دانلود پایان نامه

«طلاق در لغت به معنی جدایی از ریسمان و بند نیز معنا شده و اصل آن از انطلاق به معنای رفتن و کنار شدن است».
بند دوم- تعریف اصطلاحی
در فقه اسلامی در تعریف طلاق گفته‌اند: «طلاق عبارت است از زائل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص».
در حقوق ایران «طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب زوج یا نماینده وی».
با توجه به تعاریف ارائه شده، طلاق ویژه نکاح دائم است و انحلال نکاح منقطع از طریق بذل یا انقضای مدت صورت می‌گیرد.
از نظر ماهیت حقوقی، در فقه اسلامی و قانون مدنی، طلاق ایقاعی است که از سوی مرد یا نماینده او واقع می شود .
دکتر کاتوزیان نیز در تعریف طلاق بیان داشتند: «طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به موجب آن شوهر، به اذن یا حکم دادگاه همسر دائمی خود را رها می‌سازد».
«طلاق از اسباب انحلال ارادی عقد نکاح به شمار می‌رود و علت شایع انحلال نکاح است، چنان که هرگاه سخن از آمار ازدواج پیش می‌آید در کنار این آمار از آمار طلاق نیز سخن گفته می‌شود».
مبحث دوم- قلمرو و اوصاف قاعده «نفی عسر و حرج»
قانون‌گذار ایران به زوجه اجازه داده است در شرایطی که تداوم زندگی مشترک برای وی دشوار و غیر قابل تحمل است، از دادگاه تقاضای طلاق بنماید. از آن جایی که اعطای این حق به زوجه مبتنی بر قاعده فقهی «نفی عسر و حرج» است، ارایه توضیحاتی پیرامون قاعده مذکور لازم می‌باشد.
گفتار نخست- قلمرو قاعده «نفی عسر و حرج»
بدیهی است بسیاری از تکالیف با مشقت و سختی همراهند. آنچه نفی شده است، سختی است که از حد طبیعی فراتر رود. معیار تشخیص مرز بین سختی معمولی با سختی فراتر از حد معمول، عرف است. مرحوم ملا احمد نراقی در این خصوص بیان می‌دارد: «شارع عسر و حرج بر بندگانش را نمی‌خواهد، مگر از جهت تکالیفی که بر حسب طاقت و توان اشخاص معمولی و متعارف در حال عادی ایجاد شده است».
دکتر عباس زراعت نیز بیان می‌دارد: «منظور از عسر و حرج، سختی‌های ناشی از اجرای احکام عبادی و غیر‌عبادی نیست بلکه سختی‌هایی است که نا‌روا به انسان تحمیل می‌گردد و گر‌نه بیمار نیز به خاطر تلخی دارو و سختی تحمل جراحی باید از این سختی‌ها معاف شود. حال آنکه عرف نتیجه جراحی را که به مراتب بهتر از عدم جراحی است، در نظر می‌گیرد و اساساً چنین مواردی را عسر و حرج نمی‌پندارد».
بنابراین در خصوص عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک نیز می‌توان گفت در صورتی زندگی زناشویی برای زوجه حرجی و مشقت‌آور است که علاوه بر دشواری ادامه زندگی مشترک برای شخص زوجه، عرف نیز دشواری وضعیت وی را تأیید کند.
بند نخست – مفهوم «لا» در لا حرج
در خصوص معنی «لا» در لا حرج عقاید متفاوتی وجود دارد. پیشینه‌ی نظریات مختلف به طور اصولی در مبحث «لا»، در قاعده لا ضرر آمده است و جهت روشن شدن معنی و مفهوم «لا حرج»، این نظریات مطرح می‌شود:
الف- نظریه «نفی حکم ضرری»
شیخ انصاری در مورد مفهوم قاعده لاضرر نظریه «نفی حکم ضرری» را مطرح می‌کند. «مفاد این قاعده این است که در اسلام حکمی که از آن ضرر ناشی شود وجود ندارد، خواه حکم تکلیفی باشد و خواه حکم وضعی».
«اسلام به طور کلی ضرر را مباح نمی‌داند و حکم ضرری در شریعت وجود ندارد و قاعده لا ضرر در اسلام به آن معنی نیست که فعل اضرار آور از آن مراد شود بلکه منظور از حکم شرعی، آن است که ضرر به طور کلی برای بندگان نفی شده است همانند قول باری تعالی در آیه «لا حرج» که مشقت برداشته شده است. منظور از لاضرر، ضرر خارجی است بدون آنکه شرع آن را تدارک دیده باشد».
«منظور از نفی حکم ضرری و حرجی در قواعد لا ضرر و لا حرج در واقع نفی حقیقی است. به عبارت دیگر، ظاهر ادله نفی حرج و نفی ضرر این است که منظور از آن‌ها رفع احکام حرجی و ضرری به نحو حقیقت و در عالم تشریع است».
با انطباق نظریه شیخ انصاری، منظور از لا در لاحرج نفی احکام و فرامین مشقت‌آور برای مکلف است.
با توجه به مطالبی که مطرح شد می‌توان گفت که به عقیده شیخ انصاری مفاد قاعده نفی عسر و حرج نیز مانند قاعده لاضرر، نفی حکم حرجی در دین است؛ یعنی در اسلام هیچ حکم حرجی که موجب مشقت مکلفان شود، تشریع نشده است.