فلسفه دانشگاه

فلسفه دانشگاه و آموزش عالی همواره از زمینه فرهنگ و تاریخی نشأت می گیرد که نظامی خاص از آموزش عالی از دل آن برمی آید. این فلسفه به اندیشه های رهبران جامعه و صاحبنظران آموزش عالی نیز وابسته است. فلسفه آموزش عالی تقریباً بر تمامی محورهای آموزش عالی تأثیر می گذارد، که از آن جمله می توان به برنامه ریزی آموزشی، درسی، فعالیت های فرهنگی، ورزشی، سازمان های دانشجویی، زندگی دانشجویی، پژوهش های علمی و مساعدت های اجتماعی اشاره کرد.

در مورد دانشگاه و آموزش عالی فلسفه ها و دیدگاه های متعددی وجود دارد، تفاوت این دیدگاه ها در نحوه پاسخ گویی آنها به مجموعه ای از پرسش هاست. دانشگاه باید در خدمت چه کسانی باشد؟ دانشجویان باید از تجربه دانشگاهی خود چه جیزهایی یاد بگیرند تا پس از پایان تحصیلات شان بتوانند آن ها را انجام دهند؟ مدارس عالی و دانشگاه ها چه مسئولیت های دیگری را برعهده دارند؟ پاسخ به این پرسش های اساسی در دیدگاه های مختلف فلسفی زیر بیان شده است.

1- رویکرد آزاد منشانه[1]

در این رویکرد، دانشگاه و آموزش عالی ساخت ذهنی را که به جستجوی همیشگی حقیقت می انجامد در انسان پرورش می دهد. در اویل دهه 1870، جان هنری[2] آموزش عالی را جامعه آرمانی فراگیران شامل مدرسان و دانشجویان- که از طریق مباحثات علمی با هم تعامل می کنند- می داند که بر فلسفه، ادبیات و دین متمرکز است. آموزش آزادمنشانه، هسته اصلی برنامه ریزی درسی دوره چهار ساله کارشناسی است. یادگیری آزادمنشانه به طور کلی مورد تأیید و تأکید مدارس حرفه ای و مدارس عالی دو ساله (به جز برنامه های انتقالی که بیشتر از دروس و تجربه های آموزش عمومی تشکیل شده اند) نیست، بلکه متناسب با دوره های چهار ساله دانشگاهی است (باربارا[3]، 1383، ص 677).

2- رویکرد پژوهشی[4]

هدف اولیه دانشگاه و آموزش عالی، ایجاد انگیزه و حرکت به منظور رشد و گسترش دانش جدید و پژوهش علمی- که دانش جدید بر آن استوار است- می باشد. آموزش، در بهترین حالت، هدف ثانویه را تشکیل می دهد. دانشگاه ها باید به نخبگان خردمندی اختصاص یابند که توانایی انجام پژوهش علمی را که منجر به پیشرفت دانش می شود، دارند.رویکرد تخصص گرایانه و پژوهشگرانه صرف در مورد هدف آموزش عالی، به افزایش دانش پژوهش و تحقیقات سؤال برانگیز منجر شده و نقدهای گسترده ای را در این مورد در پی داشته است؛ و دانشگاه ها باید با ایجاد سازگاری میان این فعالیت های علمی و نیازهای جامعه منافع بیشتری را نصیب مردم و جامعه کنند.

مطلب مرتبط :   پیامدهای انگیزه پیشرفت

3- رویکرد حرفه ای[5]

این رویکرد از منظر فایده گرایانه به هدف دانشگاه و آموزش عالی می نگرد و بر اهمیت رشد مهارت ها و آمادگی های لازم در اشتغال موفق تأکید دارد. تمام مقاطع تحصیلی، از جمله مقطع آموزش عالی، باید موجب رشد توانایی و مهارت های کل جامعه شوند؛ از این رو آموزش فنی و حرفه ای باید در کانون توجه آموزش عالی قرار گیرد.

4- رویکرد رشد دانشجویی[6]

اهداف و راهبردهای دانشگاه و آموزش عالی، از منظر رشد انسانی، باید با نیازهای دانشجویان که در طی مراحل مشخص رشد فیزیکی، روان شناختی، ذهنی و اخلاقی پرورش می یابند، منطبق باشد. از این رو، آموزش جوانان، که تجربه دانشگاهی به گذر آنان به مرحله بزرگسالی کمک می کند، باید بسیار متفاوت تر از آموزش در مشاغلی باشد که شخص در میانسالی به دانشگاه وارد می شود تا در حرفه اش پیشرفت کند. همچنین، چنین آموزشی باید با اموزش دانشجویان پیشرفته تحصیلات تکمیلی که در راستای بالاترین دستاوردهای علمی کار می کنند، فرق داشته باشد.

