روابط مثبت با دیگران و بهزیستی روانشناختی

دانلود پایان نامه

ریف برای کیفیت زندگی 6 عامل در نظر می گیرد:
پذیرش خود
هدف داشتن در زندگی
رشد شخصی
تسلط بر محیط
خود مختاری
روابط مثبت با دیگران
پیشینه‌ی پژوهشی
پیشینه داخلی
ملکی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری، استرس و بهزیستی روانشناختی ورزشکاران نخبه نشان دادند که آموزش هوش هیجانی بر هر سه متغیر روانشناختی مورد بررسی تأثیر معنی‌دار دارد. یعنی این دوره سبب کاهش پرخاشگری (p<0>بهادری و همکاران (1391) با بررسی رابطه بین اضطراب اجتماع، خوش‌بینی و خودکارآمدی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دانشگاه تبریز دریافتند که بین اضطراب اجتماعی و بهزیستی روانشناختی رابطه منفی معنی‌داری وجود دارد ولی بین خوش‌بینی و بهزیستی روانشناختی و همچنین خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت معنی‌دار وجود دارد.
منیجه شهنی ییلاق و همکاران (1390) در پژوهشی تحت عنوان رابطه‌ی هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز نشان دادند که مؤلفه‌های هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی پیش‌بین‌های مثبت بهزیستی روانشناختی دانشجویان دختر هستند بدین معنی که دو چیز میزان هوش هیجانی و مهارت اجتماعی دانشجویان بیشتر باشد میزان بهزیستی روانشناختی آنها نیز بیشتر است.
دستجردی و همکاران (1390) در پژوهشی تحت عنوان نقش پنج عامل شخصیت در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی دانش‌آموزان شهر بیرجند دریافتند که صفت سازگاری، مؤلفه‌ی روابط مثبت با دیگران و پذیرش خود را پیش‌بینی نمود، صفت وظیفه‌شناسی، مؤلفه‌ی استقلال را صفت روان رنجورخویی مؤلفه‌های استقلال، روابط مثبت با دیگران، رشد فردی و هدفمندی در زندگی را پیش‌بینی نمود. صفت پذیرش مؤلفه‌های تسلط بر محیط، استقلال و رشد فردی، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود را پیش بینی نمود. ضرایب بتا نشان‌دهنده‌ی قدرت پیش‌بینی هر شش مؤلفه‌ی بهزیستی توسط برونگرایی بود.
میکائیلی منیع(1389) در بررسی وضعیت بهزیستی روانشناختی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه ارومیه نشان داد بین مولفه های بهزیستی روانشناختی در دو جنس تفاوت معنی داری وجود داردکه غیر از مؤلفه ی هدفمندی در زندگی در سایر مؤلفه ها دختران دانشجو وضعیت بهتری نسبت به پسران داشتند.
یایاری و همکاران (1386) در پژوهشی با عنوان رابطه هوش هیجانی با منبع کنترل و سلامت روانشناختی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران دریافتند که افراد با سطح هوش هیجانی بالا و منبع کنترل درونی از سلامت روانشناختی بهتری برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون این تحقیق نشان داد که 9/58 از کل واریانس سلامت روانشناختی توسط هوش هیجانی فرد پیش‌بینی می شود.
بیانی و همکاران (1387) در بررسی رابطه بین ابعاد بهزیستی روانشناختی و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد آزادشهر نشان دادند که بین ابعاد بهزیستی روانشناختی (پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی و تسلط بر محیط) و سلامت عمومی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
جعفرنژاد و همکاران (1384) در پژوهشی تحت عنوان رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت، مهارتهای مقابله‌ای و سلامت روانی دانشجویان دریافتند که میان عامل‌های روان رنجورخویی، پذیرش و برونگرایی با سلامت روان رابطه‌ی معنی‌داری وجود دارد.
در تحقیقی که توسط طاهری،یار یاری،صرامی و ادیب منش (1392)،در پژوهش تحت عنوان رابطه بین سبک های هویت و شادکامی و بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دانشگاه ،تعداد 545 نفر از دانشجویان را مورد بررسی قرار دادند.نتایج نشان داد که بین سبک هویت هنجاری ،اطلاعاتی،تعهد،هویت و شادکامی رابطه مثبت و معنا دار و بین سبک هویت پراکنده اجتنابی و شادکامی رابطه منفی و معنا دار ی وجود دارد.همچنین بین سبک هویت اطلاعاتی و تعهد هویت با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معنا داری وجود داشت.نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک اطلاعاتی و تعهد هویت ،پیش بینی کننده ی بهزیستی روانشناختی هستند.
در تحقیقی که توسط شکری،مرادی،فرزاد،سنگری،غنایی و رضایی (1381).تحت عنوان نقش صفات شخصیت و سبک های مقابله ای در سلامت روانی دانشجویان صورت گرفت نشان دادند وظیفه شناسی و پذیرش ،بر سبک مسأله مداری اثر مثبت و معنا داری دارد و جنس اثر منفی و معنی دار،در حالی که پذیرش و وظیفه شناسی بر سلات روان اثر منفی و معنی دار و روان رنجور خویی و هیجان مداری اثر مثبت و معنی دار داشت.اثر مستقیم جنس بر سلامت روان ،از طریق مسأله مداری ، مثبت و معنی دار و اثر برون گرایی و پذیرش بر سلامت روان به وسیله هیجان مداری منفی و معنی دار به دست آمد و جنس از طریق هیجان مداری اثر مثبت و معنی دار داشت.به طور کلی نتایج این پژوهش مؤید آن است که توجه به نقش صفات شخصیت و سبک های مقابله ای در مطالعه ی افراد بسیار سلامت روانی مهم است.
نتایج تحقیق خدایاری فرد،شکوهی یکتا،غباری بناب،(1387) با عنوان رابطه بین عوامل تنش زا و نشانگان تنیدگی با راه ‌های مقابله در دانشجویان ،نشان داد که فراوان ترین عامل و رویداد تنش زا در بین پسر مربوط به عوامل تحصیلی بوده و عوامل تنش زای فردی و اجتماعی بعد از عوامل تحصیلی قرار دارند.الگوی منابع تنش زا در دانشجویا دختر و پسر تفاوت چندانی نشان نداد ،اما میزان تأثیرگزاری منابع تنش زا در بین دختر و پسر کاملاَ متفاوت بوده و دانشجویان پسر درباره‌‌ی مسأله ناکامی در ازدواج با همسر دلخواه و دانشجویان دختر بیشتر تحت تأثیر مسائل و مشکلات خانوادگی قرار دارند،همچنین یافته ها نشان دادند که دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر بیشتر از مهارت های مقابله ای جستجوی حمایت اجتماعی و انجام کار سخت بهره می جویند.همچنین نشان دادند که اولاَ بین عوامل تنش زا و نشانگان تنیدگی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد،ثانیاَ شیوه های مقابله با تنیدگی و نشانه های آن رابطه داد،به گونه‌ای که استفاده از مهارت‌های مقابله ای،نگرانی عمومی،آرزو پروری،جستجوی تعلق،عدم مقابله،سرزنش خود و درون ریزی موجب افزایش نشانه های تنیدگی می شود.در تحقیقی که توسط خلعتبری و همکاران(1390) تحت عنوان رابطه کمال گرایی و احساس تنهایی با کیفیت زندگی دانشجویان پزشکی استان گیلان صورت گرفت نشان داد که با افزایش کیفیت زندگی، احساس تنهایی و کمال گرایی کاهش پیدا می کند.
تحقیق مکوندی و زمانی(1390) که تحت عنوان بررسی کیفیت زندگی و ابعاد مختلف آن در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال صورت گرفت نشان داد که در متغیرهای سن و جنس اختلاف معناداری در نمونه های مطالعه وجود نداشت. امتیاز کلی کیفیت زندگی 5.3 ± 13.4 بود. در بین ابعاد چهارگانه کیفیت زندگی، بیشترین امتیاز، مربوط به بعد سلامت جسمانی و کمترین امتیاز، مربوط به بعد سلامت محیط بود. در بعد سلامت محیط با دانشجویان دختر امتیاز بیشتری کسب کرده بودند. در ابعاد دیگر تفاوت معناداری بین دو جنس دیده نشد. سلامت اجتماعی در دانشجویان متاهل بیشتر از دانشجویان مجرد بود ؛ در سایر ابعاد، تفاوتی بین دانشجویان مجرد و متاهل وجود نداشت. همچنین سلامت محیط در دانشجویان خوابگاهی کمتر از سایرین بود .
در تحقیق سلطانی و همکاران(1389)که تحت عنوان بررسی کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه ایلام صورت گرفت نتایج نشان داد که کیفیت زندگی 4 درصد دانشجویان بسیار مطلوب، 34 درصد مطلوب، 51 درصد متوسط و کیفیت زندگی 11 درصد دانشجویان نیز نامطلوب بوده است. همچنین در ابعاد درد جسمانی، روابط محیطی، تأمین مالی، مراقبت‌های اجتماعی و عواطف منفی در بین دانشجویان دختر و پسر تفاوت‌های معنی‌داری مشاهده گردید که در همه این ابعاد دانشجویان دختر وضعیت ناخوشایندتری گزارش کردند. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش ما، انجام ارزیابی‌های روانشناختی دانشجویان و ارایه خدمات روانشناختی در زمینه‌های مختلف برای ارتقای سطح سلامت و کیفیت زندگی آنها توصیه می‌شود.