: سعی و عادت به هر چیزی بس مخاطره انگیز است، عادت نتیجه تکرار هر گونه لذت یا عمل است. تا انجا که طبیعت ما بدان لذت یا عمل محتاج شود او می گوید وقتی به چیزی عادت کردیم ، ترک عادت دشوار است. همچنین کانت در ادامه سخن خود اضافه می نماید ، هر چه شخص به تشکیل عادات بیشتری تن در دهد ، به همان نسبت از آزادی و استقلال خودش کاسته است ، چون انسان از این نظر شبیه به سایر جانوران است. هر چه شخص در آغاز زندگی بدان خوی گرفته باشد ، مادام العمر نسبت بدان تمایل حفظ می کند لذا باید از تشکیل هر نوع عادت جلوگیری کند ( گودرزی ، 1377 : 46 )،( شکوهی ، 1363 : 30 )
کانت با وجود اینکه گفته شده فردی دیندار بوده است ، (( از شرکت در انجام هر گونه مراسم و آداب ظاهری دینی دوری می جست و در اواخر عمر به هیچ وجه برای عبادت به کلیسا نمی رفت )) ( رضایی ، 1379 : 269 )
با توجه به این نکات که کانت نه تنها مخالف رویکرد عادتی در تربیت دینی بوده که حتی تربیت دینی به معنای القای مجموعه ای از مفاهیم ، دستورات ، مناسک و آداب را نیز قبول ندارد .به عقیده او در تربیت دینی به معنای یاد شده که نوعی از تربیت تلقینی و عادتی به شمار می رود ، هیچ یک از آن سه ویژگی وجود ندارد و در نتیجه فرد تربیت شده با اینکه رویکرد بدون آگاهی ، استقلال و احساس مسئولیت ، تنها به دلیل تلقین و عادت ، اقدام به اعمال کلیشه ای و تلقین شده می کند. افزون بر این ، تنها آن رفتار و اعمالی به معنای واقعی دینی و ارزشمند است که از روی آگاهی انجام شود و انسان بر عملکرد خودش آگاهی کامل داشته باشد و آزادانه و مستقل آن را انجام دهد . از سویی دیگر آزادی و اختیار در صورتی محقق می شود که اراده و خواسته های انسان از قوانین درونی پیروی کند و انسان از طریق رفتارهای آگاهانه اخلاقی به آن رسیده باشد ( فقیهی ، 1388 :364 ).
در واقع مطهری در اینجا با کانت هم عقیده است و همان چیزی را می گوید که کانت درباره ی وجدان چنین می گوید : (( عمل اخلاقی ، عملی است که خالی از هر شائبه ای باشد جز انجام وظیفه و تکلیفی که وجدان بر عهده ما نهاده است )) ( شکوهی ، 1373 :153 )
از این روست که کانت می گوید : (( تربیت اخلاقی باید بر بنیاد اصل ها باشد که پرونده فهم است ، نه بر بنیاد انضباط که فقط بازدارنده ی عادت های بد است باید دقت کنیم رفتار درست کودک از اصل های او باشد نه از روی عادت یعنی نه اینکه فقط به درستی رفتار کند ، بلکه از آن رو چنان رفتار کند که آن را درست می داند )) ( نقیب زاده ،1377: 140)
دیویی
در فرهنگ علوم رفتاری به نظر دیویی عادت عبارت از مکانیزم پیچیده و انعطاف پذیر رفتار که فعل و انفعال ( عقاید ) بین موجود زنده و محیط را کنترل می کند ( گودرزی ، 1377: 23)دیوئی با نقش تربیتی عادت مخالف است و معتقد است تشکیل عادت در کودکان ، آنها را برای تطبیق با شرایط متغیر محیطی و زمانی خویش عاجز ساخته و پایه شکست افراد در روزگار خویش را فراهم می سازد.
دیوئی در کتاب (( دموکراسی و تعلیم و تربیت)) می گوید: به تصور این که آنچه که بزرگسالان دارا هستند باید از کودکان به وجود آورد ، عادت و مهارت های معین را به آنها تحمیل می کنند ، نکته دیگر اینکه تصور می شود رشد کودک با فرا گرفتن عادات و مهارت های معین متوقف خواهد شد . بزرگسالان نیز به حد کمال رشد رسیده اند ( شریعتمداری ، 1376 :130).
اما تغییر عادات ، فراگرفتن مهارت های لازم ، اجرای مهارت ها در هر مرحله از زندگی و قضاوت صحیح درباره تمام امور مستلزم تلاش و کوشش مداوم است (شریعتمداری ، 1376 : 128)سازند تا از شرایط طبیعی برای هدف های خویشتن استفاده کنند. از طریق عادات فرد محیط خود را تحت کنترل در می آورد ( همان : 130)
از نظر دیوئی خلاصه عادت به معنی طرز انجام کاری معین به صورتی ثابت نیست، یعنی عادت را نباید امری خود به خودی و فاقد جنبه های عقلانی تلقی کرد و حتی در تشکیل عادات جنبه های عقلانی نیز نفوذ داشته باشند تغییر آنها در شرایط مناسب آسان تر انجام میگیرد ( همان: 131)
تربیت از نظر دیوئی امری است دائمی . در هر مرحله از رشد فرد تجربیاتی دارد. تجربیات فرد شامل افکار ، عادات ، تمایلات ، مهارت ها ، اطلاعات و نظرهای مخصوص می باشد. در جریان زندگی هم فرد با امور تازه یعنی عقاید تازه ، عادات تازه یا تمایلات تازه مواجه می گردد ( شریعتمداری ، 1369 : 97).
اصل ادامه یا پیوستگی متکی بر عادات است اگر ما عادات را از جنبه زیست شناسی ترجمه و تفسیر نمائیم کلمه عادت نیز قابل توضیح است. بعضی عادات را عبارت از راه ثابت و معین انجام امور می دانند. جان دیوئی خصوصیات عمده ای برای عادات در نظر دارد. یکی از این خصوصیات تغییری است که عادت در فرد به وجود می آورد و این تغییر در کیفیات تجربیات بعدی شخص تاثیر می کند.عادت در اینجا روی احساس و نظر فرد چه از جنبه ی عاطفی و چه از لحاظ عقلی موثر است. این عادات در حساسیت . عکس العمل ما در شرایط مختلف و در برخورد به مشکلات زندگی تاثیر دارد . با توجه به این معنی اصل ادامه تجربه یعنی اینکه ، هر تجربه چیزی از تجربیات گذشته اخذ می کند و به نحوی و از طریقی در تجربیات آینده تاثیر می نماید ( شریعتمداری ، 1386 : 69)
از طرفی در مراحل مختلف رشد مسائل تازه به وجود می آیند و همین امر لزوم تشکیل و توسعه عقاید ، عادات ، تمایلات ، مهارت ها و نظرهای تازه را ایجاب می کند. روی این اصل فرد در هر مرحله از رشد باید در تجربیات خود تجدید نظر کند و آنها را دوباره بسازد و سازمان دهد. از این طریق است که رشد دائما جریان پیدا می کند ( شریعتمداری ، 1386 : 131)
ویلیام جیمز یکی از فیلسوفانی است که درباره ی عادت نظریات خوبی ارائه داده ” او اهمیت عادت را در زندگی روزانه نشان می دهد. و آنگاه برای کسب عادت چهار قانون بیان می کند و می گوید: زندگی روزانه ی ما ،یعنی مجموعه جنبش های تن و روان که از ما سر می زند چیزی جز مجموعه ی عادات نیست. از خواب برخواستن تا شستشو کردن، لباس پوشیدن، لقمه به دهان گذاشتن و بلع کردن،همه یک سلسله عاداتند. وای به حال آن کس که در او این کارها عادی نشده باشد. چه در آن صورت آنچه صبح قبل از حرکت از خانه بدون فکر در چند دقیقه انجام می دهیم. همه روز ما را اشغال خواهد کرد و باید ساعتها را در اخذ تصمیم و ساعات بیشتری را برای اجرای کوچکترین کارها تلف کنیم.اگر کودکی را که تازه نوشتن می آموزد تماشا کنید. خواهید دید با چه جو خستگی آوری مثلا به نوشتن حرف ج مشغول است.چگونه همه افکار خود را بر سر این کار کوچک متمرکز کرده است و تا چه حد به عضلات خود فشار می آورد و با چه اشکال و اهستگی پیش می رود. وقتی رنج او را با سهولتی که شما و من در نوشتن حرف ج داریم مقایسه کنید،پی می برید که استعداد کسب عادت ما را از چه رنجهایی رهانیده و تا چه حد در وقت ما صرفه جویی کرده او زندگی را آسان ساخته است.حقیقت این است که به قول جیمز ما پشتواره ای از عادات هستیم.(صناعی 1367 :52-53)
بطوری که در مقدمه نیز اشاره شد آنچه که امری را همگانی می سازد مسلما نیاز عموم یا همگان به آن است،در مورد عادت نیز وضع به همین منوال است کسی نیست که بحث از عادت نکند ولو آشنا به چگونگی و ماهیت آن هم نباشد.
