دانلود پایان نامه

وا دارد تا عادت کند به انها و ترک انها نکند و اجتناب کند از بدیها و عادت به انها و اگر نه دشوار شود بر او ترک انها و گرفتار گردد به آنها”(آمدی،1385)

همچنین در روایتی دیگر در مورد غلبه و نیروی عادت چنین می فرماید:”آفته الریاضه غلبه العاده”: آفت ریاضت،غلبه عادت است. ریاضت به معنی رام کردن است؛ و مراد این است که آفت و مانع رام کردن نفس و خوار نمودن آن این است که عادت این کس به آنچه عادت به آن کرده باشد غلبه کند بر او، و نتواند ترک آن کند ، پس کسی که خواهد نقش خود را آرام کند و به طاعت و فرمان برداری وادارد، باید که نگذارد که عادت غلبه و تسلط بر او داشته باشد. (آمدی،1385)
در قدرت و نیروی عادت کسی فکر نمی کنم شکی داشته باشد و ساده ترین راه اثبات این مدعا این است که همه ی کسانی که عادتی دارند نمی توانند به سادگی انرا رها کنند، علت این امر همان نیروی ما فوق طبیعت عادت است.یعنی نیروی عادت به اندازه ای است که در غریزه یعنی سرشت و نهاد موثر می شود و آن را به نحوی که متناسب و موافق به عادت است ، تعدیل می نماید تا عمل غریزه بر طبق مقتضیات محیطی که او در زندگی دارد انجام شود و نه آن طورکه اقتضای خود طبع و غریزه باشد. در بحث قبلی گفتیم که غرائز وسیله ی بقای فرد و نوع است و در اینجا می گوییم که عادت وسیله تکامل فرد و اجتماع می باشد. صلاح و فساد فرد و جامعه بسته به چندی و چگونگی عاداتی است که شالوده ی روش و کردار خود را بر آن می گذارند.(علم اخلاق یا حکمت عملی: 78-80)
عادت طبیعت ثانوی است:یکی دیگر از دلایل اهمیت عادت همین مسئله است یعنی عادت خود یک طبیعت دومی محسوب می گردد و البته عادت در واقع همان نیروی طبیعت جدید یا ثانوی است که فرد را تحت تاثیر خود قرا می دهد. و در واقع عادات خوب باید به منزله طبیعت دوم بشر باشند. هر انسانی بطور نا اگاه تحت تاثیر عادات خویش قرار دارد ،طبق ان سخن می گوید و بر وفق آن عمل می کند. عادت حاکم بر رفتار و گفتار مردم است و مانند کششهای غریزی و تمایلات طبیعی افراد را به راه حق سوق می دهد.
علی علیه السلام فرموده است: (( زبانت از تو آن را می خواهد که بدان عادتش داده ای . جانت از تو چیزی را طلب می کند که بدان عادتش داده ای و جانت از تو چیزی را طلب می کند که بدان مانوسش ساخته ای))(فلسفی،1356: 227-228)،امام علی (ع) می فرماید: نفس خویش را به بردباری در مقابل ناملایمات عادت ده.(حسینی میر صفی،1374 :71،به نقل از نهج البلاغه) و همچنین می فرماید:عادت بد دشمنی است که باقدرت خویش بر صاحبش حکومت کند. (حسینی میر صفی :71، به نقل از غررالحکم) یا می فرماید:یعنی عادت طبیعت ثانوی است.(همان:72)،امام حسن عسگری می فرماید )): بر گرداندن معتاد از عادتی که بدان خو گرفته ، مانند خرق عادت در طبیعت است)) (حسینی میر صفی،1374 :71،به نقل از بحار الانوار)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برایند سخنانی را که دانشمندان درباره ی مفهوم تعلیم و تربیت بیان داشته اند می توان این گونه خلاصه کرد: تعلیم و تربیت ،عبارت است از فراهم آوردن زمینه ها و عواملی که استعدادهای شخص را در رسیدن به کمال بنا بر اختیار خود او شکوفا می کند.
عادت ریشه در کلیه فرایندهای تربیتی دارد و هر جا که سخن از تربیت انسان باشد بدون شک در آن جا نقش عادت آشکار است . بر اساس بحث‌های صورت گرفته ، می‌توان گفت مواردی که در راستای هدف تربیتی است و برای دستیابی به آن کمک می‌کند ، رویکرد مناسب و مفیدی خواهد بود ، اما مواردی که این رویکرد درباره هدف تربیتی اثری نداشته باشد و یا حتی مانع و باعث دور شدن از هدف بشود ، در آن صورت بهره گرفت از این رویکرد عبث و مضر خواهد بود . به عبارت دیگر،عادت ها بنابر یک تقسیم‌بندی به چند دسته تقسیم می‌شوند : برخی عادت‌هایی است که طبق الگوی شرطی شدن به وجود می‌آید و انسان در برابر محرک بیرون از وجود خود شرطی می‌شود و هر رفتاری را که در آن محرک اقتضا کند، انجام می‌دهد ؛ فرق نمی‌کند که این شرطی شدن از نوع شرطی کلاسیک باشد که محرکی و پاسخی در کار است و یا از نوع شرطی شدن عامل که رفتاری و پاداشی . شهید مطهری این نوع عادت را انفعالی می‌نامد و می‌گوید: «معمولاً حالت انس ایجاد می‌کند و انسان را اسیر خود می‌سازد مثلاً شخص عادت می‌کند که روی تشک پر قو بخوابد یا به غذای خاصی خو می‌کند که اگر به او نرسد، نمی‌تواند بخورد» (مطهری، 1371 :88).
ملاک مطلوب بودن و نبودن عادت این نیست که انفعالی یا غیر انفعالی است ؛باید دید که آیا عادت در راستای هدف والای انسانی قرار دارد یا نه ، آیا این عادت هویت انسانی را از انسان می گیرد یا نه و آیا در راستای هدف ایجاد و تقویت ایمان قرار دارد یا نه .
نوع دیگر عادت که شهید مطهری آن را عادت فعلی می‌نامد ، عادتی است که انسان در آن مانند حالت قبلی شرطی نمی‌شود ، بلکه نوعی کسب مهارت ، ترقی ، افزایش تجربه و تکامل است . برای مثال ، رانندگی در بسیاری از افراد به عادت تبدیل می‌شود ، یا حروف نگاری ، سخنرانی ، خوش‌نویسی ، نقاشی ، انواع ورزش و امثال آن از عادت‌هایی است که نه بر اساس عکس‌العمل در برابر یک محرک ، بلکه بر اثر ممارست و تمرین به وجود می‌آید . این نوع عادت معمولاً به صورت آگاهانه و عمدی ایجاد می‌شود و غالباًدرامور مهارتی ، اعمال فیزیکی و مشاغل به کار گرفته می‌شود . با این حال ، در امور معنوی و مسائل روحی و روانی نیز می‌توان از این نوع عادت استفاده کرد ، و برای تمرین و ممارست در مسائل ذهنی و روانی نیز کاربرد دارد . برای مثال ، مرتاض ها برای تسلط بر خواسته‌های نفسانی و تقویت اراده خود از این روش استفاده می‌کنند ؛ و یا در مورد افزایش توان حافظ یا تمرکز فکری ، در روان‌شناسی توصیه‌ها و تمریناتی وجود دارد که همگی بر این نوع عادت استوار است .
گفتنی است که بهره‌گیری از رویکرد عادتی در تربیت مشکلی ندارد و به نظر می‌رسد اسلام نیزآن را پذیرفته باشد ، اما چگونگی و روش عادت دادن اهمیت فراوان دارد . آنچه ممکن است این رویکرد را دچار آسیب کند و باعث تضعیف اراده و قدرت تعقل یا آسیب‌های تربیتی دیگری برای تربیت شونده شود ، نه نتیجه آن ،که معمولاً روش به‌کارگیری آن است . از این‌ رو راه ‌حل مشکل این نیست که این رویکرد را به کلی کنار بگذارند ، و رویکردهای دیگری توصیه شود ، بلکه راه حل ،گزینش روش درست در عادت دادن است . ازاین‌رو، اسلام با وجود اینکه رویکرد عادتی را به اجمال پذیرفته ، برای اجرای آن نیز سفارش‌های کرده است .
