اخبار و رویدادهای بازاریابی

قدم سوم استارت آپ: هنر فروش و بیزینس پلن

۲۴ مرداد ۱۳۹۷

سرفصلای راهنمای کامل راه اندازی استارت آپ

قدم سوم استارت آپ: هنر فروش و بیزینس پلن

یادتونه که در بخشای اول و دوم استارت آپ درباره چی حرف زدیم؟ اگه یادتون نیس خیلی سریع می گم: یکی از بدترین نتیجه هایی که استارت آپ شما می تونه بده اینه که بعد از اینکه شما زمان و هزینه زیادی رو صرف ساختن اون کردین، مردم حاضر نشن واسه اون پولی بدن. خیلی از استارت آپا تا این مرحله پیش میان و دقیقا همینجا شکست می خورن! اما بازاریابان حرفه ای چاره اونو هم پیدا کردن! ایده تون رو قبل اینکه حتی عملی کنین بازاریابی کرده و بفروشین! بله درست شنیدید! قبل اینکه حتی چیزی بسازین!

ایده استارت آپ خودتون رو بفروشینیعنی چه که ایده مون رو قبل از ساختن بفروشیم؟

شاید ایده اینکه چیزی رو که حتی وجود نداره بخواین بفروشین کمی عجیب و حتی نادرست به نظرتون بیاد اما صبر کنین! شما خیلی راحت می تونین این کار رو بدون هیچ دروغی بکنین و حتی واسه ایده استارت آپ خودتون ارزش سازی بکنین! واسه اینکه درست متوجه این فوت وفن بشوید مثال خیلی خوبی واسه شما می آوردم: تا حالا اسم شرکت "زیرو کیتر" (zero cater) رو شنیدین؟ این شرکت یه نمونه بسیار موفق استارت آپ است که تونسته در وقتی کوتاه به درآمدی میلیون دلاری برسه (این استارت آپ در سال ۲۰۰۹ راه اندازی شده!).

استارت آپ زیروکیترشرکت زیرو کیتر چه کاره س؟

ایده این استارت آپ می تونه یکی از عجیب ترین ایده هایی باشه که تا بحال شنیدین! اصلا تا حالا دیده‎اید که در هر شرکتی یه زمان مشخص شده واسه ناهار هست و در این زمان غلغله ای به پا می شه؟ هر کسی به دری می زنه و از اینکه غذایش کم یا سرده شکایت می ‍کنه؟ و البته بعضیا هم هستن که اصلا غذایی با خودشون نمی بیارن. استارت آپ زیرو کیتر واسه حل این مشکل به وجود اومده!

این استارت آگ که الان شاید بیشتر از ۲۵۰ کارمند داره با شرکتای جور واجور قرارداد بسته و سیستم اتوماسیون تغذیه به اونا میده: یعنی کارکنان به شکل روزانه یا هفتگی وارد این سیستم شده و واسه خودشون غذا رزرو می کنن و هر روز غذا به شکل تازه و داغ براشون آورده می شه بدون اینکه یه قاشق هم با خودشون جابجا کنن. درضمن زیرو کیتر این امکان رو هم به شما میده که علاوه بر غذای اصلی، مخلفات و خوراکیای دیگه هم در ساعات جور واجور روز داشته باشین!

زیرو کیتر چیجوری شروع کرد؟

به طور کامل حواسمه که این مثال رو واسه این آوردم که جمله "ایده تون رو قبل اینکه حتی عملی کنین بازاریابی کرده و بفروشین!" رو واسه شما روشن کنم و اگه ربطی بین مثال و این جمله نمی ببینن به خوندن ادامه بدین. اگه دقت کرده باشین می ببینن که کار و کاسبی این استارت آپ به طور کامل به تکنولوژی و برنامه نویسی ربط داره و اصلا بدون این دو، این استارت آپ نمی تونه وجود داشته باشه. اما می دونین که ایده پرداز این استارت آپ آقای آروم ثابتی کارش رو چیجوری شروع کرد؟ فقط با کاغذ! بله درسته، هیچ برنامه و کامپیوتری در کار نبود!

آقای ثابتی فقط ایده این استارت آپ رو داشت و این براش کافی بود! واسه اینکه مطمئن شه ایده اون طرفدار داره و می تونین اونو به کسب درآمد برسونه، شروع کرد به حرف زدن با مجموعه ها و شرکتای جور واجور و اطلاعات کارکنان اونا رو گرفت! بله همه این اطلاعات رو روی کاغذ به شکل دستی می نوشت و به همه قول داده بود که با به کار گیری این اطلاعات، سیستمی واسه تغذیه کارکنان به اونا میده.

وقتی که آقای ثابتی به این نتیجه رسید که ایده اش به اندازه کافی طرفدار داره و می تونه از راه اون به موفقیت و درآمد برسه، شروع به پیدا کردن شریک و عملی کردن ایده کرد! پس حالا دیدید که این کارآفرین بدون هیچ دروغ و بدون هیچ مشکلی ایده خودشو قبل اینکه به میدون عمل برسونه بازاریابی کرد تا از موفقیت اون مطمئن شه. فکر کنم بهتره که نظر آروم ثابتی رو از زبون خودش هم بشونیم:

یادم میاد که اون زمان زیادی خجالت زدم چون استارت آپ "تکنولوژیکی" من یه خط هم کد و برنامه کامپیوتری نداشت هیچ، تنها چیزی که داشت یه خودکار و یه دفتر بزرگ بود!
اما آخرسر خجالت خودمو گذروندم و یاد گرفتم که اولین قانون فروش اینه که از فروختن خجالت نکشم!

نبوغی که ثابتی اینجا به خرج داد این بود که با یه تیر دو نشون زد: هم از طرفی مشتری به دست آورد و مطمئن شد که ایده اش به سوددهی می رسه و هم از طرف دیگه از این مشتری هایی به دست اومده واسه جلب توجه شتاب دهنده ها و شریک استفاده کرد!

چیجوری ایده تون رو بفروشین!

معمولا بنیان گذاران چون اول راه هستن سرمایه و نتیجه کار قابل لمس چندانی ندارن که با به کار گیری اونا به فروش برسن. پس اگه می خواین که ایده استارت آپی شما بدون نیاز به سرمایه خیلی به فروش برسه باید بتونین نشون بدین که شما تصویر بزرگی از آینده دارین. حالا منظورم از "تصویر بزرگ از آینده" اینه که ایده شما باید به اندازه ای جذاب و بزرگ باشه که بتونه نظر سرمایه داران و مشتریان رو به خودش جلب کنه.

البته همین کار رو در جذب کارمند هم باید در نظر داشته باشین. به چه دلیل؟ چون تقریبا هیچکی حاضر نیس که شغل تضمینی خودشو واسه کار تو یه استارت آپی که حتی مطمئن نیس بتونه حقوق کارکنانش رو بده کار کنه. پس شما باید تصویری از استارت آپ خودتون به اون بدین که بتونین به اون انگیزه بدین. انگیزه ای واسه اینکه جزئی از این استارت آپ جدید باشه. همینطور سرمایه گذاران هم دوست دارن فکر کنن که دارن روی بزرگ ترین اتفاق آینده سرمایه گذاری می کنن.

حالا واسه اینکه بتونین افراد رو راضی کنین که استارت آپ شما اتفاق بزرگ آینده س باید روی اینکه شرکت تون چه می تونه بشه تمرکز کنین، نه روی اینکه شرکت شما امروز چه س. یعنی یعنی روی آینده و تصویرتان از آینده تمرکز کنین.

هم اینکه حتما یادتون باشه که وقتی در مورد استارت آپ تون واسه یه سرمایه گذار حرف می زنید منافع اونو در نظر بگیرین. یعنی چه؟ منظورم اینه که این سرمایه گذار براش مهم نیس که شما از این استارت آپ چه سودی می برید بلکه چیزی که براش مهم اینه که اون از این قضیه چه سودی می بره. هم اینکه با کارمندانتان در مورد امتیازات کار کردن واسه شما صحبت کنین، نه منافع شخصی استارت آپ واسه شما.

در این مورد دوست دارم که به یه نمونه ادبی هم نگاه بندازیم. دیل کارنگی (Dale Carnegie) که یه نویسنده و سخنران آمریکایی بود کتابی در مورد جلب توجه مردم و تاثیر گذاشتن روی اونا نوشته. با اینکه تقریبا صد سال از منتشر کردن این کتاب می گذره اما بعضی از اصول اون به اندازه ای درست و تاثیرگذارند که هنوزم به اونا عمل می شه. حالا ببینیم که راهکارهای کارنگی واسه تاثیر گذاشتن روی مردم چیه:

  • در طرف مقابلت یه خواسته عمیق به وجود بیار.
  • به یاد داشته باش که اسم یه شخص براش شیرین ترین و مهم ترین صداییه که می تونه به هر زبانی بشنوه.
  • همیشه نفع طرف مقابلت رو در نظر داشته باش و در مورد اون صحبت کن.
  • کاری کن که طرف مقابلت احساس اهمیت بکنه و این کار رو دوستانه بکنه.
  • ایده های خودتو با علاقه و اشتیاق ارائه بده.

همونطور که خدمتتان عرض کردم این راهکارها بیشتر از صد سال پیش مطرح شدن اما بازم تاثیر خودشون رو از دست نداده ان!

هنر فروش رو یاد بگیرین!

حتما در همه مراحل استارت آپ یادتون باشه که هیچکی به اندازه شما، ایده شما رو نمی شناسه. بعضی وقتا کارآفرینان استارت آپی این قضیه رو یادشون میره و در ارائه ایده خودشون دچار مشکل می شن. می دونین به چه دلیل این اتفاق میفته؟ دلیلش اینه که کارآفرینان تقریبا هر روز به مدت طولانی به ایده خودشون فکر می کنن و درک این موضوع براشون راحت و طبیعیه. ولی یادتون باشه که افراد دیگه ایده تون رو به اندازه شما نمی ‍شناسن.

اتفاقی که در واقعیت میفته کمی فرق داره! به چه دلیل؟ چون وقتی که شما محصول تون رو واسه اولین نفر به یه شخص نشون می دین انگار که دارین یه مشعل روشن رو به یه غارنشین اولیه می فروشید! با اینکه این فرد می تونه ببینه که ایده شما تازه و جذابه اما از طرف دیگه اصلا نمی دونه که با چی طرفه. پس این وظیفه شماس که محصول و دلایل تون رو طوری ساده و راحت ارائه بدین که هم اسان باشن و هم جذاب.

ارائه ایده در استارت آپ

اولین قدم در ارائه ایده تون باید زمینه سازی واسه راه حلتان باشه. مشکلی که مشتری تون داره رو مطرح کنین تا این احساس درد در اون دوباره به وجود بیاد.  به کار گیری داستان در ارائه یکی از راه های موثر جلب توجه شنونده س و هم اینکه می تونه رابطه و همزادپنداری در مشتری رو بیشتر کنه.

وقتی که این جو رو درست کردین شروع به توضیح راه حلتان بکنین. هر چقدر که راه حل شما پیچیده و سخت باشه تلاش کنین به آسونترین شکل ممکن اونو ارائه بدین که طرف مقابل منظور شما رو درک کنه. هرچه توضیح شما باحال تر، پرمعنی تر و ساده تر باشه درک اون واسه مخاطب شما راحت تر هستش. درضمن توضیحات خودتون رو کوتاه و در رابطه بکنین چراکه توضیح دادن تموم ویژگیا و جزئیات ایده تون باعث می شه که حوصله مخاطب تون سر رفته و به شما توجه نکنه.

حالا که صحبت از ارائه ایده و ساده بودن اون شده، بیاد به نظر مارک ساستر (سرمایه گذار آمریکایی) هم نگاهی بندازیم و ببینیم که به عنوان یه سرمایه گذار چه دیدگاهی نسبت خیلی راحت یا پیچیدگی ارائه ایده داره:

بیشتر آدمایی که واسه سرمایه گذاری پیش من میان از اصطلاحات تخصصی استفاده می کنن اما فلسفه کار من خیلی ساده س!: اگه شما نتونین کاری که می کنین رو به زبون ساده به من توضیح بدین من این برداشت رو می کنم که خودتون هم نمی دونین درباره چی حرف می زنید و فقط دارین پشت ماسکی از اصطلاحات تخصصی قائم میشین تا باهوش تر به نظر برسین. به نظر من سخت ترین موضوع رو هم میشه به زبانی ساده گفت. من همیشه دوست دارم که ادما از مثالای دنیای واقعی استفاده کنن.

