دانلود پایان نامه

2-7-2- کنترل شیمیایی
برای کنترل شیمیایی بیماری پوسیدگی زغالی آفتابگردان با توجه به بیولوژی قارچ عامل بیماری و زمان ظهور علائم، محدودیت های خاصی وجود دارد. مبارزه شیمیایی با این بیماری با استفاده از سموم مختلف صورت گرفته که از بین آن ها سموم بنزیمیدازول ها (بنومیل Benomyl، کاربندازیم و تیابندازول Thiabendazol) اثرات بهتری داشته اند (غفاریان و میناسیان، 1379).
سمومی از قبیل تیوفانات متیل (Thiophanate-methyl) ، تیرام (Thiram) و سموم گازی مانند کلروپیکرین (Chloropicrin) می توانند خسارت عامل بیماری را کاهش دهند، امّا در سطح وسیع اقتصادی به نظر نمی رسند (اعتباریان، 1381).
ضدعفونی بذر با تیرام (Thiram) یا کاپتان (Captan) در مواقعی که بذر آلوده باشد، توصیه می شود (اعتباریان، 1383).
به علاوه، روش های شیمیایی علاوه بر هزینه های سنگین و خطرات زیست محیطی که به دنبال دارند، سبب کاهش میکروفلور مفید خاک شده و دارای تأثیر موقت و ناپایداری هستند.
2-7-3- کنترل بیولوژیک
اگرچه سابقه تاریخی تجربیات مبارزه بیولوژیک را به 348 سال قبل ازمیلاد مسیح نسبت می دهند، ولی شرح مشخصی از آن ارائه نشده است. در سال 1916 اسمیت برای اولین بار نام مبارزه بیولوژیک را روی این روش مبارزه نهاد (آهون منش، 1379).
به طورکلی هر نوع مبارزه علیه بیماریهای گیاهی که از طریق آنتاگونیست انجام پذیرد، برحسب نظر تمام متخصصان و محققان بیماری شناسی گیاهی مبارزه بیولوژیک به حساب می آید (Kubicek and Harman, 1998).
مبارزه بیولوژیک با عوامل خسارت زایی گیاهی هم اکنون به صورت یک علم جدید مورد توجه قرار گرفته است. در واقع هدف از مبارزه بیولوژیک استفاده از میکروارگانیسم های آنتاگونیست به منظور کم کردن یا جایگزین کردن عوامل بیماری زایی، از طریق اضافه کردن آن ها به خاک می باشد (غفاریان و میناسیان، 1379).
احتمال کنترل قارچ بیماری زا از طریق به کارگیری انحصاری میکروارگانیسم های آنتاگونیست و یا تلفیق آن ها با مقادیر پایین قارچ کش ها از مدت ها قبل مورد استفاده بوده است. اولین گزارش از کاربرد آنتاگونیست ها بر علیه عوامل بیماریزای گیاهی توسط هارتلی در سال 1921 با استفاده از آنتاگونیست های قارچی در خاک جهت کنترل مرگ گیاهچه کاج ارائه گردید (Cook and Baker, 1983).
از جمله عوامل آنتاگونیست برای کنترل پوسیدگی زغالی قارچ Trichoderma می باشد. به کارگیری گونه های قارچی Trichoderma از 50 سال پیش و برای اولین بار توسط ویندلینگ در سال 1932 ارائه گردید. او ظرفیت گونه های مختلف این قارچ را در کنترل بیمارگرهای خاک زاد، به نمایش گذاشت (علوی و آهون منش، 1376).
جدایه های Trichoderma متابولیت های ثانویه و غیرفرار فراوانی تولید می کنند که برخی از آن ها بدون اینکه به طور فیزیکی با میکروارگانیسم ها در تماس باشند، از رشد و توسعه آن ها ممانعت می کنند. مشهورترین متابولیت های ضد قارچی تولید شده توسط این قارچ، تریکودرمین ((Trichodermin، ویریدین ((Viridin و گلیوویرین (Gliovirin) می باشد (Harman et al., 2004).
ترشحات فرار، ترکیباتی مانند استالدئیدها و پروپیونالدئید هستند که دارای بویی شبیه نارگیل می باشند ((Claydon et al., 1987.
فعالیت های بیوکنترلی Trichoderma می تواند اثرات مثبت روی رشد و تحریک مکانیزم دفاعی گیاه داشته باشد. هم چنین می تواند شرایط محیطی و ریزوسفر اطراف عامل بیماری زا را با کنترل PH تغییر دهند (Whipps, 2001).
با توجه به اینکه Trichoderma از میزان رشد و قدرت ساپروفیتی بالایی برخوردار است وقتی همراه با سایر میکروارگانیسم ها از جمله عوامل بیماری زا در محیط معینی قرار گیرد، خیلی سریع بقایای گیاهی را اشغال کرده و ضمن استقرار و افزایش جمعیت سایر میکروارگانیسم ها از جمله قارچ های بیماری زا می گردد. درصورتی که عوامل بیماری زا به حیطه فعالیت آن ها نزدیک شوند، توسط دو مکانیزم میکوپارازیتیسم و آنتی بیوز آنها را از بین می برند (Ousley et al., 1994).
براری و همکاران (1385) اثر چند جدایه تریکودرما را روی قارچ M. phaseolina عامل بیماری پوسیدگی زغالی آفتابگردان بررسی کرده و نقش مؤثر آن ها را در کاهش این بیماری گزارش نمودند. آن ها سه جدایه برتر این آنتاگونست ها را به صورت تلفیقی با قارچ کش روال تی اس و بنومیل در گلخانه به کار برده و قدرت کنترل کنندگی بالای این آنتاگونیست ها را گزارش کردند.
غفاریان و میناسیان (1379) چند جدایه از قارچ T. virens، یک جدایه از T. harzianum و یک جدایه از T. konigii را روی قارچ M. phaseolina در شرایط گلخانه مورد آزمایش قرار داده و اثر آن را در کاهش بیماری مؤثر گزارش کردند. هم چنین این محققان اثر قارچ کش روال تی اس، کاربندازیم، بنومیل، کاپتان و مانکوزب را روی رشد میسلیومی این قارچ مورد آزمایش قرار داده و دریافتند که قارچ کش های کاربندازیم و روال تی اس بهترین اثر را در کنترل این قارچ دارا می باشند.
در یک آزمایش تأثیر قارچ های آنتاگونیست Aspergillus niger، Aspergillus flavus، T. viride، T. harzianum، Penicillium capsulatum علیه قارچ M. phaseolina بر روی محیط کشت PDA مورد بررسی قرار گرفت. نمونه ها به مدت 72 ساعت در دمای 30 درجه سانتی گراد قرار گرفتند. نتایج نشان داد که قارچ A. flavus بیش ترین تأثیر آنتاگونیستی را بر علیه M. phaseolina داشت. قارچ های A. niger و T. viride در مرحله بعدی قرار گرفتند. و قارچ P. Capsulatum دارای کمترین تأثیر و قارچ T. harzianum در حالت بینابین بوده است (Haffez Ullah et al., 2011).
باکتری Bacillus thuringiensis و قارچ Rhizobium meliloti نیز در کنترل بیولوژیک بر علیه M. phaseolina مؤثر می باشند (Dawar et al, 2007).
برخی از گیاهان نیز معمولا توانایی تولید متابولیت های ثانویه از قبیل آلکالوئید ها، ترپنوئیدها، استروئیدها و دیگر ترکیبات آروماتیک را دارند که بر روی موجودات دیگر اثرات نامطلوب می گذارد. فعالیت ضد میکروبی عصاره های گیاهی که دارای ترکیباتی با فعالیت های زیستی متفاوت می باشند، می توانند بر روی قارچ ها مورد بررسی قرار گیرند. به عنوان مثال عصاره های سیر و خرزهره اثر ضد قارچی بر رشد M. phaseolina دارند. خواص ضد باکتریایی و قارچی گیاه سیر به سبب وجود ترکیباتی نظیر آلی سین یا آجوئین است. اندام های هوایی گیاه خرزهره نیز دارای خاصیت ضد میکروبی روی برخی بیمارگر های گیاهی می باشند که مهم ترین عامل بازدارندگی رشد قارچ ها در این رابطه زانتان اکسیداز می باشد (قربانی و همکاران، 1379).
استخراج عامل آللوپاتیک از سه گونه Chenopodium شامل C. album، C. murale و C. ambrosioides در کنترل بیولوژیک علیه قارچ M. phaseolina مؤثر است (Tahara et al., 1994; Jefferson and Pennacchio, 2003; Gadano et al., 2006).
عصاره های برگی گیاهان Azadirachta indica A. ، Melia azedarach L. از خانواده Meliaceae به ترتیب به میزان 85-34 و 78-43 درصد از فعالیت زیستی M. phaseolina میکاهند (Ashraf and Javid, 2007).
2-7-4- به کارگیری ارقام مقاوم