ی منتهی می شود؛ بنابراین به نظر می رسد که زنان دارای همسر بیمار روانی به اهداف مورد نظر خود از زندگی مشترک دست نیافته اند و این باعث شده از سطح بهزیستی روانشناختی پایین تری نسبت به زنان دارای همسر عادی برخوردار باشند.

فرضیه اصلی دوم: شادکامی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری در فرضیه اصلی دوم و به عبارتی مقایسه شادکامی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی نشان داد که تفاوت معناداری در سطح اطمینان 99 درصد بین شادکامی آنان وجود دارد. نتایج در این مورد با پژوهش های بارلو (2002)، دوندی وانی و ابود (2005)، عظیم زاده پارسی و همکاران(1390) و صالحی و همکارانش(1390) همخوانی دارد.
فرضیه اصلی سوم: سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی متفاوت است.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه اصلی سوم نشان داد که بین سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی تفاوت معناداری در سطح 99 درصد وجود دارد. نتایج در این فرضیه با یافته های کوهسالی و همکارانش(1386)، عسگری و همکاران (1389) و اکبرزاده آرانی وهمکاران(1391) همخوانی دارد. سازگاری یک فرایند دو سویه است ، از یک طرف فرد به صورت مؤثر با اجتما ع تماس برقرار می کند و از طر ف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می بیند که فرد از طریق آن ها توانایی های بالقوه ی خویش را واقعیت می بخشد. در این تعامل فرد و جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده و سازشی نسبتاً پایدار به وجود می آید. به طور کلی سازگاری به تسلط فرد بر محیط و احساس کنار آمدن با خود اشار ه دارد (خدایاری فرد و همکاران، 1385). از آنجا که زنان دارای همسر بیمار روانی نمی توانند به طور مداوم با اجتماع در ارتباط باشند و به خاطر نگهداری و مراقبت از همسران خود ارتباط کمتری با اجتماع دارند نمی توانند تعامل دو سویه خود را نگه دارند و از این رو نیز سازگاری اجتماعی کمتری نسبت به زنان دارای همسر عادی دارند.
5-3- نتیجه گیری
در این پژوهش به مقایسه بهزیستی روانشناختی، شادکامی و سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی پرداخته شد. زنان دارای همسر بیمار روانی با دغدغه ها و چالش های به مراتب بیشتری نسبت به زنان دارای همسر عادی هستند، از این رو در این پژوهش به مقایسه بهزیستی روانشناختی، شادکامی و سازگاری اجتماعی این زنان با زنان دارای همسر عادی پرداخته شده است. نتایج در این پژوهش نشان داد که در مورد بهزیستی روانشناختی تفاوت معناداری بین زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی وجود دارد. به گونه ای که زنان دارای همسر عادی در متغیر بهزیستی روانشناختی از وضعیت مناسب تری نسبت به زنان دارای همسر بیمار روانی هستند. در واقع یافته ها نشان داده است که زنانی که دارای همسر بیمار روانی هستند با درگیری هایی مواجه هستند که بر بهزیستی روانشناختی آنان اثر گذار بوده است. این افراد در تمامی مقیاس های بهزیستی روانشناختی با مشکل مواجه هستند. مواجهه با همسر بیمار روانی این زنان را به لحاظ پذیرش خود، رابطه ی مثبت، خودمختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد شخصی در وضعیت نامطلوبی نسبت به زنان دارای همسر عادی قرار داده است. تحقیقات گذشته نشان داده است که عدم وجود درد و مشکلات در زندگی افراد موجب بهزیستی آنان می شود، به طوری که جرمی بنتهام (1948) اعتقاد داشته است که وجود خوشی و لذت، و عدم حضور درد در زندگی فرد، به بهزیستی می انجامد. همسر بیمار روانی و درگیری با واکنش های غیرعادی این افراد در زندگی باعث ایجاد تنش های شخصی و خانوادگی در زنان می شود. نتایج تحقیقات مرادی (1388)، بهاری فرکیش (1388)، میشل و هاسر کرم (2008) و نریمانی و همکاران (2007) نیز نشان داده است که زندگی با افراد دارای مشکلات روانی بر بهزیستی روانشناختی آنان تأثیرگذار است و موجب کمتر شدن بهزیستی روانشناختی می شود.
شادکامی از دیگر متغیرهای این پژوهش بود که در مورد زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی مقایسه شد. نتایج در این مورد نشان داد که زنان دارای همسر بیمار روانی به طور معناداری در مقیاس های شادکامی با زنان دارای همسر عادی تفاوت دارند. یافته ها نشان داد که زنان دارای همسر بیمار روانی شادکامی کمتری نسبت به زنان دارای همسر عادی هستند. باید توجه داشت که شادکامی از شاخص هایی است که شرایط نرمال زندگی و نبود مشکلات مداوم در زندگی بر آن اثر مستقیم دارد، از این رو به نظر می رسد که زنان دارای همسر بیمار روانی با مشکلی در ارتباط هستند که سطح شادکامی آنان را نسبت به زنان دارای همسر عادی کاهش داده است. گووه و همکاران(1990) معتقد بودند که ازدواج نوعی حمایت اجتماعی برای افراد فراهم می کند که از آنها در مقابل فشارهای زندگی و افسردگی حمایت می کند و به عبارتی موجب شادمانی آنان می شود. در این پژوهش نتایج نشان داد که ازدواج با همسر دارای بیمار روانی شادکامی افراد در حالت عادی ازدواج را تأمین نمی کند.
نتایج در ادامه نیز نشان داد که بین سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی تفاوت معناداری وجود دارد و سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی بیشتر از زنان دارای همسر عادی است. به نظر می رسد زنان دارای همسر بیمار روانی با شرایط خود کنار آمده اند و از این رو سازگاری و سازش بیشتری نسبت به زنان دارای همسر عادی هستند. خدایاری فرد و همکاران (1385) ، معتقدند که سازگاری تمایل ارگانیزم برای تغییر فعالیت خود در راستای انطباق با محیط است که در واقع پاسخی به تغییرات محیط پیرامون می باشد. این ویژگی تعامل و سازگاری فرد با دیگر افراد و ساختارهای ارزشی در واقع مهارت اجتماعی است که تعامل پیوندها و مناسبات او را با دیگران و جنبه های ارزشی جامعه ای که در آن زندگی می کند را تأمین می کند.
باید اذعان نمود که زنان دارای همسر بیمار روانی به لحاظ شرایط و اوضاع و احوالی که پیرامون آنان وجود دارد و اینکه ایده آل های آنان در زندگی مشترک تأمین نشده است، شرایطی متفاوت به لحاظ روانشناختی نسبت به زنان دارای همسر عادی دارند.
5-4- محدودیت های تحقیق
محدودیت های این پژوهش مطابق زیر است.
1- جامعه مورد پژوهش زنان ساکن شهر بندرعباس بود و در واقع اطلاعات گردآوری شده تحقیق متناسب با فرهنگ و شرایط حاکم بر زنان در این شهر بوده است؛ بر این اساس تعمیم نتایج به دیگر جوامع باید با احتیاط صورت پذیرد.
2- در این پژوهش از سه پرسشنامه که هر کدام نسبتاً طولانی هستند استفاده شد، هرچند که هر کدام از پرسشنامه ها در زمانبندی مشخص و برنامه ریزی شده پر شدند، اما به لحاظ مشغله ای و حوصله ای که زنان داشتند احتمال کم دقتی در پر کردن پرسشنامه ها وجود داشته است.
3- این پژوهش به شیوه علی- مقایسه ای انجام گرفته است، بر این اساس نتایج آنان عینی تر از نتایج پژوهش هایی که با روش شبه آزمایشی است، نیست.
5-5- پیشنهادات تحقیق
متناسب با نتایج و بررسی های صورت گرفته در مورد مقایسه بهزیستی روانشناختی، شادکامی و سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان داری همسر عادی، پیشنهادات تحقیق در دو قالب پیشنهادات کاربردی و پیشنهادات پژوهشی ارائه می گردد.
5-5-1- پیشنهادات کاربردی
1- پیشنهاد می شود که با توجه به نقش بسیار مهم بهزیستی روانشناختی در زندگی افراد، این زنان تحت حمایت های مختلف فرهنگی، اجتماعی و آموزشی قرار گیرند. پیشنهاد می شود دوره ها مداوم آموزش های متناسب و برنامه های مداوم و متنوع فرهنگی و اجتماعی برای این زنان در نظر گرفته شود تا از این طریق حمایت و سطح بهزیستی آنان افزایش پیدا کند.
2- پیشنهاد می شود زنان از طریق حمایت های مالی و معنوی سعی در جبران مشکلات پیش روی این زنان شود. می توان با قرار دادن یک روان پزشک یا روان شناس، همسران این زنان را مورد مداوا و بهبودی قرار داد تا زمینه های شادکامی این زنان فراهم شود.
3- پیشنهاد می شود از ظرفیت های سازگاری این زنان استفاده بهینه شود. به طور مثال می توان با ظرفیت های سازگاری این زنان زمینه های بهبودی بیماران روانی را تسریع بخشید اما این موضوع مستلزم آموزش ها و همکاری های هدفمند برای این زنان است.

