سیر تفکر انتقادی در تربیت اسلامی

همانطور که اشاره شد، حواس ظاهری ، قوه خیال ، وهم ،  تفکر و تعقل و تدبر ، قوایی هستند که خداوند در وجود انسان به امانت قرار داده تا با استفاده از این قوا راه هدایت و کمال را بپیماید و در مقام نظر، به شناخت صحیح و در مقام فعل ، به عمل مبتنی بر آگاهی و منطبق با معیار صحیح نایل شود. این مبادی شناختی یا پدیده های درونی(انفسی) و بیرونی(آفاقی) جریان خلقت می باشد و یا رخداد های انسانی پدیدآمده، که نحوه مواجهه انسان با هردو پدیده در نحوه شکل گیری شاکله او اثر گذار است. برای این حرکت استعلایی، تکوین تفکر سنجشگرانه و نقادانه در مبادی شناختی و اعمال خارجی مبتنی بر نظام معیار الهی، انسان را به درک نظام کلی صحیحی منتقل می سازد، که از این ادراک کلی و رهیافت منجر به آن به «تعقل انتقادی» تعبیر می کنیم؛ که در ذیل مراحل تعقل انتقادی در منابع اسلامی بررسی می شود.

 

2-2-6-1-مراحل تفکر و تعقل انتقادی

2-2-6-1-1-مرحله اول : سمع و نظر نقادانه

در آیات قرآن در موارد بسیاری، برای رسیدن به درک ربط پدیده های پیرامونی با مبدأ خلقت، انسان را به شنیدن دقیق ( القاء سمع و استماع ) و نظرکردن عمیق در خلقت و رخدادهای انسانی دعوت می کند و این دو رویکرد را ابزار های مقدماتی شناخت و حصول علم و آگاهی معرفی کرده و در سوره مبارکه نحل می فرماید :

وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‌ (78)

و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی دانستید، و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزاری کنید.

در سوره اعراف با تقبیح عدم شنیدن عمیق در مواجه با حقایق می فرماید:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَ یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَ یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَ یَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ‌ (179)

و مسلماً بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده ایم [زیرا] آنان را دل هایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] در نمی یابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانه های حق را] نمی بینند، و گوش هایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمی شنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند که بی خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند.

استماع عمیق و نظاره نقادانه  در پدیده های طبیعی

در سوره مبارکه أعراف‏ آیه 185 آمده است :

أَوَلَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‌ءٍ وَ أَنْ عَسَى أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ‌ (185)

آیا در [فرمانروایی و] مالکیّت [و ربوبیّت] بر آسمان ها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده و اینکه شاید پایان عمرشان نزدیک شده باشد با تأمل ننگریسته اند؟ [و اگر به قرآن می ید، این کتاب هدایتگر ایمان نیاورند] پس بعد ازآن به کدام سخن ایمان می آورند؟!

و در سوره مبارکه ق آیه 6 می فرماید:

أفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَ زَیَّنَّاهَا وَ مَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ‌ (6)

آیا با تأمل به آسمان بالای سرشان ننگریستند که چگونه آن را بنا کرده و بیاراستیم و آن را هیچ شکاف [و ناموزونی] نیست؟

و در سوره مبارکه غاشیه آیه 17 آمده است:

أَ فَلاَ یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ‌ (17)

آیا با تأمل به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده؟

در سوره یونس، آیه 67 می خوانیم:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ‌ (67)

او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید؛ و روز را روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینها نشانه‌هایی است برای کسانی که متعمّقانه گوش فرا می دارند!

برگرفته از آیات فوق چنین برداشت می شود که قرآن کریم با تأکید بر استماع و نظر متعمقانه و نقادانه سعی در تصحیح مواجهه انسان با رخداد های طبیعی دارد.

استماع و نگاه نقادانه در رخدادهای انسانی

در آیات دیگر قرآن در موارد بسیاری، برای رسیدن به درک کلی و نظام جامع فکری، انسان را به نظرکردن عمیق در رخدادهای انسانی دعوت می کند.

قرآن کریم در سوره مبارکه روم آیه 9 می فرماید:

أَوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَ أَثَارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهَا أَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ‌ (9)

آیا [به غفلت نانی می خورند و بی خبر به سر می برند و] در زمین گردش نکرده اند تا با تأمل بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان بودند چگونه بود؟ آنان قوی تر و نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را [برای هدف های گوناگون] زیر و رو کردند و آن را بیش از آنچه اینان آبادش کردند، آباد نمودند، و پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند [ولی به سبب تکذیب پیامبرانشان هلاک شدند]؛ پس خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم می کردند.