ساستر هم اینکه میگه که اصلا هدف اصلی ارائه ایده واسه یه سرمایه گذار اینه که شما بتونین توجه اونو جلب کرده و تصویر مثبتی از خودتون به جا بذارین تا این اثر بتونه منتهی به سرمایه گذاری و همکاری شه. اون پیشنهاد می کنه که ارائه تون رو کوتاه، در رابطه و جذاب بکنین چون اگه طرف شما هیجان زده شه این یعنی شما برنده شدین! بعد باید به اون اجازه بدین که در مورد ایده و ارائه شما فکر کرده و در صورت تمایل، با شما رابطه برقرار کنه.

در بین همه این روند یادتون باشه که شما به دنبال فروش و تعهد هستین. منظورم چیه؟ می خوام بگم که آدمایی که به محصول شما فقط علاقه مند هستن و هیچ قصدی واسه خرید ندارن اصلا دردی از شما دوا نمی کنن. تا اینجا با مسئله فروش آشنا شدید و دونستید که اصلا هنر واسه خودش هنریه! در قسمت بعدی در مورد بیزینس پلن (یا همون طرح کار و کاسبی) حرف میزنیم.

وقتشه که بیزینس پلن داشته باشین!

حالا دیگه کار جدی راه اندازی استارت آپ شما شروع شده چون باید بیزینس پلن خودتون رو بنویسین. اما قبل اینکه وارد این بحث بشیم بذارین کمی در مورد خود بیزینس پلن حرف بزنیم. اصلا بیزینس پلن چیه؟ 

بیزینس پلن (طرح کار و کاسبی) چیه؟

فرض کنین که شما ایده استارت آپی خودتون رو کلی بالا و پایین کردین و تصمیم جدی دارین که اونو با یه سرمایه گذار یا حتی یه شریک در میان بذارین تا کار رو شروع کنین. توضیحات خودتون رو از کجا شروع می کنین؟ چه سوالاتی رو در توضیحات تون جواب می دین؟ اصلا واسه آینده برنامه ای دارین؟ می دونین که واسه هر بخش از استارت آپ تون چقدر زمان لازمه؟ اگه جواب این سوالات رو داشته باشین واقعا شما بیزینس پلن خودتون رو آماده کردین!

البته دیگه اینکه شما یه کتابچه پنجاه یا شصت صفحه ای به عنوان بیزینس پلن آماده کرده و به سرمایه گذار یا شریک خودتون نشون بدین دیگه از مد افتاده! بله جدی می گم. اما این اصلا به این معنی نیس که شما این کار رو نکنین چون اصلا شما بیزینس پلن تون رو به شکل آماده و قابل لمس همراه خودتون نداشته باشین حرفتون جدی گرفته نمی شه. ولی سرمایه گذاران معمولا این پلن رو از شما میخوان تا مطمئن شن که شما در کارتون مصمم و جدی هستین و به اصطلاح کارتون رو انجام دادین. وگرنه اونا هر توضیحی که بخوان یا هر سوالی که داشته باشن مستقیما از خود شما خواهند پرسید. در این توضیحات باید نشون بدین که شما بازار خودتون رو از سر تا ته می شناسین.

نوشتن بیزینس پلن رو از کجا شروع کنیم؟

داشتن بیزینس پلن واسه استارت آپ یه سرمایه با ارزشه و اگه اونو نوشتید حتما دم دستتون باشه تا به سرمایه گذارتون نشون بدین اما مشکلی که هست اینه که نوشتن یه بیزینس پلن کامل و دقیق یه روند بسیار زمانبره و نیاز به برنامه ریزی خیلی دقیقی داره. حالا در این قسمت می خوایم در مورد بخشای جور واجور یه بیزینس پلن صحبت کنیم و ببینیم که یه بیزینس پلن خوب و متقاعدکننده چه بخشایی داره.

از ارائه آسانسوری شروع کنین!

فرض کنین که با یه نفر سوار آسانسور شدین و چند طبقه می خواین با اون باشین. حالا تصور کنین که می خواین در همین فاصله بین چند طبقه، ایده استارت آپ خودتون رو به این شخص توضیح بدین. به نظرتون چقدر زمان دارین؟ دو دقیقه؟ سه دقیقه؟ شاید کمی بیشتر یا کمتر ولی در کل زمان زیادی زیادی ندارین. قسمت اول بیزینس پلن شمام دقیقا همین شکلیه. یعنی شما فقط به اندازه چند جمله یا در آخر یه پاراگراف فضا دارین که ایده استارت آپ خودتون رو به جذاب ترین شکل ممکن بگید تا بتونین نظر سرمایه گذار رو جلب کنین.

