بانک صادرات

2-20-1.تاریخچه و بنیانگذار بانک صادرات

بانکداری به شيوه نوين در ایران از اوایل سال 1300 هجری شمسی بدلیل ضرورتهای اقتصادی و سیاسی آغاز شد اما از آنجائیکه نخستین بانکهای ایراني تا حدودي با حمايت دولت و در راستای تحقق خواست و منافع حکومت شکل گرفته بودند کمتر به جلب رضایت آحاد مردم توجه داشتند از اینرو به غیر از عده قلیلی که دارای مکنت و سرمایه زیادی بودند، اکثریت مردم ترجیح می‌دادند بجای پس‌‌انداز وجوه مازاد خود در بانکها، به رغم وجود تمامی مخاطرات احتمالی پولهای نقد خویش را در خانه نگهدارند بطوریکه براساس آمار منتشره در سال 1330 (هجری شمسی)؛ «از کل اسکناس و مسکوکات منتشره ایران تنها حدود 11 درصد آن در اختیار بانکها و 89 درصد مابقی آن در پستوهای منازل و صندوقچه‌های شخصی مردم و بعبارتی بصورت راکد و خارج از چرخه مالی و اقتصادی کشور نگهداری می‌شده است.

محمدعلى مفرح در نهم آبان سال ۱۲۹۴ در محله سرچشمه تهران به دنيا آمد. پدرش ابوالقاسم خان از كسبه و تجار معتبر بازار بزرگ تهران همواره كوشش داشت تا فرزندش خودساخته بار آيد و هميشه روى پاى خود بايستد. محمدعلى آنگونه كه پدر مى خواست بزرگ مى شود و ضمن تحصيل، مخارج خود را بى نياز از خانواده از راه كار كردن تامين مى كند. در عنفوان جوانى مدتى را نيز به كشاورزى در زمين پدرى خود كه در محدوده منطقه ياغچى آباد فعلى شهر تهران واقع شده بود مى گذراند. او در سال ۱۳۱۴ در رشته مهندسى الكترومكانيك دانشگاه تهران پذيرفته شده و پس از پايان تحصيلات به استخدام وزارت اقتصاد درمى آيد و در همين دوره با يكى از بستگان خود ازدواج مى كند كه ثمره اين ازدواج دو دختر و سه پسر بوده است. مفرح در وزارت اقتصاد به دليل درستكارى و تن ندادن به فساد مالى مورد غضب قرار مى گيرد و مقامش به شدت تنزل مى يابد.وى از اين شكست نااميد نمى شود و با اراده اى مصمم تر با پشتوانه وجدان و تقواى كارى  ابتدا كانون كار و آموزش را در جنوب تهران جهت آموزش كارى جوانان جوياى كار پى ريزى مى كند و سپس با كمك دوستان و آشنايان خود روزنامه «مجد ايران» را به انتشار مى رساند. آنگاه كه سفارت انگليس خواست روزنامه را وارد بازى هاى سياسى كند روزنامه را يكسره تعطيل و به سراغ كارهاى بانكى رفت.مهندس به گروه موسسان اولين بانك خصوصى كشور يعنى بانك بازرگانى مى پيوندد و طى مدت كوتاهى پس از نمايش توانمندى هاى خود به سمت بازرس ويژه اين بانك ارتقاى سمت مى يابدب دوستان قديمى و گردانندگان سابق روزنامه منحل شده مجد ايران را گردهم مى آورد و با مشاركت آنان و عده اى از دوستان جديد شركت تجارى «سيروان» را بنيان مى گذارد. طى يكى از جلسات اين شركت شركا به صادرات پرمنفعت سنگ معدن اشاره مى كنند و خواستار تاسيس شركتى به اين منظور مى شوند كه در اين لحظه مفرح از جا برمى خيزد و به جاى راه اندازى يك شركت در زمينه صادرات سنگ معدن، پيشنهاد تاسيس يك بانك خصوصى را پيش مى كشد و مى گويد: «از كل اسكناس ها و مسكوكات منتشره تنها حدود ۱۱ درصد آن در اختيار بانك هاى ملى، سپه، رهنى و كشاورزى است و از ۸۹ درصد بقيه مقدار بسيار كمى براى داد و ستد نقدى در جيب و كيف مردم است و مابقى پول ها كه مقدارشان بسيار زياد است در صندوقچه هاى شخصى يا درون متكاها به صورت راكد مانده اند. پس اگر بانكى بيايد و اعتماد مردم را جلب كند ۸۹ درصد نقدينگى كشور را در اختيار خواهد گرفت و اقتصاد كشور را متحول خواهد ساخت.» اين استدلال مهندس مفرح استقبال شركا را براى تاسيس يك بانك خصوصى برمى انگيزاند و اينچنين سنگ بناى اوليه بانك صادرات بنيان نهاده مى شود.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نقش ضمانت نامه های بانکی در تهیه منابع پولی و ارائه راهکارهایی برای افزایش آنها

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *