک در کنار تمرینات پرشی والیبال عنوان شد. تنها پژوهش ناهمسو با پژوهش حاضر در بهبود توان حداکثر، پژوهش ساندن (۲۰۰۹) بود. دلیل ناهمسو بودن را میتوان در جنسیت آزمودنیها، مدت برنامه تمرینی و پروتکل تمرینی جستجو کرد. در پژوهش ساندن از والیبالیستهای خانم استفاده شد. ضمن اینکه مدت برنامه تمرینی در پژوهش ساندن ۹ هفته و پروتکل تمرینی شامل حرکات بالاتنه همچون بازکردن آرنج همراه با پرتاب وزنه و پرتاب وزنه از سینه برای گروه تمرین مقاومتی بالستیک و پرس سینه، بازکردن آرنج و پرس سرشانه برای گروه تمرین مقاومتی بود.
علاوه بر افزایش قدرت، افزایش توان بی هوازی یا انفجاری پس از تمرینات مقاومتی گزارش شده است (کرامر و راتاماس، ۲۰۰۴؛ فاتوروس[۱۰۲] و کامباس[۱۰۳]، ۲۰۰۵؛ نورشاهی و همکاران، ۱۳۸۹). نتایج تحقیق فاتوروس و همکاران (۲۰۰۵) نشان داد که ۲۴ هفته تمرینات مقاومتی با شدت ۸۲%۱RM سبب افزایشی به میزان ۹۱%-۶۳ % در قدرت و ۲۵% -۱۷% در توان بی هوازی شد (فاتوروس و همکاران، ۲۰۰۵). در پژوهش دیگری که توسط نورشاهی و همکاران (۱۳۸۹) انجام شد نتایج نشان داد تمرینات مقاومتی موجب بهبود معنادار در توان بیهوازی شده است.
توان بیهوازی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله سن، جنس و توده عضلانی، وراثت و تمرین قرار میگیرد (الهازا[۱۰۴]، ۲۰۰۱؛ نورشاهی و همکاران، ۱۳۸۹). تمرین مقاومتی اثر مثبتی روی توان بیهوازی و خصوصیات عصبی- عضلانی دارد. به طوری که گفته میشود، تمرین مقاومتی میتواند توان بیهوازی را از طریق تغییر در سیستم عصبی- عضلانی بهبود بخشد. تغییرات در سطح عضله میتواند شامل افزایش فعالیت آنزیمهای بیهوازی، افزایش تولید نیرو، افزایش گلیکوژن داخل سلولی و یا تغییر در نوع تار عضلانی باشد. سازگاریها در سطح عصبی میتواند شامل بهبود در فراخوانی واحدهای حرکتی و هماهنگی آنها، افزایش میزان توسعه نیرو و بهبود فعالیتهای بازتابی باشد (جانگ، ۲۰۰۳).
هرچه شدت تمرینات مقاومتی بیشتر باشد و یا با تندی بیشتری انجام شود، افزایش بیشتری در توان بی هوازی ایجاد می کند (فاتوروس و کامباس، ۲۰۰۵) زیرا وقتی حرکت با تندی زیاد انجام شود، می تواند میزان بکارگیری واحدهای حرکتی، همزمانی تخلیه و سطوح فعال سازی عضله را بیشتر بهبود بخشد (تانیا[۱۰۵] و همکاران، ۲۰۰۳). سازگاریهای عصبی موارد زیر را در بر میگیرد: فعالسازی انتخابی واحدهای حرکتی، هماهنگی، فعالسازی انتخابی عضلات، افزایش پتانسیل بازتابی، افزایش فراخوانی واحدهای حرکتی و میزان شلیک این واحدها و متعاقب آن افزایش فعالیت EMG و افزایش همانقباضی آنتاگونیستها (گامبل، ۲۰۱۰).
از آنجا که هر دوی قدرت و سرعت بر توان تأثیرگذار هستند لذا افزایش قدرت به تنهایی و بدون افزایش در سرعت در گروه تمرین مقاومتی میتواند از عوامل مؤثر بر کاهش کمتر توان نسبت به تمرین مقاومتی بالستیک باشد (ساندن، ۲۰۰۹). تمرینات مقاومتی بالستیک موجب فراخوانی بیشتر واحدهای حرکتی و افزایش فعالیت الکتریکی عضله (EMG) میشود. هر چند در پژوهش حاضر فعالیت الکتریکی عضله اندازهگیری نشد (چون جزء اهداف پژوهش نبود)، اما میتوان انتظار داشت که در صورت اندازهگیری EMG، ما میتوانستیم شاهد افزایش فعالیت آن باشیم. این مسئله میتواند در مطالعات آینده مدنظر قرار گیرد.