در سوره ق با دعوت به گوش فرادادن عمیق و نقادانه به سرگذشت پیشینیان به « القاء سمع » تعبیر کرده ، می فرماید:

وَ کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاَدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ‌ (36) إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرَى لِمَنْ کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ (37)

و چه بسیار اقوامی را که پیش از آنان هلاک کردیم که از آنان نیرومندتر بودند، و [با نیرویشان] به سرزمین ها رفتند [و آنها را فتح کردند] ، آیا توانستند [از عذاب و هلاکت] گریزگاهی بیابند؟

بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقّل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشت ها] گوش فرا می دهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیده های خود باشد.

و در سوره سجده با تقبیح نشنیدن نقادانه و عمیق نسبت به رخدادهای انسانی در گذشته می فرماید :

أَوَ لَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فِی مَسَاکِنِهِمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ أَ فَلاَ یَسْمَعُونَ‌ (26)

آیا مشرکان را [داستان] بسیاری از ملت هایی که ما پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مسکن هایشان قدم می زنند هدایت نکرد [و برای آنان روشن نساخت که سرانجام کفرپیشگان هلاکت است؟] همانا در این [سرگذشت ها] عبرت هاست، آیا نمی شنوند؟!

استماع و نظر نقادانه در مبادی شناختی انسان

به منظور دقت در مبادی شناختی انسان و اهمیت اثرگذاری آن در هویت انسانی ، در قرآن کریم در سوره مبارکه عبس آیه 24 می فرماید :

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ‌ (24)

پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد.

در ذیل این آیه در روایتی از امام باقر(علیه السلام) به نقل از بحارالانوار جلد2 صفحه 96 در تفسیر طعامی که باید در آن دقت کرد ، آمده است: عِلمُهُ الذی مِمَن یأخُذُه (در دریافت علم ببیند آن را از چه کسی دریافت می کند)

نظربه اهمیت علوم اکتسابی و مبادی آن روایت مذکور اهمیت سنجشگری در دریافت های شناختی را بیان می کند.

در روایتی دیگر در کتاب المحاسن، ج‏1، ص: 229 از حضرت مسیح (علی نبینا و آله و علیه السلام) آمده است:

خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ کُونُوا نُقَّادَ الْکَلَامِ

حق را از اهل باطل بگیرید ولی باطل را از اهل حق نگیرید! نقد کننده سخن باشید!

آیات دیگر قرآن نیز با تاکید استماع انتقادی بر تصحیح مبادی شناختی به دقت در اتباع از منابع علمی و فکری دعوت می کند و به واجدین چنین قابلیتی بشارت داده و آنان را در زمره عباد الهی شمرده و در وصفشان در سوره مبارکه زمر میفرماید:

فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ‌ (18)

پس به بندگانم مژده ده.آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.

در سوره مبارکه بقره ، آیه 170 در تقبیح تقلید جاهلانه از پیشینیان و عدم دقت در مبادی شناخت صحیح می فرماید:

وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَ وَ لَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاَ یَهْتَدُونَ‌ (170)

و هنگامی که به آنان [که مشرک و کافرند] گویند: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، می گویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتیم، پیروی می کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی فهمیدند و راه [حق را به سبب کوردلی] نمی یافتند [باز هم کورکورانه از آنان پیروی خواهند کرد؟!]

و همچنین در سوره مبارکه مائده آیه 104 می فرماید:

وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَ وَ لَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاَ یَهْتَدُونَ‌ (104)

و هنگامی که به آنان گویند: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر آیید، گویند: روش و آیینی که پدرانمان را بر آن یافته ایم، ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی دانستند و هدایت نیافته باشند [باز هم این تقلید جاهلانه و ناروا را بر خود می پسندند؟!]

مطلب مرتبط :   افراد دوست داشتنی چه ویژگی‌هایی دارند

2-2-6-1-2-مرحله دوم : ارزیابی مشاهدات و شنیده ها و شکل گیری علم و شناخت

    استماع دقیق و مشاهده عمیق و انتقادی در صورت ارزیابی، به شناخت و علم منتهی شده و زمینه عمل مبتنی بر آگاهی را فراهم می آورد. قرآن کریم با تحسین این سیر، از اولواالالباب به عنوان واجدین این شناخت آگاهانه در سوره مبارکه زمر اینگونه توصیف می کند:

فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ‌ (18)

پس به بندگانم مژده ده.آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.

اشاره آیه به اتباع احسن ناظر بر ارزیابی پیشین مفاد استماع نقادانه است. به عبارت دیگر اولواالباب که بالاترین مرتبه را در توصیفات قرآنی دارند، ابتدا با نظر و سمع انتقادی به پدیده های پیرامونی و مبادی شناختی خود مواجه می شوند و سپس با ارزیابی دقیق یافته ها به شناخت احسن رسیده و آن را زمینه عمل احسن(که مراحل بعد تعقل انتقادی است) قرار می دهند. در سوره مبارکه ملک، عمل احسن به عنوان هدف خلقت انسان معرفی شده است:

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ (2)

آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل احسن می پردازید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.

در جهت مقابل قرآن کریم عدم ارزیابی دقیق و کفایت ادله منطقی را مذموم شمرده و آن ار معارض با تفکر و تعقل نقادانه می داند. در آیه 65 سوره آل عمران اهل کتاب را که در یهودی و یا نصرانی بودن ابراهیم (ع) در نزاع بودند، خطاب قرار داده و به آنان در  ارزیابی کفایت ادله ادعایشان تذکر می دهد و عدم این تدقیق در استدلال را نتیجه عدم تعقل و اندیشه ورزی می داند:

یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْرَاهِیمَ وَ مَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاهُ وَ الْإِنْجِیلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ‌ (65)

ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم، گفتگو و نزاع می‌کنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خودتان معرفی می‌نمایید) ؟! در حالی که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا تعقّل نمی‌کنید؟!

قرآن کریم علم و شناخت آگاهانه ای که در پی تامل در مثال های ذکر شده حاصل می شود را زمینه تعقل انتقادی می داند. به عبارت دیگر بر این نکته تاکید می کند که تعقل صحیح و نقادانه بر زمینه علم صحیح شکل می گیرد. از منظر قرآن هرکس که از علم بیشتری برخوردار باشد، در مقام شناخت، امکان بیشتری برای تعقل خواهد داشت. به عبارت دیگر احاطه علمی و برخورداری از اطلاعات گسترده، این امکان را فراهم می آورد که زمینه بیشتری برای ترکیب و مقایسه در اختیار داشته و بنابراین، به شناخت عمیق تر یا بازشناسی دقیق تری دست یابد. در واقع، اطلاعات و آگاهی های گسترده مانع استنتاج های غیر منطقی خواهد شد. مثل های قرآنی برای تسهیل فرآیند تفکر و راه یافتن انسان به پیام رخدادها و پدیده ها مطرح شده تا زمینه شناخت صحیح را فراهم نماید. در این باره قرآن کریم در سوره عنکبوت آیه 43  می فرماید:

وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا یَعْقِلُهَا إِلاَّ الْعَالِمُونَ‌ (43)

و این مثل ها را برای مردم می زنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمی کنند.

آیه فوق بیان می دارد که از لوازم تعقل و شروط لازم آن، آگاهی گسترده بوده و تعقل جز بر بستر علم نمی روید.

2-2-6-1-3-مرحله سوم : عبرت و تذکر

عبرت در لغت به معنی عبور از ظاهر شیئ یا رخداد پیرامونی به علل و عوامل شکل گیری آن است. ذکر نیز یادآوری حقایق است که در پی نظر متعمقانه پیرامونی در مورد اشیاء یا رخدادها صورت می پذیرد. قرآن کریم درتکمیل سیر تفکر انتقادی انسان ، بعد از دعوت در نظرکردن عمیق در پدیده ها، بر تحصیل این دو مفهوم(عبرت و تذکر) در مشاهدات پیرامونی تاکید می کند.

   عبرت و تذکر در مشاهده خلقت

قرآن کریم در سوره مبارکه نور آیه 44 می فرماید:

یُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصَارِ (44)

خدا شب و روز را [دگرگون و] جابجا می کند؛ مسلماً در این دگرگونی و جابجایی عبرتی برای صاحبان بصیرت است.

و در سوره مبارکه مؤمنون آیه 21 می فرماید:

وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعَامِ لَعِبْرَهً نُسْقِیکُمْ مِمَّا فِی بُطُونِهَا وَ لَکُمْ فِیهَا مَنَافِعُ کَثِیرَهٌ وَ مِنْهَا تَأْکُلُونَ‌ (21)

و به یقین برای شما در دام ها عبرتی است، از شیری که در شکم آنهاست به شما می نوشانیم، و در آنها برای شما سودهای فراوانی است، و از [گوشت] آنها [نیز] می خورید.

در سوره مبارکه زمر ، نظر متعمقانه در آیات الهی را زمینه تذکر و انتقال به مفهومی بالاتر و کشف حقیقتی ژرف تر بیان می کرده و می فرماید:

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَکَهُ یَنَابِیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطَاماً إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرَى لِأُولِی الْأَلْبَابِ (21)

آیا ندانسته ای که خدا از آسمان آبی نازل کرد، پس آن را به صورت چشمه هایی در زمین درآورد، آن گاه به وسیله آن زراعتی را که رنگ هایش گوناگون است، بیرون می آورد، سپس [آن زراعت] خشک می شود، در نتیجه آن را به رنگ زرد بینی، پس آن را ریز ریز و در هم شکسته می کند؛ بی تردید در این [دگرگونی ها] برای خردمندانْ هشدار و عبرتی است.

عبرت در رخداد های انسانی و پدیده های اجتماعی

قرآن کریم با دعوت به عبرت گیری در حوادث صدر اسلام در سوره مبارکه آل عمران آیه 13 می فرماید:

قَدْکَانَ لَکُمْ آیَهٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتَا فِئَهٌ تُقَاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْرَى کَافِرَهٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشَاءُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصَارِ

تحقیقاً برای شما در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه ای [از قدرت خدا و حقّانیّت نبوّت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا می جنگیدند، و گروه دیگر کافر بودند، که اهل ایمان را به چشم خویش دو برابر می دیدند [به همین خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با یاری خود تأیید می کند؛ مسلماً در این [واقعیت] عبرتی برای دارندگان بصیرت است.

و در سوره مبارکه یوسف آیه 111 در تأمل در احوالات اصحاب انبیاء گذشته و عبرت گیری از سرگذشت شان می فرماید:

لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَى وَ لکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ‌ (111)

به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتاب های آسمانی پیش از خود است و بیان گر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است.

و در سوره مبارکه نازعات پس از بیان ادعای ربوبیت فرعون و عاقبت او عبرت گیری از این موضوع را متوقف بر وجود خشیت الهی در قلب دانسته و می فرماید:

إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَهً لِمَنْ یَخْشَى‌ (26)

بی تردید در این سرگذشت برای کسی که [از عذاب خدا] بترسد عبرتی است.

2-2-6-1-4- مرحله چهارم : برداشت آیه گونه از حقایق عالم

در صورت تصحیح مبادی شناخت و طی کردن اصولی مراحل تفکر انتقادی مورد نظر قرآن، رویکرد آیه محور در مواجهه متقکر نقاد با محیط پیرامون در وجودش شکل می گیرد و این هدف واسطی محقق می شود و زمینه ادراک نشانه های علم و قدرت و اراده الهی در خلقت و رخدادهای اجتماعی فراهم می آید. قرآن کریم این نوع نگاه در مواجهه با پدیده ها و رخدادهای انسانی و اجتماعی را  در آیات زیادی مطرح می نماید.

نگاه آیه محور در مشاهده خلقت

در سوره یونس، آیه 67 می خوانیم:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ‌ (67)

او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید؛ و روز را روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینها نشانه‌هایی است برای کسانی که متعمّقانه گوش فرا می دارند!

در سوره نحل، آیات 11 تا 13 می خوانیم:

یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخِیلَ وَ الْأَعْنَابَ وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ‌ (11)

خداوند با آن (آب باران)، برای شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ مسلماً در این، نشانه روشنی برای اندیشمندان است.

وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ‌ (12)

او شب و روز و خورشید و ماه را مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شمایند؛ در این، نشانه‌هایی است (از عظمت خدا) برای گروهی که عقل خود را به کار می‌گیرند!

وَمَاذَرَأَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ‌ (13)

(علاوه بر این،) مخلوقاتی را که در زمین به رنگهای گوناگون آفریده نیز مسخّر (فرمان شما) ساخت؛ در این، نشانه روشنی است برای گروهی که متذکّر می‌شوند!

 

 

    نگاه آیه محور در رخداد های انسانی و پدیده های اجتماعی

در آیاتی عذاب ناشی از تکذیب مکذبان و ظلمی که در عدم پذیرش طریق انبیاء بر خود و جامعه روا داشتند را نمونه ای از آیات الهی برشمرده و در سوره مبارکه شعراء می فرماید:

مطلب مرتبط :   استرس و راهبردهای مقابله با آن

فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنَاهُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً وَ مَا کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ‌ (139)

پس او را تکذیب کردند، و در نتیجه هلاکشان کردیم. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم هود] بیشترشان مؤمن نبودند.

در سوره مبارکه نمل در همین باره می فرماید:

فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَهً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ‌ (52)

این خانه های آنان است که به سبب ستمشان [از سکنه] خالی مانده. بی تردید در این سرگذشت برای گروهی که معرفت و شناخت دارند، عبرتی بزرگ وجود دارد.

در سوره مبارکه روم با اشاره به وجود نشانه های الهی در پدیده انسانی ازدواج که برای متقکران قابل فهم می باشد، می فرماید:

وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ‌ (21)

و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند.

در آیات فوق، به نشانه های آفاقی افعال الهی اشاره کرده و بیان می دارد که این نشانه ها برای مستمعان، متفکران و عاقلان و متذکران، کاشف از قدرت خداوند است. در مفاهیم و مفادّ آیات فوق تفاوت معناداری مشاهده نمی شود. لیکن از توالی این آیات مستفاد می شود که این چهار وصف و عبارت حاکی از یک سیر معرفتی در حرکت عقلانی است. به عبارت دیگر استماع، تفکر، تعقل و تذکر که هر کدام از افعال قلب می باشند ( آیه 28سوره رعد، آیه 46سوره حج، و آیه 7سوره اعراف )، در صورت سلامت قلب از حجاب ها، فردی را که به استماع (گوش فرا دادن متعمّقانه ) آیات الهی پرداخته و درآن ها به تفکر(جزءنگری) پرداخته، به تعقل(کل نگری) واداشته و به مقام تذکر (درک جریان ربوبیت حق تعالی در خلقت) که بالا ترین مرتبه می باشد، نایل می کند. از نمونه تقارن های کاربردی استفاده تفکر و تعقل در مواجهه با نشانه های  الهی را می توان در آیات دیگری نیز مشاهده نمود( آیات 219 و 221 بقره، آیه 266سوره بقره و آیه 61 سوره نور و… )

2-2-6-1-5- مرحله پنجم : تعقل انتقادی : شکل گیری نظام معیار توحیدی ( حق ) در شناخت(باورها) وعمل(بایدها و نبایدها)

قرآن کریم هدف غایی و نهایی سیر تفکر و تعقل نقادانه را رسیدن به یقین و آشکار شدن و ظهور حق و حقیقت در مقام نظر و عمل می داند و زمینه بروز این هدف را در مواجهه آیه گونه با حقایق انفسی (درون انسان) و آفاقی (بیرون انسان) بر می شمرد. قرآن کریم در باره ظهور حقیقت در مقام شناخت  می فرماید:

سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْ‌ءٍ شَهِیدٌ (53)

به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت [با ظاهر کردن حقایق و دلایل] بر همه چیز گواه است [که تنها او آفریننده و بی نیاز است و غیر او مخلوق و از هر جهت نیازمند به اوست.]

سرآمدان سیر تفکر و تعقل نقادانه در قرآن کریم به وصف اولواالالباب ، توصیف شده اند. به فرموده قرآن  ایشان هم در مقام شناخت به حقیقت دست یافته و در مقام عمل نیز ، حقیقت در اعمالشان ظهور یافته و تحت ربوبیت الهی قرار گرفته اند.

ایشان همان کسانی هستند که به استشهاد آیات 190 و 191 آل عمران، با طهارت قلب، به مرتبه دوام ذکر حق نایل گشته (یذکرون الله) و صفت تفکر در آیات الهی وصف دائمی حالشان شده است(یتفکرون فی خلق السموات و الارض). در پی این سیر معرفتی ایشان عالم را منحصر در محسوسات، ندیده و یک مالک مدبّری را وجدان نموده اند که ربوبیت حکیمانه اش در تمام ارکان خلقت نظام احسن ، ساری و جاری است.

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ‌ (190) الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (191)

مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است.همانان که خدا را [ در همه احوال ] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد مى‏کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند [ که: ] پروردگارا، اینهارا بیهوده نیافریده‏اى ; منزهى تو ! پس ما را از عذابِ آتش دوزخ در امان بدار.

در آیات فوق به زیبایی، ارتباط حوزه معنایی تذکّر و تفکّر و آثار آنها بریکدیگر بیان شده است. به عبارت دیگر یاد خدا در همه احوال، طهارت باطنی را موجب می گردد که حالت تفکر صحیح را در وجود انسان پایه ریزی می کند. توجه به آیات فوق این معنا را متبادر می سازد که تفکر حقیقی علاوه براینکه فرآیند مدار است (یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ)، محصول آن نیز دارای بار ارزشی است، به طوری که نتیجه مسیر تفکّر آفاقی صحیح، درک ربوبیت هدفمند الهی است ( رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هٰذَا بَاطِلاً ). یک متفکر الهی در اثر تفکر نقّادانه و موشکافانه صحیح خود،  آثار موجود در زمین و آسمان ها را، طبیعتی رها شده و محکوم به قوانین درون سیستمی نمی پندارد بلکه آنرا خلقتی الهی می داند که در هر لحظه به فیض ربوبی در حدوث وبقاء خود، نیازمند است. این نگرش و رویکرد، بر ارتقاء معرفت توحیدی متفکّر اثر گذاشته و او را وادار به تسبیح ربّ خود می کند (سُبْحَانَکَ) و در برابر عظمت خالق چنان به کرنش وا می دارد، که از او، ایمنی از دخول در آتش را طلب می نماید (فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ).

در آیه 29 سوره ص در وصف این بلند مرتبه گان می خوانیم:

کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ‌ (29)

این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند !

در این آیه، تدبّر و تذکرّ در یک حوزه معنایی قرار گرفته و به تعبیری تدبرّ (اندیشیدن در ماوراء حقایق ظاهر) مقدمه تذکّر قرار گرفته که البته، از منظر قرآن، تنها اولواالألباب واجد این ویژگی به طور کامل می باشند همان کسانی که در آیات پیشین سوره آل عمران وصف شان آمد.

از جامع نگریستن آیات فوق (در سوره آل عمران و ص) این توالی معنا دار ظهور میابد که تدبر و تذکر و تفکر دارای اشتراک در حوزه معنایی بوده و به نوعی تدبر در آیات مقدمه تذکر (آیه 29سوره ص )و تذکر مقدمه تفکر در مفهوم خلقت ارضی و سمائی می گردد که این سیر معرفتی در اولوالالباب ظهوری جامع دارد.

در سوره زمر آیات 17 و 18 وصفی دیگر از این سرآمدان سیر تفکّر بیان می شود:

وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَ أَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ‌ (18)

و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.

اجتناب از عبادت غیر حق (طاغوت)، إنابه به سوی حق تعالی ایشان را در سلک عبادالله (بالاترین وصف عبودی) درآورده، مورد هدایت شان قرار داده و لایق بشارت الهی نموده است. به فرموده قرآن ایشان اهل استماع (گوش کردن متعمقانه، دقیق و نقادانه) گفتارهای پیرامونی بوده و پس از ارزشیابی آن اقوال، از بهترین شان تبعیت می کنند.

در سوره رعد آیات 19 تا 22 سیر عملی این خردمندان و متفکران بیان گردیده است.

أَفَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ‌ (19) الَّذِینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لاَ یَنْقُضُونَ الْمِیثَاقَ‌ (20) وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ‌ (21) وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقَامُوا الصَّلاَهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَ عَلاَنِیَهً وَ یَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ (22)

آیا کسی که می داند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که [از نظر باطن] نابیناست؟! فقط خردمندان [بینادل] متذکّرِ [حق] می شوند.

همان کسانی که به عهد خدا [که همانا قرآن است] وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند. و برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان [در برابر گناهان و انجام وظایف و حوادث] شکیبایی ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشی از آنچه را روزی آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکیِ [عبادت] زشتی و پلیدی [گناه] را دفع می کنند [و با خوبی های خود نسبت به مردم، بدی های آنان را نسبت به خود برطرف می نمایند]، اینانند که فرجام نیک آن سرای، ویژه آنان است.

توصیفات بالا بیان می دارد که اولواالالباب در پی سیر معرفتی صحیح خود به یک سیره عملی مورد رضایت حق تعالی دست یافته اند و تلازم اندیشه عمیق برخاسته از قلب سلیم با عمل منطبق بر وحی همراه شده است. به درستی که سیره علمی و عملی اولواالألباب الگوی ناب رویکرد تفکر و تعقل نقادانه مبتنی بر آموزه های تربیتی اسلام است.