دانلود پایان نامه

دوره دوم کودکی( 4 تا 6 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت ترس ، انواع عادات نامطلوب مانند جویدن ناخن ، مکیدن انگشت و … است. اختلالات رفتاری این دوره بیشتر از نوع واکنشهای زودگذر تطابقی یا مقدمات نوروماتیک است .
3- اختلالات رفتاری دوره سوم کودکی( 7 تا 11 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت دروغگویی، دزدی، امتناع از رفتن به مدرسه و …است .
4-اختلالات رفتاری دوره نوجوانی ( 12 تا 14 سالگی ) اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با انجام تکالیف مدرسه و برآوردن توقعات و انتظارات تحصیلی از طرف معلم و والدین است.
ج) گروهبندی بر اساس سبب شناسی : در دسته بندی ، اختلالات رفتاری بر اساس سبب شناسی آن به دو دسته عمده تقسیم می شود که عبارتست از :1-اختلالات رفتاری با زیر بنای ارگانیکی یا جسمی 2-اختلالت رفتاری با زیر بنای روانی و بدون مشکلات جسمی
اختلالات رفتاری که منشاء عضوی دارد: مشکلات رفتاری به علت آسیب مغزی یا اختلال در وظایف غدد مترشحه داخلی و مانند آن بوجود می آید
د)گروهبندی از دیدگاه های مختلف آموزش و پرورش:
هر یک از این دسته بندی ها طرفداران خاص دارد اما چون طرفداران این نوع دسته بندی ها با نگرش پزشکی- روان پزشکی به دسته بندی بیماریهای روانی پرداخته اند، بنابراین نگرش آموزش و تربیتی نادیده انگاشته شده است.
بی نظمی در سلوک: کودک که دارای بی نظمی در سلوک است، قدرتها را به مبارزه می طلبد، دشمنی با منابع قدرت مانند افسر پلیس، معلم، پدر و … دارد.
اضطراب و گوشه گیری: کودک مضطرب، افسرده کودکی خجالتی، ترسو، گوشه گیری، حساس و مطیع است. ولی بیش از حد وابسته می باشد و به سادگی افسرده می شود .
رفتارهای نا مناسب و ناپخته: در رفتاهای این گونه کودکان ویژگیهایی چون عدم توجه، فقدان علاقه نسبت به امور، به ویژه به مدرسه و تحصیل، تنبلی گنگی و گیجی، انکار باطل، رویاهای روزانه بی اساس و … به صورت وافر مشاهده می شود .
رفتارهای ضد اجتماعی: کودکان با رفتارهای ضد اجتماعی، برخی از ویژگیها یا مشکلات رفتاری کودکان یا بی نظمی در سلوک را دارند اما این گونه کودکان در بین گروه همگنان خود اجتماعی هستند. آنان معمولاً عضو یک گروه می باشند. همواره در گردابی از رفتارهای گناه آلود و جنایت آمیزی به سر می برند. نمونه ای از رفتارهای ضد اجتماعی، مانند دزدی، مدرسه گریزی، پرسه زنی، باندبازی و … مشاهده می شود.( سیف نراقی ،1390)
اختلالات رفتاری نوجوانان شامل:1 – شناختی 2- اختلالات عاطفی 3- جسمانی
1- شناختی : شامل اختلالاتی هستند که به صورت تفکر اختلالاتی تلقی می شوند یعنی نوجوان این گونه رفتارها را در جهت ارضای نیازهای درونی خود توجیه می کند و این گونه رفتارها را برای خود نوعی هنجار قابل توجه می پندارد و این رفتارها از نقطه نظر شناختی بسیار پیچیده و شامل کنشها و واکنشهای شخصیت فرد با پدیده های امور اجتماعی شخصیتی است و به اصطلاح نوعی جمع بندی از امور و عناصر رفتاری را برای رسیدن به یک هدف در جهت ارضاء و تحقق آرمانها و آرزوهای خود می پذیرد مثلاً فرد والدین را عامل جهت محدود کردن خواستهاو تمایلات نوجوانی خود می بیند و با نوجوانان و الگوهای خاص هنری و ورزشی همنوایی می کند و نوع تضاد بین نسل نوجوانان و والدین پیش می آید که این رفتار ها نوعی اختلالات رفتاری شناختی تلقی می شوند.
