۲-۱-۱-نظریه کارکرد گرایی

کارکرد گرایان بر خونواده به معنی نهاد ریشه ای جامعه تاکید داشتن؛ مخصوصا بر نقش خونواده در اجتماعی شدن کودکان، دیدگاه کارکرد گرا، جامعه رو هم چون یه سری از نهادهای اجتماعی می بینه که کارکردای معینی واسه تضمین موندگاری و وفاق جامعه دارن.

طبق این دیدگاه خونواده وظایف مهمی رو به انجام میرسونه که جزو نیازای اساسی جامعه هستن و به باقی موندن نظم اجتماعی کمک می کنن. از نظر این دیدگاه  دو کارکرد اصلی خونواده عبارتنداز:  اجتماعی شدن اولیه و اثبات شخصیت، اجتماعی شدن، اولین فرآیندیه که کودکان هنجارهای فرهنگی جامعه ای رو می آموزند که در اون به دنیا اومده ان و اثبات شخصیت به معنی نقشیه که خونواده با کمک و پشتیبانی عاطفی از اعضای بزرگسال خود رو دوش داره .

خونواده هسته ای مناسب ترین و کارآمدترین نوع خونواده واسه پاسخگویی به نیازای جامعه ی صنعتیه، در واقع تخصصی شدن نقشا در خونواده ی هسته ای، لازمه این بود که شوهر به عنوان نون آور نقش ابزاری رو رو دوش بگیره و زن نقش احساسی و عاطفی داخل خونه رو قبول کنه.(والش[۱]۲۰۰۹).

هسته ای

به هر روی این دیدگاه هرچند در زمان خود قابل قبول به نظر می رسید اما با در نظر گرفتن تغییرات انجام شده در جوامع میشه اینجور گفت که این نظریه الان نارسا هستش.

 

۲-۱-۲- نظریه فمینیستی

دیدگاه های فمنیستی تقریباً از دهه  ۱۹۶۰ بوجود اومده و به ارائه نظریاتی نو پرداخته ان، خونواده رو از دید دیگری مورد بررسی قرار دادن. فمنیستا، بیشتر به مطالعه ی نابرابریای موجود در خیلی از بخش های زندگی خانوادگی پرداخته ان از جمله نابرابریای موجود در تقسیم کار خونگی، روابط نابرابر قدرت و فعالیتای مراقبتی و تیمارداری.

هورنای[۲] به عنوان اولین فمنیست، نگرانی خود رو در مورد تعارضای روان شناختی در تعریف نقشای زنان بیان کرد و آرزو سنتی مادری رو با دیدگاه جدید تر مقایسه کرد (هورنای ۱۹۶۷) در طرح سنتی که خیلی از مردان اون رو تایید می کردن نقش زن عاشقی کردن تشویق کردن و خدمت کردن به شوهرش بود هویت اون بازتابی از هویت شوهرش بود. هورنای گفت که زنان مانند خود اون با پرورش دادن تواناییا و دنبال کردن مساغل جویای هویت خودشون هستن . این نقشای سنتی و نوین تعارضایی رو بوجود میاره که بعضی زنان تا به امروز در حل کردن اون مشکل داشتن. یه فمنیست با به کار گیری کار هورنای در بالاترین درجه جنبش زنان نوشت : “

زنان امروزی بین دلپذیر کردن خود واسه مردان و دنبال کردن اهدافشون گیر کردن این هدف                     های مخالف ، رفتارای متناقضی رو ایجاد می کنن: اغواگری در برابر خشونت اطاعت در برابر جاه طلبی، زنان امروز بین عشق و کار گیر گرده ان و در نتیجه در هر دو نا خشنودند.” (وستکات[۳]، ۱۹۸۶)

در واقع یکی از مهمترین برنامه های فمنیستا تغییر در ساختار خونواده و جهت دادن زنان به مشاغل عمومی و ضعیف کردن  نقش مادران در نعاد خانواده س. به نظر دو بوار چیزی که زن رو در قید بندگی نکه می داره دو نهاد بیشتر ازدواج و مادر یه . ایشون نظام خونواده رو به عنوان رکنی واسه زندگی اجتماعی و پرورش آدمای سالم شدیدا مورد حمله قرار داده و ازدواج رو یه جور فحشای عمومی و عامل بدبختی زنان دونست و مخالفت با تولید مثل و مشکل عادی و روابط جنسی رل به عنوان مسائل اساسی جنبشی  فمنیسم به حساب آورد. (فتح معماری ۱۳۸۹٫)

ازدواج

در واقع دیدگاه فمنیسمی با به رقابت کشیدن تصویر خونواده به معنی ی قلمرویی هماهنگ وبرابر تاثیری بزرگ بر جامعه شناسی گذاشته تا جایی که طی ده های هفتاد و هشتاد دیدگاه های فمنیستی بر بیشتر مباحث و پژوهشای مربوط به خونواده، غلبه داشت، فمنیست موفق شد توجه همه رو به سمت درون خونواده ها و بررسی تجربه ی زنان در قلمرو خونه معطوف گردونه، خصوصاً دیدگاه های فمنیست رادیکال که بیشتر به نظام پدر سالاری و سلطه منظم مردان بر زنان پرداخته بود.

