مقاله رایگان درمورد نوع فرزندپروری در انگیزه پیشرفت و نقش والدین در انگیزه پیشرفت

دانلود پایان نامه

نوسان توانایی فرددیگر، شانس، خستگی، خلق وخو
با توجه به اینکه تغییرات گذرا برای توانایی و کوشش ممکن است، می توان این دو عامل را بعنوان عوامل پایدار و ناپایدار طبقهبندی کرد. هایدر معتقد است که تفاوت بین توانایی و کوشش بر مبنای پایداری متفاوت آنها کافی بهنظر نمیرسد، چرا که این واقعیت در نظر گرفته نمیشود که توانایی در مهار اراده قرار ندارد در حالی که کوشش به عنوان عامل قابل مهار تلقی میشود. با این وجود اسناد به هر یک از این عوامل واکنش عاطفی متفاوتی خواهد داشت (خداپناهی، 1385).
به طوری که واکنش عاطفی نسبت به کوشش بالاترین میزان را در موفقیت به خود اختصاص داده است، زیرا کوشش عاملی است درونی و ناپایدار؛ و اسناد به توانایی، واکنش عاطفی بیشتری در بر خواهد داشت تا اسناد موفقیت به شانس و دشواری تکلیف (خداپناهی، 1385).
معمولا افراد موفقیت را به عوامل درونی مانند توانایی و کوشش و شکست را به عوامل بیرونی مانند دشواری تکلیف و شانس اسناد میدهند و در این خصوص اتکینسون مؤلفههای انتخاب تکلیف، شدت عمل و پایداری رفتار را نشانههای اصلی انگیزه رفتار ذکر میکند (خداپناهی، 1385).
شدت عمل و پایداری رفتار در نظریه اسنادی به عوامل زیر بستگی دارد:
1- رفتار تابعی است از انتظار موفقیت و ارزش مشوق.
2- انتظارات تحت تاثیر پایداری انگیزه می باشند. استناد علی شکست به دلایل ناپایدار مانند عدم کوشش و شانس، بیشتر از اسناد به دلایل پایدار مانند عدم توانایی و دشواری تکلیف، موجب استمرار و فزونی کنش می گردد. بنظر می رسد که اسناد شکست به عدم کوشش مفید تر است زیرا کوشش جز عوامل قابل مهار به شمار می آید.
3- هیجانات نیز تحت تاثیر اسناد علی قرار دارند، خصوصاً که احساس ناشی از صلاحیت و عدم صلاحیت تعیین کنندگان کنش محسوب میشوند. بنابراین اسناد شکست به عدم توانایی موجب خدشه بیشتر موفقیتهای بعدی میگردد (خداپناهی، 1385).
اهداف پیشرفت
اخیراً پژوهشهایی در خصوص اهداف پیشرفت مطرح شده است، اهداف به اهداف عملکردی و یادگیری تفکیک می شوند. در این چارچوب دوگانه، اهداف یادگیری بر رشد شایستگی تمرکز دارد درحالیکه اهداف عملکردی بر تظاهرات شایستگی متمرکز است. بعدها، الیوت)1999، به نقل از کارشکی، میردورقی و حمزه لو، 1391) با تمایز بین گرایشی-عملکردی (تلاش برای نشان دادن شایستگی) و اهداف اجتنابی-عملکردی (تلاش برای اجتناب از نشان دادن بی کفایتی) را مطرح کرد به علاوه براین برخی محققان مؤلفه دیگری را که در تضاد با انگیزه پیشرفت است را مطرح کرد که گرایش به کار -اجتناب است و به هدفی اشاره دارد که کمترین تلاش ممکن را سرمایه گذاری میکند (استینمایر و اسپینث، 2009). اهداف پیشرفت، جهت گیری افراد به کار، موقعیت و تمرکز کلی یا هدف آنها از پیشرفت را بازنمایی میکند و معطوف به هدف خاصی برای یک کار مشخص نیست. بنا به نظریه های اولیه دوئک از جهت گیری اهداف دو دسته هدف در برابر یکدیگر قرار دارند که برای فهم الگو های رفتاری سازگارانه و ناسازگارانه مفید هستند: اهداف تبحری و اهداف عملکردی که از بین این جهت گیری هدفی، هدفهای تبحری جنبه بسیار