در بیان اهمیت و ارزش عادت همین قدر کافی است که بگوئیم عادت امری است که هیچ کس را از آن گریزی نیست، بعبارت بهتر امری همگانی است. در اهمیت عادت سه نکته بیشتر مورد توجه است: یکی نیرو یا قدرت عادت، دوم نیاز همگان به عادت سوم طبیعت ثانوی بودن عادت. اهمیت و ارزش عادت تا آن پایه است که غزالی یک چهارم کتاب عظیم احیا را با عنوان العادات اختصاص داده است.وی در این بخش آئین ها و آداب رفتارها و روابط جاری میان انسان با خویشتن و روابط مردم با یکدیگر و خوردن و نوشیدن و ماوی گزیدن و روابط مختلف دیگر را مد نظر قرار داده و از مطالعات او در این زمینه چنین استفاده می شود که بخش عمده ای از فضایل و رذائل اخلاقی محصول عادت ما می باشد اهمیت عادت از نظر غزالی از طرز نگرش او به اخلاق و رای و عقیده ی او درباره ی آن استفاده می شود. امام محمد غزالی در همان حال که عادت را یکی از عوامل تربیتی معرفی می کند، مانع از ابزاری و مکانیکی شدن اراده آدمی می شود.(حجتی،1377 :97)
همچنین غزالی می گوید: ((پس هر کاری که نیکوست عادت کند ، خلق نیکو اندر وی پدید آید، و سر اینکه شریعت به کار نیکو فرموده است این است ، مقصود از این ف گرویدن دل است از زشت به صورت نیکو، و هرچه آدمی به تکلف عادت کند طبع وی شود.(غزالی،48 : 11-12)
فلاسفه اسلامی:
اندیشمندان و فلاسفه اسلامی ضمن پرداختن به مسائل مختلف علمی در این زمینه نیز بحث های محققانه و عمیقی ارائه داده اند که مثل سایر زمینه های علمی از ویژگی های بارزی برخوردار است. البته به طوری که در مقدمه اشاره شد، تفکرات و اظهار نظرهای آنان ریشه در اندیشه اسلامی دارد،و دلیل بارز این ادعا تمسک جستن آنان به روایات اهل بیت علیهم السلام،تفاسیر و متون اسلامی است، و در واقع آرای انان بیانگر تفکر و نگرش اسلام در مسائل مختلف انسانی است. به همین لحاظ به نظریات پاره ای از علمای اسلامیاز جمله فارابی،ابن سینا،خواجه نصیر الدین طوسی و … در این زمینه اشاره می کنیم.
