کاریکاتوری که با کلمات شکل می گیرد و در عصر سرعت و مینیمالیسم خیلی طرفدار داره «کاریکلماتور» است؛ فرم تقریبا تازه ای در طنز که مورد استقبال طنزنویسان و مخاطباشون قرار گرفته.

 

پدر رفتگی
یکی پدرش در اومده بود
اومدن براش جا انداختن

مزدور
مرد دستش خالی شده بود،
اجاره اش داد.

موسیقی
یکی تو خوندن وارد بود. رفت خارج. یکی خارج می خوند. موند تو کارش وارد شد.

کنایه
یکی اسب مراد رو زین کرد. مراد اومد سوار شد، رفت.

بازار
یکی واسه خودش خونه خرید،
واسه قفسش پرنده

عشق با بلدوزر
چه زجری کشید فرهاد
واسه کندن کوه
با اون تیشه
کاش فرهاد هم یه بلدوزر داشت

 

می خورد بر بام خونه
می نویسم: باز باران با ترانه
و به یاد می آورم خونه ی ما سقف نداره.

سر و ته
یکی نه سر پیاز بود نه ته پیاز
رفت تو گروهی که سر و ته یه کرباس بودن.

هویت
یه نکته سربسته رو به یه سرباز گفتن؛
دچار بحران شخصیت شد.

دست به دست
یکی دست تو دست بعضی ها گذاشته بود
پا به پا بردنش تا روش راه رفتن آموخت.

شطرنجی
یه فیل بی کار بود
رفت تو صفحه شطرنج استخدام شد.

طنز

Categories:متفرقه
Published on :Posted on