به نظر می‌رسد در تربیت اسلامی روش عادتی هم پذیرفته است و هم پذیرفته نیست ، به این معنا که انجام عادتی کارها و حتی اقدامات تربیتی مبتنی بر رویکرد عادت هم در متون و منابع اسلامی به کلی رد نشده و حتی در مواردی بر آن تصریح و تأکید شده و هم در مواردی انجام عادتی کارها مورد نکوهش قرار گرفته است ( فهیمی ،1388: 366) .
به‌طورکلی مراحل تشکیل عادت عبارت است از تمایل، قصد و اراده و تکرار(گودرزی،1377: 7 ).در روایتی از علی (ع) نقل شده که فرمود: «کارهایتان را به صورت پیوسته انجام دهید ، زیرا خدا برای عمل مؤمنان پایانی جز مرگ قرار نداده است »( طبرسی ، 1988،ج1 :130)،همچنین در روایت دیگر در باره امام سجاد (ع) نقل شده: امام سجاد کودکانی راکه نزدش بودند ، وادار می‌کرد تا نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را در یک وقت بخوانند . سپس به وی(به حالت اعتراض ) تذکر داده شد و حضرت در جواب فرمود : این کار برای کودکان سبک‌تر است و آنان می‌توانند به انجام آن اقدام کنند و مانع خواهد شد که آنان بخوابند و یا به کار دیگری مشغول شوند و نماز را از دست بدهند .
دسته دوم از بیانات اسلامی که مسئله عادت را به صراحت یا به طور ضمنی ناپسند دانسته و بر ملاک‌های دیگر تأکید کرده‌اند ، شامل احادیث ذیل است: از علی (ع) چنین روایت کرده‌اند : «در تربیت کردن نقش‌های خود را به عهده بگیرید و آن‌ها را از سلطه عادت‌هایتان بازدارید.» (آمدی ،1360، ح4522).
بنا بر روایتی از پیامبر (مطهری ،1371 :89 ) ایشان می‌فرماید: نگاه نکنید به زیادی نماز، روزه و حج ایشان و به ناله‌های نیمه ‌شب ایشان . اینها چیزهایی است که ایشان به آنها عادت کرده‌اند ،به‌گونه‌ای که اگر ترک کنند می‌ترسند ، به جای اینکه ، به راستگویی و امانتداری ایشان نگاه کنید» (مجلسی ، 1412 ، ج1: 9).
در روایتی دیگر از پیامبر (ص) آمده است : « هیچ عبادتی جز با یقین ارزش ندارد . » ( کراجکی ،1410،ج1 :55).،همچنین از امام علی (ع) روایت شده که می‌فرماید : « در عبادتی که همراه با شناخت نباشد و صرفاً از روی عادت انجام گیرد، خیری نیست » ( حوافی ، 1404».در حدیثی از امام سجاد (ع) آمده است: عبادتی نیست مگر با فهم و معرفت (همان).پیامبر (ص) در حدیثی می‌فرماید: « دانش اندک بهتر از عبادت بسیار است . » (محمدی ری شهری،1362 :396).
بنا بر روایات دیگری از امام علی ایشان فرموده است: «شما را به تقوای الهی و تداوم اندیشه سفارش می‌کنم، زیرا تفکر، پدر و مادر (منشأ) همه خوبیهاست . » (همان : 454)،همچنین از امام صادق نقل شده است : «یک سال اندیشیدن بهتر از یکسال عبادت است جزاین نیست که خردمندان پند می‌گیرند » (همان : 456) به هر حال ،سفارش‌ها و دستورهای بسیاری در منابع اسلامی وجود دارد که می‌توان از آنها استنباط کرد که عادت و رفتارهای عادتی امر مورد پسند اسلام نیست و معیار نیک و بد رفتار، تدبر و منطق است.
اسلام انسان را موجودی دارای دو بعد حیوانی و انسانی یا به اصطلاح نا سوتی و ملکوتی می‌داند که در این میان ملاک انسانیت و تفاوت او با سایر جانداران در بینش ها و گرایش‌های وی است.(مطهری ، 1372، ج2 :268-272). بدین سبب ، علاوه برسلامت روحی و روانی و همچنین نیازهای فردی و اجتماعی انسان در این دیدگاه ، رستگاری و حیات جاودانی وی اصلی‌ترین هدف تلقی می‌شود (مطهری، 1372، ج2: 272-268)

باید طفل را طوری پرورش داد که دارای عادت فکری صحیح شود . عادت قبول همه چیز بدون انتقاد ، شخصیت طفل را غیر مستقل و ساکن و بدون حرکت بار می‌آورد . درصورتی‌که اگر طفل عادت کند که خودش فکر کند و به دنبال کشف حقیقت برود و آن حقیقت را با نیروی قضاوت خود بسنجد متکی به نفس و مستقل و فعال بار خواهد آمد . یکی از علل کوتا ه فکری و نارسایی عقل بعضی از نوجوانان تربیت های غلط دوران کودکی آنان است . اطفالی که با تعلیم و تربیت پدران و مادران نادان و گناهکار پرورش یافته‌اند ،کودکانی که در محیط فاسد با افکار ضد علمی و خلقیات ناپسند و عادات مضر بار آمده‌اند ،در دوران بلوغ گرفتار ضعف عقل و کم خوشی می‌شوند ،این قبیل نوجوانان برای نیل به رشد اکتسابی عقل باید مجاهدت بیشتری کنند . و برای جبران عقب‌ماندگی ها و هوش و خرد خویش فعالیت‌های زیادتری بنمایند ،تا بتوانند خود را از نتایج شوم تربیت های نادرست دوران کودکی برهانند. دوره بلوغ به نظر برخی روان‌شناسان آخرین مرحله‌ای است که فرد می‌تواند شخصیت خود را تغییر دهد و در این دوره شخص آماده است که در افکار، عقاید، تمایلات و نظرات خود تجدیدنظر کند (خادمی کوشا ، 1382 :35)به طور کلی که عادت در رشد و پرورش عقل نقش بسزایی دارد و برای نیل به رشد اکتسابی عقل تلاش، تمرین و عادت نیاز می‌باشد .
حضرت امام علی (ع) در باب ارزش و اهمیت عادت می‌فرماید: « للعاده علی کلی انسان سلطان » یعنی از برای عادت بر هر آدمی سلطنتی است ، مراد این است که هر که به چیزی عادت کرد ، آن را تسلطی بر اوبه هم ‌رسد و به غایت دشوار باشد بر او ترک کند ،پس آدمی باید که خود را به کارهای خیر وادارد تا عادت کند به آن‌ها و ترک آن‌ها نکند و اجتناب کند از بدی‌ها و عادت به آن‌ها وگرنه دشوار شود بر او تک آن‌ها و گرفتار گردد به آن‌ها (آمدی،1385 : 28)
همچنین در روایتی دیگر در مورد غلبه و نیروی عادت چنین می‌فرماید : « آفته الریاضه غلبه العاده » آفت ریاضت، غلبه عادت است . ریاضت به معنی رام کردن است ؛و مراد این است که آفت و مانع رام کردن نفس و خوار نمودن آن این است که عادت این کس به آنچه عادت به به آن کرده باشد غلبه کند بر او ،و نتواند ترک آن کند ،پس کسی که خواه نفس خود را آرام کند وبه اطاعت و فرمان‌برداری وادارد ، باید که نگذارد که عادت غلبه و تسلط بر او داشته باشد (آمدی،1385 : 28)
در قدرت و نیروی عادت کسی فکر نمی‌کنم شکی داشته باشد و ساده‌ترین راه اثبات این مدعا این است که همه کسانی که عادتی دارند نمی‌توانند به سادگی آن را رها کند ،علت این امر همان نیروی مافوق طبیعت عادت است . یعنی نیروی عادت به اندازه‌ای است که در غریزه یعنی سرشت و نهاد موثر می‌شود و آن را به نحوی که متناسب و موافق به عادت است ، تعدیل می کند تا عمل غریزه بر طبق مقتضیات محیطی که او در زندگی دارد انجام شود و نه آن‌طور که اقتضای خود طبع وغریزه باشد در بحث قبلی گفتیم که غرایز وسیله بقای فرد و نوع است و در اینجا می‌گوییم که عادت وسیله تکامل فرد و اجتماع می‌باشد . صلاح و فساد فرد و جامعه بسته به چندی و چگونگی عاداتی است که شالوده روش و کردار خود را بر آن می‌گذارند(فلسفی،1356 : 78-80) .