اما از اونجایی که تحقیقات فمنیستی در باره ی خونواده بیشترً روی مسائل خاصی در محدوده ی خونگی متمرکز می شن؛ روندها و تاثیرهای بزرگ تری رو که در خارج از خونه رخ میدن کمتر مشخص       می کنن. در سال های گذشته مفسران محافظه کار ادعا کردن که خشونت در خونواده اون طور که فمنیستا می گن به قدرت مرد پدر سالار، مربوط نمی شه، بلکه به وجود اومده توسط مشکل کارکردی خونواده هاست. خشونت علیه زنان انعکاسی از بحران رو به رشد خونواده و کمرنگ شدن قوانین اخلاقیه اونا دلایل مربوط به نادر بودن خشونت زنان علیه مردان رو زیر سئوال می بردن، چون که مردان کمتر از زنان تمایل دارن که خشونت همسران شون رو علیه خود به پلیس گزارش بدن. (فتح معماری ۱۳۸۹٫)

۲-۱-۳- راه و روش سیستمی سالوادور مینوچین[۴]       .
از این دید خونواده یه واحد اجتماعیه که با یه رشته وظایف تکاملی روبروست. یکی از تکالیفی که این واحد جدید با اون روبه روست رد و بدل کردن و توافق در مورد رابطه با خونواده اصلی همسره. هم اینکه, هر کدوم از خونواده های اصلی باید با جدایی یا جدایی نسبی یکی از اعضای خود, قبول کردن یه عضو جدید و درون سازی زیر منظومه همسر در سیستم کارکرد خونواده سازگاری پیدا کنه. اگه ساختارهای خونواده های اصلی تغییر نکنه, ممکنه فرآینندهای کل گیری واحد جدید رو تهدید کنه. پس دیدگاه, سیستمای خونواده مریض گون رو در مقایسه با سیستمای خونواده سالم میشه شناخت. خونواده ای که طوری شایسته منظم باشن, مرزهای مشخصی داره. زیر سیستم زناشویی واسه مواظبت از امور خصوصی زن و شوهر مرزهایی بسته داره.(مینوچین۱۳۹۰).

توافق

۲-۱-۴-راه و روش آبراهام مزلو[۵]

از نظر مزلو اگر نیازای فیزیولوژیکی و ایمنی ما به قدر کافی ارضا شده باشن به نیازای تعلق پذیری و محبت توجه می کنیم این نیازها می تونن از راه رابطه صمیمی با یه دوست ، معشوق یا همسر یا از راه ایجاد روابط اجتماعی در گروه بیان می شن. ارضا کردن نیاز به تعلق در جوامعی که به طور زیادی تغییر می کنن سخت تره. بعد از اینکه احساس کردیم دوستمون دارن و احساس تعلق پذیری کردیم در حالتی قرار می گیریم که دو نو ع نیاز به احترام ما رو بر انگیخته می کنه.ما نیاز داریم که به شکل احساس احترام نفس واسه خودمون ارزش قائل باشیم و اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین نیاز داریم که بقیه به شکل مقام تایید یا موفقیت اجتماعی واسه ما احترام قائل باشن .و این احساس تعلق پذیری واحترام اول در خونواده و به وسیله زن و شوهر شکل میگیره و بعد از راه پدر ومادر به فرزندان منتقل می شه.(شولتز[۶] ۲۰۱۳)

محبت

 

۲-۲-خونواده

(و مِن آیاتهِ أن خَلَقَ مِّن أنفُسَکُم أَزواجاٌ لِتَسکُنُوا إلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّۀ وَ رَحمَهّ…) (روم:۲۱)؛و از آیات خدا اینه که واسه شما از جنس خودتون همسری ساخت تا پیش اون آرامش پیدا کنین و میان شما مودت و رحمت قرار داد.

نهاد خونواده، اصلی ترین بخش جامعه و بستر فرهنگیای جورواجور و ایجاد کننده خوش بختی و یا بدبختی آدما و امت هاست و از این رو، اسلام که برنامه خوشبختی و تکامل بشره، توجه خاصی به سلامت، رشد و جست و خیز این نهاد سرنوشت ساز داره. نهاد خونواده، از دید اسلام، دارای جایگاه و پاکی خاص ایه که قابل مقایسه با هیچ نهاد دیگری نیس (ری شهری، ۱۳۹۰، ۷-۱۲).

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده: (مَا بُنِی بنِاَءً فِی الإسلاَمِ أَحَّبُ إِلَی اللهِ تَعَالَی مِنَ التَّزوِیجِ)  (صدوق، ۱۴۱۳ق،  ( ۳: ۳۸۴ ؛ در اسلام بنیادی نهاده نشده که در پیش خدا، از ازدواج (خونواده) محبوب تر باشه.

گرایش و تمایل اولیه ای که زن و مرد نسبت به همدیگه دارن، یه هدیه الهیه که در ایجاد کانون گرم خونواده لازم و حیاتیه. و بدون اون، اینجور محفلی انسی میان اونا شکل نمی گیره. اما پس از تشکیل خونواده، شک نداشته باشین پایداری و موندگاری اون و هم اینکه کارکرد درست اون وابسته به داشتن سبک زندگی متناسبیه که تکالیف، نقشا و رفتارای درست زن و شوهر در قبال همدیگه رو تعریف کنن؛ در این صورته که خونواده می تونه پناهگاه و مفر استرسای جهان خارج و چارچوب تماس با بقیه نظامای اجتماعی باشه و یادگیری، خلاقیت و رشد رو در دامان خود تقویت کنه (مینوچین[۷]، ۱۳۹۰، ۸۷).

پس، ارائه الگویی مطلوب از خونواده دینی، جهت تبیین منطقی و موثر از نظر اسلام در مورد خونواده، نیاز به نظر می رسه. از همین رو، ما در این نوشته به ارائه الگویی مطلوب از خونواده دینی به شکل ویژگیا و راهکارهامی پردازیم.

[۱] walsh

[۲] horney

[۳] vostcat

[۴] minochin

[۵] mozlow

[۶] schultz

 

[۷] minochin

Categories:علمی
Published on :Posted on