اگه شروع به نوشتن قسمت ارائه آسانسوری بکنین از مقدار زمان و فکری که لازم می شه ممکنه تعجب کنین! چون واقعا هم کار رقابت برانگیزیه که کل ایده تون رو در چند جمله خلاصه کنین و همین خلاصه هم خودش جذاب باشه! اما یادتون باشه که این چند جمله می تونه مهم ترین جملاتی باشه که در شروع استارت آپتان استفاده می کنین.

ارائه آسانسوری شما باید سه عنصر اصلی استارت آپتان رو در خودش داشته باشه:

  • با چه مشکلی درگیر هستین؟
  • چه راه حلی واسه این مشکل دارین؟
  • این کار رو واسه چه قشری از جامعه انجام می دین؟

در نوشتن ارائه آسانسوری خودتون خیلی دقت کنین چون که اونو در ایمیل، ارائه و حتی وقتی که استارت آپ تون راه اندازی شده استفاده می کنین. هم اینکه واسه ارائه و بیان اونم خیلی تمرین بکنین تا مسلط بشوید و بتونین تحت هر شرایطی به شکل موثر و خلاصه ارائه بدین. یعنی ممکنه شرایطی واسه شما پیش بیاد که مشکلات شخصی تون کمی زیاد شده باشن. شما باید به اندازه ای به ارائه تون مسلط باشین که اینجور مسائلی روی اون موثر نباشن.

خلاصه اجرایی رو آماده کنین!

تا اینجا در مورد ارائه آسانسوری حرف زدیم و گفتیم که واقعا ویترین استارت آپ شماس. حالا نوبت به خلاصه اجرایی رسیده. خلاصه اجرایی اون بخشی از بیزینس پلن شماس که بین ویترین و پلن اصلی قرار میگیره. در این خلاصه شما چه کارایی انجام می دین؟ چه چیزایی رو مشخص می کنین؟ بذارین براتون توضیح بدهم. اگه تاحالا به شکل جدی به فکر یه استارت آپ بوده باشین می دونین که استارت آپ همیشه در حال رشده. یعنی هر بار که به اون فکر می کنین می ببینن که ایده کلی شما داره به بخشای کوچیک تر و جزئی تری تجزیه می شه. مسئله ای که در بخش خلاصه اجرایی به اون می پردازید همون بخشای کوچیک تر استارت آپ شماس که هر کدوم رو در حد یه یا دو پاراگراف توضیح می دین.

واسه نوشتن خلاصه اجرایی شما دو راه پیش روی خودتون دارین:

راه اول: از کل به جز بیایید!

اولین و راحت ترین راه نوشتن خلاصه اجرایی اینه که شما بیزینس پلن کامل شده خودتون رو بررسی کرده و هر کدوم از بخشای استارت آپ تون رو به شکل خلاصه وار در چند پاراگراف بگید. البته این در صورتیه که شما بیزینس پلن خودتون رو از قبل آماده داشته باشین. اما بدیش اینه مشکل اینجاس که خیلی از بنیان گذاران استارت آپی هیچ بیزنس پلن از پیش آماده شده ای ندارن.

راه دوم: از جز به کل برید!

راه دوم نوشتن بخش خلاصه اجرایی در بیزنس پلن اینه که شما از صفر واسه بخشای جور واجور استارت آپ تون برنامه ریزی کرده و ببینین که استارت آپ شما چه بخشایی رو می تونه داشته باشه. بعد هر کدوم از این بخشا رو با جزئیات کافی در چند پاراگراف خلاصه بکنین: مثلا تیم مدیریت، مشاور بازاریابی، تیم مالی، تیم تولید محتوا و … .

به هر روشی که خلاصه اجرایی رو نوشتید بدونین که یکی از مهم ترین بخشای بیزینس پلن شماس و می تونه تاثیر مثبتی روی سرمایه گذار داشته باشه.

حالا توبت ارائه استارت آپیه!

تصوری که از یه بیزینس پلن کامل دارین در این قسمت به شکل میاد. یعنی پلنی که جزئیات و کلیات ایده تون رو در اون آورده اید و آماده ارائه س. معمولا در این قسمت از اسلاید پاورپوینت واسه ارائه کار استفاده می شه. بر خلاف خلاصه اجرایی (که بیشتر متنه)، ارائه استارت آپی بیشتر بیان کننده چشمی ایده شماس. در این قسمت بهتره از وسایل چشمی مثل نمودار و تصویر و جدول بیشتر کمک بگیرین. دلیل این کار هم در زیر بخونین:

  • این وسیله چون چشمی هستن جذابیت بیشتری نسبت به متن دارن و باعث می شن که حوصله مخاطب شما سر نره.
  • از اونجایی که در این وسیله با اعداد و درصد سر و کار دارین خیلی دقیق تر و حساب شده تر می تونین ایده خودتون رو ارائه بدین و این نشون میده که شما واسه تحقق ایده خودتون تحقیق کردین و جدی هستین.
  • و هم اینکه این وسیله این امکان رو به شما میدن که مطلبی که چند صفحه جا میگیره رو تو یه نمودار یا یه جدول خلاصه کنین و زمان بیشتری داشته باشین.

بیایید نظر فرد ویلسون که یه سرمایه گذار بسیار موفقه رو در مورد ارائه استارت آپ ببینیم:

به نظر من ارائه استارت آپ رو باید در شش اسلاید قوی خلاصه کرد. اما نه شش اسلایدی که یه سری مطلب در اونا فهرست شده بلکه اسلایدی که خیلی قوی باشه و بشه نتیجه ایده شما رو بگه. پس وقتی که می خواین ارائه خودتون رو آماده کنین تلاش کنین اسلایدهایتان بعد از به آخر رسیدن، یه انگیزه و تاثیر مثبتی تو ذهن طرفتون به جا گذاشته باشه. خوبی ایجاد کردن شش اسلاید اینه که خیلی سریع می ‎تونید اونو ارائه داده و بدون این دست اون دست کردن با طرف مقابل تون وارد صحبت بشوید.

بعضی وقتا ممکنه حتی قبل اینکه شما سر جلسه ای رفته و ایده تون رو ارائه بدین، فایل ارائه شما رو از شما بخوان تا سرمایه گذار از قبل بدونه که چی در انتظارشه. پس حتما پیشنهاد می کنیم که ارائه استارت آپ و بیزینس پلن خودتون رو قبل از درخواست دیدار با یه سرمایه گذار آماده کرده و داشته باشین.

اسناد مالی یادتون نره!

اگه آماده سازی و ارائه استارت آپ تون تا اینجا خوب جلو رفته باشه ممکنه چند سند مالی هم از شما بخوان. به هر حال اصلا هدف سرمایه گذاری روی ایده شما اینه که سرمایه گذار هم بتونه چیزی در قبال اون به دست بیاره. سرمایه گذاران دوست دارن بدونن که این چیزی که در قبال سرمایه گذاری روی ایده شما به دست می آروند چیه و اصلا چه وقتی می تونه به دستشون برسه.

حالا اینکه این اسناد چقدر پیچیده و سخت هستن به ایده شما و هم به سرمایه گذار شما بستگی داره. آقای مارک ساستر یادتونه؟ بله اوایل همین مقاله نظرش رو پرسیده بودیم! اینجا هم باز نظری دادن:

وقتی من در مورد بیزینس پلن صحبت می کنم منظورم یه فایل وورد ۴۰ صفحه ای نیس که راه و روش شما به بازار رو واسه من بازگو کنه. این کار دیگه از بین رفته. حتی منظور من ارائه پاورپوینت شمام نیس که واسه دریافت سرمایه اونو آماده کردین. وقتی من در مورد بیزینس پلن صحبت می کنم منظورم دقیقا برگه ها و اسناد مالی شماس!

در اسناد مالی چی از ما میخوان؟

حالا این همه در مورد اهمیت اسناد مالی حرف زدیم شاید براتون سوال شده باشه که چه مواردی رو باید در اسناد مالی در نظر داشته باشیم؟ سوال بسیار بجاییه! در این اسناد شما باید مورد اصلی مالی رو به سرمایه گذارتون نشون بدین:

  • اگه استارت آپ شما به درآمد برسه این درآمد از چه منبعی هستش و بازه وقتی اون چقدره؟ یعنی درآمد اون ماهیانه هستش یا روزانه؟ یا به شکل پورسانتی؟
  • اجرایی کردن استارت آپ شما چه هزینه هایی داره و این هزینه ها تاثیری در رشد شما دارن؟ مثلا چند نمونه از هزینه هایی که ممکنه براتون پیش بیاد یعنی حقوق کارمندان، هزینه تولید محصول (اگه محصولی واسه تولید داشته باشین) بازاریابی و مواردی مثل این.
  • جریان مالی استارت آپ شما چیجوری هستش؟ این مورد کمی به ذات استارت آپ شما بستگی داردو مثلا بعضی استارت آپا کارشون بیشتر فصلیه و تو یه بازه مشخصی از سال درآمدشون به بالاترین درجه می رسه. شمام باید به این موضوع فکر کنین و بدونین که ممکنه استارت آپ شما در بازه مشخصی از سال یا ماه درآمدش رشد یا افت به خصوصی داشته باشه؟

البته مشخص کردن دقیق این موارد به شکل عددی اونم در اول کار خیلی سخته و نیاز به برنامه ریزی دقیقی داره ولی به هر حال اگه بازار کارتون رو به اندازه کافی بررسی کرده باشین می تونین حدس منطقی در مورد اون داشته باشین.

یه سایت درست کنین!

اگه از افراد کم تجربه نظرشون رو سوال کنین ممکنه بگن که "اول کارتو بکنه، حالا بعدا لازم شد یه سایت هم میزنی!" اما اصلا اینطور فکر نکنین. بله قبول می کنم که سایت واسه هر کار و کاسبی و هر استارت آپی لازم نیس اما داشتن یه سایت یکی از بهترین راه ها واسه اشنا کردن بیشتر مردم با ایده خودتون در هر زمان و در هر مکانیه. در سایت دست شما خیلی بازه و می تونین از وسایل جور واجور استفاده کنین و همونطور که در بخشای قبلی هم گفتم، یکی از بهترین راه ها واسه ایجاد کشش و اعتبارسنجیه.

شما حتی می تونین از بخشای جور واجور استارت آپ تون مثل ارائه آسانسوری تون در سایت استفاده کرده و به اشتراک بذارین. اصلا بعید نیس که شخص یا مجموعه خاصی به ایده شما علاقه نشون داده و قصد همکاری با شما رو داشته باشه. حالا که بحث سایت شده، حتما پیشنهاد می کنم سری به مقاله "چیجوری یه سایت راه اندازی بکنیم" بزنین و ببینین که چقدر تازگیا ایجاد کردن سایت راحت شده. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین اصلا اهمیت محتوای جذاب و به درد بخور در سایت تون رو دست کم نگیرید! واسه اینکه در این مورد هم کمکی به شما کرده باشم مقاله اهمیت تولید محتوا رو خدمتتان میدم تا بخونین.

پس چه نتیجه ای می گیریم؟

ممکنه شخصی رو بشناسین که بدون داشتن یه بیزینس پلن تونسته باشه که سرمایه به دست بیاره اما مطمئن باشین که اگه این کار رو انجام ندین شانس تون شدیدا کاهش پیدا می کنه و حتی ممکنه اصلا دیگه اینجور فرصتی گیرتون نیاد. اینکه شما کارتون رو تا جایی که می تونین کامل و درست بکنین خیلی واسه سرمایه گذاران با ارزشه. پس پیشنهاد می کنم که این زحمت رو به خودتون بدین. درضمن از نظرات خوبتون واسه سریای قبلی استارت آپ خیلی ممنونم و منتظر نظرات جدیدتون هستم! شمام منتظر بخش بعدی استارت آپ باشین!

موضوع در رابطه اخبار و رویدادهای بازاریابی

در بحث دور و بر این مقاله شرکت کنین! ارسال دیدگاه

نیاز به مشاوره بیشتر دارین؟ واسه صحبت با کارشناسان نوین تماس بگیرین.

۰۲۱-۶۳۴۰۴ ۵ دقیقه رایگان

بابک خدادوست

شاعرای شکست خورده نویسنده میشن و نویسنده های ناموفق تلاش میکنن محتوای خوبی بنویسن!
منم یه چی بین نویسنده تقریبا موفق و محتوا نویس موفق هستم.
پیشنهاد میکنیم این مقالات رو هم بخونین

Published on :Posted on