فارابی
فارابی تاکید می کند که اخلاق پسندیده و اخلاق ناپسند، هر دو در اثر ممارست کسب می شوند و اگر کسی را اخلاق پسندیده نباشد، می توان در اثر عادت ،آن را تحصیل کند. اخلاق اساسا با (( عادت و تمرین)) شکل می گیرد و فضائل اخلاق، همانند علم و معرفت حقیقی، هنگامی تحقق می یابد که (( ملکه)) راسخه حاصل شود. وی حالات نفسانی را تا وقتی که به وسیله عادت به شکل خصلت ثابتی در جان ادمی در نیاید فضیلت نمی داند ،عادت همه چیز با تمرین و تکرار در عمل حاصل نمی شود.(فارابی،1388)
فارابی بر اندیشه های افلاطون و ارسطو تاکید دارد. فارابی آدمی را تربیت پذیر می داند و با تاکید بر اکتسابی بودن همه ی خوی های نیک و بد ، عامل تغییر اخلاق را در آدمی (( عادت )) می داند که از نظر او تکرار یک کار در زمان طولانی و به دفعات است ( باغستانی و معینی ، 1388: 25)
به نظر فارابی برای تحصیل سعادت باید به ریاضت پرداخت. چنانکه می گوید: (( بر مردم واجب است که در راه شناخت حقایق، و تحصیل فضائل،ریاضت نفس و تمرین را پیشه کنند، تا حقیقت قانون را به خوبی بشناسند و در راه حق قدم بردارند.(میرزا محمدی،1382 :57)
عادت امری تحصیلی و اکتسابی است. صفات و خصوصیاتی که در اثر عادت به صورت ملکه در می آیند، به مراتب با ارزش تر از صفات و خصوصیات ذاتی هستند. عادت در تربیت انسان، می تواند نقش مهمی داشته باشد.
فارابی می گوید: سعادت ،آخرین هدف زندگی است و هرچه در این راه تلاش شود،کامل تر خواهد شد و سعادت جز با انجام و پیگیری کار نیک به دست نمی آید تا اینکه صفت نیک،به صورت ملکه در آید و به آسانی زایل نشود. از این رو اخلاق چه نیک و چه زشت با عادت ملکه می شود. عمل صالح نیز آن است که در حد اعتدال باشد: همانند شجاعت که حد اعتدال میان تهور و تجبن است و یا کرم که حد اعتدال بخل و اصراف است و یا عفت که حد اعتدال اعتزال و عنان گسیختگی است ( حسینی کوهساری،1382: 59)
ابن سینا
ابن سینا یکی دیگر از دانشمندان اسلامی که اندیشه ها و آراء او در علوم مختلف برای جهانیان آشناست درباره ی عادت چنین می گوید: عادت عبارت است از تکرار زیاد یک عمل در زمانهای نزدیک به هم که در دراز مدت ادامه می یابد.(حجتی،1377ص:96-99)
همان طور که ملاحظه می شود در تعریف ابن سینا عامل تکرار که رکن اساسی در روند تکوین عادت به شمار می آید، مورد توجه قرار گرفته است ( گودرزی ، 1377 :54)ابن سینا درباره تربیت می گوید : پیش از آنکه بچه به خوهای بد و عادات زشت آشنا شود ، صورت آنها در صفحه نفسش نقش بندد ، باید او را به اخلاق نیکو و صفات پسندیده و عادات ستوده مواجه ساخت( عطاران ، 1366 : 38).
جمع بندی نظرهای ابن سینا از نظر عادت این که با توجه به روح حقیقت جویی ایشان و این که در کتاب اشارات خود می گوید کسی که عادت کرده هرچه را شنیده بدون تجزیه و تحلیل بیان کند از فطرت انسانیت خارج شده و دیگر نام انسان بر او نمی توان نهاد ( شهرونی ، 1381 : 74 )
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی یکی دیگر از حکمای مسلمان است که به اهمیت روش «عادت دادن» به ویژه در سال‌های اولیه دوران کودکی تأکید دارد . استقرار عادت مثبت در سال‌های اولیه زندگی، پایه‌های سعادت فردی را پی‌ریزی می‌ریزد و یادگیری ها و تربیت دوران بعدی زندگی را آسان‌تر می‌کند . بنابراین از دیدگاه او تربیت عبارت است از ایجاد عادات در متربی ، وی پس از بیان این نکته که « خُلق » گاهی مستند به اقتضای « طبیعت » روانی و گاهی به « عادت » است ، در این باره می‌گوید ، خُلق ملکه ای به سود نفس از مقتضی سهولت فعلی از او بی‌احتیاج با فکر و روایتی ، در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات نفسانی آنچه که سریع الزوال بود ، آنرا حال خوانند و اگر بطی الزوال بود آن را ملکه می‌گویند . سپس ملکه کیفیت بود از کیفیات نفسانی ، و این ماهیت خُلق است و اما لمیت او، یعنی سبب وجود او نفس را دو چیز باشد : یکی طبیعت و دوم عادت (گودرزی، 1377 : 54).

