سایت مقالات فارسی – 
ترجمـه و تحقیق کتاب پیوندهای تاریخی و ادبی عربها، ایرانیان و ترکها تألیف  …

سایت مقالات فارسی – ترجمـه و تحقیق کتاب پیوندهای تاریخی و ادبی عربها، ایرانیان و ترکها تألیف …

اکتبر 7, 2020 Off By مدیر سایت

بنابراین متنبی پیش از آن که روابط میان وی و برخی از ایرانیان سرد و تیره شود، از ایرانیان و فرمانروایانشان عصبانی بود. یعنی این بیزاری از روی نظر و عقیده بود نه به سبب کینهای در درون، همچنان که آن چه میان او و ابن خالویه اتفاق افتاد نیز پیرو نکوهش فرمانروایان ایرانی بود و نیازی به دلیل آوری ندارد.
اما با این وجود ما نمیدانیم و گمان نمیکنیم که نظر متنبی دربارۀ ایرانیان آنان را بد آمده و کینۀ آنان را برانگیخته باشد در حالی که آنان لطف ابوالطیب را انکار نمیکنند و در اصالت شاعر بودن وی تردیدی ندارند. همچنین شعری که متنبی و بحتری در آن یاد شده است تأیید میکند که شعرعربی به لطف آنان به بالاترین درجۀ خود رسیده است. معزی که در قرن ششم هجری میزیست در قصیدهای که مؤیدالدین معین الملک را بدان میستود میگوید [۳۶۵]:
گر گاه لفظ و معنی کس در عرب نخواست چون بحتری و چون متنبی بشاعری
نظم عجــــــــم زنظم عرب خوبتـــر بود چون لفظ پاک داری ، و معنی پروری
پس گویا میخواهد بگوید که : شعر عربها تنها با امثال بحتری و متنبی بر شعر ایرانیان برتری دارد و این منزلت والا و شهرت فراوان آنان را نشان میدهد. پس از این شایسته است تا تأثیر متنبی در شعر ایرانیان را نمایان سازیم و در این کار کتاب دکتر حسین محفوظ با عنوان المتنبی و سعدی و کتاب داود پوتا أثر الشعر العربی فی تطور الشعر الفارسی را تکیه گاه خود قرار داده و چیزهایی را از آنها برمیگزینیم که مناسب روش ویژۀ پژوهش ماست و میدان سخن دربارۀ پیوند میان شعر عربی و فارسی را گسترانده و سپس فرصت استنباط و تجدید نظر را در اختیار ما قرار دهد.
متنبی در جوانی قصیدهای در ستایش سعید بن عبد الله کلابی سرود :
لولا مفارقه الأحباب ما وجدت لها المنایا إلى أرواحنا سبلا
اگر جدایی دوستان نمیبود، مرگ به جانهای ما راهی پیدا نمیکرد.
فخرالدین گرگانی متوفی سال ۴۲۲ هـ نیز تمام این معنا را برگرفته و در منظومۀ معروف به ویس و رامین خود که داستان عاشقانهای به زبان پهلوی است و تا نیمۀ نخست قرن پنجم هجری شهرت فراوان یافت، مورد استفاده قرار داد. فخرالدین گرگانی در زمان طغرل سلجوقی آن را به زبان فارسی برگرداند [۳۶۶]، پس گفت :
نبودی مرگ را هرگز به من راه اگر نه فرقتش بودی کمین گاه
سخن متنبی به سلاست و روان بودن متمایز است، اما فخر الدین گرگانی از جدایی دوست قاتلی را تجرید مینماید که در کمین عاشق است. از این رو سخن وی نزد بلیغان شیواتر میباشد اما ما معتقدیم که سخن متنبی نزد ادبا دلنشینتر است. با مراجعه به شرح عکبری از این بیت روشن میشود که متنبی آن را از ابو تمام گرفته است که میگوید:
لو جاء مرتاد المنیه لم یجد إلا الفراق علی النفوس دلیلا
اگر مرگ به سراغ جانها بیاید جز جدایی راهی به سوی آنها نخواهد یافت.
از نظر احساس ادبیِ ما نیز معنای ابوتمام به فهم نزدیکتر و دلنشینتر است، زیرا جدایی مرگ و جدایی زندگی نزد وی یکسان هستند. متنبی نیز سخن مشهور خود را گفت :
إذا نظرت نیوب اللیث بارزهً فلا تظنن أن اللیث مبتسم
اگر دندانهای شیر را نمایان دیدی گمان مبر که شیر لبخند میزند.
این ضرب المثلی است که متنبی در قصیدهای که سیف الدوله را بدان سرزنش نمود آورده است. چرا که تأخیر متنبی در ستایش سیف الدوله وی را به انجام کاری که ناپسند متنبی است وا میدارد از این رو متنبی در این بیت خود را توصیف میکند و با غرور و تکبر بدان افتخار مینماید که ابوتمام آن را برگرفته است و میگوید :
قد قلصت شفتاه من حفیظته فخیل من شده التعبیس مبتسم
از روی خشم لبهایش فشرده شده است از این رو از شدت ترشرویی گمان میرود که لبخند به لب دارد.
همچنان که اسدی طوسی متوفی سال ۴۶۸ هـ و از اصحاب حماسهها و مناظرههای منظوم است و حماسهای با عنوان «گرشاسب نامه» معروفترین چیزی است که بدان شهرت یافت، این معنا را از متنبی برگرفته است. اسدی با فردوسی بزرگترین شاعر حماسه سرای ایرانیان خویشاوند است. وی تحت تأثیر فردوسی قرار گرفته و در حماسۀ خود که بر گرد گرشاسب میچرخد که خود قهرمانی از قهرمانان شاهنامه است و به نظر میآید از جمله کسانی باشد که فردوسی همان گونه که شایسته است حق وی را ادا نکرده، به شیوۀ وی عمل نموده است [۳۶۷].
