رویکرد دین را یک واقعیت فی نفسه و یک امر حقیقی می داند و ضمن جدی گرفتن نقش دین بر اهمیت سمبل ها و رفتار دینی در زندگی بشری تأکید می نمایند.(همان : 69)
بیز(1994) بر این اعتقاد است که دین حول محور ذات برین حضور مطلق خدا، سامان یافته است. (پک،285:1382 ) دین موجود متعال را مطرح می سازد تا به جهان درونی معنا دهد و این همسو با دیدگاه گیرتز (1979) است که می گوید: دین توضیح دهنده مساله معناست که از محدودیت ها و تنگاهای آدمی (اخلاقی، جسمی – روحی) نشئت گرفته و انسان آن را به صورت پریشانی، رنج، پایان پذیری، مرگ، بی عدالتی و شر تجربه می کند. (پک،1382 : 286)
امین 1989 معتقد است که ادیان بزرگ جهان ، از لحاظ تاریخی به دلیل وجود دو ویژگی در آن ها انعطاف پذیر هستند :
آن ها هم واکنشی هستند به دلبستگی های دائمی و پایدار ماوراءالطبیعی (مساله وجود و معنا) و هم ابزار مشروعیت بخشیدن به صور مختلف نظم اجتماعی که از طریق شرایط تاریخی شکل گرفته اند. بنابراین نظام اعتقادی خاص، نظامی دارای بنیادی تاریخی، ساختارعینی و مجموعه ای از امکانات برای عمل معنادار است .(همان : 286)
در حالی که وایتهد دین را آن چیزی می داند که خود در تنهایی و خلوتش به آن می پردازد و اسمیت آن را یک اندام جمعی و کمتر یک انتخاب و تعلق خاطر شخصی به حساب می آورد.(شجاعی زند، 45:1380) اهمیت موضوع دین برای جامعه شناسان نه فی نفسه بلکه به تبع تأثیراتی بوده است که بر حیات اجتماعی می گذارد یا از آن می پذیرفته است.(همان : 147)
تحویل گرایان سعی می کنند باور دینی را از طریق ارجاع به مبادی غیردینی مانند وضع روانی افراد، مقتضیات اجتماعی – شرایط اقتصادی و مناسبات قدرت و غیره تبیین نمایند. تعاریف تحویل گرایانه از دین را به دوره آغازین مطالعات دین پژوهی در غرب که به شدت متأثر از اندیشه های پوزیتویستی است نسبت می دهند.(همان :47)
اثبات گرایان دین را حامل خرافات و جهل و حاوی عناصر برجای مانده از گذشته بدوی بشر می دانند. پارسونز، گرچه به این رویکرد پای بند است، معتقد است که دین می تواند ارزش ها را بیافریند، هنجارها را شکل دهد. نقشها را سازمان داده و رهنمود کلی برای نظام های اجتماعی، شخصیت و رفتار ارائه نمایند.( شجاعی زند،1380 : 57)
روانشناسان دینی به کارکردهای دین در تسکین آلام و کاهش نومیدی بشر در زندگی اجتماعی و افزایش تحمل پذیری و تمکین توأم با آرامش خاطر، غلبه بر ترس از مرگ، فراهم آوردن کانونی برای اتکا و سرسپردگی و بالاخره، دستیابی به نوعی تشفی روانی و ایجاد شخصیت همساز تأکید کرده اند.(شجاعی زند ، 57:1380)
رابرتسون جوهر دین را فراگذاشتن از تجربه روزانه دانسته وکانت تمامیت دین را در اخلاق خلاصه کرده است که نیاز مردم به داشتن سلوک اخلاقی آن ها را متوجه دین و خدا ساخته است. لذا در دین اخلاقی کانت پرستش، مناسک و کلیسا جایی ندارد.
عمل گرایان مهم ترین عنصر ممیزه دین را نه ابعاد اعتقادی و معرفتی و نه جنبه عاطفی آن بلکه وجه رفتاری و آیینی دین دانسته اند. چنانکه مارت یکی از دین پژوهان متمایل به این گرایش می گوید : در بسیاری از این فرهنگ ها آنقدرکه دین در رقص تجلی پیدا می کند در فکر و اندیشه متجلی نمی شود. (همان:70)
وجودگرایان نظیر کی یرکه گور که تعریف او از دین ارائه گردید بیش از داشتن اعتقادات بر زیستن مومنانه تأکید دارند.آنان معتقدند که هدف اصلی دین آن است که انسان را به یک نوع زندگی خاص ملتزم سازد و به سوی سعادت ابدی و آرمانی بخواهد.
رودلف اتو و آندریوگریلی عنصر جداکننده دین از شبه دین را احساس هیبت و تکریم توأم با خشیت نسبت به امر مقدس دیده اند. برخی نیز فصل مفارق میان این دو مقوله قرین را در عنصر ایمان یافته اند.(همان: 25)
رابرستون دین را به دین تجزی گرا و دین اندماجی تقسیم کرد به طوری که دین در حالت تجزی گرا در بهترین وضعیت و در گسترده ترین صورت خویش نهادی است در کنار دیگر نهادهای اجتماعی و عرفی جامعه و دین در حالت اندماجی در تمامی اجزاء و عرصه های جامعه حضور تأثیرگذار دارد. از دین یهود، زرتشت و اسلام به عنوان ادیان اندماجی نام برده اند و بودیسم، مسیحیت و آیین مانی را از ادیان تجزی گرا به حساب آورده اند. ادیان اندماجی علاوه بر توجه به فرد، به مسائل جامعه مومنان نیز حساسند و حال آنکه ادیان تجزی گرا به شدت فردی و درون گرایانه اند. (همان : 322-324)
وبر ادیان را به رستگاری و شریعتی تقسیم کرده به نحوی که ادیان رستگاری معطوف به آخرت اندو ادیان شریعتی معطوف به ارج نهادن به دنیا.(فروند،1372 :91)
از منظر اسلامی دین «اسلام یک دین قانون گرا، فراگیر و همه جانبه است نه به معنای رسمی، بلکه به این معنای اخلاقی که الله یک خدای دربرگیرنده همه جانبه است که می تواند قواعدی را برای هر جنبه از زندگی مقرر دارد.» (شجاعی زند، 1380 : 323)
و دین مجموعه ای از باورها، ارزش ها و هنجارهایی است که از جانب خدا برای بشریت نازل شده تا ساحت های وجودی انسان را در مسیر تکامل و سعادت دنیا و آخرت جهت داده و چگونه زیستن را به او بیاموزد.
استاد مطهری، دین را عبارت از بیان قوانین تکامل اجتماعی می داند، یعنی همانطور که مثلاً علم، قوانین تکامل طبیعی را کشف کرد، دین، قوانین تکامل اجتماعی را که یک تکامل اکتسابی است از راه وحی بیان کرد.(مطهری، 1374 :33)
ما هرگز در قرآن به این منطق برخورد نمی کنیم که انسان آفریده شده است که هر چه بیشتر بداند و هرچه بیشتر بتواند، تا اینکه انسان وقتی دانست و توانست، خلقت به هدف خود رسیده باش
د. بلکه انسان آفریده شده است که خدا را پرستش کند و پرستش خدا، خود، هدف است . اگر انسان بداند و هرچه بیشتر بداند و بتواند و هرچه بیشتر بتواند، ولی مسئله شناخت خدا که مقدمه پرستش است، و عبادت خداوند در میان نباشد، بسوی هدف خلقت گام برنداشته است و از نظر قرآن سعادتمند نیست. از نظر قرآن انبیاء آمده اند برای اینکه بشر را به سعادت خودش که غایت سعادت از نظر آنها پرستش خداوند است، برسانند. طبعاً به این معنادر منطق اسلام هدف اصلی از زندگی، جز معبود چیز دیگری نمی تواند باشد.(همان :76)«دین هدف را معین می کند و راه رسیدن به هدف را» (مطهری،193:1374 )، فکر می کنیم که هدف همان «حقیقت» است یعنی خود «خدا» هدف است .
در منطق اسلام هدف فقط یک چیز است و آن خدا است. اصولاً توحید اسلام جز این، اقتضاء نمی کند، اگر هم هدف دیگری معرفی می کند مانند بهشت و یا فرار از جهنم، هدفهای درجه دوم است برای انسانهایی که از این هدف های خیلی پست جهنمی باید رهائی پیدا کنند والا خود حکمت از آن جهت که حکمت است، قطع نظر از اینکه انسان را به خدا برساند، هدف نیست عدالت اخلاقی هم از آن جهت خوب است که جلوی نفس اماره را می گیرد و این مانع را از راه وصول به حقیقت برمی دارد که تا کشور وجود انسان کشوری متعادل نباشد، انسان نمی تواند سیر الی الله داشته باشد. محبت نیز شاید از نظر اثر باشد نه مقدمه، یعنی لازمه وصول به حقیقت باشد.به هر حال از نظر ما «ایمان» در اسلام «هدف» است نه وسیله . (مطهری، 1385 : 161)
هدف بودن ایمان و خدا بدان معنا نیست که انسان مطلوب اسلام انسانی است که در کنجی نشسته و عزلت گزیده و ارتباطات اجتماعی و تأمین نیازهای فردی خود را ترک کرده باشد، بلکه در اسلام عبادت همزاد کار و تلاش و همت عالی و حضور معنوی در صحنه اجتماعی در عین آخرت گرایی و تعالی جویی است. برهمین اساس شهید مطهری جهان بینی توحیدی را چنین توصیف می کند :
«جهان بینی توحیدی به همین دلیل که «آرمانساز» و «تعهدآور» و «مسئولیت ساز»است، «هدایت کن»است. خاصیت دیگر آن هدایت کردن است یعنی راه را به انسان نشان می دهد، راه وصول به هدفها را روشن می کند. به علاوه «نشاط بخش» و «دل گرم کن» و نیز«فداکارساز» است. از همه بالاتر همانطور که علامه طباطبائی فرموده اند: اصل توحید می تواند عنصری از عناصر همه تعلیمات باشد.(خیری ، 314:1389)

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق با موضوعبیمه اتکایی، بیمه گذار، جبران خسارت، شرکتهای بیمه

تبلیغ دینی :
اسلام به عنوان کامل‌ترین دین الهی از همان ابتدا توجه ویژه‌ای به گسترش دین از طریق روش‌های کارساز تبلیغاتی داشته است. به طوری که با عنایت به شرایط جامعه و روحیات و عواطف افراد اقدام به وضع احکام و فرامین خود کرده است که ارایه قرآن کریم از نشانه‌های آن است. چرا که قرآن کریم با توجه به شرایط فرهنگی جامعه در نهایت اعجاز لغوی، ادبی، موسیقایی و علمی به مردم ارایه شده است. در این کتاب شگرف بارها به پیامبر اکرم(ص) توصیه شده است که در نهایت مهربانی و عطوفت با مخاطبان برخورد شود و با جذبه‌های حسی، عقلی و هنری پیام خداوند ارایه گردد.
تبلیغ و دعوت، ارشاد و هدایت مردم به ارزشهای الهی از اصول رسالت پیامبران الهی بوده و خط اصلی برنامه آنان را تشکیل می داده است.
ابلاغ و[تبلیغ] در لغت به معنای [رساندن] و [ رسانندگی] است، ولی در فرهنگ اسلام، آنچه ازاین واژه منظور بوده و هست، بیش از رساندن صرف پیام است، بلکه باید ابلاغ مبین: [ما علی الرسول الاالبلاغ المبین] صورت بگیرد. پیام، رسا و گویا و متناسب با فرهنگ هر عصر باشد، تا در دلها واندیشه ها نفوذ نماید.
با توجه به مفهومی که تبلیغ در فرهنگ اسلام دارد و نیز رسالت جهانی اسلام و نقشی که تبلیغ در جهت ایفای این رسالت دارد، اسلام به امر تبلیغ بسیار توجه نموده، از آن جمله : جای دادن عنصر تبلیغ در پیکره دین، به این معنی که اسلام در قالب عبادتهای شبانه روزی : (نماز جماعت) و هفتگی (نماز جمعه) و سالیانه (مراسم حج) و نماز عیدین، که در طول سال، انجام می پذیرد و نیز مناسبتهای مختلفی که یااز همان صدراسلام وجود داشته و با این که در طول تاریخ حیات اسلام، در جریانات حساس و در راه تکمیل گسترش اسلام اتفاق افتاده است و به عنوان ایامی با قداست و عظمت در مکتب واعتقاد پیروان شناخته شده و بر بزرگداشت آن تاکید گردیده است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با واژگان کلیدیاشخاص حقوقی، حق و تکلیف، جرم کلاهبرداری، مسئولیت کیفری

ویژگی های تبلیغ دینی :
تبلیغ دینی باید از ویژگیهایی خاص برخوردار باشد که برخی از آنها عبارتند از:
1. رهبری، هدایت و سامان دادن ملت :
براساس این اصل، ماهیت تبلیغات، باید آنچنان باشد که مردم را برای رسیدن به اهداف دین رهبری نماید و نیروی آنها را در این راه هماهنگ سازد.
2. خدامحوری :
مبلغ براساس این اصل باید هدفش جز رضای حضرت حق چیزی نباشد و همه انگیزه‌های غیرالهی را فراموش نماید تا تأثیر تبلیغ در سطح جامعه به خوبی نمایان گردد.
3. داشتن قاطعیت :
هدف تبلیغ آنچنان درست و مثبت انتخاب شود که هیچ مانعی باعث تغییر اصول آن نگردد به طوری که در صدر اسلام، پیامبر اکرم(ص) در مقابل فشارهای مخالفان آنچنان مقاومتی از خود نشان داد که حقانیت تبلیغ خویش را بر همگان حتی مشرکان ثابت نمود.
4. سازندگی فرد و جامعه :
محتوای تبلیغ باید طوری باشدکه انسان و جامعه را به سوی تعالی فکر و عقیده سوق دهد و از ناهنجاری‌های اخلاقی آنها جلوگیری نماید.
5. پیوند با مردم :
تبلیغ دینی باید به گونه‌ای باشد که با روحیات و لوازم بشری سازگار بوده وانسان را در برخورد با مسایل دچار تنگنا و فشار ننماید.

6. بصیرت و تفکر:
تبلیغ به گون
ه‌ای باشد که انسان را به تفکر و تعمق در مسایل تحریک نماید و از القای یک خوراک خشک فکر بپرهیزد.

7. بهره‌گیری از ابزار مناسب :
ابزار مناسب تبلیغ، همانگونه که حضرت امام(ره) نیز به صورت تلویحی در سخنان خویش به آن اشاره فرموده‌اند، می‌تواند تمام اهداف و شرایط ششگانه فوق را یکپارچه، منسجم و هدف‌دار به حرکت درآورد. آنچه بحمدالله در سال‌های اخیر در حوزه‌ها و مراکز ارزشی داخل کشور برای استفاده از اینترنت مشاهده می‌شود یکی از این راه‌ها است که به نظر می‌رسد در حال پیشرفت و توسعه خود است.

تعریف فرهنگ :
از آنجا که فرهنگ، موضوعی بسیار گسترده و پیچیده است درباره تعریف، محدوده و عناصر تشکیل دهنده آن دیدگاه های گوناگونی طرح شده است، تا جایی که برخی، فرهنگ را امری بسیار سیال و غیر قابل تشخیص معرفی کرده اند. در میان تعاریف زیادی که از فرهنگ مطرح شده است برخی فرهنگ را صرفاً با بیان ابعاد و

Comments (0):

Write a comment: