روند اجرای قدم به قدم هک رشد

بازاریابی اینترنتی

روند اجرای قدم به قدم هک رشد

۲۱ مرداد ۱۳۹۶

سرفصلای راهنمای کامل هک رشد

روند اجرای قدم به قدم هک رشد

در قسمتای قبلی راهنمای کامل هک رشد، با معنی هک رشد آشنا شدیم. هم اینکه، با ویژگیا و وظایف یه هکر رشد هم آشنا شدیم. در قسمت سوم از سری مقالات هک رشد، به مراحل اجرای هک رشد می پردازیم و هر کدوم رو به صورت جداگونه توضیح می دیم.

وقتی هکرهای رشد میخوان شرکت یا کار و کاسبی خود رو رشد بدن، آگاهانه یا ناآگاهانه، تو ذهن شون یه روند مشخص رو واسه اجرای هک رشد در نظر می گیرن. در این مقاله می خوایم روند تشکیل این روند رو بررسی کنیم. اینم بگیم که این قدمای شش گانه روند هک رشد بسیار لازم و مهم هستن، پس مسئولیت غفلت از اونا در خلق رشد، با خود شماس!

پیشنهاد می کنیم که واسه بررسی و اجرایی کردن این قدما یه چک لیست داشته باشین. ما معتقدیم همونطور که جراحان، خلبانان و رهبران واسه انجام تک تک وظایف و کارای خود نیاز به چک لیست دارن، یه هکر رشد هم بدون چک لیست، کار چندانی از پیش نخواد برد. چک لیست باعث می شه از ارتکاب اشتباهات گرون ای که خیلی راحت قابل دوری هستن، جلوگیری کنیم.

قدم اول: اهدافی مناسب مشخص کنین

همه چیز با دقیق شدن و فوکوس کردن بر یه هدف مشخص، مناسب و قابل رسیدن شروع می شه. مهم بودن این مسئله در اینه که ممکنه حواس هکر رشد خیلی راحت منحرف شه و دامنه تمرکز خود رو به شکل غیرقابل کنترلی گسترش بده. بله، هدف کلی شما رشده، اما اگه نتونین این هدف والای خود رو به اهدافی کوچیک و قابل رسیدن تبدیل کنین، هیچوقت به هدف پایانی خود نمی رسین.

فرض کنیم محصولی دارین و می خواین کاربران فعال روزانه (DAU) رو زیاد کنین، اما این هدف زیادتر از اندازه کلیه. پس، تصمیم می گیرین روی اندازه حفظ کاربران موجود تمرکز کنین چون این کار DAU (یا همون Daily Active Users) رو زیاد می کنه، اما حفظ کاربران هم هدف بزرگ و گسترده ایه. پس تصمیم می گیرین فقط به کاربران فعلی کمک کنین که محتوا تولید کنن چون آمار شما نشون میده وقتی شخصی در محصول (سایت، اپلیکیشن و …) به تولیدکننده محتوا (و نه فقط مصرف کننده) بدل می شه، فعالیتش هم در محصول شما بیشتر هستش. تولید محتوا، منتهی به حفظ کاربر می شه که اونم به نوبه خود منتهی به افزایش DAU می شه. پس، تصمیم پایانی این می شه که هدف خود رو افزایش دو برابری تولید محتوا بذارین.

  • هدف زیادتر از اندازه گسترده: افزایش کاربران فعال روزانه (DAU)
  • هدف متناسب و مناسب: افزایش دو برابری تولید محتوا توسط کاربران

خیلی از افراد واسه محدود و کوچیک کردن هدف خود به مشکل برمی خورند. اینجا قانون کلیدی این کار (که تصور می کنم درست باشه) رو توضیح میدم. اهداف خود رو مثل یه ساختار سلسله مراتبی در نظر بگیرین که از بالا به پایین، مفاهیم و محتوایات اون از کلی به جزئی تغییر می کنن.

این سلسله مراتب رو اونقدر به سمت پایین ادامه بدین تا در آخرً به آخرین خونه ای برسین که یه کار یا هدف تک باشه و بشه اونو به صورت یه مرحله ای انجام داد. در این سری مقالات که هدف ما رشد استارتاپه، درخت سلسله مراتبی ما چیزی مثل این هستش:

تعیین اهداف در روند اجرای هک رشد نقش مهمی دارن

اصلاً روزی می رسه که بتونین خونه رشد کار و کاسبی رو از این درخت سلسله مراتبی خط بزنین؟ نه. این هدفی اونقدر گسترده س که هیچوقت نمی تونین اونو به طول کامل و همیشگی محقق کنین.