5-5-2- پیشنهادات پژوهشی
1- پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی شیوه های موثر بر افزایش بهزیستی روانشناختی، شادکامی و سازگاری اجتماعی زنان مورد بررسی قرار گیرد و در واقع زمینه های بهبود این شاخص ها در زنان مورد پژوهش واقع شود.
2- پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی اقدامات و آموزش های مختلف به زنان در مورد بهبود بیماران روانی مورد آزمایش قرار گیرد و به عبارتی تأثیر آموزش ها و مهارت های مختلف به زنان دارای همسر بیمار روانی بر بهبود بیماری همسران آنان مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی هر کدام از شاخص های مورد پژوهش در بین زنان دارای همسران با بیماری های مختلف و از جمله زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای سرطان مورد مقایسه قرار گیرد.

منابع
– آل علی، فرشته (1388). ناگفته های شادی ،نشریه سلامت،شماره249.
– اسدالهی ق، عباسعلی زاده (1372). راهنمای خانواده های اسکیزوفرنیا. انتشارات معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان.
– اصفهانی اصل ، مریم (1381). مقایسه سازگاری فردی و اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان شاهد و غیرشاهد هدایت شده به اولویت های پنج گانه طبق برنامه هدایت تحصیلی. طرح پژوهشی اجرا شده با همکاری اداره کل بنیاد شهید انقلاب اسلامی خوزستان.
– اکبرزاده ، حسین ؛ حقیقی ، فریبا (1386). مدیریت شادی در مدرسه ، کاشان : انتشارات مرسل.
– آذر ، ماهیار و همکاران (1388).روش های غلبه بر افسردگی و رموز شادزیستن ، چاپ 11. تهران، انتشارات ما و شما.
– براتی سده ، فرید(1390). سلامت روانی و مؤلفه های آن، پایان نامه دکتری روان شناسی بالینی، دانشکده روان شناسی بالینی تهران .
– بیانی، علی اصغر؛ گودرزی، حسنیه؛

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *