دانلود پایان نامه

بند نخست- تعریف لغوی
عسر و حرج از دو واژه «عسر» و «حرج» ترکیب یافته است. در عبارت «لا حرج»، «لا» به معنای نهی یا نفی است و «لا حرج» در واقع نفی حکم حرجی است.
«عسر مصدر و به معنای دشوار شدن می‌باشد و اسم مصدر عسر، عسرت به همان معنای تنگی، سختی و دشواری است». «عسر» متضاد «یسر» و به معنای «تنگی و دشواری»، «صعب، تنگ، دشوار، بدخویی، مشکل و سخت» و «تنگدستی، فقر و تهیدستی» است.
هم‌چنین گفته شده «عسر به معنای دشواری و نقیض یسر» و «سخت شدن روزگار» است.
این واژه در قرآن کریم نیز به همین معنی به کار رفته است؛ چنان‌که خداوند فرموده است: «فَاِنَّ مَعَ الًعُسًرِ یُسًرا»؛ (آری) مسلّماً با (هر) سختی آسانی است.
به طور کلی، از مجموع معانی فوق چنین بر‌می‌آید که عسر عبارتست از صعوبت، مشقت و شدت که معادل فارسی آن دشواری و سختی است.
«حرج» نیز مترادف عسر است و در معنای «تنگدستی و سختی» و «تنگدل شدن و به کار درماندن» به کار می‌رود.
«حرج در اصل به معنی اجتماع و انبوهی شیء است، به گونه‌ای که موجب حصول تصور ضیق و تنگی میان آن اشیاء شود».
«اصل حرج و حراج، انباشته شدن و گرد آمدن چیزی است و لذا معنی تنگی و سختی و فشار میان اعضای آن چیز که متراکم است تصور می‌شود. پس هر سختی و گناهی را نیز حرج گفته‌اند».
برخی مفسران نیز واژه «حرج» را به تنگی و ضیق معنی کرده و در بعضی موارد، کنایه از سختی و دشواری دانسته و گفته‌اند: «‌اَی مِن ضِیقٍ بِاَن یٌکَلِّفَکٌم ما لا طاقَهَ لَکٌم بِهِ وَ ما تَعجٌزونَ عَنهٌ‌».
آنچه که در مجموع می‌توان بیان کرد این است که «حرج از لحاظ لغوی به معنای مطلق ضیق و معادل آن تنگی و تنگناست و تمامی معانی دیگر مانند گناه به آن باز می‌گردد».
بند دوم- تعریف اصطلاحی
عسر و حرج در اصطلاح عبارت است از «حالت تنگنا در عمل کردن به الزامات قانونی که اگر مکلف به آن عمل کند به مضیقه و سختی درافتد. در این صورت قاعده لا حرج به کار بسته می‌شود که منشأ کثیری از احکام ثانوی است».
«‌معنی و مفهوم قاعده نفی عسر و حرج این است که در اسلام حکمی که موجب عسر و حرج بر مردم باشد وجود ندارد و به عبارت دیگر هر حکمی که موجب عسر و حرج باشد از نظر شرع منفی است. منظور از عسر و حرج مشقتی است که بیش از متعارف باشد. بنابر‌این ملاحظه می شود که مبنای قاعده نفی عسر و حرج در واقع همان معنای قاعده نفی ضرر است. در هر دو قاعده نفی حکم است. یکی نفی حکم ضرری و دیگری نفی حکم حرجی. عسر و حرج نیز در واقع نوعی ضرر است منتهی مرتبه‌ای پایین از ضرر و نوع خفیف آن که تحت عنوان مشقت و سختی بیان می‌شود».
«مدلول قاعده لا حرج که مستند اصلی آن آیه 78 سوره حج می‌باشد، آن است که هر گاه حکمی از احکام اولیه شرع مقدس برای فردی ایجاد مشقت شدید و سخت و غیر قابل تحمل نماید، آن حکم رفع می‌گردد».
در تعریف عسر و حرج و رابطه آن دو گفته شده است: «رابطه مصادیق عسر و حرج، تساوی است؛ زیرا هر عملی که انسان را به تنگنا و ضیق اندازد، دشوار و سخت هم هست و بر عکس، هر کاری که انجام دادنش برای آدمی سخت و شاق باشد، موجب تنگی و اعمال فشار بر او نیز می‌شود. به علاوه، ضابطه تعیین مصداق عسر و حرج، عرف است که مطابق آن، هر کاری که موجب مضیقه و تنگنا باشد، حرج و دشواری نیز تلقی می‌شود».
«البته هر سختی و تنگی حرج نیست، بلکه سختی شدید مراد است؛ زیرا اگر هر سختی عسر و حرج باشد، لازم می‌آید، همه تکالیف حرجی باشند؛ چون تکلیف از جهت تکلیف بودن مشقت و سختی همراه دارد».
از مجموع تعاریف فوق چنین بر‌می‌آید که قاعده «نفی عسر و حرج» به معنی این است که هر گونه مشقت در انجام تکالیف از مکلف بر‌داشته شده است و تکالیف بر اساس توانایی و تحمل مکلف لازم‌الاجرا می‌باشد. بدین ترتیب اجرای تکلیف محدود به نصوص وارده در خصوص آن نمی‌باشد بلکه وسع و توانایی مکلف نیز موثر است.
گفتار دوم- تعاریف طلاق
قبل از بررسی طلاق به دلیل عسر و حرج زوجه، تعاریفی از طلاق جهت روشن شدن مفهوم آن ارائه می‌گردد. البته شایان ذکر است که «شارع مقدس سعی نموده تا حد ممکن از وقوع طلاق به طرق و شیوه‌های مختلف جلوگیری و موارد آن را محدود نماید، لیکن چون ثابت شده که طبایع بشر همواره با یکدیگر سازگار نبوده و چه بسا ادامه زندگی زناشویی با درد، رنج و تعب همراه بوده و ممکن است موجب فسادهای بشتری گردد، طلاق را مذموم ولی مجاز دانسته است».
بند نخست- تعریف لغوی
در لغت برای واژه طلاق معانی متعددی مطرح شده که از جمله‌ این معانی «رهایی، آزاد کردن، ترک کردن، واگذاشتن، مفارقت و جدایی» است.