پرخاشگری مستقیم

اگر چه افراد غیرجرأتمند از تعارضات اجتناب می کنند، کسانی که در وضعیت پرخاشگری مستقیم قرار دارند آنرا می پذیرند. یک پیام مستقیماً تهاجمی شخص دیگر را در یک راهی که او قرار گرفته است مواجه می سازد، و حتی او را هم شأن دریافت کننده می سازد.

بسیاری از پاسخ های پرخاشگرانه مستقیم نقطه خاصی را هدف می گیرند: “تو نمی فهمی درباره چی حرف میزنی”، “این یک کار احمقانه است”، “موضوع از چه قرار است؟”. سایر اشکال پرخاشگری مستقیم از پیام های غیرکلامی ناشی می شوند تا از کلام. تصور اینکه شیوه خصمانه ای برای بیان “چه شده است؟” آسان است. یا “من کمی صلح و آرامش نیاز دارم”. پرخاشگری کلامی ممکن است شما را در رسیدن به آنچه می خواهید در کوتاه مدت یاری نماید. فریاد “خفه شو” ممکن است فرد را از سخن گفتن بازدارد، و گفتن “خودت لایق آن هستی” ممکن است شما را از فشار حفظ کند؛ اما آسیبی که آنها به رابطه وارد می کنند هزینه بالاتر از ارزش آن دارد. پرخاشگری مستقیم می تواند پر از ضرر و زیان باشد، و در نتیجه برای رابطه ممکن است بسیار دیرپا و با دوام باشد(مایر[1]، 2004).

جدول 2-4 سبک های فردی تعارض
 غیر جرأتمندانهپرخاشگری مستقیمپرخاشگری منفعلغیر مستقیمجرأتمندانه
برخورد با دیگرانمن خوب نیستم،

تو خوب هستی

من خوب هستم،

تو خوب نیستی

من خوب هستم،

تو خوب نیستی

من خوب هستم،

تو خوب نیستی (اما باید تو فکر کنی که تو خوب هستی)

من خوب هستم،

تو خوب هستی

تصمیم گیریاجازه می داد دیگران برایش تصمیم بگیرنددیگران انتخاب کنند، آنها بلد هستنددیگران انتخاب کنند، دیگران اطلاع ندارنددیگران انتخاب کنند، دیگران اطلاع ندارندخودم انتخاب

می کنم

خودبسندگیپایینبالا یا پایینتصور می شود بالا اما اغلب پایینپایین یا بالامعمولا بالا
رفتار در موقعیت مشکلفرار دهندهبیدرنگ و فوریاز بین رفتن احتمال حملهراهبردی، غیر مستقیمرویارویی مستقیم
پاسخ به دیگرانبی احترامی، خطا، عصبانیت، ناکامیصدمه، دفاعی، تحقیرسردرگمی، ناکامی، احساس مداخلهناشناخته، تسلیم یا مقاومتاحترام متقابل
الگوی موفقیتموفقیت شانسی یا دستگیری از دیگرانبرتری بر دیگرانپیروزی با کنترل دیگرانافزایش بی اطلاعی و اجابت و تسلیم دیگرانتلاش برای راه حل

برد- برد

2-2-15-3 پرخاشگری منفعلانه

پرخاشگری منفعلانه از مفهوم مشابه خود پرخاشگری مستقیم بسیار ظریف تر است. این نوع پرخاشگری زمانی اتفاق می افتد که شخص پیام دهنده خصومت خود را به شیوه ای مخفی بیان کند. روانشناسی بنام جورج باچ رفتار معادل این اصطلاح را “دیوانگی کردن” می نامد و انواع متفاوتی از آن را معرفی نموده است(بچ[2] و گولدبرگ[3]، 1974). برای مثال “شبه سازش” نوعی وانمود به توافق کردن است (“من از الان به بعد سر وقت میام”) اما گرایشی برای ایجاد تغییر دیده نمی شود. “گناه کار ساختن” تلاش می کند کنترل را بر فرد و احساس مسئول بودن را در برای ایجاد تغییر مناسب در آن افزایش دهد. مثلا “من باید مطالعه می کردم ، ولی شما را به گردش خواهم برد”. “بذله گویی” استفاده از شوخی بعنوان یک اسلحه و مخفی نمودن شکایت در پشت آن ( “حس شوخ طبعیت کجا رفته است؟” ) وقتی شما سوژه و هدف هستید معمول است. “حکمرانی با چیزهای بی اهمیت” انجام کارهای بی اهمیت برای تحریک کردن شما بصورت دیوانه وار بجای روبرو کردن شما با شکایات شما: “فراموشی” برای فراموشی پیام های تلفنی، پخش موسیقی با صدای بسیار بلند، و غیره. “دریغ کننده” شریک خود را از طریق ممانعت وی از چیزهای ارزشمند مانند مهربانی، علاقه، یا شوخ طبعی تنبیه می نماید.

[1] – Meyer

[2] – Bach

[3] – Goldberg

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در  زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج

Post your comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *