2-13- وظایف و کارکرد خانواده 

کر و بوئن (1988) عنوان می کنند که رابطه بین اعضای یک خانواده به طور مستقیمی با کارکرد هر یک از اعضاء ارتباط دارد و توانایی هر یک از اعضاء برای کارکرد فردی ارتباط مستقیمی با کارکرد کل خانواده دارد (گاندی[1]، 2007).

خانواده عهده دار وظایف مهم و فوق العاده ای است که اهم آنها عبارت اند از:

1- ارضاء و اقناع سائقه جنسی به صورت مشروع و بر اساس ضوابط مورد تأیید.

2- تولید نسل و ابقای آن از طریق تولید مثل.

3- پرورش نسل و مراقبت از آن به خاطر حفظش از خطرات گوناگون.

4- صمیمیت و نزدیکی شدید با اعضا و همرنگی و همدلی و تعاون و تعاضد.

تکمیل و تکامل و ایجاد زمینه امن و آسایش در یکدیگر به گونه ای که امکان عبادت خدا و موجبات رشد از هر حیث فراهم گردد. اصولاً ازدواج این وظیفه را عهده دار است، بین دو تن که هیچگونه رابطه ای با هم ندارند انس و الفتی ایجاد کند که یار و غمخوار هم و محرم راز یکدیگر گردند. در قبال رنج ها و مزاحمت ها از یکدیگر حمایت نمایند، حیات خودشان را بر اساس ضوابط استواری نظام دهند و به کمک همدیگر موجبات رشد خود و اجتماع را فراهم آورند. اگر چه خانواده کارکردهای مختلفی دارد اما کارکرد اصلی آن برآوردن نیازهای فردی اعضای خانواده است. این مساله یکی از تعیین کننده های عملکرد سالم نهاد خانواده به شمار می رود (گریف[2]، 2014).

 

   2-13-1- کنش های خانواده

در نظریه سیستمی خانواده[3]، خانواده بصورت کلی از بخش های که مرتبط به هم تشکیل یافته نگریسته می شود. در نگاه سیستمی به خانواده هر بخش بر بخش های دیگر تأثیر گذاشته و از آنها تأثیر می پذیرد. اولسون[4] (1999) نیز با نگاهی سیستمی به خانواده به معرفی سه بُعد انسجام[5]، انعطاف پذیری[6] و ارتباطات[7] در الگوی مدور ترکیبی، خود پرداخته است (زارع، 1387).

   2-13-2- انعطاف پذیری خانواده

بعد دوم در مدل مدور ترکیبی السون انعطاف پذیری است و به صورت مقدار تغییراتی که در نقش ها، قوانین، کنترل و انظباط خانواده وجود دارد، تعریف شده است (السون، 1999). در خانواده های انعطاف پذیر، رهبری و مدیریت خانواده به صورت دموکراتیک است و کمتر حالت استبدادی به خود می گیرد و اعضای جوان تر خانواده نیز در تصمیم گیری ها مشارکت می کنند و نقش در خانواده بر اساس سن و جنس پایه گذاری نشده است. این بعد دارای چهار سطح (خشک، منظم، منعطف و آشفته) است (زارع، 1387).

خانواده[8] به عنوان یک سیستم اجتماعی، شامل گروهی از افراد است که از طریق ازدواج، تولید مثل و پرورش فرزندان با هم زندگی می‌کنند. این سیستم و سازمان اجتماعی در طول تاریخ نقش حیاتی برای رشد و پیشرفت و اجتماعی‌ شدن نوع انسان ایفا کرده است. خانواده بدون شک مهم‌ترین سازمانی است که بسترساز رشد و رفاه جسمی، روانی و اجتماعی کودک و عامل رسیدن وی به تعادل (فیزیکی، روانی و اجتماعی) است. اجتماعی‌شدن و آشنایی با قوانین، نقش‌ها و ارزش‌های فرهنگی به طور طبیعی در خانواده صورت می‌پذیرد؛ و کودک در تعاملات ابتدایی خود با خانواده به یک موجود اجتماعی تبدیل می‌شود. به همین دلیل هم از دیر باز عملکرد خانواده مورد توجه روان‌شناسان بوده است. اما خانواده نه تنها یک سیستم است، بلکه به عنوان یک زیرسیستم از جامعه انسانی نیز محسوب می‌شود و عواملی از قبیل نژاد، موقعیت اقتصادی و اجتماعی، آموزش، نقش جنسی، کشور محل اقامت، مهاجرت، مذهب، ارتباطات سیاسی و مرحله چرخه زندگی خانواده، بر آن تأثیر می‌گذارد (احمدی، 1384).

مطلب مرتبط :   مفهوم و اصول مدیریت کیفیت فراگیر و فواید ان

 

 

پیچیدگی ناشی از نحوه ی تأثیر و تعامل این عوامل متعدد در شکل‌گیری ماهیت و مفهوم خانواده در هر فرهنگ، تعریف عملکرد خانواده[9] یا ناکارآمدی خانواده[10] را مشکل می‌سازد (والش[11]، 2003). کارآمدی اساسا به معنی کارآ[12] است. این مفهوم به قضاوت درباره سودمندی الگوهای خانواده در کسب هدف‌ها اشاره دارد. ناکارآمدی به الگوهای خانوادگی ناسودمند و ترسیم تعاملات همراه با استرس و رفتارهای مرضی بر می‌گردد. در موقعیت‌های مشکل‌ساز، فشارزا یا تنش‌آمیز خانواده‌ها استرس را تجربه می‌کنند و اعضای خانواده در این شرایط احساس ناراحتی، تنش و عجز می‌کنند. موقعیت استرس‌زا ممکن است سیستم خانواده را مختل ‌کند، مگر این ‌که خانواده بتواند الگوی ناکارآمد موجود خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و آن را اصلاح نماید. مک کوبین و همکاران (۱۹۸۰) خاطر نشان کرده‌اند استرس‌هایی که خانواده‌ها با آن‌ها مواجه هستند به دو نوع تقسیم می‌شوند: طبیعی و غیرطبیعی. در این نگرش استرس «طبیعی» خانواده در ارتباط با دوره‌های انتقالی به دوره ی والد شدن، جدا شدن فرزندان، بازنشستگی و مانند آن بر می‌گردد. استرس‌های «غیرطبیعی» خانواده همراه با جنگ، بلایا، بیماری، از دست‌ دادن عضوی از خانواده، مهاجرت و غیره است. واقعیت این است که اگر یکی از اعضای خانواده دارای اشکال رفتاری ـ ‌روانی باشد، می‌توان ردپای آن را در روابط خانوادگی جست‌وجو کرد. در بسیاری از موارد اشکال رفتاری عضو خانواده مانند کودک یا نوجوان مستقیماً از روابط غلط خانوادگی سرچشمه می‌گیرد (استانلی[13]، برادبری[14] و مارکمن[15]، 2011).

در طی سال ها اندیشمندان بر اهمیت خانواده به عنوان نهادی که انجام کارکردهای اساسی را برای افراد و جوامع ‫به عهده دارد، تأکید کرده اند و داشتن یک جامعه سالم را منوط به دارا بودن خانواده های ‫مستحکم دانسته اند.

مطلب مرتبط :   چرا درک ناتوانی های یادگیری مهم است؟

بر اساس اطلاعات موجود از جامعه ایران و نقش خانواده در آن افراد در خانواده پیوند نزدیکی با یکدیگر ‫دارند و با وجود تفاوت هایی که با هم دارند از طریق خانواده با یکدیگر مرتبط می شوند (آزاد ارمکی، 1380).

‫خانواده در ایران دارای ویژگی خاصی است که در اثر آن رابطه میان زن، مرد و فرزندان رابطه ای تلقی ‫می شود که سایرین اجازه دخالت در آن را ندارند. محدوده خصوصی خانواده و روابط میان افراد تنها به ‫محیط خانواده ختم نمی شود بلکه خصلت خصوصی بودن رفتار خانوادگی مهمتر از مکان رخ دادن آن است. ‫به طوری که حتی اگر رفتار خانوادگی در اماکن عمومی نیز صورت گیرد دیگران از دخالت مستقیم در آن ‫خودداری می کنند.

‫به دلیل ماهیت پیچیده و در حال تغییر جوامع، انسان امروزی خود را به طور مداوم با مسائل متعددی روبه ‫رو می بیند که باید با آنها انطباق یابد. اعضای خانواده نیز هر یک به تناسب سن، ‫جنس و مسئولیت خود با مسائل و مشکلاتی روبه رو هستند. برخی از مسائل و تعارضات اجتناب ناپذیرند و هر خانواده ای ممکن است با آن رو به رو شود (واچینیچ[16]، 1999). وجود مسائل برای خانواده یک پدیده طبیعی می باشد اما آنچه از اهمیت بسزایی برخوردار است نوع برخورد اعضای خانواده بویژه پدر و مادر با مسائل ‫است. چنانچه مسائل و نیازهای اعضای خانواده در داخل خانواده حل نشود اعضای خانواده که دارای مسئله‫ای هستند ممکن است نیازهای خود را خارج از خانواده برآورده کنند. ‫این وضعیت ممکن است نتایج منفی در بر داشته باشد و اعضای خانواده برای حل مسائل خود به گروه های ‫منحرف یا افراد بزهکار متوسل شوند (ایمان و افراسیابی، 1386).

خانواده، رکن اساسی جامعه ی انسانی است و بی شک با سستی روابط و گسست آن، ‫جامعه نمی تواند به رشد و پویایی دست یابد، زیرا «هیچ پدیده انحرافی در جامعه، ‫بدون در نظر گرفتن میزان طلاق و ثبات خانواده ها مطرح نمی گردد.» و در صورت ‫نبود یا وجود خلل در آن، هیچ نهاد و سازمانی نمی تواند به طور کامل جایگزین آن شود ‫و سهم دولت ها در این زمینه، تنها برنامه ریزی و ایجاد تسهیلات لازم برای شکل گیری ‫درست خانواده و کمک به ثبات استحکام درونی آن است (نوری، 1389).

[1]– Gandy

[2]– Greef

[3]– Family system theory

[4]– Olson

[5]– Cohesion

[6]– Flexibility

[7]– Communication

[8]– Family

[9]– Family Functional

[10]– Dysfunctional

[11]– Walesh

[12]– Workable

[13] -Stanley

[14] -Bradbury

[15] -Markman

[16]– Vuchinich