۵-۳-۲٫ قدرت پا
نتایج پژوهش حاضر نشان داد در قدرت پای بازیکنان بین دو گروه تمرین مقاومتی و مقاومتی بالستیک تفاوت معناداری وجود ندارد (۷۸/۰ = T، ۴۴/۰ = P). نتایج آزمون T وابسته نشان داد که قدرت پا در هر دو گروه افزایش معناداری داشته است. نتایج پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای جوکا[۱۰۶] (۲۰۰۵)، مارتین[۱۰۷] و همکاران (۲۰۰۲)، اسلید[۱۰۸] و همکاران (۲۰۰۲)، اسمیلیوس و همکاران (۲۰۱۳)، یاهیا و هاسابالا (۲۰۱۰)، مکبراید و همکاران (۲۰۰۲)، مانجین و همکاران (۲۰۰۸)، وینچستر و همکاران (۲۰۰۸)، امام (۲۰۱۰) و هریس و همکاران (۲۰۰۸) همسو میباشد. هریس و همکاران (۲۰۰۸) به مقایسه آثار پرش اسکات سبک و سنگین بر قدرت پای ۱۸ بازیکن حرفهای راگبی در مدت ۷ هفته پرداختند. مانجین (۲۰۰۸) به مقایسه تمرین مقاومتی بالستیک به تنهایی با یک برنامه ترکیبی شامل تمرین بالستیک و تمرین مقاومتی سنتی با بار سنگین در ۱۷ ورزشکار مرد تمرین کرده مقاومتی پرداخت. نتایج نشان داد افزایش معناداری در قدرت پای هر دو گروه تمرینی مشاهده شده است. یاهیا و هاسابالا (۲۰۱۰) به بررسی اثر ۸ هفته تمرین مقاومتی بالستیک بر قدرت پایینتنه و سرعت شوت ۳۰ بازیکن هندبال تیم ملی بزرگسالان مصر پرداختند. نتایج نشان داد که برنامه تمرینی مقاومتی بالستیک موجب افزایش معناداری در قدرت پای بازیکنان شده است. اسمیلیوس و همکاران (۲۰۱۳) به مقایسه تمرینات مقاومتی بالستیک با بار سبک و سنگین بر قدرت بیشینه در ۴۳ مرد تمرین کرده پرداختند. نتایج نشان داد افزایش معناداری در قدرت پای هر دو گروه تمرین مشاهده شده است. در همه پژوهشها، دلیل افزایش قدرت متعاقب تمرین مقاومتی بالستیک، افزایش میزان توسعه نیرو گزارش شده است.
تحقیقات نشان دادهاند که تمرینات مقاومتی منجر به افزایش پروتئینهای عضله و در نتیجه هایپرتروفی و به دنبال آن افزایش قدرت عضله میشوند (فاتوروس و کامباس، ۲۰۰۵؛ کافی[۱۰۹]و هاولی[۱۱۰]، ۲۰۰۷؛ نورشاهی و همکاران، ۱۳۸۹). جوکا (۲۰۰۵) در پژوهش خود تحت عنوان تمرینات مقاومتی از نوع توانی در زنان و مردان میانسال به این نتیجه رسید که سه جلسه تمرینات مقاومتی در هفته به مدت ۲۲ هفته باعث افزایش توان بیهوازی (۱۲%) و پرش جفت عمودی (۱۸%) می شود (جوکا، ۲۰۰۵). مارتین و همکاران (۲۰۰۲) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که تمرینات مقاومتی سبب افزایش معنیداری در قدرت پایین تنه (۲۳ درصد) شده است (مارتین و همکاران، ۲۰۰۲). اسلید و همکاران (۲۰۰۲) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که تمرینات مقاومتی سبب افزایش چمشگیری در توان بی هوازی و قدرت اندام تحتانی شد (اسلید و همکاران، ۲۰۰۲). از نظر فیزیولوژیکی، به نظر میرسد کسب حداکثر قدرت، به خستگی ناشی از تمرینات وابسته است (اسکلامبرگر[۱۱۱] و اسمیتبلیچر[۱۱۲]، ۲۰۰۱).
قدرت توانایی سیستم عصبی- عضلانی برای تولید نیرو در انواع حرکات و فعالیتهای بدنی است و از اجزای مهم ارزیابی آمادگی جسمانی میباشد (استون و همکاران، ۲۰۰۳). همچنین قدرت عضلانی بستگی به تحریک سیستم عصبی- عضلانی، شرایط بیوشیمیایی و سرانجام انگیزش دارد (ارسلان، ۲۰۰۵). افزایش قدرت پس از تمرینات ورزشی ممکن است به دلیل تغییرات سلولی- مولکولی در سیستم اعصاب مرکزی واحدهای حرکتی، صفحه اتصال عصب- عضله، سیستم های درگیر در شبکه سارکوپلاسمیک (کافی و هاولی، ۲۰۰۷؛ نورشاهی و همکاران، ۱۳۸۹) میتوکندری و یا در خود پروتئین های انقباضی اتفاق بیافتد. بنابراین محرکهای متفاوتی مثل تغییرات هورمونی، نوع، مدت و شدت تمرین میتواند جایگاه اصلی تغییرات را تعیین کند (ترجانگ[۱۱۳] و همکاران، ۲۰۰۶).
در حالی که در تمرینات مقاومتی، کشش عضله و تغییرات هورمونی، موجب فعال شدن مسیرهای آبشاری بیان ژنها و پروتئین سازی شده، علاوه بر تغییرات متابولیکی، موجب تغییرات ساختاری به ویژه در زنجیره سنگین میوزین MHC[114] میشود که در نهایت سبب هایپرترفی یا افزایش اندازه و قطر تار میشوند که آن نیز رابطه مستقیم با افزایش قدرت دارد (ترجانگ و همکاران، ۲۰۰۶؛ جوکا، ۲۰۰۵)، تحقیقات نشان میدهند که هرچه شدت تمرینات مقاومتی بیشتر باشد، افزایش بیشتری در قدرت ایجاد میکند (کرامر و راتاماس[۱۱۵]، ۲۰۰۴؛ فاتوروس و کامباس، ۲۰۰۵). در تمرین با وزنه، افزایش اولیه قدرت به دو عامل بستگی دارد: افزایش درگیری واحدهای حرکتی در انقباض و فراخوانی تکانهای عصبی که موجب فعال شدن واحدهای حرکتی بیشتر میشود. هماهنگی عصبی- عضلانی ورزشکار را قادر میسازد که توان خود را با تمرینهای با وزنه افزایش دهد (اراضی و همکاران، ۱۳۸۴).

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.