تحقیق رایگان درباره نظریه های کلاسیک مدیریت و کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

که اشاره شد چنین به نظر می آید که مدیران جهت رسیدن به اهداف مورد نظرشان نیازمند داشتن


مهارت هایی می باشند.
یکی از مهمترین فعالیت ها در زندگی اجتماعی بشر امروزی مدیریت است. به کمک این فعالیت، اهداف و
مأموریت های سازمان تحقق می یابد و از منابع و امکانات موجود بهره برداری می شود و توانایی ها و
استعدادهای انسان های درون سازمان از قوه به فعل در می آید (الوانی، 1376 : 9).
در این میان، مدیران سازمان های آموزشی نقش حساس و حیاتی دارند. مدیران آموزشی باید دارای
توانایی ها و مهارت های خاصی باشند تا بتوان با کمال اطمینان سرنوشت تربیتی کودکان و نوجوانان را به دست آنها سپرد. دانش و آگاهی و مهارت های مدیر باید قبل از پرداختن به مدیریت در حدی باشد که نیاز به آموزش و خطاهای مکرر نباشد، زیرا هر خطا و آزمایشی همراه با زیا نهای بزرگی خواهد بود که بسیاری از آنها جبران ناپذیرتبیین رابطه مهارت های مدیریتی مدیران با جو سازمانی مدارس و… است (میرکمالی،1378: 20)
بنابراین آنچه اهمیت دارد درک این نکته است که مدیریت در سازمانی چون آموزش و پرورش به ویژه در سطح مدارس بیشتر از سازمان های دیگر نیازمند ترکیب مهارت های سه گانه است. به گونه ای که وجود این مهارت ها در مدیران مدارس به شدت لازم و ملزوم یکدیگر به نظر می رسد.
در بحث ساز وکارهای جو سازمانی، به گفته ی دسلر 1، جو سازمانی به سان یک پل عمل میکند که یک
سوی آن جنبه های آشکار و پیدای سازمان همچون ساختار، مقررات و شیوه های رهبری و در سوی دیگر،
روحیه ی کارمندان است (دسلر به نقل از مدنی، 1373)
2-7- نظریه های کلاسیک مدیریت:
هر چند سابقه مدیریت به هزاران سال پیش و به وجود آمدن اولین تمدن های بشری مربوط می گردد،
با این حال سابقه مدیریت به عنوان یک علم سازمان یافته به اوایل قرن بیستم برمی گردد، و شامل
تئوری های کلاسیک مدیریت میشود، که عبارتند از: نظریه مدیریت علمی، نظریه مدیریت اداری (اصول گرایان) و نظریه بوروکراسی.
2-7- 1-نظریه مدیریت علمی:
در اوایل قرن نوزدهم «فردریک وینسلو تیلور» با همکاری عده ای از دانشمندان سعی نمودند تلاش های مدیریتی را با استفاده از تکنیک های فنی و بکارگیری روش های مهندسی در «طراحی شغل» علمی تر سازند.
هدف اولیه این گروه را میتوان استفاده موثر از نیروی کار و افزایش کارآیی قلمداد نمود. خود تیلور در این زمینه بیان می دارد «هدف اصلی مدیریت باید به دست آوردن بیشترین نیک فرجامی برای کارفرما همراه با بیشترین نیک فرجامی برای هر یک از کارکنان باشد و این کار میتواند تنها از طریق بزرگترین بهره دهی ممکن کارکنان و ماشین آلات یک سازمان پدید آید.» اصولی را که تیلور بهعنوان اصول مدیریت علمی مطرح نموده و مدیران را به توجه به آنها فرا می خواند عبارتند از:
1) مدیران باید نخست برای هر بخشی از کار یک انسان، دانشی پدید آورند که جای روش های کهنه «سرانگشتی» را خواهد گرفت.
2) آنها باید کارگران را به روش علمی انتخاب کنند، به آنها کار بیاموزند و آنها را آموزش داده و بپرورانند.
3)آنها باید با کارگران همکاری کنند تا اطمینان بیابند که همه کارها بر پایه اصولی که از دانش نو پدید آمده است به انجام برسند.
4) میان مدیریت و کارگران باید به تقریب، یک تقسیم عادلانه و برابر کار و مسئولیت وجود داشته باشد. فردریک وینسلو تیلور، ترجمه (طوسی 1370: 29)