مردم است زنان در نهضت ملی حضوری کمتر از انقلاب اسلامی داشته اند. و این شاید به دلیل حضور کمرنگتر روحانیون در نهضت ملی بوده است تا همراه خود زنان را به خیابانها بیاورند.
در اساسنامه اولیه حزب توده عضوگیری زنان ممنوع بوده است به تدریج عده ای از زنان به طور غیر رسمی و غیرآشکار جذب حزب می شوند. در جناح ملی نیز زنان حضوری بسیار کمرگ داشته اند هواداران زن یا همسران مردان طرفدار جبهه ملی و یا عده‏ای د ‏انشجوی علاقمند به نهضت ملی بود‏ند
‏ولی تشکل مستحکمی نداشتند برای پیگیری مرور بسیار کوتاه تاریخی خود بهتر است به چند گرایش برای نوسازی جامعه و از جمله رهایی زن ایرانی اشاره کنیم. از آن هنگام که وجدان جامعه ایرانی خود را با دیگر جوامع مقایسه کرده و با آشنایی با تفکرات تازه سعی در نوسازی جامعه خویش نمود سه‏گرایش پدید آمد: گرایش غیر مذهبی که سعی در تکوین مدرنیته در ایران داشت گرایش چپ و گرایش نوگرای مذهبی.
گرایش غیر مذهبی با ایده قانون و پیشرفت، دستاوردش در تعامل با واقعیات جامعه ایرانی، رژیم شبه مدرنیستی پهلوی بود که بتدریج قانون را هم دور زد و تنها به ایده پیشرفت پرداخت و این گرایش یا قربانی یا تسلیم این محصول ناخواسته گردید این گرایش بطور مستقیم و غیر مستقیم، با گرته برداری و الگوگیری از غرب سعی در کنار زدن سنت داشت و در نتیجه این گرایش نتوانست رابطه تعالی بخشی با اکثریت سنتی جامعه و مناسبات آن برقرار کند و مسئله زن با تقلید از ترکیه و سپس جوامع غربی مطرح گردید اجبار در کشف حجاب باعث تشدید سپر دفاعی سنت در برابر تحولات گردید نوجویی و رهایی زن که بیشتر در طبقات بالا و نزدیک به حکومت در دوره قاجار شروع شده بود. در این دوره نیز از طبقات مرفه که اندک اندک تحصیل کرده هم میشد خارج نگردید و ارتباطی با انبوه جامعه و خانواده های سنتی برقرار نکرد و متأسفانه برخی کارشناسان و پی‏جویان رهایی زن که عموماً غیرسیاسی بودند و با وصل به تشکیلات و مؤسسات دولتی وابسته به این جریان به دنبال پی‏گیری اهداف مثبت خود بودند. قربانی سابقه ذهنی سیاهکاری و ستم حکومت و تباهکاریهای آن گردیدند. از آنجا که حکومت با تمامی ستمها، شکنجه ها، به هدر دادن سرمایه های ملی. ریخت و پاشها، فسادها، رشد فواصل طبقاتی، وابستگیها و … بتدریج مطرود مردم می گردید. از این سو مشکوک، بدبینانه و بی اعتنا یا خصومت آمیز و د‏فاعی با آن برخورد می گردید. همین روند باعث می شد آن جریان در سطح باقی بماند و حداکثر لایه ای از قشرهای مرفه شهرنشین پایتخت را متأثر سازد.
