تنظیم هیجان و انواع اختلالات

در سالیان اخیر، توجه روزافزون نسبت به نقش پردازش و تنظیم هیجانی در انواع گوناگونی از اختلالات معطوف شده است. پردازش هیجانی از طریق فعال سازی «طرح واره ترس» در حین مواجهه، در درمان هراس های اختصاصی و هر یک از اختلالات اضطرابی نقش دارد (بارلو، آلن و کوئیت[1]، 2004؛ فوآ و کوزاک[2]، 1986).

تنظیم هیجان در درمان اختلال اضطرابی فراگیر (GAD) نیز نقش دارد. امروزه اختلال اضطرابی فراگیر عمدتا اختلالی در نظر گرفته می شود که با نگرانی بیش از حد و افزایش برانگیختگی شناختی مشخص می شود (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000). اگرچه نگرانی بیش از حد، دارای مؤلفه های پرشماری است (مانند عدم تحمل تردید، راهبردهای کاهش یافته مبتنی بر مشکل، و عوامل فراشناختی)، ولی پژوهشگران دریافته اند که اجتناب هیجانی، نوعی مؤلفه کلیدی در فعال سازی نگرانی و تداوم آن به شمار می رود (بورکووک، آلکائین، و بهار[3]، 2004). به همین ترتیب، پژوهشگران نشان داده اند که نشخوار فکری (افکار منفی تکراری درباره گذشته یا حال) نوعی شیوه شناختی پر مخاطره برای ابتلا به افسردگی بوده (نولن – هوکسما[4]، 2000)، و در ضمن به عنوان نوعی راهبرد برای اجتناب هیجانی یا تجربی نیز مفهوم سازی شده است (کریب، مولدز، و کارتر[5]، 2006).

هیز[6] و همکارانش این نکته را مطرح کرده اند که اجتناب تجربی، فرآیندی است که زیربنای حالات گوناگونی از روان نژندی به شمار می رود (هیز، ویلسون، گیفورد، فولت، و استروسال[7]، 1996).

به علاوه، افرادی که از نظر ویژگی های اختلال شخصیت مرزی  در رده بالایی قرار داشتند، گزارش کرده اند که سرکوب هیجان موجب شده است روز بهتری داشته باشند (چپمن[8] و همکاران، 2009).

مطلب مرتبط :   رابطه سبک فرزندپروری و عملکرد تحصیلی از دیدگاه روانشناختی

اگرچه اختلال سوء مصرف مواد می تواند در نتیجه عوامل متعددی ایجاد شود (مانند خودانگاره، کمال گرایی، مشکلات بین فردی، و اختلالات عاطفه)، ولی شواهد قابل ملاحظه ای وجود دارند که نشان می دهند تنظیم هیجان نقشی چشم گیر را در این میان برعهده دارد (فیربرن[9] و همکاران، 2009؛ فیربرن، کوپر، و شافران[10]، 2003).

سرکوب هیجان می تواند سبب کاهش کارایی فرد در برقراری ارتباط شود. در یک مطالعه، شرکت کنندگانی که آموزش دیده بودند تا در هنگام بحث درباره موضوعی دشوار، هیجان های خود را سرکوب کنند، دچار افزایش فشار خون و کاهش کارایی برقراری ارتباط شده بودند. به علاوه، شرکت کنندگانی که موظف بودند به سخنان افرادی گوش فرا دهند که می کوشیدند هیجان ها را سرکوب کنند نیز دچار افزایش فشار خون شده بودند (ایی. ای. باتلر[11] و همکاران، 2003).

تنظیم هیجان، بخشی از خشم نیز به شمار می رود، به نحوی که در افراد خشمگین اغلب افزایش شدیدی در حس فعال شدگی (تعداد نبض، تنش جسمانی) به همرا گستره کاملی از ارزیابی های غیرانطباقی، تکنیک های برقراری ارتباط و اقدامات فیزیکی دیده می شود (دی گیوسپه[12] و تافریت[13]، نوواکو[14]، 2007).

شاید بتوان گفت که نخستین و جامع­ترین مطالعه که بر نقش برهم خوردن تنظیم هیجان در یک اختلال بالینی خاص تأکید ورزیده است، مطالعه نظری خانم لینهان[15] بر روی نحوه ایجاد اختلال شخصیت مرزی بوده باشد. لینهان (1993) در مفهوم­سازی خود، اختلال شخصیت مرزی را اختلالی شامل برهم خوردن فراگیر تنظیم هیجان می دانست که از تعامل آسیب پذیری زیست شناختی نسبت به هیجان ها و محیط اعتبارزدا از نحوه مراقبت نشأت می گیرد. همچنین محیط اعتبارزدا، دارای سه ویژگی تعیین کننده است. نخست آنکه، با شیوه ای انتقادی، تنبیهی، یا با بی اعتنایی، به کودکی که از نظر هیجانی آسیب­ پذیر است، پاسخ داده و بدین ترتیب، آسیب­ پذیری هیجانی این کودک را تشدید می­کند. دوم آنکه، به نحوی آشفته به تظاهرات شدید هیجانی پاسخ داده و آنها را به صورت متناوب تقویت می کند. سوم آنکه، حل مسئله را بیش از حد ساده می انگارد. در نتیجه، محیط اعتبارزدا نمی تواند مهارت های لازم برای تنظیم هیجان های شدید را آموزش دهد. بدین ترتیب، فردی که از نظر هیجانی آسیب پذیر است، ممکن است به راهبردهای غیر تطابقی تنظیم هیجان مانند بریدن اعضای بدن خود، پرخوری، و مصرف مقادیر بیش از حد مواد به عنوان روشی برای گریز از هیجان ها یا کاهش شدت آنها استفاده کند. اجتناب هیجانی، نقشی محوری را در مفهوم سازی لینهان از اختلال شخصیت مرزی ایفا می کند. او در حقیقت وجه مشخصه فرد دچار اختلال شخصیت مرزی را «ابتلا  به هراس هیجانی» می داند. اعتقاد بر این است که ترس از هیجان، تا حدی از ارزیابی منفی تجربه هیجانی نشأت می گیرد (لینهان، 1993).

مطلب مرتبط :   افراد موفق وقتی از کسی خوششان نمی‌آید چه می‌کنند؟

پژوهشگران معتقدند نقایص مختلف در تنظیم هیجان، در گستره ای از اختلالات بالینی و از جمله سوء مصرف مواد و اختلال استرس پس از سانحه نقش دارند (کلوئیتره، کوهن و کوئنن[16]، 2006).

 

[1]. Choate

[2]. Kozak

[3] Behar

[4] Nolen – Hoeksema

[5] Carter

[6] .Hayez

[7] Strosahl

[8] Chapman

[9] Fairburn

[10] Shafran

[11] E.A.Butler

[12] .DiGiuseppe

[13] Tafrate

[14] Novaco

[15] Linehan

[16] . Koenen