اصلاً روزی می رسه که بتونین بگید هدفِ افزایش کاربران فعال روزانه رو تموم کردین؟ نه. اینم هدف تقریباً گسترده ایه، اما روزی می رسه که بتونین اهدافی مثل این رو خط بزنین: آموزش کاربران واسه تولید محتوا از راه یه ایمیل.

وقتی خود رو در جایی از این ساختار سلسله مراتبی بذارین که بتونین با انجام کارایی، اون خونه از ساختار رو خط بزنین، اون وقت میشه گفت اهداف خود رو خوب محدود و مشخص کردین.

قدم دوم: اجرای موشکافی واسه پایش اهداف

حالا که عزمتونو جزم کردین تولید محتوا رو دو برابر کنین، سوال بعدی اینه که در موقعیتی هستین که بدونین واقعاً در حال حرکت به سمت این هدف هستین یا نه؟ موشکافی درستی از شرایط در اختیار دارین؟ واسه پیدا کردن جواب این دو سوال، باید به چند سوالی که در ادامه اومده جواب بدین:

  • الان اصلاً معیاری واسه پایش و رهگیری وضعیت تولید محتوا دارین؟
  • تولید محتوا توسط کاربران رو به صورت کلی پایش می کنین یا به صورت دسته بندیای معینی از کاربران و براساس ویژگیای هر کدوم از این دسته بندیا؟
  • معیارهای مربوط به خود محتوا رو هم زیر نظر دارین (مثل حجم محتوا، طول اون، تعداد بازدید از اون، تعداد به اشتراک گذاریا و …)؟
  • ابزارهایی رو که واسه تولید و مصرف محتوا استفاده می شن، پایش می کنین؟
  • URLهای برگشت دهنده ای که بیشترین سهم رو در تولید محتوای شما دارن، پایش می کنین؟
  • و بسیاری سوالات دیگه …

بدون موشکافی، اهداف شما پوچ و بی معنی هستن. اگه نتونین با قطعیت مشخص کنین که چه وقتی یه هدف، محقق شده حساب شه، به این معناست که پیش شرط لازم واسه گذشتن از اون هدف و رفتن به سراغ بقیه اهداف رو در اختیار ندارین. موشکافیِ شما و اهداف تعیین شده تون، یه موازنه تأملی (reflexive equilibrium) ایجاد می کنن که با تأمل در وضعیت هر کدوم از این دو، در مورد دیگری اطلاعات خوبی به دست آورد و با به کار گیری اطلاعات یکی از اونا، دیگری رو بهینه سازی کرد.

موشکافی اهداف هک رشد

به عنوان مثالی از یه موازنه تأملی، حالت زیر رو در نظر بگیرین.

اگه هدف گذاری شما با افزایش دو برابری تولید محتوا شروع شه، اما بعد بفهمین که چیز مهم تری از تولید کلی محتوا هست که موجب افزایش اندازه حفظ کاربر می شه، اون وقت ممکنه در هدف خود بازنگری کنین. مثلاً اگه محتواهای سه دقیقه ای، تنها نوع محتوایی باشن که اندازه حفظ تولیدکننده محتوا و مضرف کننده اونو زیاد می کنن، باید در هدف خود بازنگری کنین.

یکی از چند تا نکته مهم در مورد اجرا موشکافیای موردی واسه پایش پیشرفت اهداف، تاثیریه که این موشکافیا در طول زمان، بر موشکافیای کلی و کامل شما دارن. وقتی چند سالی رو صرف ساختن یه کار و کاسبی و کسب هدفی پس از هدف ِدیگه، کرده باشه، متوجه میشین که اندازه داده هایی که در این مدت از این فعالیتا بدست آوردین، بسیار زیاد و آگاهی بخش شده. در آخر، وقتی که یه هدف جدید تعیین می کنین ممکنه معیارهای مربوط به اونو که باید پایش شن، از قبل بشناسین و داده های گذشته رو هم در اختیار داشته باشین تا به اونا مراجعه کنین و از چند و چون رسیدن به هدفای مشابه باخبر شید.

تموم هکرهای رشد با یه تبر کُند شروع می کنن، اما این وسیله با گذشت زمان تیزتر و تیزتر می شه. پس، در اول کار ناامید نشید.

قدم سوم: از نقاط قوت خود استفاده کنین

ارشمیدس میگه:

یه اهرم بلند و یه نقطه تکیه به من بدین تا زمین رو تکون بدهم!

این گفته فقط جنبه ادبی نداره. انگار ریشه واقعا داره. با یه اهرم که به اندازه کافی بلند باشه و با کمی نیرو، میشه اجسامی بسیار سنگین رو جابه جا کرد.

نفاط قوت خود رو در هک رشد بشناسین

هر استارتاپی نقاط قوت یا داراییا و توانمندیای داخلی خودشو داره که میشه از اونا به عنوان یه اهرم استفاده کرد. وقتی چیزی ارشمند در اختیار دارین که به کار گیری اون لازمه انرژی اندکیه، اما می تونه یافته های بزرگی به بار آوَرَد، یعنی اهرم رو به دست آورده اید.

بیایید همون مثالی رو که در بالا واسه ساختار سلسله مراتبی هدفا معرفی کردیم، ادامه بدیم. مثلا می خواین تصمیم بگیرین که اول یه ایمیل آموزشی واسه کاربران خود بفرستید یا یه دسته بندی با عنوان رویدادهای جدید رو در محصول خود بسازین. اگه مثلاً ۲۰۰ هزار نشانی ایمیل در اختیار داشته باشین و سامانه ارسال گروهی ایمیل تون، به طور کاملً درست بکنه (و بتونین ایمیل خود رو ظرف یه روز جفت و جور کنین)، انگار یه اهرم بلند در اختیار دارین.

اما اگه ایجاد دسته بندی رویدادهای جدید در سایت تون، لازمه دست کم چند روز برنامه ریزی، چند روز طراحی، بازبینی طرح گرافیکی و چند روز برنامه نویسی باشه و از طرف دیگه، برنامه نویسان شما همین حالا هم به زحمت به کارای روزانه خود می رسن، این گزینه اصلاً راه امیدوارکننده ای پیش پای شما نمی ذاره؛ مخصوصا اگه به دنبال بازدهی بالا در کوتاه مدت باشین.

اینجا، همین قانون اهرمه که به شما تصمیم درست رو نشون میده. پس بهتره روی فرستادن ایمیل تمرکز کنین. اهرم یا نقطه قوت کار و کاسبی شما به اندازه لیست ایمیلا و سامانه فرستادن ایمیل شماس؛ نه اندازه قدرت مهندسی تیم شما در روبرو شدن با مشکلات و رقابتا. البته ممکنه یه کار و کاسبی دیگه، گزینه دیگری رو انتخاب کنه، اما فقط اگه اهرم یا نقطه قوت اونا ایجاب کنه.

برنامه ها، اهداف و کارایی که بدون توجه به اهرمای کار و کاسبی تون (و انگار در خلأ) اولویت بندی شدن، معمولا موثر نیستن. فعالیتای خود رو براساس توانمندی هاتون برنامه ریزی کنین. پیشنهاد می کنم اول قسمتای ۳ تا ۶ این سری مقالات رو بخونین و بعد با در نظر گرفتن اهرم یا نقطه قوت خاصی که شرکت تون داره، به هر تاکتیکی که معرفی شده یه امتیاز بدین تا در آینده، براساس امتیازات، اولویت بندی شون کنین.

به دنبال برنامه ای کامل واسه معرفی دیجیتال خود هستین؟

پکیجامون به شما کمک می کنن یه حضور موثر و با ثبات در اینترنت ایران داشته باشین.
واسه مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرین.

اطلاعات بیشتر…

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

قدم چهارم: آزمایش رو اجرا کنین

، تا اینجای کار، قدم اول رو کامل کردین، یعنی هدف خود رو افزایش دو برابری تولید محتوا قرار دادین. هم اینکه، قدم دوم رو هم اجرا کردین و حالا داده های لازم رو که موفقیت کارکرد شمام جهت با هدف رو نشون میدن، پایش می کنین.

از طرف دیگه، قدم سوم رو هم ورداشته اید و می خواین از راه خبرنامه ایمیلی به کاربران خود آموزش بدین چون در این بخش س که نقطه قوت شما خودشو نشون میده. حال، زمان اجرای آزمایشه که در مثال ما، یعنی واقعاً باید ایمیل رو بفرستید. (توجه: به این خاطر در این مرحله فرستادن ایمیل رو یه آزمایش میدونیم چون هنوز هیچکی نمی دونه در عمل چه اتفاقی اتفاق می افته.) اما باید بعضی نکات رو بین اجرای آزمایش مورد به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین:

فرضیه های خود رو قبل از اجرای آزمایش، یادداشت کنین

قبل اینکه آزمایش رو عملی کنین، باید بهترین پیش بینیای خود نسبت به چیزی که اتفاق می افته رو روی کاغذ بیارین. فکر می کنین این ایمیل نسبت به ایمیلایی که تا الان فرستاده اید، اندازه کلیک بالاتری داره یا پایین تر؟ به چه دلیل اینجور فکری می کنین؟ فکر می کنین این ایمیل، تولید محتوا رو ظرف ماه آینده چقدر زیاد می کنه؟ به تنهایی شما رو به هدف تولید دو برابری محتوا میرسونه یا اینکه فقط بخشی از این هدف رو محقق می کنه؟

شاید نوشتن این جور حدسیات کار احمقانه ای به نظر برسه؛ وقتی که خیلی راحت می تونین ایمیل رو بفرستین و ببینین چه اتفاقی می افته. اما اگه طرز فکرتون اینه، پس از نکته اصلی غافل هستین. فرضیه ها و حدسیات، انعکاسی دقیق از پیش فرض و تخمین ذهنی شماس؛ قبل اینکه اجرای آزمایش به شما امکان بده گذشته (یعنی حدسیات و فرضیه های خود) رو بازنگری کنین و خود رو یه نخبه بدونین. این کار به شما نشون میده که قبل از اجرای آزمایش تصوراتتان تا چه حد اشتباه یا درست بوده.

مثلا، تصور کنین فرضیه فعلی شما اینه که اندازه کلیک، کمتر از ایمیلای قبلی هستش چون همین حالا هم هفته ای یه ایمیل واسه کاربران می فرستید و فکر می کنین که ایمیل دوم واسه اونا رو مخه. بعد، آزمایش رو اجرا می کنین و می ببینن که اندازه کلیک بالاتری از ایمیلای عادی به دست اومده. اگه هیچ مدرکی از این فرضیه اشتباه خود نداشته باشین، وسوسه میشین گذشته رو بازنویسی کنین و به خودتون یا بقیه اعضای تیم القا کنین که این همون نتیجه ای بوده که از اجرای آزمایش توقع داشتین چون شما یه نخبه استارتاپی هستین!

اما نوشتن و نوشته شده کردن فرضیات، باعث صداقت شما می شه. حالا به جای تلاش واسه اینکه به همه ثابت کنین چقدر باهوش بودین، بحث تون بر سر این هستش که به چه دلیل فرضیات تون اشتباه از آب دراومده. ممکنه در این بحثا بفهمین که تعداد کاربرانی رو که مایل بودن با کار و کاسبی شما در رابطه باشن، دست کم گرفتین. این آگاهی و بینش، فایده هایی داره که می تونه بالاتر از موضوع فرستادن ایمیل، به کارتون بیاد.

اگه احساس می کنین ایده مطرح کردن فرضیه، باعث می شه که قضیه خیلی مثل مسائل علمی شه و کمتر به فرهنگ عادی و سنتی میان کار و کاسبیا شباهت داشته باشه، چی از این بهتر؟

در اختصاص منابع واسه اجرای آزمایش، عاقلانه عمل کنین

هر زمان که آزمایشی اجرا کنین، شک نداشته باشینً باعث مشکل در جریان عادی فعالیتای کار و کاسبی تون می شه. اول اینکه کل تیم باید درباره آزمایش باخبر شه تا بتونه واسه هرگونه اتفاق ناخوشایندی خود رو آماده کنه. دوم اینکه باید بدونین چه وقتی کار و کاسبی شما با کمبود منابع روبرو شدن. اگه روزای سه شنبه روزیه که معمولاً سِرور با بیشترین حد توان مشغول سرویس دهیه، پس نباید در این روز آزمایشی انجام بدین که ۳۰٪ ترافیک بیشتری به طرف اون سرازیر کنه.

سوم اینکه اگه قبل از اجرای آزمایش، به اندازه مشخصی زمان واسه تکمیل عناصر آزمایش نیاز دارین، حتماً چیزای مهم وقتی مورد نیازتون رو مورد توجه بذارین. در این مورد بد نیس به قانون داگلاس هافستادر، دانشمند معروف علوم شناختی اشاره کنیم. اگه (Hofstadter's Law) رو یادتون باشه، شک نداشته باشین در عمل جواب بهتری میگیرین:

همیشه از چیزی که فکر می کنین، بیشتر زمان می بَرد. حتی موقعی که قانون هافستادر رو هم در نظر گرفتین.

از یافته های اولیه دلسرد نشید

پدیده ای هست که ما بارها تجربه کردیم و اون باور همیشه -حاضریه که میگه آزمایشی که حالا دارم انجام میدم، هر چی باشه، در آخر موجب بهبود امور می شه. با این باور، به خود می بگیم: "آزمایشی که الان وقت و انرژی خود رو به اون اختصاص داده ام، به نظر می رسه پاسخی روشن واسه مشکلات شرکت من داره. اگه این آزمایش ارزش وقت و انرژی منو داره، پس باید همون چیزی باشه که موتور موشک رشد رو روشن می کنه." اما این باور با چیزی که واقعا اتفاق می افته منافات داره. تموم آزمایشاتی که انجام می دین به پاسخی واسه مشکلات شرکت تون منجر نمی شن و در اون زمونه که احتمال سرخوردگی و رها کردن روند رشد زیاد می شه.

همونطور که در قسمت قبلی این سری مقالات گفتیم، بیشتر اقدامات شما به عنوان یه هکر رشد شکست می خورن. البته ایرادی نداره که خوشبین باشین، اما نباید هر بار که آزمایشات تون نتایجی نه خیلی استثنایی به بار می یارن، دلزده و مأیوس شید. اصلاً واسه همینه که وقتی یه هدف مشخص و محدود تعریف کردین باید از چند جناح به اون حمله ور شید، چون بیشتر تاکتیک هاتون جواب نمی ده.

از موفقیتا و شکست هاتون درس بگیرین

شنیدین که میگن معروفیت بد وجود نداره؟ یعنی اگه ستارگان سینما حتی به خاطر یه فیلم ضعیف هم مرتب در رسانه ها مورد اشاره قرار بگیرن باز واسه معروفیت شون خوبه. به همین ترتیب، داده بد هم وجود نداره. حتی اگه آزمایش تون شکست بخوره، بازم به خاطر اون آزمایش شک نداشته باشین تونسته اید اطلاعات زیادی درباره محصول و کاربران خود به دست بیارین که میشه از اونا در آزمایشات بعدی استفاده کرد.

توماس ادیسون بیشتر از ۱۰۰۰ بار شکست خورد تا تونست لامپ رو اختراع کنه. وقتی در این باره از اون سوال شد، ادیسون جواب داد:

من ۱۰۰۰ بار شکست نخورده ام، من موفق شده ام ۱۰۰۰ راه نساختن لامپ رو کشف کنم!

شما می تونین هم از موفقیتاتون چیزایی بیاموزید و هم از شکست هاتون. هیچ داده غیرمفیدی وجود نداره. حتی دیتای شکستا هم به کارتون میاد. آزمایشای ناموفق مانع یادگیری شما نیستن، بلکه فقط وقتی از یاد گرفتن بازمی مونید که آزمایش کردن رو کنار بذارین.

قدم پنجم: آزمایش رو بهینه کنین

آزمایش باید بهینه باشه. آزمایش چیزی نیس که اونو یه بار انجام بدین و از اون عبور کنین. باید آزمایش رو هر بار بهینه تر کنین و دوبارهً اجرا کنین. فقط وقتی می تونین یه آزمایش رو تموم شده بدونین که واقعاً در بهینه ترین شرایط انجام شده باشه نه وقتی که از انجام دادن دوباره و دوباره اون خسته شدین.

گروه کنترل داشته باشین

همیشه وقتی امکانش رو دارین، باید از یه گروه کنترل بهره ببرین. این کار موجب می شه که بتونین تغییراتی رو که معمولاً توضیحشان سخته، توجیه کنین. اگه مثلاً ایمیل خود رو فقط واسه ۸۰٪ کاربران خود بفرستید و نه همه اونا، اون وقت می تونین بفهمین که تولید محتوا در اون گروه چقدر در مقایسه با گروه کنترل (یعنی اون ۲۰٪ که ایمیل رو براشون نفرستادین) زیاد شده.

هم اینکه، ممکنه به خاطر یه عامل مخفی یا پیش بینی نشده (خارج از کنترل یا علم شرکت شما) کاهشی قابل توجه در تولید محتوای سایت تون اتفاق افتاده باشه. بدون یه گروه کنترل، شاید اینجور برداشت کنین که فرستادن ایمیل باعث کاهش تولید محتوا شده، مسئله ای که اصلا حقیقت نداره.

به جدول زیر نگاه کنین. بدون گروه کنترل ممکنه فکر کنین که تولید محتوا حدود ۱۰٪ (به جای ۵٪) واسه هر کدوم از کاربران کاهش داشته و شاید تصور کنین این کاهش، با ایمیلی که واسه کاربران ارسال کردین، رابطه داره.

آزمایش هک رشد رو بهینه کنین

از تست  A/B استفاده کنین

آزمونای A/B به یه دلیل مشخص با استقبال هکرهای رشد مواجه شدن: اونا جادو می کنن!

شاید فکر می کنین خودتون خوب می دونین که موضوع ایمیلی که می فرستید چه باید باشه تا کاربر تشویق شه روی اون کلیک کنه، اما آزمون A/B هستش که حقیقت رو به شما میگه. شاید با خود فکر کنین می دونین چه صفحه فرودی باید واسه ایمیل طراحی کنین تا کاربران به تولید محتوا تشویق شن، اما آزمون A/B هستش که حقیقت رو به شما میگه. وسایل بسیار کمی هستن که می تونن اینجور یافته های بزرگی رو خیلی راحت در اختیار شما بذارن و یکی از اونا، همین آزمون A/B هستش.

بدونین چه موقع باید یه آزمایش رو کنار بذارین

ما معمولاً از انجام یه آزمایش دست نمی کشیم، مگه وقتی که ثابت شده باشه اهرم و نقطه قوت شرکتمون، ضعیف تر از چیزی بوده که در اول فکر می کردیم. ما وقتی از آزمایش دست می کشیم که به طور منطقی به این نتیجه برسیم که این آزمایش، بدون نیاز به منابع زیادتر از اندازه، دیگه یافته های بهتری به بار نمیاره.

قدم ششم: تکرار کنین

حال وقت اون رسیده که آزمایشی جدید یا نسخه بهبودیافته از یه آزمایش قبلی رو انتخاب کنین و تموم این مراحل رو بارها طی کنین. اگه برابر همین روالی که در این مقاله توضیح دادیم پیش برید، اون وقت رسیدن به موفقیت، چیزی بیشتر از نتیجه فرعی عزم شما یا نتیجه بخت و احتمالات هستش. در واقع شما موفقیت رو برنامه ریزی کردین.

جمع بندی

در آخر این مقاله، چند تا نکته مهم گفته شده رو دوباره با هم تقدیم حضوتون می کنیم:

  • قدم ۱: اهدافی مناسب و قابل رسیدن تعریف کنین
  • قدم ۲: واسه پایش اهداف خود از موشکافی بهره بگیرین
  • قدم ۳: نقاط قوت فعلی خود رو به اهرم موفقیت بدل کنین
  • قدم ۴: آزمایش رو اجرا کنین
  • قدم ۵: آزمایش رو بهینه سازی کنین
  • قدم ۶: روند رو تکرار کنین

در این مقاله با روند اجرای هک رشد آشنا شدیم. در قسمت بعدی از سری مقالات هک رشد به معرفی قیف هک رشد می پردازیم که وسیله و مدلی واسه جذب، فعال سازی و حفظ کاربرانه. با ما همراه باشین.

موضوع در رابطه بازاریابی اینترنتی

بحث درباره این مقاله رو شما شروع کنین! ارسال دیدگاه

نیاز به مشاوره بیشتر دارین؟ واسه صحبت با کارشناسان نوین تماس بگیرین.

۰۲۱-۶۳۴۰۴ ۵ دقیقه رایگان

علی بای

من، علی بای، چند سالی هست در مورد تولید، مدیریت و سردبیری محتوا فعالیت میکنم. به خاطر تحصیلاتم در زبانشناسی، بخش علاقه خودم پیوند محتوا در فضای وب با زبون فارسی، نوشتن، دستور و چیزای مهم معناییش و چگونگی تاثیر اینا در جفت و جور محتوایی باکیفیت، موثر و شهودی هست.
پیشنهاد میکنیم این مقالات رو هم بخونین

Published on :Posted on