2- اختلالات عاطفی: در اثر کاهش و تقلیل حمایت ها و محبت ها و عواطف والدین و مربیان و اولیاء امور جامعه در نوجوانان شکل می گیرد. نوجوانانی که پدران و مادران از هم گسیخته و ستیزه جو دارند معمولاً فرصت کسب زمینه های حمایتی و پذیرش از طرف والدین را کمتر پیدا می کند و اگر این وضع در مدرسه و جامعه برقرار باشد نوجوانان نوعی احساس جدایی از آنها نموده و با رفتارها و حرکات مخالف آنها درصدد مخالفت باوالدین و اولیاء بر می آیند .
اختلالات جسمانی: که در اثر حوادث طبیعی ممکن است، عارض شده باشد و هم در اثر اختلالات شناختی و عاطفی ممکن است بروز نماید. مثلاً لنگیدن و یا کوری و کری ممکن است در اثر حوادث طبیعی رخ داده باشند. ولی وسواس، اضطراب و پرخاشگری و افسردگی ممکن است از عوامل شناختی و یا حتی از مشکلات جسمانی ریشه گرفته باشد با اصطلاح این اختلالات زنجیره ای هستند و ممکن است عنصری عامل اختلالی و یا اختلالی باعث اختلال دیگری قرار گرفته شده باشد .
2-11-اصول کلی رفتار درمانی اختلالات رفتاری
اختلالات رفتاری در اکثر مواقع حاصل یادگیری نامناسب، نادرست یا معیوب است بنایراین برای درمان آن باید نشانه ها یا علائم رفتار نامناسب یا نادرست حذف گردد و بجای آن رفتار جدی که مناسبتر و موثرتر است، جایگزین شود .
اختلالات رفتاری به عنوان انحراف کمی فاحش یا افراط و تفریط در رفتاری خاص از رفتارهای هنجار مربوط تلقی می شود لذا برنامه درمانی بایستی در پی افزایش بروز رفتار مناسب و نیز کاهش رفتاری که از نظر مداومت، تکراری، زمان و مکان وقوع، نا مناسب است باشد.
اختلالات رفتاری به دلیل نامناسب بودن شرایط محیط اجتماعی و تقویت نشانه های اختلال، توسط محیط بوجود می آید. لذا همین محیط اجتماعی می تواند موجب تغییر در رفتارو نیز حفظ آن باشد.
اختلال رفتاری ویژه یا به طور کلی هر رفتاری اگر تقویت مثبت شود چون واکنش ارگانیزم با نتیجه رضایت بخش همراه بوده تداوم می یابد و تکرار می شود در حالی اگر تقویت منفی صورت گیرد چون واکنش ارگانیزم با احساس درد، رنج ، نارضایی همراه می باشد آن رفتار کاهش و یا خاموش می گردد .
2-12-رابطه میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری با عوامل جمعیت شناختی
شغل پدر: بالاترین میزان شیوع اختلالات رفتاری مربوط به کودکانی بود که پدران آنان بیکار وکمترین میزان مربوط به کودکانی بود که پدران آنان کارمند بودند .
1-شغل مادر: بالاترین میزان شیوع اختلالات رفتاری مربوط به کودکانی بود که مادران آنها خانه دار یا کارگر و کمترین میزان مربوط به کودکانی بود که مادران آنان کارمند بودند .
2-در آمد پدر: میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکانی که پدر آنان بدون درآمد بودند از آنهایی که پدرانشان درآمد بالایی داشتند بیشتر بود. میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکانی که مادران آنان هیچ درآمدی نداشتند ( خانه دار ) بودند بیشتر بود و در کودکانی که مادران آنها درآمد بالاتر از 100 هزار تومان داشتند هیچ گونه اختلالای مشاهده نشد .
3- تحصیلات پدر و مادر: هر چه سطح تحصیلات پدر و مادر بالاتر رفته ، میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکان آنان کاهش داشته .