ترجمـه و تحقیق کتاب پیوندهای تاریخی و ادبی عربها، ایرانیان و ترکها تألیف  …

ترجمـه و تحقیق کتاب پیوندهای تاریخی و ادبی عربها، ایرانیان و ترکها تألیف …

اکتبر 7, 2020 Off By مدیر سایت

جامی این داستان را در منظومۀ فارسی خود یادآور میشود، همچنان که قصیدۀ فرزدق را در آن به شکلی آزاد ترجمه نمود که در این ترجمه به الفاظ عربی قصیده و ترجمۀ حرف به حرف وابسته نبود، بلکه از داشتههای خود بدان افزود و بدین صورت تشیع و دوستداری اهل بیت را نشان داد. وی امام زین العابدین(ع) را با تمام صفات نیک ستوده است و میگوید : ایشان برگزیده ترین فرزندان پیامبر(ص) و ولی خدا زین العابدین بن حسین بن علی(ع) است تا این که به ذکر قصیدۀ فرزدق میرسد، اما در شرح و ترجمۀ آن تصرف مینماید که نمونۀ آن : سخن وی در ترجمۀ دو بیت از این قصیده است که پیش از این ذکر شدند :
« آن کس است این که مکه و بطحا زمزم و بوقبیس و خیف و منی
حرم و حل و بیت و رکن و حطیم ناودان و مقام ابراهیــــــــــــــم
مروه مسعی صفا حجر عرفات طــیبه و کـــوفه کربلاء و فرات
هر یک آمد به قدر او عارف بر عـــــلو مـــقــــام او واقــــف
قرّه العین سید الشهداست زهرۀ شاخ دوحۀ زهراست
میوۀ باغ احمد مختار لالۀ راغ حیدر کرّار
جامی بیتی از قصیدۀ فرزدق را مورد توجه قرار داده و معنای آن را در بیت یا ابیاتی خلاصه نموده و سپس معانی دیگری پیرامون آن یا شبیه به آن را بدان میافزاید. برای مثال : وی معنای بیت چهارم از قصیدۀ فرزدق را در دو بیت نوزدهم و بیستم منظومۀ شعری خود خلاصه کرده است. همچنین از جمله تصرف وی خلاصه سازی آن چه که در سخن فرزدق آمده است : « أو قیل من خیر أهل الأرض قیل هم » ( اگر گفته شود بهترین مردم زمین چه کسانی هستند ؟ گفته خواهد شد که ایشانند ) ، این سخن وی : « اگر کسی از اهل آسمان بپرسد که بهترینِ زمینیان که هستند ؟ تنها یک لفظ بر زبان آنان جاری خواهد گشت و آن « ایشان » است. و این سخن وی :
هم غیوث الندی إذا وهبوا هم لیوث الشرى إذا نهبوا
آنان چون ببخشند ابرهای پربارانند و چون بتازند شیران بیشهاند.
که اصل عربی آن چنین است :
هم الغیوث إذا ما أزمه أزمت والأسد أسد الشرى والبأس محتدم
آنان به وقت بلا و سختی همچون ابر میبخشند و به هنگام شدت گرفتن جنگ، شیران بیشهاند.
تفاوت میان سخن فرزدق و سخن جامی نمایان است. ذوق از سخن وی « نهبوا» دوری میگزیند و از جامی پذیرفته نیست که قافیه وی را در تنگنا قرار داده و او را به توصیف ممدوحین خود به غارتگران وا داشته باشد از این امر نتیجه میگیریم که شعر لفظ و معناست و راهی برای جدایی این دو از یکدیگر وجود ندارد. همچنین این کافی نیست که شاعر فارسی زبانی همانند جامی، زبان عربی را بداند و به خوبی درآن مهارت داشته باشد تا بتواند شاعری از شعرای توانمند زبان عربی گردد. بنابراین ذوق شعری و قدرت شناسایی شایستگی کلمه و برگزیدن آن برای قرار دادن در جایگاه مناسب خویش، تنها برای شاعر عجین شده در زبانی که میخواهد بدان شعر بسراید و با ادبیات آن سروکار داشته باشد امکان پذیر است.
یکی از دانشمندان در قصیدهای که از بیست و پنج بیت تشکیل شده تردید داشته و گفته است : چیزی که در میان مردم شایع شده این است که این قصیده از آن فرزدق است، اما در این که فرزدق تمام این قصیده را فی البداهه در محضر هشام بسراید و هیچ کس از حاضرین به معارضه با آن برنیاید، جای تردید وجود دارد. چیزی که معیّن است این است که فرزدق تنها چهار بیت سرود، سپس ادبای شیعه بدان افزودند تا این که به بیست و پنج بیت رسید [۳۳۶].
ما در پیروی از روش درست نشان دادن حقیقت علمی، بر خود لازم میدانیم که به این نظر اشاره نماییم و این اشاره برای ما کافی است، زیرا به واقعیت در آوردن این ابیات با آن چه که در اینجا در صدد مطالعه و نمایان سازی آن هستیم پیوند گسستهای دارد.
وقتی که جامی شکل فارسی قصیدۀ فرزدق را ارائه نمود بقیۀ داستان وی با هشام را یادآور شد و گفت : هشام بر فرزدق خشمگین شد و فرمان داد تا وی را به زندان افکندند و آن گاه که خبر به امام علی بن الحسین(ع) رسید دل آزرده شد و ده هزار درهم برای وی فرستاد، اما فرزدق از پذیرش آن مال امتناع ورزید زیرا وی از روی طمع دستیابی به مال ستایش نکرده بود بلکه خواست تا گناهان خود را پاک کند. سپس جامی از زبان امام زین العابدین گفت :