جریان دیگری که شعار رهایی زن را مطرح ساخت جریان چپ بود. این جریان محتاطانه اما پررنگ‏تر از همه جریانات دیگر به این مسئله پرداخت حزب توده سازمان زنان پیدا کرده بود و در میان کارگران نیز نفوذ پیدا کرد. اما حجم اندک زنان در تظاهرات خیابانی، در دوران نهضت ملی، نسبت به جنبشهای سیاسی تاریخی ایران نشان از عدم موفقیت آنان داشت. این جریان‏ نسبت به سنت نه بی اعتنا، بلکه مقابله داشت. و این مقابله حساسیت مردم را برمی انگیخت و بستر رشد و نفوذ آن در میان قشرهای مردم، بطور عام و زنان به طور خاص را سخت و ناهموار می نمود. برخی قالب شکنی‏ها در ظواهر نیز که خلاف عرف معمول جامعه بود برای مردم خوشایند نمی نمود. غیر مذهبی بودن نخستین مانع ایجاد ارتباط بود و عدم امکان چریک شدن، جدا شدن از خانواده و زندگی مخفی مانع دومی بود که علاوه بر حفظ فاصله عقیدتی، فاصله عینی و عملی نیز بوجود می آورد.
اما نوگرایی دینی توجه بیشتری را بخود جلب کرد این جریان از شهریور 20 ‏جریانش را آغاز کرده بود به حرکت مستمر خود ادامه میداد آیت ا… سیدمحمود طالقانی روحانی آزاد اندیش و پرتلاش که از همان دوران شروع به حرکت کرده بود نظری مترقی و مثبت درباره زنان داشت و حتی قبل از آزادی حق رای در ایران از سوی حکومت پهلوی در کنگره جبهه ملی از موضع دینی و سیاسی موافقتش را با حضور و مشارکت زنان اعلام نمود و همواره دیدی مثبت و مترقی درباره فعالیت زنان و برخی حقوق آنان داشته است.
یکی دیگر از چهره‏های نواندیش دینی در این دوران دکتر علی شریعتی است از او ادبیات بسیاری درباره زنان باقی مانده است که شاید امروزه به علت رشد اجتماعی ایجاد شده معمولی و ساده بنظر رسد اما اگر نگاهی تاریخی به این روند بیفکنیم عظمت و اهمیت این برخورد روشنتر می شود این ادبیات متعلق به دوره‏ای است که شهرنشینی در ایران در اقلیت است.1 در شهرها نیز اکثریت مهمی از جامعه مذهبی و آن هم سنتی می باشند و سنتهای قومی – ملی حساسیت بر زن نیز در اوج می باشد فیلم فارسی و غیرت و ناموس و چاقوکشی برای این مسئله نمودی از این مدعا است که خاص ایران بوده و در سینمای دیگر جوامع اسلامی کم نظیر می باشد.2
مشابه برخورد با «زن» برخورد با «هنر» توسط دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد قابل توجه است در دوره‏ای که هر نوع موسیقی و سینما و تئاتر حرام و مطربی تلقی می‏شد شریعتی تاکید داشت که در حسینیه تئاتر اجرا شود آن هم با موسیقی. در آن شرایط و فضا است که اهمیت تاکید وی بر هنر، تئاتر و موسیقی و تاثیر گذاری. بن بست شکنی و سنت شکی اشی بارز می شود. و نه در جامعه کنونی که در مسجد و حسینیه‏اش نیز موسیقی نواخته می شود و بهمین شکل است تأکید و توجه شریعتی بر زن. «انتظار عصر حاضر از زن مسلمان» میزگرد درباره زن و معرو فتر از همه «فاطمه، فاطمه است» آثاری هستند که در زمان خویش کار کارستانی می کنند
.
