مداخلات تاب آوری در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی

مداخله در سطوح فردی ممکن است برمحور پیشگیری و با هدف رشد مهارتها ومنابع سازگاری شخصی قبل از مواجهه مشخص با فلاکت­ها و بدبختی­های زندگی واقعی باشد. به هر حال رایج­ترین مهارتها و منابع سازگاری در پاسخ به بحران­ها ایجاد می­شود واغلب در درون بافتی از درمان مواجه ای اتفاق می­افتد. ضمن اینکه شناسایی منابعی که مورد توجه در مداخلات موثرهستند اهمیت دارد، تعیین این که چگونه این منابع به مراجعان منتقل شود هم به همان اندازه مهم است.مداخله در سطح خانوادگی بویژه در زمانی که نوجوان بیش از خانواده تمایل به گروههای همسال دارد نیز ضروریست درعین حال مداخلات در سطح خانواده همانند سطح فردی پیشگیرانه یا متمرکز بر مراقبت در مقابل بحرانها است. مداخله در سطح اجتماعی و محیطی نیز برای ارتقاء تاب­آوری جوانان مهم است در ادبیات پژوهش به دو محیط: محیط مدرسه و محیط اجتماعی وسیع­تر اشاره شده است.جدول (4-2)خلاصه مداخلات تاب آوری را در دانش آموزان نشان می دهد:

 

جدول (4-2 )خلاصه  تاب آور درمانی[1]

محورهای اصلی: پذیرش[2] حفاظت[3] تعهد[4] تجدید قوا[5]  
بخش ها: بنیان ها[6]             تعلق داشتن[7]            یاد گرفتن[8]            کنار آمدن[9]              متمرکز برخورد[10]
              – مسکن به اندازه کافی

         مناسب

  –  بهره برداری مناسب از فضای خانواده –  دوره مدرسه را با کفایت گذرانیدن –  شناخت و حفظ مرز های درون خانواده –  ایجاد احساس امید
                 –  پول کافی برای زیستن   –  یافتن جا هایی که بچه  به آن احساس تعلق کند – داشتن مربیان چالش بر انگیز – تمرین جرات ورزی –  آموختن درک احساسات دیگران
      –  سالم زیستن   –  مشخص بودن مسئولیت ها و وظایف –  طرح ریزی زندگی شغلی –  حل کردن مسائل –  کمک به بچه برای شناخت خودش
         –  دستیابی و تحرک   –  کمک به بچه ها برای یافتن دوستان و مشارکت با دیگران –  کمک به بچه برای نظم بخشیدن به خود –  گل وگلدانهایی برای پرورش دادن –  کمک به بچه برای پذیرش مسئولیت های خود
         –  برنامه غذایی سالم   –  تمرکز بر زمان ها و مکانهای مناسب –  پر رنگ کردن پیشرفتها –  پرورش دادن علایقشان –  پرورش استعداد ها
           –  ورزش و هوای تازه   -شناختن اصلیت خود –   رشد مهارتها –  رشدتوانایی خود آرام سازی –  آزمودن درمان ها برای مشکلات خاص  و استفاده از آن
              –  اوقات فراغت و بازی   –  تکیه بر افراد قابل اعتماد   –  ایجاد نگرش” فردا روز دیگریست”  
               –   آزاد بودن از تبعیضات   –  پیش بینی کردن تجارب خوب با افراد یا چیزهای جدید   –  پشت گرمی داشتن به دیگران در مواقع نیاز  
    –  کمک به فرد برای درک جایگاهش در جهان      
    –  تعلق داشتن، وابسته بودن به دیگران نیست      

( به نقل از هارت،بلینکو وتوماس2007)

 

 

نوجوانان بویژه درجهان توسعه یافته، یک سوم ساعات بیداری­شان را در مدرسه می­گذرانند (روتر، 1979) محیط­های اجتماعی وسیعتری از قبیل همسایگان، شهرستان و کشور ممکن است نقش مهمی در رشد روانی- اجتماعی فرد بازی کنند. تأثیر محیط اجتماعی می­تواند از دو چشم انداز جسمانی و اجتماعی باشد.مباحث اندکی در مورد عوامل اجتماعی تاب­آوری در ادبیات سلامت روانی وجود دارد و نیاز به پژوهشهایی به منظور مطالعه همه گیر شناسی اجتماعی و تأثیر محیط اجتماعی بر سلامت و رفاه بزرگسالان وجود دارد (نورث[11]، سایم[12]، فینی[13]، شایپلی[14] و مارموت[15]، 1996؛ ین[16] و سایم[17]، 1999) این حوزه پژوهشی بررسی­های بیشتر با تمرکز بر نوجوانان را توجیه می­کند(اولسون ،2003).

با وجودیکه یافته­های تحقیقاتی چشم­اندازهای متنوع و متعددی را پیش روی ما قرار می­دهند، محققان هم چنان از پیش بینی قطعی این مسأله که چه مکانیسم­ها و چه زنجیره­های واکنشی به چه پیامدهایی منجر می­شوند، بسیار فاصله دارند. این مسئله حتی با پیش بینی زندگی افراد پیچیده­تر از این هم می­شود. علیرغم این شواهد چندی از تحقیقات وجود دارند که مسیر درست را به ما نشان می­دهد. و به ما کمک می­کنند که بدانیم چه نوع شیوه­های مداخلاتی از جانب مربیان (اعم از والدین، معلمان و درمانگران) می­توانند به مخاطبین آنان کمک کند تا دوران تحولی خود را پربارتر سپری نمایند

در حالیکه اولین موج پژوهشها درباره تاب آوری برکشف کیفیت­های تاب آوری تاکید کردند، دومین موج پژوهشها به تاب آوری به عنوان یک فرایند تبادلی (متقابل) تمرکز می­کنند که بسیاری از این مفاهیم پژوهشی یا در روان درمانی بکار برده می­شوند و یا در رشد و تحول کودک تحت عنوان اندیشه های مقابله با استرس مورد مطالعه قرار می گیرند. گرینبرگ پرسش اساسی مرتبط با مصیبت و تاب آوری را اینگونه مطرح می­کند که اینکه فرد چگونه می تواند یک سری پاسخهای موثر به استرس بدهد؟ چهار فرایند مرکزی تبادلی در بین محرکهای استرس آور محیطی عبارتند از: (الف) ادراک و ارزیابی اولیه ازعامل ایجاد کننده استرس و معنای هیجانی آن. (ب) توانایی مدیریت هیجان های خود.(ج) مهارت حل مسئله مؤثر. (د) تفسیر شناختی،عاطفی رویداد. (کامپفرو همکاران،2006).

ریچاردسون[18] (2002 )معتقد است موج سوم پژوهش­های تاب آوری باید بر یک همگرایی فرانظری تمرکز کنند که مستلزم نیروهای خود- اصلاحگر[19] در افراد است تا فرایند تاب آوری از قبیل ابعاد معنوی، اخلاقی و زیست شناختی را ارتقاء داده و قوت ­بخشند.

بروک و گلدشتاین[20]  (2001) مفاهیم بنیادی تحقیقات در زمینه تاب آوری برای والدینی که می­خواهند با کودکان و خانواده خود تمرین کنند، بکار گرفته­اند. به هر حال درمان تاب آوری درمانی (RT)[21]، یک روش عملگرایانه و استراتژیک است که آشکارا حوزه­هایی را که برروی آنها کار می­کند را اولویت بندی می­کند. فوگانی واژه پیچیدگی را مستقیماً در ارتباط با تاب آوری بکار می­برد و تاب آوری را یک سیستم اجتماعی پیچیده در زمان حال، توصیف می­کند( بنقل از هارت،بلینکو وتوماس،2007 ).

در برخی از پژوهش­ها نیز، بین تاب­آوری و سرسختی با اضطراب و افسردگی رابطه منفی معنی­داری ملاحظه شده است و نشان داده شده است که افراد تاب­­آور می­توانند برانواع اثرات ناگوار چیره شوند (انزلیچت، ارنسون، گود و مک­کی[22] 2005؛ درری و فلوریان[23] ، 1991به نقل از رحیمیان بوگر،1385).

خود تاب­آوری[24]نیز به عنوان یکی از سازه­های اصلی شخصیت برای فهم انگیزش، هیجان ورفتار مفهوم سازی شده است (بلاک[25]، 2005). بلاک معتقد است، خود تاب­آوری توانایی منطبق ساختن سطح  کنترل برحسب شرایط محیطی می­باشد. در نتیجه این انعطاف­­پذیری انطباقی، افراد دارای سطح بالای تاب­آوری با احتمال بیشتری درزندگی خود عواطف مثبت را تجربه می­نمایند و اعتماد به نفس بالاتری داشته و در مقایسه با افرادی که از سطح پائین تاب­آوری برخوردارند، سازگاری روان شناختی بهتری دارند (بلاک و کریمن[26]، 1996، کلوهنن[27]، 1996). افراد دارای سطح پائین تاب­آوری در مواجهه با شرایط استرس آمیز، به شیوه­ای خشک یکنواخت، بی­نظم و آشفته رفتار می­نمایند و در هر موقعیتی پیامد رفتاری آنها احتمالاً ناسازگارانه است (بلاک و کریمن، 1996). افراد خود تاب­آور به عنوان افرادی توصیف می­شوند که دارای علایق وسیع ، سطح اشتیاق بالا ، جرأت­مندی، مهارت اجتماعی و بشاشیت هستند،آنان فاقد رفتارهای خود شکنانه ، از لحاظ عاطفی آرام ، دارای معنای فردی در زندگی هستند و قادرند شرایط استرس­زا را تعدیل نمایند (به نقل از لتزرینگ[28] و همکاران، 2005).

تاب­آوری بطور آشکار چیزی بیش از یک برآمد یا فرآورده است. پژوهشها نشان داده­اند که نگرش­های مثبت و توانمندیهای فرد در تعدیل استرس، برآمدها و نتایج تاب­آوری هستندو نه علت­های آن. هسته مرکزی سازه تاب­آوری را این پیش فرض تشکیل می­دهد که «فطرتی بیولوژیک» برای رشد و کمال در هر انسانی وجود دارد که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می­تواند آشکار شود (رحیمیان، 1385).

در مفهوم تاب­آوری بیشتر بر فرایند تأکید می­شود تا برنامه، در واقع راتر (1987) معتقد است که بایدبه جای عبارت «عوامل محافظتی»  از عبارت «فرایندهای محافظتی» که دربردارنده طبیعت پویای تاب­آوری است استفاده کرد. پژوهشهای تاب­آوری نشان می­دهند که جهت­گیری حوزه پیشگیری، آموزش و رشد باید از توجه به برنامه و آنچه که خواهان آن هستیم، به سوی تأکید بر فرایند و چگونگی انجام آنچه که می­خواهیم تغییر یابد. بعبارت دیگر، از تمرکز برمحتوا به سمت تمرکز بر شرایط حرکت کنیم.

امیدواری باعث می­شود فرد تاب­آوری ذاتی خود را باور کند و در رویارویی با مشکلات و آسیب­ها، به جستجوی کشف توانمندی­هایش برآید.ارتقای تاب­آوری از طریق مداخله­های ترمیمی به منظور ایجاد و یا بالابردن منابع درونی مقابله در افراد حتی بدون استفاده از برنامه­های تخصصی، متخصصان ورزیده و ماهر و دیگر منابع پرهزینه  نیز قابل اجراست. لذا لازم است مراقبان فقط از چگونگی اعمال خاص (یعنی الگوسازی و تقویت) که رشد منابع درونی و شناختی متعدد را ارتقاء می­بخشند آگاه باشند، تا در نتیجه آن، تاب­آوری و شایستگی را در افراد افزایش دهند (ماستن و پاول[29]، 2003).

 

برخی پژوهشهای تاب­آوری بر تغییرات اجتماعی نیز اصرار دارند، می­بایست وضعیت بگونه­ای تغییر یابد که پارادایم­های فردی و حرفه­ای، از سمت خطر به سوی تاب­آوری، از کنترل به مشارکت، از حل مسأله صرف به رشد مثبت، از غرب محوری به چند فرهنگی­گرایی، از دیدن نوجوان بعنوان منبع مشکلات به دیدن آنها بعنوان منابع و سرمایه انسانی آینده و ازخود محوری به علاقه اجتماعی تغییر یابند. با این حال، تقویت تاب­آوری علاوه بر ایجاد تغییر در باورهای فردی، نیازمند تغییر در سیاست گذاری­ها در زمینه عدالت اقتصادی، اجتماعی و آموزشی نیز هست(ماستن، 2001).

پژوهشهای تاب­آوری، راهکارهائی کلیدی  زیر را درباره آموزش و پیشگیری عرضه می­کنند: اکثر افراد خود سازنده رشدشان هستند. همه انسانها توان تغییر را دارند.والدین، معلمان،‌ مربیان، درمانگران و مدارس توان تغییر زندگی افراد را دارند و چگونگی آنچه افراد انجام می­دهند، اهمیت دارد.باور کارگزاران آموزشی- درمانی به توانمندیهای ذاتی افراد، آغاز گر فرایند تغییر است .پژوهشهای طولی نشان داده است که توانمندیهای فردی در کودکان در سال­های اولیه رشد باعث ادامه فرایند تاب­آوری در بزرگسالی می شود. حداقل 50% تا 70% کودکانی که در شرایط «پرخطر» رشد کرده­اند براساس معیارهای اجتماعی در بزرگسالی نه تنها به زندگی سالم دست یافته­اند،‌ بلکه افرادی مطمئن، شایسته و مهربان نیز بوده­اند(ماستن و پاول، 2003).

در پژوهش رحیمیان بوگر (1385)که به منظور بررسی رابطه سرسختی روان شناختی، خود تاب­آوری و سبک دلبستگی با سلامت روان جوانان و بزرگسالان بازمانده از زلزله بم در مورد 314 نفر انجام گرفت داده­های پژوهش بوسیله پرسشنامه تاب­آوری و سلامت عمومی جمع­آوری شد. نتایج نشان داد که تاب­آوری، سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دو سوگرا و سرسختی قادرند بطور معناداری سلامت روانی را پیش بینی نمایند. دراین پژوهش تاب آوری بهترین پیش بینی کننده سلامت روان شناخته شده است. لذا تاب­آوری می­تواند میزان بالایی از تغییرپذیری سلامت روان را در شرایط ناگوار تبیین نماید و توجه به تاب آوری بویژه در بهداشت روانی هنگام فاجعه ها ضرورت دارد.

موضوع محوری محققان تاب آوری،‌ شناسایی عوامل محافظتی و آسیب پذیری است که ممکن است اثر منفی مغایر با برنامه­های زندگی را تغییر دهد. روشن کردن اصطلاحاتی چون عوامل محافظتی[30] و عوامل آسیب­پذیری[31] برای تحقیقات آینده حیاتی است. اصطلاح عوامل محافظتی به چیزهایی که تاثیر عوامل خطرساز را به فاکتورهای مثبت تغییر می­دهد، اشاره دارد. درهر حال از نقطه نظر علمی بررسی همه انواع فرایندهایی که امکان دارد تأثیر بسزایی در افراد در معرض خطر بگذارند، از جمله تاب آوری حائز اهمیت و در اولویت قرار دارند (لوتار [32]و همکاران، 2006).

نتایج مطالعه در مورد مؤلفه­های تاب­آوری نوجوانان (11 تا 15 سال) که مورد خشونت و یا سوء استفاده قرار گرفته­اند نشان می­دهد که نوجوانان با عوامل خطرزای متعددی مانند بدرفتاری، فقر و تنگدستی، ابراز خشونت در جامعه مواجه هستند. لذا کفایت اجتماعی، پیشرفت تحصیلی و حس رابطه داشتن با مراقبان در یک مدل ساختاری برابر در حوزه­های اخیر تاب­آوری قرار داده شده­اند. مطالعات اخیر فرایند محافظتی و کفایت مهارت سازگاری را به عنوان مؤلفه­های تاب­آوری در جمعیت تحت خطر بالا قلمداد کرده­اند. نتایج پژوهشها نشان می­دهد که کفایت وسیع اجتماعی مانند چگونگی رابطه با مراقبین بطور قوی با ساختار تاب آوری ارتباط دارد. مسیر بین تاب­آوری و توانایی تحصیلی بطور شگفت انگیزی کوتاه بوده و نیازمند بررسی بیشتر می­باشد (راجندران و ویدکا[33]، 2006).

در تحقیقی که با عنوان پیشگیری از نشانه­های افسردگی همزمان[34] در 231 نفر  ازنوجوانان با مشکلات رفتاری انجام گرفت، مداخلات مبتنی بر مهارتهای سازگاری و حل مسأله در قالب برنامه تاب­آوری Penn[35] (PRP) طی 12جلسه بعد از برنامه مدرسه به اجرا درآمد تا از نشانه­های افسردگی در دانش آموزان کاسته و پیشگیری بعمل آورد. جلسات تأکید برتکنیکهای تنظیم هیجانی، توانمندسازی شناختی و آموزش مهارتهای اجتماعی داشت. اجزاء کلیدی مداخله شامل آموزش مشارکت کنندگان برای چالش با اشتباهات شناختی، ادراک منفی از خود وتعبیر و تفسیر تجربیات بود نتایج نشان داد که برنامه در پیشگیری از نشانه­های آسیب شناختی مؤثر واقع شد. ضمن اینکه مداخلات بطور کلی برای همه مشارکت کنندگان سودمند بود یافته­ها نشان داد که مداخلات خصوصاً برای پیشگیری از نشانه­های افسردگی در جوانانی که قبلاً سطوح معناداری از مشکلات رفتاری داشته­اند مؤثرتر است (کاتولی[36] و همکاران، 2006).

 

 

در تحقیقی به منظور شناسایی متغیرهایی که بر تشخیص و درمان و سازگاری روان شناختی کودکان سرطانی انجام گرفت مشخص شد که عواملی از جمله عملکرد جسمانی، میزان شدت بیماری، حالات عود و برگشت بیماری و مراحل درمان سرطان همچنین بافت خانوادگی و استرس­های والدینی و خطرسازهای روان شناختی همراه با فاکتورهای درونی بیمار از جمله تاب­آوری شخصی بر بیماری سرطان فرد مؤثر است. (نیوتن[37]، 2007).

فارلین[38] و کارول[39] (2000 )در تحقیقی که با عنوان برنامه مداخله گروهی برای افزایش سلامت روان شناختی نوجوانان در معرض خطر انجام دادند معتقدند که امکان تلقین مهارتهای تاب­آوری درفضای درمان گروهی برای نوجوانان بیشتر فراهم است. آنها تاب آوری را برابر با توانایی فرد برای غالب آمدن بر موانع زندگی و دنبال کردن مسیرهای خود شکوفایی علیرغم  همه مشکلات می­دانند. برنامه درمانی آنان نیمه ساختاری و مشتمل بر 12 جلسه یک ساعته برای نوجوانان آسیب پذیری طراحی شده بود تا در مراحل رشد توانمند گردند. از نظر آنان گروه درمانی فضای ایده آلی را برای مداخله مناسب دوره نوجوانی فراهم می­آورد بویژه اگر بطور شایسته رهبری شود. فارلین و کارول معتقدند که صفات شخصیتی اثر شدیدی در توانایی فائق آمدن بر چالشهای زندگی که مورد هدف قرار می­گیرند دارد. برنامه مداخلاتی شامل 6 نفر از نوجوانان گروه آزمایشی بود که آشکارا تمایل به خود شکوفایی داشتند و از گروه کنترل که مداخله دریافت نکردند یک نیمرخ مقایسه­ای تهیه گردید. هدف این بود به افراد شرکت کننده در تحقیق کمک شود تا نگرش و رفتارهای تاب آوارانه بیشتری را انتخاب کنند. نتایج مطالعه پیشنهاد کرد که امکان تلقین مهارتهای تاب آوری وجود دارد. برای 6 نفراعضای گروه آزمایش نمره­های سلامت روانی افزایش مشهودی داشت. از بین دو نفر باقی مانده یک نفر تا حدودی آسیب پذیری­اش بهبود یافت. نتایج نشان داد که افرادی که زیر چتر تاب آوری قرار گرفتند اظهار داشتند که می­توانند تاب آوری را مدیریت کنند. علاوه بر این بنظر می­رسد مدارس می­توانند نقش هدایتی در مدیریت تاب آوری را از طریق مداخلات گروهی فراهم آورند.

تحقیقاتی که در زمینه بیماران دیابتی انجام شده نشان داد که بسیاری از محققین برعوامل خطرآفرین و موانع مدیریت کردن دیابت بیش از کیفیت تاب­آوری افراد در پیشرفت این بیماری تأکید دارند،در حالیکه مراقبت از دیابت مستلزم سلامت هیجانی بیماراست. تحقیق روی بیماران دیابتی نشان داد که آموزش تاب آوری علاوه بر سازگاری با دیابت نوع دو در افراد باعث بهبود مهارتهای سازگاری با دیابت ، زندگی شادتر، کمک به دیگران و احساس امنیت می­شود. بنابراین بهسازی روانی اجتماعی و فیزیولوژیکی به افراد دیابتی کمک می­کند تا درمقابل ناامیدی مقاومت نمایند(براد شاو ، ریچاردسون وکول کارنی[40]،2007 ) .

در پژوهشی با هدف بررسی تأثیر تاب آوری بر سلامت روانی و رضایت از زندگی که با 287 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز انجام شد از مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) استفاده شد. یافته­های پژوهش همانند سایر بررسی­ها (سیلیگمن، 1994) و (لازاروس، 2004) نشاندهنده نقش مؤثر توان تاب آوری در میزان سلامت روانی ورضایت مندی از زندگی بود.  اما چگونگی این تأثیرگذاری بر دو متغیر (سلامت هیجانی ورضایت­مندی از زندگی) متفاوت بوده است. به این ترتیب که متغیر تاب آوری برسلامت هیجانی اثر مستقیم و بر میزان رضایت مندی از زندگی اثر غیرمستقیم داشته است. به بیان دیگر نخستین اثر ارتقاء توانمندیهای فرد در زمینه تاب آوری، کاهش مشکلات روانی وهیجانی و همچنین افزایش میزان سلامت روانی و نتیجه این دو افزایش میزان رضایت مندی فرد از زندگی است. یافته­های این بررسی نقش پیش آیندی متغیر تاب آوری بر پیامدهای سازگارانه (کامپفر، 1999) را تأیید نمود. این یافته گویای اهمیت تقدم تغییر احساسات (مشکلات هیجانی) بر تغییر نگرش (رضایت از زندگی) بود. شاید بتوان گفت که تغییر دراحساس­ها می­تواند تغییر در نگرش فرد درباره زندگی و محیط پیرامون را در پی داشته باشد هر چند تغییر دراحساس­ها به تغییر در نگرش درباره پدیده­ها می­انجامد، تغییر در احساس، خود ریشه در مجموعه­ای از مهارت­ها و توانمندیها دارد و این توانمندیها آموختنی هستند. از این رو می­توان با طراحی برنامه­های آموزشی مناسب احساس­ها و نگرش­های مثبت را در افراد ایجاد نمود . ( سامانی و همکاران ،1386).

با توجه به تأکید متخصصان برآموختنی بودن مهارت­های گوناگون تاب آوری (وینا[41] ، 2003، استرنبرگ و بری[42]، 1994) می­توان با آموزش این مهارت ها به افراد، سطح سلامت روانی و هیجانی آنان را افزایش داد و از این رو احساس رضایت مندی از زندگی را در آنها بالا ببرد.به باور استرنبرگ و بری (1994) با آموزش مهارتهایی همانند مهارتهای ارتباطی، مقابله، جرأت بخشی و ابراز خود می­توان تاب وری و به دنبال آن سطح سلامت افراد را افزایش داد ( به نقل از سامانی و همکاران ،1386).

 

در پژوهشی که به منظورکمک به درک کیفیت زندگی به عنوان تجربه مبتنی بر شرایط جامعه انجام شد، به این منظور تعداد 125 نفر از افراد غیربالینی مبتلا به ایدز تحت آموزش تئوری تاب­آوری خانوادگی و ارزیابی شناختی برپایه مفاهیمی از قبیل خوشبینی و عدم قطعیت قرار گرفتند. نتایج نشان داد که آموزش این دو روش می­تواند پیش­بینی کننده خوبی برای کیفیت زندگی باشد. در سرتاسر مدل پیش­بینی، مشتمل بر سر دسته متغیرهای پیش­بینی کننده، ارزیابی شناختی، تاب­آوری خانوادگی و پیشرفت بیماری بود، یافته­ها بالغ بر % 60 واریانس در کیفیت زندگی افراد مبتلا به ایدز را نشان داد ( فراین، بروین،فانگچان،تسجوپ[43] ،2008 ).

به منظور ترسیم نیمرخ روانی اجتماعی برای بازیابی نوجوانان بازمانده از طوفان کاترینا تعداد 83 نفر در سنین 13 تا 17 سال انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از مقیاس تاب آوری کودکان و نوجوانان جمع آوری شد. یافته­ها نشان دادند که برخی افراد منبع تاب آوری پائین­تر از متوسط داشتند. مؤثرترین این منابع استعداد افراد در داشتن نگرش مثبت، سؤال کردن و دریافت کردن کمک و حل کردن مسائل منعکس شده است. توان دیگر تاب­آوری در شکل احساس آرامش و راحتی با سایر افراد پدیدار می­شود. یافته­ها همچنین نشان داد که جمعیت با تاب­آوری بالاتر از متوسط، در مقابل واکنشهای روان تنی، حساسیت و آسیب پذیری نشان می­دهند.که برای مداخلاتی از قبیل انجام فعالیت­های حمایتی- اجتماعی معنادار و تأکید بر بازسازی اجتماعی از طریق بیرونی کردن سرگذشت حادثه و ارائه خدمات یادگیری پیشنهاد شده است (نلسون[44]، 2008).

[1] – resilient therapy -2 accepting  -3 conserving   -4 commitment  -5 enlisting -6  basics -7 belonging        –

8- Learning -9 coping  -10 core self

 

 

[11]– North

[12] – Syme

[13] – Feeney

[14] – Shipley

[15] – Marmot

[16] – Yen

[17] – Syme

[18]  – Richardson

[19]  – self- righting

[20]  – Brooks & Goldstein

[21]  – RT- Resilient Therapy

[22]  – inzlicht ، Aronson ، Good & Mc kay

[23]  – Drory & Florian

[24]  – ego-resiliency

[25]  – Block

[26]  – Kremen

[27] – Klohnen

[28] – Letzring,T,D

[29] – Powell,J,L

[30] – protective factors

[31] – vulnerability factors

[32] – Luthar,S,S

[33] – Rajendran,K & Videka

[34] – co- occurring depression symptoms

[35] – Penn Resiliency Program     چون این تحقیق در دانشگاه پنسیلوانیا انجام شده    مخفف پنسیلوانیا است،penn

[36] – Cutuli,J,J

[37] – Newton

[38] – Farlane,M,K

[39] – Carol,L

[40] – Bradshaw,B,G. Richardson,G,E. Kulkarni,K

[41] – Weena,C

[42] – Sterenberg & Bry

[43] – Frain,M,P. Berven,N,K. Fongchan & Tschoop,M,K

[44] – Nelson,L,P

مطلب مرتبط :     برنامه­ درسی اجرا­شده و مبانی آن