دانلود پایان نامه

1- ظرفیت برای تعالی
2- توانایی برای تجربه حالت های هشیاری عمیق
3- توانایی برای خدایی کردن و تقدس بخشیدن به امور روزانه
4- توانایی برای سود بردن از منابع معنوی جهت حل مسائل
5- ظرفیت پرهیزگاری (تقوی داشتن)
او عنوان می کند توانایی برای تجربه حالت های هشیاری عمیق و غیر معمول از ویژگی های مهم معنویت است. تعالی و کمال به معنای حرکت به سوی اوج، مرزهای فراتر از جهان فیزیکی و آگاهی عمیق از خودمان است.
همچنین عرفان آگاهی از واقعیت نمایی است، یک حس یگانگی و وحدت که مرز تمام اشیاء و پدیده ها ناپدید می شود و یک کلیت واحد به وجود می آید. اگر کمال گرایی را به عنوان مؤلفه اصلی هوش معنوی در نظر بگیریم در قرآن کریم چنین آمده است «اای انسان، تو در حرکت به سوی پروردگارت هستی و او را ملاقات خواهی کرد» (سوره انشقاق، آیه 6).
مؤلفه دیگر هوش معنوی تقدس بخشیدن به امور روزانه است، یعنی تمام اموری که فرد انجام می دهد علاوه بر یک هدف اختصاصی یک هدف کلی و مقدس هم دارد، هنگامیکه یک عمل با هدفی مقدس صورت می پذیرد کیفیت متفاوتی دارد، مثلاً ماهونی و همکاران (1999) دریافتند هنگامی که همسران به روابط خود جنبه مقدس می دهند رضایت زناشویی بالاتر و تعارضات کمتری دارند و بهتر می توانند مشکلات خود را حل و فصل کنند. در دیدگاه اسلام تأکید فراوانی در این خصوص شده است که در هنگام شروع کار و انجام امور روزانه با نام خدا و برای رضای او انجام شود.
چهارمین مؤلفه هوش معنوی به رابطه دین و معنویت با مهارت های حل مسأله اشاره دارد، بسیاری از افراد در معنا بخشیدن به پدیده های مختلف زندگی که ممکن است برای آنان سخت و دشوار باشد از باورهای دینی سود می برند و این مسأله می تواند تا حد زیادی به سازگاری آنان کمک کند، برای مثال پارگامنت (1997) عنوان می کند که دین می تواند در کاهش اثرات منفی استرس های زندگی در افراد مؤثر باشد.
پنجمین مؤلفه هوش معنوی صفات پرهیزگارانه است. ایمونز (2000) عنوان می کند رفتارهایی مانند بخشش، شکرگذاری، ایثار و فداکاری، عشق مقدس از جمله صفات پرهیزگارانه است که از مؤلفه های هوش معنوی به شمار می روند، از نظر بائو میستر واگزلین (1999) خود کنترلی هسته اصلی رسیدن به صفت تقوا و پرهیزگاری است.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند «ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوا پیشه کنید و هر کس نگاه کند که برای فردای خود چه از پیش فرستاده است(سوره حشر، آیه 18). مفهوم خود کنترلی نیز در متون اسلامی همان عدم پیروی از نفس است که چه بسا پیروی از آن باعث گمراهی و دوری انسان از تقوی و پرهیزگاری است(رجایی، 1389).
در این راستا نوبل(2001) ضمن تایید مولفه های آمونز، دو مولفه زیر را به آن اضافه می کند:
1-تشخیص آگاهانه این موضوع که واقعیت فیزیکی درون یک واقعیت بزرگتر و چند بعدی است و درتعامل لحظه به لحظه با آن و به صورت هوشیارانه و ناهوشیارانه صورت بندی می شود.
2-پیگیری آگاهانه سلامت روان شناختی، برای خود و جامعه جهانی(سهرابی، 1387).
امرام و درایر (2007) نیز هفت مؤلفه برای هوش معنوی مطرح کردند:
1- هشیاری: آگاهی و خود دانایی رشد یافته
2- فیض الهی: زندگی همراه با تظاهر عشق الهی و اعتماد در زندگی
3- معنایابی: معنادار بودن فعالیت های روزمره از طریق احساس هدفمندی و یک حس وظیفه شناسی در روبه رو شدن با رنج ها و مشکلات زندگی
4- تعالی: حرکت فراتر از یک خویشتن منفرد به یک کلیت به هم پیوسته
5- حقیقت: زندگی با پذیرش و گشاده رویی، کنجکاوی و عشق برای تمام مخلوقات
6- داشتن صلح و آرامش نسبت به خویشتن (حقیقت، خداوند و ذات حقیقی)
7- هدایت- درونی: آزادی درونی همراه با مسئولیت و خرمندی در اعمال (رجایی، 1389).