اما سبب وجود او نفس را دو چیز باشد ، یکی طبیعت و دوم عادت ،اما طبیعت چنان بود که اصل مزاج شخص چنان اقتضا کند که او مستعد حالی باشد از احوال ، مانند کسی که کمتر سببی تحریک قوت عصبی اوکند ، یا کسی که اندک آئازی که به گوش او رسد یا از خبر مکروهی ضعیف که بشوند. خوب و بدی بر او غالب شود ، یا کسی که از اندک حرکتی که موجب تعجب بود ،خنده بسیار بی‌تکلف بر او غلبه کند ، یا کسی که از کمتر سببی اندوه و به افراط بر او غالب آید ، خواجه در تعریف عادت می‌گوید : « و اما اما عادت چنان بود که در اول به رویت و فکر اختیاری کاری کرده باشد و به تکلف در آن شروع می‌نموده تا به ممارست متواتر و فرسودگی در آن به اُلف گیرد ،و بعد از اُلف تمام ، به سهولت بی رویت از او صادر می‌شود ،تا خلقی‌شود او را » (طوسی،1377) .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

خواجه نصیرالدین طوسی به مسئله مهم تکرار اشاره نموده است و عادت را به عنوان یک طبیعت ثانویه به شمار آورده است (گودرزی ، 1377 : 55 )آری ،مراد حکمای اسلام از ایجاد عادات، این نیست که متربی یا فراگیر کورکورانه با تلقین و القاء عادت را بپذیرد ، بلکه در عادت ورزی باید از ابتدا مربی و متربی بر اساس آگاهی، اندیشه، تأمل ،خلق و شخصیتی را پسندیده ، آن را با عادت در طبیعت متربی جایگزین سازند. بعلاوه عادت ورزی به ویژه از نظر خواجه دامنه کاربردش بیشتر در دوران اولیه کودکی است و به تدریج که کودک بزرگ می‌شود باید به تقویت فکر و قوه فهم او همت گماشت . تا اموری را که در ابتدا به تقلید یاد گرفته‌اند به تدریج بر اساس درک و فهم بنا نهند و حکمت های آن را دریابند (رهنما ، 1378 :165) ،(اسکندری ،1383 :99).
خواجه درباره اینکه عادات زمینه سعادت و شقاوت فرد را در کوچکی فراهم می‌کنند می‌گوید : اگر انسانی در کودکی ودرایام طفولیت درست تربیت شده باشد این نعمتی است بزرگ و شکر آن واجب است زیرا که اساسی‌ترین و مهم‌ترین مرحله را طی کرده است واز این پس دست آوردن فضایل و کسب آنها برای او ساده است . اما اگر کسی در این مرحله و به خوبی تربیت نیافته باشد باید سعی شود که او را از عادت‌های ناپسند و اعمالی که ملکه ذهن او شده‌اند جدا کرد هر چند این کار بسیار دشوار است اما ممکن است و اگر در این راه کوتاهی شود این عادت ها قوی‌تر شده‌ و انسان را به سوی تباهی می‌کشاند که در نهایت چیزی جز تأسف و تأثر دستگیر آدمی نخواهد شد (اسکندری ، 1383: 106) ، (کاردان ، 1353 : 102).
خواجه مانند ارسطو بر روش‌های تربیتی مبتنی بر طبیعت، عادت و خرد تأکید دارد ولی او همچنین در زمینه تربیت دینی می‌گوید : «پس سنن و وظایف دین در او آموزند و او را بر مواظبت آن ترغیب کنند و بر امتناع از آن تأدیب … » (کاردان، 1353 :223).
البته باید به این نکته توجه کرد که عادت دادن مورد نظر خواجه با شرطی سازی که امروزه روان‌شناسی کاربرد دارد قدری تفاوت می‌کند . عادت مورد نظر خواجه صرفاً تقلید کورکورانه

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *