تحقیق رایگان درباره عوامل درون سازمانی و عوامل برون سازمانی

دانلود پایان نامه

رضایت شغلی: رضایتی به مفهوم لذت روحی ناشی از ارضا، نیازها، تمایلات و امید ها که فرد از کار خویش به دست می آورد. درک فرنچ و هیثر ساورد، ترجمه (صائبی. 339:1379)


مهارت عبارت است از توانایی تبدیل دانش به کنش، به طوری که به عملکردی مطلوب منجر شود.
مهارت های مدیریتی به مهار تهایی گفته م یشود که به وسیله آن، شخص در وجود خود امکان به حرکت درآوردن اجزای یک مجموعه را برای حرکت متناسب همه اجزا، به سوی اهداف تعیین شده فراهم می آورد. )علاقه بند،(25: 1386.
به عبارت دیگر صلاحیت و کیفیت کار مدیران از نظر مهارت های مدیریتی، یکی از عوامل مهم استمرار موفقیت در سازمان است.
مدیران برای داشتن کارایی لازم، نیازمند مهار تهای اساسی هستند. )جاسبی،214:1379 )
فهرست مهارتها و تواناییهایی که مدیران باید از آ نها برخوردار باشند با اهمیت کیسان دائماً در حال تکامل و تحول است. مدیرانی یتوانند در دنیای فناوری پیشرفته دوام بیاورند که به دنبال کسب معلومات باشند و به طور مداوم مهار تهای جدید را فراگیرند. ) رابینز،(66: 1379
رو یکرد مهارتی به مدیریت با طبقه بندی مهارت های سه گانه کاتز 3 آغاز شد که او سه مهارت را برای مدیریت لازم می داند: مهارت های فنی، انسانی و مهار تهای ادراکی. علاوه بر مهار تهای سه گانه ای که کاتز از آ نها یاد کرده است، مدیر باید از مهارت چهارمی به نام مهارت طراحی برخوردار باشد. رابینز هم بر پایه پژوهشهای انجام شده اظهارمیکند که مدیران موفق دارای چهار مهارت هستند. این مهار تها شامل مهار تهای فنی، انسانی،ادراکی و سیاسی است.
مهار تهای فنی، به توانایی به کار بردن فنون، وسایل و ابزار مورد نیاز برای انجام وظایف خاصی که از راه تجربه و آموزش به دست آمده باشد، اطلاق م یشود. چنین دان شهایی ممکن است شامل کارکردن با تجهیزات، نگهداری از ابزار، حسابداری، کار با رایانه، بهر هگیری از فنون، بازاریابی و تبلیغات باشد )سیدجوادین،(39: 1386
مهار تهای انسانی یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم، همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه، درک انگیز ههای افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آن ها. به عبارت دیگر مهارت انسانی یعنی قابلیت برقراری ارتباط با عقاید و احساسات دیگران تا با دریافت پاسخ مطلوب و ایجاد ارتباط از سوی دیگران، خوی اجتماعی بودن در فرد پرورش یابد) شریعتمداری، (49:1384
برخی از اجزای مهار تهای انسانی شامل روحیه کار گروهی، انگیزش و اعتمادسازی است مهارت های ادراکی، به توانایی ذهنی برای درک، تجزیه و تحلیل پیچیدگیهای سازمان و فهم همه عناصر و اجزایش یک لدهنده کار و فعالیت سازمانی به صورت یک کل واحد )نظام یاسیستم( و به عبارت دیگر، توانایی درک و تشخیص اینکه کارکردهای گوناگون سازمان به یک دیگر وابسته بوده و تغییر در هر یک از بخشها، الزاماً بخشهای دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد، گفته میشود. آگاهی ازاین روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعیتهای مختلف، مدیر را قادر میسازد که مسایل و مشکلات را تشخیص داده و به طریقی تصمیم گیری یا اقدام کند که موجب اثربخشی سازمان و رضایت کارکنان آن م یشود. اکتساب مهار تهای ادراکی مستلزم آموزش
نظرهای علوم رفتاری به ویژه نظری ههای سازمان، مدیریت و تصمیم گیری و کاربرد عملی آنهاست
(علاقه مند،:1386 17 -16 (
برخی از اجزای مهار تهای ادراکی شامل تفکر نظام مند، ادراک و تصمیم گیری است. مهار تهای سیاسی، مجموعه اقداماتی است که مدیران به منظور توسعه سودمندی و جلوگیری از هرگونه ضرر و زیان در مؤسسه
آنها را به کار می گیرند.)دعائی، (237:1384
منظور ازمهارت های سیاسی، راهبردهای سیاسی است که مدیران بانکها به کار می گیرند. به عنوان مثال توانایی برقراری ارتباط موثر با مقامات محلی، توانایی ارتقا جایگاه بانک در جامعه، توانایی رفتار مناسب با مشتری، توانایی جلب حمایت مقامات محلی و… که همه این اقدامات و راهبردها، به مهارتهای سیاسی مدیر بستگی دارد، می تواند منجر به سودمندی و جلوگیری از هرگونه ضرر و زیان موسسه شود و مزیت رقابتی برای بانک ایجاد میکند. همچنین در طبقه بندی مهار تهای مدیران توسط پژوهشگران از جمله رابینز،
مهارت ها در چهار دسته تحت عناوین مهار تهای فنی، مهار تهای انسانی، مهار تهای ادراکی و مهار تهای سیاسی طبق هبندی شده اند. بکیل و همکارانش ( 2008 ) در پژوهشی که به مطالعه تعامل بین عوامل سازگاری، وظیفه شناسی و مهار تهای سیاسی در پی شبینی عملکرد شغلی پرداختند، به این نتیجه رسیدند که بین مهارتهای سیاسی و سازگاری با عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر مدیرانی که از قدرت سازگاری و مهار تهای سیاسی برخوردارند از عملکرد شغلی بالاتری برخوردارند. راهبردهای سیاسی یک فرد عبارتند از رو شهایی که آن فرد برای کسب و حفظ قدرت در درون سازمان به کار می گیرد. اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن این راهبردها به نحوه انتخاب و استفاده از آنها توسط فرد بستگی دارد از جمله لطف کردن، ایجاد تأثیر مطلوب، حضور در مجاری اطلاعاتی . )سرتو، 1385: 249)
کارایی سازمان عبارتست از مقدار منابعی که برای تولید یک واحد محصول به مصرف رسیده است و می توان آن را بر حسب نسبت مصرف به محصول محاسبه کرد. (دفت ،: 1385 103 (
عوامل مؤثر بر کارایی و توانمندی سازما نها به دو دسته طبقه بندی میشوند:
الف( عوامل برون سازمانی یا محیط عمومی شامل آن بخشهایی میشود که احتمالاً بر فعالی تهای روزانه شرکت اثر مستقیمی نداشته باشند ولی بتوانند از را ههای عمومی بر فعالی تهای روزانه یا نظام اقتصادی اثر بگذارند که آن هم به نوبه خود، بر سازمان اثر خواهند گذاشت. معمولاً محیط خارجی شامل: بخشهای دولتی، اجتماعی، فرهنگی، شرایط اقتصادی، فناوری، منابع مالی، عوامل سیاسی وتشکیلاتی است.
ب( محیط کاری شامل بخشهایی میشود که سازمان به صورت مستقیم با آ نها رابطه متقابل دارد و آ نها بر تواناییهای سازمان در راه رسیدن به هدفهایش اثر مستقیم می گذارند.
عوامل درون سازمانی یا مدیریتی نظیر نوآوری، خلاقیت، انگیزش، رهبری، مدیریت کارآمد و…است. عوامل درون سازمانی به مدیریت سازمان ها در برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری، کنترل، ایجاد انگیزش، خلاقیت و نوآوری در کارکنان مربوط میشود. از مهم ترین وظایف مدیران، ایجاد انگیزش، خلاقیت و نوآوری در درون سازمان است زیرا حیات اقتصادی هر سازمان به نوآوری و نوآوری به انگیزش و مشارکت کارکنان آن وابسته است. مدیران باید تلاشی پیگیر و جدی، درشناخت افراد و مبانی رفتاری آ نها داشته باشند زیرا رفتار افراد در خلأ صورت نمی گیرد و همواره دارای دلایل، محر کها و انگیز ههایی است که اغلب همین دلایل به رفتار اشخاص جهت، مسیر و هدف می دهند.) دفت،( 144-142:1383
کارایی، یکی از مباحث اساسی و مهم درباره بازده و نتایج فعالیت شعب بانک محسوب میشود. فرایند کمی کردن کارایی یا همان ارزیابی عملکرد از طریق مجموع امتیازات کسب شده شعب، از شاخصهای سنجش کارایی )شامل چهار شاخص اصلی تجهیز منابع، وصول مطالبات، تسهیلات پرداختی و سودآوری( به دست می آید و ضرایب اهمیت آن ها بر اساس درجه شعبه و تعداد افراد شاغل، تعیین میشود. این الگو با استفاده از تعریفی که الوانی در کتاب مدیریت عمومی خود ازکارایی کرده، طراحی شده است کارایی درست انجام دادن کارها را گویند به گو نه های که هدفهای تعیین شده با حداکثر بازدهی به دست آید. (الوانی،:1370 15(