دانلود پایان نامه

آزمایشی 1
آزمایشی 2
پلاسیبو
جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان کارشناسی ارشد بود که درسال تحصیلی 91-92 در دانشگاه تبریز مشغول به تحصیل بودند.
• نمونه و روش نمونه گیری: در این پژوهش نمونه شامل 45 نفر با میانگین سنی و انحراف معیار 12/2 ± 76/25 بود. روش نمونهگیری ابتدا به صورت در دسترس بود که بعد از گزینش افراد مورد نظر(نمره بالاتر از 19) در این پژوهش از طریق پرسشنامه، انتصاب آنها به گروهها بطور تصادفی انجام شد. و به سه گروه(هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. بنابراین، دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل وجود داشت. آزمون به صورت انفرادی اجرا شد. در حین اجرای مرحله اول آزمون سوگیری حافظه، یکی از گروههای آزمایشی بطور تصادفی بازخورد کاذب افزایش توجه متمرکز بر خود و گروه بعدی بازخورد کاذب (القای توجه) کاهش توجه متمرکز برخود دریافت کردند. گروه کنترل هیچ بازخوردی را دریافت نکردند.
ابزار جمع آوری اطلاعات
مقیاس هراس اجتماعی کانور و همکاران
مقیاس هراس اجتماعی دارای 17 ماده پنج گزینهای به روش لیکرت است که در آن گزینه اول (به هیچ وجه ) و پنجم ( بی نهایت ) میباشد. این مقیاس با نقطه برش 19 با کارایی یا دقت تشخیصی 79% افراد با اختلال اضطراب اجتماعی و بدون این اختلال را از هم تشخیص می دهد. نقطه برش 15 با کارایی 78% و نقطه برش 16 با کارایی 80% آزمودنی های با تشخیص هراس اجتماعی را از گروه گواه غیر روانپزشکی یا افراد روانپزشکی غیر از هراس اجتماعی جدا می کند ( دیویدسون و همکاران، 1997، به نقل از داداش زاده و همکاران، 1385 ). این پرسشنامه نخستین بار توسط کانور و همکاران (2000) به منظور ارزیابی هراس اجتماعی (اختلال اضطراب اجتماعی) تهیه شد. این پرسشنامه در ایران برای اولین بار توسط عبدی و همکاران (1385) ترجمه و اعتبار محتوایی و صوری آن برآورد شده است پایایی این پرسشنامه به روش بازآزمایی با استفاده از روش همبستگی پیرسون بر روی یک گروه دانشجویان با یک هفته فاصله 83/0و همسانی درونی آن در بیماران مراجعهکننده سر پایی به کلینیک (ضریب آلفا = 86/0) بدست آمده است.
ویبراتور مغناطیسی:
ابزار محقق ساخته است که برای ارایه بازخورد کاذب توجه متمرکزی بر خود میباشد که در طول 2 دقیقه 10 لرزش به مدت 3 ثانیه تقریباً یک بار در هر 10 ثانیه ارایه میداد. در واقع این ابزار یک تلفن همراه بود که برنامه نسب شده بر آن، که از اینترنت گرفته شده بود، وقتی عملیات فوق را اجرا میکرد که با تلفن دیگری با آن تماس گرفته شده و قطع میشد. تلفن همراه در داخل پوششی (پارچه فشارسنج که محتویات آن جدا شده بود) طوری قرار داده شده بود که به عنوان یک حسگر قابل باور باشد.
آزمون حافظه: فهرست واژگان و تکلیف کامپیوتری حافظه
ابزار مورد مطالعه در این پژوهش جهت بررسی حافظه آشکار شامل فهرستی از 60 واژه بود که دارای بار عاطفی مثبت اجتماعی (20 واژه)، منفی (20 واژه) یا غیر اجتماعی (20 واژه) می باشد.
روایی محتوایی این کلمات توسط 5 روانشناس مورد بررسی قرار گرفته است و توسط 10 آزمودنی اضطراب اجتماعی در یک مقیاس 7 درجهای 3- (کاملا منفی هیجانی) تا 3+ (کاملاً مثبت هیجانی) درجه بندی شده است. بر این اساس 90 درصد از درجه دهندگان بین کلمات توافق بود. اعتبار این کلمات بر اساس روش بازآزمایی با فاصله زمانی دو هفته برای سه گروه کلمه مثبت اجتماعی، منفی اجتماعی و غیر اجتماعی به ترتیب 98% ، 91% و 87% بود (استوار، خیر و لطفیان ، 1385).
سنجش حافظه آشکار به دو روش یادآوری و بازشناسی امکان پذیر است که در پژوهش حاضر، سنجش حافظه از طریق بازشناسی صورت گرفت. بدین منظور از فهرست 60 واژهای، تعداد 30 واژه (10 واژه خنثی، 10 واژه منفی و 10 واژه مثبت) بطور تصادفی انتخاب گردید. این فهرست 30 واژهای که درمتون سنجش حافظه آشکار فهرست واژگان قدیمی نامیده میشود، جهت “به یادسپاری” به آزمودنیها ارایه شد. سپس فهرست60 واژهای که فهرست واژگان جدید نامیده میشود، جهت “بازشناسی” (بازشناسی واژهها به یاد سپرده شده از میان مجموع واژههای ارایه شده) به آزمودنیها ارایه شد. ارایه واژههای فهرست قدیم و فهرست جدید طی برنامه رایانهای صورت میگیرد. 30 واژه فهرست قدیم هر یک به میزان 5/2 ثانیه در صفحه مانیتور ظاهر میشود. فاصلهی زمانی بین دو واژه ارایه شده در صفحه مانیتور 5/1 ثانیه میباشد. 60 واژه فهرست جدید که جهت بازشناسی ارایه می‏شود هر یک به میزان 600 هزارم ثانیه در صفحه مانیتور ظاهر میشود فاصله زمانی بین دو واژه ارایه شده در صفحه مانیتور از 700 تا 1100 هزارم ثانیه (میانگین 900 هزارم ثانیه برای هر واژه) متغیر بود. این کار به منظور جلوگیری از انتظار و پیش بینی خودکار زمان ارایه محرک جهت پاسخ به آن صورت میگیرد.
روش اجرای پژوهش
پس از جایگزینی تصادفی آزمودنیها در گروههای آزمایشی (2 گروه) و گروه کنترل، اجرای آزمایش برای شرکتکنندگان بصورت انفرادی در یک محیط یکسان برای همه آزمودنیها اجرا شد. آزمایش بدین صورت اجرا شد: ابتدا ویبراتور مغناطیسی به بازوی آزمودنی بسته میشد و به شرکت کنندگان در گروه افزایش و کاهش، در ارایه بازخورد کاذب توجه متمرکز بر خود گفته میشود «این یک ابزاری است که بر بدن شما نظارت دارد و از سنسور و لرزنده تشکیل شده است میخواهیم این سنسور را به بازوی شما نصب کنیم، این سنسور جنبههای برانگیختگی شما را اندازه میگیرد. مؤلفه‏های اصلی انگیختگی ضربان قلب است و سنسور، به هر گونه تغییر در ضربان قلب حساس است، سنسور به تغییرات درجه حرارت که در سرخ شدن اتفاق میافتد و به رطوبت پوست که در عرق کردن روی میدهد حساس است و آن را با ارتعاش نشان میدهد». به شرکت کنندگان در شرایط افزایش گفته شد اگر متوجه شدید که در موقع توجه به کلمات ارایه شده از مانیتور کامپیوتر، ویبراتور کارکرد، برای این است که تعداد ضربان قلب و سطح انگیختگی شما افزایش یافته است. اگر همچنان سرعت نبض و سطح انگیختگی شما بالا باشد، ویبراتور با دادن یک سیگنال به شما اطلاع خواهد داد. به شرکتکنندگان در شرایط کاهش، عکس آن گفته شد، یعنی به آنها گفته شد اگر متوجه شدید که در موقع توجه به کلمات ارایه شده از مانیتور کامپیوتر، ویبراتور کارکرد، برای این است که تعداد ضربان قلب و سطح انگیختگی شما کاهش یافته و نرمال است. اگر همچنان سرعت نبض و سطح انگیختگی شما پایین باشد، ویبراتور با دادن یک سیگنال به شما اطلاع خواهد داد . به شرکتکنندگان در شرایط کنترل گفته شد که این ابزار، در حین مشاهده کلمات از مانیتور کامپیوتر گاهی وقتها ممکن است لرزش داشته باشد، البته این لرزشها اهمیتی برای شما ندارد. ما فقط میخواهیم بدانیم اینکه در پایان آزمایش آن ناراحتکننده بوده است یا نه. سپس این ابزار از بازوی شرکتکننده باز شده و مرحله بعد اجرا میشد. پس از اتمام آزمون، شرکتکنندگان در شرایط افزایش و کاهش، به قدرت تشخیص این ابزار، در حساس بودن به ضربان قلب و سطح انگیختگی، در یک مقیاس لیکرت 10 درجهای پاسخ دادند. افرادی که پاسخ کمتر از 5 دادند حذف شدند. زیرا ممکن بود میزان باورپذیری این ابزار برای این افراد پایین بوده و ارایه بازخورد کاذب در این افراد موثر نباشد و نتایج بعدی را تحت تاثیر قرار دهد. از شرکتکنندگان در شرایط کنترل سوالی پرسیده نشد. در پایان هدف آزمون به شرکتکنندگان توضیح داده شد و با رضایت آزمایشگاه را ترک کردند.
روش تجزیه تحلیل دادهها
قبل از تحزیه تحلیل آماری ابتدا نتایج به دست آمده از اجرای آزمون حافظه بازشناسی از نظریه تشخیص علامت (SAD) استفاده شد. بطور سنتی تحلیل نتایج آزمون بازشناسی حافظه بر مبنای تعداد پاسخهای درست آزمودنیها به محرکهای قدیم (محرک هدف) بوده است. بدین صورت که با ارایه محرک قدیم آزمودنی میبایست پاسخ «بلی» را انتخاب نماید. این روش محاسبه میتواند به شدت گمراه کننده باشد، زیرا ممکن است تمایل آزمودنی به گفتن «بلی» و «خیر» صرف نظر از نوع محرک ارایه شده نتایج آزمون بازشناسی را تحت تأثیر قرار دهد. به عنوان مثال آزمودنی را در نظر بگیرید که در مرحله بازشناسی به همه محرکهای ارایه شده (چه محرکهای هدف و چه محرک‏های غیرهدف) پاسخ «بلی» میدهد. چناچه فقط تعداد پاسخهای درست مبنای محاسبه قرار گیرد نتیجه بدین معنا خواهد بود که وی توانسته است در بازشناسی محرکها کاملاً موفق عمل کند، درحالی که در عمل نتوانسته است هیچ محرک هدفی را از محرک غیر هدف بطور صحیح بازشناسی کند. به همین دلیل میبایست ابتدا بر مبنای نظریه علامت یابی یک سری شاخصهایی محاسبه گردیده، سپس تجربه و تحلیل آماری صورت گیرد. در این روش بر اساس واکنش آزمودنیها شامل پاسخهای صحیح و پاسخهای کاذب به دو شاخص d´ (دی پرام) و (بتا) دست مییابیم که بیانگر راهبردهای انتخاب شده توسط آزمودنی در آزمونهای حافظه بازشناسی است.
برای تجزیه و تحلیل آماری متغیرهای وابسته (زمان واکنش،حساسیت پاسخ d´ و سوگیری پاسخ ) یک آزمون تحلیل واریانس چند متغیری اجرا شد.

مطلب مرتبط :   فعالیت های اجتماعی و بهزیستی روانشناختی

فصل چهارم
نتایج پژوهش
مقدمه