مثبتی دارد، چون به کسب یادگیری توسط فرد بخاطر رضایت شخصی، درک و فهم، کسب مهارتهای جدید، کنجکاوی و حل مسئله مربوط است. در مقابل افرادی که جهت گیری عملکردی دارند، یادگیری از آن جهت اهمیت دارد که به آنها در رسیدن به اهداف بیرونی کمک میکند. این افراد دائما در تلاش هستند تا خود را نزد همکلاسیها، والدین، معلمان باهوش جلوه بدهند و دائماً نگران عقب افتادن از دیگران هستند و تنها زمانی احساس شایستگی دارند که خود را برای ارائه عملکرد، توانا ببینند. توانایی محور اصلی توجهات این افراد و نشانه آن نیز موفق شدن بدون تلاش یا تلاش کم است. این افراد شکست ناشی از تلاش نکردن را دفاع پذیر تر از تلاش کردن و موفق نشدن- که نشانه ناتوانی کامل است- میدانند و به همین دلیل کمتر سراغ تکالیف دشوار و چالش برانگیز میروند افراد عملکرا کمتر از راهبردهای شناختی عمیق استفاده می کنند زیرا به یادگیری کمتر علاقمند هستند و از آنجا که راهبردهای یادگیری عمیق مستلزم تلاش و کوشش فرد است، ترجیح میدهند از این روشها کمتر استفاده کنند. اما اهداف تبحری دارای پیامدهای انگیزشی ویژهای هستند که شامل سطوح بالای کارآمدی تحصیلی، تکلیف مداری، علاقه، تلاش و پافشاری در مواجهه با تکالیف چالش برانگیز و استفاده از راهبردهای یادگیری شناختی، فراشناختی و خودگردان است (کارشکی، میردورقی، حمزه لو، 1391).
بعضی از پژوهشگران اهداف تبحری و عملکردی را مکمل یکدیگر دانسته و اهداف پیشرفت چندگانه را مطرح می کنند که ترکیبی از جهت گیریهای هدفی مختلف است و بر اساس آن افراد به دلایل مختلف تلاش میکنند و تنها یک هدف یا مجموعهای از اهداف خاص را دنبال نمیکنند (کارشکی و همکاران، 1391).
عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت
1- نقش والدین در انگیزه پیشرفت
واژه محیط خانوادگی به همه شرایط، اجبارها و آنچه بطور فیزیکی، هوشی و هیجانی بر فرد تأثیر می گذارد، اشاره دارد. این محیط از جنبه های مختلفی برای هر فرد متفاوت است مثلاً وضعیت اقتصادی خانواده، سطح سواد، وضعیت شغلی والدین، پیش زمینه های مذهبی و اعتقادی، نگرشها، ارزشها، علایق، تجارب والدین و حتی تعداد افراد خانواده از خانواده ایی به خانواده دیگر متفاوت است. بنابراین افراد محیطهای خانوادگی متفاوتی بوده و از آن تأثیرات متفاوتی می گیرند (مولا، 2010) که اگر خانواده از شرایط مساعدی برخوردار باشد به این صورت که وضعیت مساعد اقتصادی و درآمد خانواده، تحصیلات دانشگاهی والدین و نگرش والدین نسبت به خوداتکایی فرزندان، فراهم کردن قدرت تصمیم گیری و تنظیم معیارها و استانداردهای بالا، منجر به سوق دادن فرزندان و تلاش آنها برای دستیابی به اهداف می شود (مولا، 2010).
عوامل خانوادگی مثل سطح سواد والدین، تجارب والدین و حمایت آنها از فرزندانشان بر انگیزه پیشرفت فرد تأثیرگذار است زیرا والدین هستند که تسهیلات لازم و محیط آموزشی غنی را برای عملکرد بهتر در مدرسه فراهم میکنند. ارتباط کلامی از جمله راهنمایی کردن، نشان دادن علاقه پیشرفت و حمایتهای کلامی والدین، فرایند تلاش برای دستیابی به پاداش را آسان میکند. همچنین حمایتهای والدین میتواند فرد را به سوی آموزشهای فرعی و فوق برنامه سوق دهد (آکاریا و جوشی، 2011).
پژوهشی که دریافت محیط خانواده می تواند با انگیزه پیشرفت رابطه داشته باشد خصوصیات زیر را دارد: 1- فراوانی تشویق فرزندان برای کارهای مدرسه، 2- دانش والدین از قوت و ضعف یادگیری فرزندان و اراده کمکهای حمایتی در زمان لازم مثل نظارت بر تکالیف خانه یا درخواست معلم خانگی برای کمک به آموزش فرزندان 3- فراهم کردن مکانی آرام برای مطالعه (آکاری و جوشی، 2011).
2- نوع فرزندپروری در انگیزه پیشرفت
فرزند پروری علی رغم تنوع سبکهای آن، روابط حمایت کننده ایی را در بر می گیرد اما روش این حمایت ها متفاوت است مثلا سبک سهل گیرانه با آزادی و آسایش بیش از حد از فرزند خود حمایت می کند، سبک مقتدرانه با ارتباط عاطفی نزدیک و مراقبتهای نظارتی و سبک سختگیرانه با استفاده از سختگیری در اجتماعی شدن و اخلاقی و قانون پذیرشدن فرزند سعی در آموزش و حمایت دارد (کریستنسون، رسکلی، ویلی، 2012).
شواهدی وجود دارد که والدینی که از موفقیت تحصیلی به شیوه مقتدرانه حمایت می کنند- از تشویق و مشارکت فعالانه و نظارتی در فعالیتهای مرتبط با مدرسه فرزندان، بهمراه برقراری ارتباط عاطفی با فرزندان-علاقه به یادگیری و تمایل به درگیر شدن در فعالیت های دانشگاهی نیز به فرزندان القا می شود و کمتر از افرادی که تحت سبکهای دیگر رشد کرده اند از تکالیف تحصیلی منحرف می شوند (کریستنسون و همکاران، 2012).
از آنجایی که در دوران بلوغ، هویت فرد شکل می گیرد، مدیریت زمان، چالش های خانواده که ناشی از انتظارات بالا، کنترل وتوجه بی قید و شرط، فرد را بسوی استقلال هدایت می کند، بنابراین خانواده هایی که سبک فرزند پروری آنها دو بعدی است نه تک بعدی، فرزندانشان به دنبال تجارب مولد هستند و جهت دهی انگیزشی اهداف آنها را تقویت می کنند در حالی که سبکهای دیگر فرزند پروری که تک بعدی هستند جهت دهی اهداف عمکردی آنها را تغذیه می کنند. همچنین پژوهشها نشان داده اند که سبک مقتدرانه با افزایش اعتماد به نفس با کاهش استرس روانی و بزهکاری رابطه دارد (کریستنسون و همکاران، 2012).
3- وضعیت اجتماعی- اقتصادی
بعضی از پژوهشها به نقش وضعیت اقتصادی- اجتماعی والدین در انگیزه پیشرفت فرزندان آنها اشاره کرده اند به طوری که معتقدند پیش زمینه اقتصادی اثر قدرتمندی بر رشد شناختی و اجتماعی فرد داشته که این رشد بر انگیزه پیشرفت و توانایی های دیگری تأثیرگذار است. از طرفی شغل، درآمد، میزان تحصیلات والدین میتوانند تعیین کننده وضعیت اقتصادی خانواده باشد و بدنبال آن خانواده میتواند آنچه را که فرد لازم دارد مثل کتابخانه خانگی، مکان اختصاصی برای مطالعه، وسایل کمک آموزشی، فراهم کند در حالی که وضعیت بد اقتصادی خانواده نمیتواند انگیزه پیشرفت فرد را تغذیه کند (آدسول و کامبل، 2008) و حتی ممکن است فرد برای تأمین معاش منجر به ترک تحصیل شود و نیز مشاهده شده که تحت شرایط بد اقتصادی خانواده، تعارضات درون خانواده، میزان اختلالات روانی از جمله اضطراب و افسردگی و طلاق نیز افزایش یافته است (بری، 2005).
همانند وضعیت اقتصادی، وضعیت اجتماعی که شامل پیش زمینه فرهنگ پذیری، هنجارها و نگرشهای خانواده به پیشرفت در انگیزه پیشرفت نقش دارد (آدسول و کامبل، 2008) و اولین جایی که اجتماعی شدن و علاقه و اشتیاق برای آینده در فرد شکل می گیرد محیط خانه است (باری، 2005) اما در این خصوص شواهد کمی نقش وضعیت اجتماعی در انگیزه را تایید می کنند (آدسول و کامبل، 2008).
4- محیط آموزشی ادراک شده فرد