اسدی گفته است :
نباید شد از خندۀ شه دلیر نه خنده است دندان نمودن ز شیر
پس شاعر فارسی تبار در داستان خود پادشاه را به چیزی توصیف مینماید که متنبی خواست خویشتن را بدان توصیف نماید و آن را به شکل ضرب المثل درآورد.
اما ابوتمام در این بیت با دلیل نشان میدهد که شیفتۀ تصویری است که در گسترده ترین محدوده در شعر خود مورد استفاده قرار داده و رنگهای حسّیِ ملموسی را بر تصاویر خود ریخته است [۳۶۸]، و او در این سخن خود صفت مشترک میان مشبه و مشبهٌ به را روشن میسازد. صفات مشترک نیز متفاوتند و صفات حسی در چند قسمت آنها را محدود میکنند و خود نسبت به حواس متفاوتند و مشترک بودن در صفت بینایی از آن جمله است [۳۶۹]. بنابراین کار از این خارج نیست و نزد ما آن ترشرویی متبسم از زیبایی بی بهره است و نفی لبخند از ترشرویی زیباتر است. بدین ترتیب دو شاعر عرب و یک شاعر ایرانی این معنا را مورد استفاده قرار داده و آن را برای اهداف متفاوتی به خدمت گرفتند.
انوریِ شاعر که در قرن ششم میزیست از جمله شاعران ایرانی است که از متنبی معناهایی را برگرفت. وی از دانشها و هنرهای متفاوت بهرمند شد و تصمیم گرفت تا در شعر خود با افتخار به دانشور شدن در دانشها اشاره کند، از این رو بسیاری از اصطلاحات علمی را یادآور شد و بدین سبب تقریباً نتوانست هویت و غنایی بودن شعر و دل انگیزی آن را که به تنهایی از پایههای شعر دلنشین به شمار میروند را حفظ نماید [۳۷۰].
وی به شکلی ویژه به اخترشناسی مشغول شد و طوفان ویرانگری را پیشگویی کرد که درختان را از جای میکند، در نتیجه دلهای مردم از ترس فرو ریخت. اما درآن شبی که انوری وقوع طوفان را پیشگویی کرده بود باد آرام گرفت و حتی یک شمع بر روی مسجد مرو را خاموش نکرد در نتیجه مردم مرو بر وی خشمگین شدند تا آنجا که مجبور شد از آن شهر بگریزد [۳۷۱].
وی در توصیف پیکاری میگوید :
از پس گرد سپه برق سنان آبدار همچنان باشد که اندر پردۀ شب اختری
پوشیده نیست که او این تصویر شعری را از سخن متنبی در ستایش علی بن منصور حاجب گرفته است که وی را به شیردلی و شجاعت توصیف مینماید و در حالت صلح به زیارت وی فرا میخواند و در حالت جنگ از او برحذر میدارد زیرا کسی که او را میبیند او را غرّنده یا لشکرکشی یا در حال نیزه زنی یا شمشیر زنی میبیند و متنبی تصویر این بینوای دلیر را کامل مینماید و میدان جنگ وی را با این سخن خود توصیف میکند:
فکأنما کسی النهار بها دجی لیلٍ وأطلقت الرماح کواکبا
گویی که روز بدان با تاریکی شب پوشیده شد ونیزهها ستارگانی پرتاب شده هستند.
همچنین نیازی به شرح ندارد که این برگرفته از بیت بسیار مشهوری از بشار است که ورد زبانها شده است و در آن میگوید :
کأن مثار النقع فوق رؤسنا وأسیافنا لیلٌ تهاوی کواکبه
گرد و غبار بر بالای سرها و شمشیرهایمان گویی شبی است که ستارگان آن سقوط میکنند.
با یادآور شدن این بیت بشار که مردم بسیار شیفتۀ آن شدند میگوییم : همانا اهل ادب این را بر شاعر نابینایی همانند وی دشوار دانستند اما نظر دیگری معتقد است که این بیت بر بشار زیاده نیست و نشان میدهد که در آن از امرئ القیس پیروی نموده که گفته است :
کأن قلوب الطیر رطباً ویابساً لدی وکرها العناب والحشف البالی
دلهای پرندگان تر و خشک در آشیانه هایشان، عناب و خرمای خشک را میمانند.
همچنان که تشبیه شمشیرها به ستارگان و گرد و غبار جنگ به شب برای شاعران مألوف بوده است اما بشار تنها این تصویر شعری را دارد که تمام آن را ابداع نکرده است بلکه در آن به روش شاعری از شاعران قدیم عمل نموده است [۳۷۲].
در واقع همچنان که صاحب الصبح المنبی میگوید متنبی نیزهها را به جای شمشیرها یادآور شده و تقریباً چیزی بدان تصویر نیفزوده است. بنابراین میتوان گفت که شاعر ایرانی به طور کل دوباره گویی کرده است و شاید تأثیر پذیری وی از متنبی کمتر از تأثیر پذیری وی از بشار بوده است زیرا بیت بشار در ذهن هر کسی که اندکی از ادبیات عربی آموخته، آویخته است و چه بسا هر کسی که ناآگاهانه متأثر میشود تحت تأثیر آن قرار میگیرد.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است