مدافعان اصلی رویکرد رشد دانشجویی بیشتر تحت تأثیر آثار و تحقیقات ژان پیاژه[7] بوده اند. اهمیت نظریه در آموزش عالی، مبتنی بر این اکتشاف است که همه افراد به سطحی از رشد نمی رسند که واحد توانایی تفکر انتزاعی شوند. نظریه رشد در آموزش عالی، در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 پایه گذاری شد.

5- رویکردهای افراطی[8]

از دیدگاه اصلاح طلبان افراطی، که در میانه قرن بیستم میلادی وارد عرصه آموزش عالی شدند، تمامی نهادهای آموزشی، از جمله آموزش عالی، چنان نامناسب جهت داده شده اند که باید برچیده شوند، و بر مبنای این اعتقاد که انسان ها ذاتاً خودگردان هستند و هر گونه اقتداری به آنان صدمه می رساند، بازسازی (مفهومی) شوند. آرای این اندیشمندان انسان گرا فقط در برخی جزئیات مربوط به پیشنهادهایی که در مورد آموزش داده اند با هم تفاوت دارند. در دهه 1960، پال گودمن[9] و کال راجرز[10] ، هر یک به طور جداگانه، ایجاد اجتماعاتی از فراگیران را که به صورت گروهی درباره موضوعاتی مهم به بحث بپردازند به مثابه بنیانی برای آموزش و پرورش پیشنهاد کردند. در اوایل 1970، ایوان ایلیچ[11] نظریه انسان گرایانه را درباره توانایی ها و امکانات مراکز یادگیری، که منابع لازم را برای تشویق فراگیران فراهم می آورند، عنوان کرد. پاولوفریر[12] صاحبنظری بود که نسبت به انسان گرایان بدبین بود؛ چون اعتقاد داشت نظام آموزشی موجب استضعاف دانشجویان شده است، و به آنان (انسان گرایان) خوشبین بود، چون اعتقاد داشت در محیطی که مدرسان و یادگیران به طور برابر با هم تعامل می کنند و در مقابل مسائلی با سایر همقطارانشان طرح می کنند، آزادی عمل دارند استضعاف از بین می رود و دانشجویان قادر خواهند شد استعدادهای ذاتی خود را پرورش دهند.

مطلب مرتبط :   مولفه های آموزش جهانی از نظر روانشناختی

6- رویکرد تعهد اجتماعی[13]

تمرکز این دیدگاه بیشتر بر مسئولیت و وظایف مدارس عالی و دانشگاه ها در خدمت به جامعه است. طرفداران این دیدگاه بر این باورند که دیدگاه تعهد اجتماعی را نیز، همچون دیدگاه حرفه‌ای، نمی توان به افراد نسبت داد، به عکس، این دیدگاه برخاسته از نیازهای اجتماعی، و توان و استعداد مدارس عالی و دانشگاه ها در فرآیند مساعدت در حل معضلات و مسائل اجتماعی است. منتقدان این دیدگاه معتقدند مدارس عالی و دانشگاه ها از آن رو به وجود آمده اند که دانشجویان را تربیت کنند و به انجام پژوهش های علمی همت گمارند. بر همین اساس ارائه خدمات اجتماعی را از وظایف سایر نهادها، به ویژه سازمان هایی که برای خدمات اجتماعی تأسیس شده اند، می باشد.

7- رویکرد دانشگاه های چند منظوره[14]

دانشگاه های پژوهشی و جامع جدید که در زمینه رشد ذهنی دانشجویان فوق العاده متفاوت، توسعه و توزیع دانش جدید، و خدمت به جامعه فعالیت می کنند، دانشگاه های چند منظوره نامیده می شوند. این دانشگاه ها می کوشند تمامی نیازها و انتظارات را تحقق بخشند. دانشگاه های چند منظوره به بهترین وجه آرمان های آموزش عمومی را عملی می کنند. این دانشگاه ها ابزار خوبی برای پژوهش های علمی آموزش حرفه ای، و خدمت به جامعه اند، و همین پیچیدگی آن ها را به مؤسساتی مهیج تبدیل کرده است. منتقدان این رویکرد بر این باورند که بسیاری از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی می کوشند تا همه نیازهای تمامی اقشار را برآورده سازند (باربارا، 1383، ص 682).

[1] . Approach

[2] . John Henry

[3] . Barbara

[4] . Research approach

[5] . Vocational approach

[6] . Student development approach

[7] . Jean Piaget

[8] . Radical/ Extremist approach

[9] . Paul Goodman

[10] . Call Rogers

[11]. Ivan Illich

[12] . Paulo Freire

[13] . Social commitment approach

[14] . Multi puepose universities approch