نشان دادن الگو و سرمشقی که تمامی ویژگی‌های مورد انتظار را در خود مجسم کرده باشد، از جمله روش‌های دیرپای تربیتی است الگو و سرمشق از طریق فراهم سازی امکان تقلید می‌تواند در تربیت افراد به ویژه در سنین پایین نقشی چشمگیر داشته باشد این روش بیشتر در سن کودکی و به‌خصوص دوره ابتدایی مؤثر است (مظلومی، 1379)
امام علی (ع) در نامه 31 چنین می‌فرماید:
«فرزندم توجه داشته باش که بهترین مطلبی که از سفارش من انتخاب می‌کنی این است که پرهیزکاری را پیشه خودسازی وبه واجب ها اکتفا کنی و روش نیاکان و شایستگان دودمان خویش را پیشه خود سازی… » که حضرت در این اشاره به تربیت خانوادگی داشته‌اند از امام حسن (ع) خواسته‌اند تا پیامبر رابه عنوان الگوی تربیتی خود در نظر گیرند .
در این رویکرد عادت آموزی نقشی مهم در شکل‌ دهی رفتارهای دینی دارد . انجام دادن کارها به شکل مکانیکی به شیوه‌ای که اندیشه در آنها چندان دخیل نباشد ، عادت نام دارد در زمینه بهره‌گیری از روش عادت در تعلیم و تربیت آرای متفاوتی وجود دارد . برخی همچون، روسو و کانت ، عادت را ضد تربیت می‌دانند و برخی نیز همچون ارسطو و موریس دبس آن را به ویژه در سنین پایین لازم و ضروری می‌دانند. مثلاً کانت آگاهی و آزادی و احساس تکلیف را شرط اساسی در عمل اخلاقی می‌داند. او انضباط را هر چند در سنین پایین جایز می‌داند ، اما هرگز آن را تربیت نمی‌نامد. او حتی اجتماعی شدن اخلاقی عمل کردن را به سبب وجود بعضی ساختارهای اجتماعی که فرد را وادار به عمل اخلاقی می‌کنند ، تربیت نمی‌نامد . از نظر کانت انگیزه اخلاقی عمل کردن فقط باید به سبب احترام به افراد باشد . او درباره استفاده از روش عادت در تربیت می‌گوید : «به هر اندازه که عادت‌ها بیشتر مورد استفاده قرار گیرند، آزادی و استقلال کمتر خواهد شد » ( نقیب زاده ، 1379 : 133).
کانت درباره تربیت دینی نیز اعتقاد دارد که دینی عمل کردن نباید به سبب کسب پاداش یا فرار از تنبیه ‌باشد . حتی انجام دادن اعمال دینی بدون فهم اخلاقی را فاقد ارزش می‌داند . او دین را مبتنی بر اخلاق می‌داند و در این باره می‌گوید : « اگر دین با دانستگی اخلاق همراه نگردد ،در خدمت خرافه خواهد بود ،زیرا در این صورت مردم به ستایش خدا و قدرت و حکمت او خواهند پرداخت ، بی‌آنکه بیندیشند که قانون خدایی را چگونه باید به کار آورند » (همان :141). بنابراین از نظر او برنامه‌هایی را که مبتنی بر عادت محض باشند ، نمی‌توان تربیت دینی نامید .
فواید رویکرد عادتی:
عادت با توجه به اهمیتی که دارای آثار مثبت مفیدی است ، این آثار در زندگی افراد بشر موجب حسن جریان امور می‌شوند که در اینجا به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم .
آسان کردن عمل و ایجاد تمایل به تکرار عمل :عادت نه فقط عمل را آسان کرده و رنج و کوشش را از بین می‌برد ، بلکه تمایلی نیز ایجاد می‌کند لذت روح در تکرار عمل است و هر چه عملی بیشتر تکرار شود ، تمایل روح به اعمال آن زیادتر می‌گردد و می‌خواهد آن را جهت واحد و به وضع معینی تکرار نماید (سپهری ، 1379 : 9).
افزایش حجم کوشش‌های انسان:همچنین عادت

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درباره فعالیت جسمانی

دیدگاهتان را بنویسید