قال زین العباد و العبّاد ما نؤدیه عوض لا نرتاد
بهترین بندگان و پرستش کنندگان گفت : آن چه را میبخشیم باز نمیستانیم.
همچنان که امام فرمودند : « اما ما اهل بیتی هستیم که اگر چیزی ببخشیم آن را باز پس نمیگیریم »، از این رو فرزدق آنها را از ایشان پذیرفت و جامی منظومۀ خویش را با ذکر این امر به پایان برد.
در حقیقت وی با این کار خود کار جدیدی را ارائه نمود که علاقمند شناخت آن هستیم و ما نمیدانیم که از میان شعرای ایرانی پیش از وی چه کسی همانند او عمل نموده است. همچنین پرداختن وی به داستان فرزدق با هشام بن عبد الملک و امام علی بن الحسین(ع) و ترجمۀ قصیدۀ وی به زبان فارسی ما را با میزان آمیختگی فرهنگ عربی با فرهنگ ایرانی و چگونگی آموختن چیزهایی که ایرانیان از عربها آموختند و سپس آنها را تحت تأثیر خود قرار دادند، آشنا میسازد. جامی داستان فرزدق را همان گونه که در کتابهای عربی آمده است، مطابق با روش ایرانیان در روایت داستان که تا اندازۀ بسیار زیادی شیفتۀ آن شدند و در آن به کلی با عربها متفاوت بودند، روایت نمود. اما افزودن چیزهایی به قصیده که در اصل آن نیامده است به عملکرد شعرای ایرانی بر اساس سلیقۀ خود در تخیّلی که در داستان سراییهای خود بدان رانده میشوند باز میگردد، همان روایتی که برای هدف ویژهای آن را بکار میگیرند و ایدهها و نمادهای جداگانهای را در آن جای میدهند. جامی نیز در این منظومۀ خود میخواهد تشیّع خود را به صادقانه ترین شکل بیان نماید.
این امر نیز قاطعانه تأیید میشود که جامی این سخن شافعی را در منظومۀ خویش به زبان فارسی برگردانده است :
لو کان رفضاً حب آل محمد فلیشهد الثقلان أنی رافضی
اگر دوستداری خاندان پیامبر(ع) پیمان شکنی باشد پس انس و جن گواه باشند که من پیمان شکنم.
و پس از این این سخن وی :
إنه کسلمان أصبح من آل البیت وقد أضاء مصباحه من هذا الزیت
همانا وی همانند سلمان از اهل بیت(ع) گشت و چراغ خود را از این روغن روشن نمود.
گفت :
أنا مولى لهم ومولى القوم کان منهم ولا أخاف اللوم
من بندۀ این قومم و بندۀ هر قومی از آنان است و از سرزنش باکی ندارم.
این نه رفضست محض ایمانست رسم معروف اهل عرفان است
رفض اگر هست حب آل نبی رفض فرض است بر ذکی و غبی
شافعی آن که سنت نبوی ز اجتهاد او قویم است و قوی
بر زبان فصیح و لفظ متین گفت در طی شعر سحر آگین
گر بود رفض حب آل رسول یا تولی بخـــــاندان بتـــــــول
گو گوا باش آدمی و پری که شدم من زغیر رفض بری
شایان توجه است که وی در این ابیات و ابیات دیگر همانند شعرای ایرانی شیعه که بسیار زاری و مرثیه سرایی میکنند نیست، بلکه حقیقتها را برای دلیل آوری میآورد تا سخن را متوجّه عقلها سازد نه دلها. او در این کار به شعرای عرب همانند کمیت در عصر اموی شباهت بیشتری دارد تا به شاعران ایرانی همانند محتشم کاشانی در عصر صفوی.
جامی اینچنین آن بیت شافعی را در چند بیت به شکل مفصل به زبان فارسی برگرداند و چنین کاری را از شاعر دوزبانۀ دیگری غیر از وی سراغ نداریم.
همچنین ما نزد جامی پدیدهای را میبینیم که نزد دوزبانههای دیگر آن را نمییابیم. میان زبان عربی وی در شعر و زبان عربی او در نثر فاصلۀ بسیاری است. برای روشن ساختن این امر نمونهای از کتاب وی « الدره الخالده » که در مقدمۀ آن میگوید [۳۳۷]: « پس این رسالهای در تحقیق مذهب صوفی و متکلمین و فرزانگان پیشین و شرح سخن آنان در وجود واجب لذاته و حقیقت نامها و صفات او و چگونگی صادر شدن فراوانی از وحدت و یگانگی وی بدون کاستی در کمال و قدسیّت و عزّت او و مذاهب دیگری که پیرو آن هستند که بینش و خرد بدان میگراید. از خداوند سبحان خواهانیم که مورد استفادۀ هر دانش پژوه عدالت خواهی واقع شود و آن را از هر متعصّب خودسری حفظ نماید و او مرا کافی و چه نیکو سرپرستی است » [۳۳۸].

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.