اگر از زاویه دید اساسی و واقعیتگرای سنت – نوگرایی به جامعه بنگریم، اهمیت و ژرفای مسئله روشن خواهد شد در جامعه ای با آن آرایش و ترکیب جمعیت، اقتدار سنت و ناگشودگی آن در برابر نوگرایی شبه مدرنیسم پهلوی و جریان چپ، جامعه ای که بسیاری از خانواده های مذهبی اش ترجیح می‏دادند‏ دخترانشان تا ششم ابتدایی درس بخوانند، شغل نگیرند، در محافل اجتماعی حضور نیابند. شریعتی از انتظار عصر حاضر از زن سخن گفت و مهمترین عنصر تاکیدی او بر حضور اجتماعی بود او صاحب کیمیای نوگرایان دینی بود. نقد سنت از درون، اما از موضع نو و مدون خانواده سنتی با آثار او نوعی همزمانی و هم سنتی داشت هر دو مذهبی بودند. اگر او دختران را به جامعه و تفکر و حرکت فرا می‏خواند، این روند را مغایرتی با دین نبود. و هیچ الزامی هم به نفی اخلاق یا عرفهای اجتماعی نداشت جامعه در برابر او و ایده‏هایش احساس غریبگی نمی کرد هم دین‏اش را حفظ می کرد هم وقار و اخلاق دیرینه ملی‏اش را هم فعالیت فکری و اجتماعی اش را و هم هویت و استقلال ملی و تاریخی اش را.
زن تسلیم سنت یا الگوی شبه مدرنیسم را دو روی یک سکه می انگاشت و زن روشنفکر را در مقابل آن دو می‏نهاد. خلاصه او از درون سنت به نقد سنت می‏پرداخت ترس از بیگانه در جامعه نفوذی دیرینه داشت اما او بیگانه نبود درهای خانواده های پرشمار مذهبی نه به ندای اندیشه های او بر روی دختران برای ورود به جامعه، تحصیل، هنر، تفکر و حرکت باز شد در این هنگام نواندیشی دینی مهمترین و برگشت ناپذیرترین نقش را ایفا نمود سد سنت در مقابل جریان نواندیشی مذهبی شکاف برداشت و بخش وسیعی از زنان رو به رشد و تعالی نهادند و این احساس قوت گرفت که می توانند با حفظ هویت دینی ملی و تاریخی خویش اما با نقادی آن در بستر آزادی و فعالیت گام بردارند.
روند بالا پس از انقلاب با تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی و به ویژه آموزش کشور بستر عینی آماده‏تری یافت اعتماد خانواده‏ها به بیرون، جامعه و گسترده ترین شکل آن وارد جامعه شد و حضوری وسیع در عرصه های آموزشی،1 آموزش عالی، اداری، اجتماعی، سیاسی، هنری، انتشاراتی و … یافت.2
اما این بیداری یک نهضت است و شکل «جنبش زنان» ندارد توده‏های وسیع زنان ایرانی در بالاترین سطح سواد، فرهنگ، شعور سیاسی و … در طول تاریخ خود قرار دارند و این همه دستاورد نفوذ در سنت از سوی نواندیشان دینی، پدیده انقلاب و تغییرات تدریجی ساختاری جامعه ایرانی‏می باشد در اوایل انقلاب با باز شدن فضا برای فعالیت اجتماعی، حضور زنان آزاد شده از قیود منفی سنت (نه وجوه مثبت آن) در گروههای سیاسی نهادهای اجتماعی و اقتصادی، عرصه های هنری و شغلی و … چشمگیر، انبوه و سیل وار بود.
زیرا نواندیشی دینی، رخداد انقلاب تاریخی و مذهبی بهمن 57 ‏و رشد تدریجی و آرام ساختارهای جامعه درهای بسته را ناگهان گشود و بسته ترین قشرهای جامعه نیز ناگزیر به همراهی با این حرکت عظیم شد.
آنچه امروزه مسائلی عادی بنظر می آید تا چند سال پیش دست نیافتنی می‏نمود. جامعه پیشین ما به سمت یک جامعه دوقطبی پیش می رفت یکسوی آن البته بسیار کم پذیرای فرهنگ شبه مدرن حاکمیت وقت و بهره‏گیر از مواهب آن می‏شد و سوی دیگر که اکثریت بود در قلعه سنت در مقابل آن سنگر می‏گرفت حتی تلویزیون را به خانه اش راه نمیداد انقلاب شکوهمند بهمن این دیوار را برداشت همان گونه که نواندیشی دینی از قبل پی‏های آن را سست کرده بود. اینکه بین سنت و نوگرایی تعاملی روانتر صورت می‏گرفت. گرچه زنان بهره گرفته از آزادی پیشین آزرده شدند لیکن زنان زیادی که به هر دلیل در گذشته این آزادی را نمی پسندیدند یا از آن بهره نمی گرفتند در بسیاری از عرصه ها احساس رهایی داشتند اگر از منظر زنان اکثریت جامعه به وقایع بنگریم نتایج شاید ملموس تر گردد گرچه حجاب اجباری زنانی را به رویارویی کشید لیکن مسئله حجاب در آن هنگام مسئله زن ایرانی نبود حتی پذیرفتن مانتو بعنوان حجاب شاید برای بسیاری از زنان یک نگرش مثبت را دربرداشت. گرچه اینک ممکن است این فشارها حساسیتهایی را ایجاد کرده باشد ولی اگر متعادل بنگریم این مسئله چندان حادی نخواهد بود.

نتیجه گیری
در مجموع وضعیت زنان در جامعه کنونی ما یک وضعیت نامتعادل، ناموزون و در حال گذر است گذر از سنت گذشته به تعادلی نوین و مدرن که خود می تواند آغاز و مبنای سنتی برای چند دهه آینده باشد. اینک یک نهضت بیداری وسیع شکل گرفته است و خواست و اراده‏ای برای تغییر از همه سو دامن گشوده است.
نهضت بیداری زنان ایران در بستر عمومی حرکت نوخواهانه جامعه ایرانی و همراه با مردان رهرو این راه به یک روند عینی تبدیل می شود و روشنفکران زن و مرد بایستی در ارائه نظریات و افکار راهگشا تلاش کرده و حقوقدانان کارشناسان و دست اندرکاران امور زنان در یک روند همگرایانه گردآیند موانع فکری و ساختاری و سیاسی این راه را بزدایند.
اینک آرمان رهایی باید با برخوردی کلان و واقعگرا دارای راهبرد روشن باشد تا این جنبش در مسیر نهضتی اهلی و گسترده قرار گیرد.

بخش سوم: روش شناسی تحقیق

1- روش تحقیق
الف: کتابخانه ای
در روش کتابخانه ای نمی توان ادعا کرد که در خصوص یک موضوع خاص به بیشتر منابع موجود استناد شده است. زیرا اولاً منابع وسیع می باشند و ثانیاً عدم دسترسی به بعضی از آنها موجب میشود که در روش کتابخانه ای به
هر آنچه باید دریافت، نمی توان رسید. در مورد فمینیسم منابع به زبان فارسی چندان گسترده نیست؛ با این حال سعی شده است حتی الامکان از منابع فارسی و غیر فارسی برای ارائه یک کار نسبتاً مطلوب استفاده شود تا اهداف تحقیق تاحدودی تأمین گردد.
ب: تحلیل محتوی
در زندگی اجتماعی معاصر برای محتوای پیام های ارتباطی اهمیت و اعتباری خاص قائل شده اند بطوریکه تجزیه و تحلیل محتوای ارتباطات اکنون از روشهای مهم تحقیق در علوم اجتماعی به شمار می‏رود و با کاربرد‏های گوناگون خود امکانات پژوهشی وسیعی در اختیار محققان می گذارد.
زیرا بررسی و تجزیه و تحلیل محتوای پیام های جمعی نه تنها یکی از شاخه‏های اصلی علوم ارتباطات محسوب می شود. بلکه با توجه به آنکه نخستین مطالعات تحقیقات جدید ارتباطی بر مبنای شناخت پیام ها پایه گذاری‏شده است دارای نقش ممتاز می باشد.
تحلیل محتوا معرف جریانی است که طی آن می توان مطالب کیفی را به کمی بدل کرد و در واقع یک راه سنجش است که در این رساله در کار کتابخانه ای از این روش نیز بهره

Published on :Posted on

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *