بخشی از هویت هر فرد با او به دنیا می آید(جنسیت، قد، رنگ، مو، چشم، نژاد وغیره) اینکه ما از این خصوصیات چه بر داشتی داشته باشیم وخود را چگونه ارزیابی کنیم تا حد زیادی متاثراز چگونگی بر خوردمحیط پیرامون ومقایسه ای که ما میان خود وآنان به عمل می آوریم می باشد. بخش های دیگر تشکیل دهنده هویت متشکل از نقش های محول جامعه و محیط پیرامونی وجایگاه و موقعیت اجتماعی ما است. رشد هویت نوجوانی تحت تاثیر عوامل مختلفی است که اهم آن را می توان به شرح ذیل بر شمرد.

  • عوامل شناختی:
  • فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

رشد شناختی تاثیر مهمی بر شکل گیری هویت دارد؛ وقتی که فرد در دوره نوجوانی به مرحله تفکر عملیات صوری می رسد امکان بسیار بهتری بدست می آورد که هویت آتی خود را ترسیم کند وبه مسایل آن بیاندیشد تحقیقات مختلف (بایز وکاندلر۱۹۹۲وواتر من۱۹۹۲وبرزانسکی۱۹۹۲).

حاکی از آن است که نوجوانانی که به رشد شناختی متناسب با این دوره از رشد رسیده اند از کسانی که به این سطح از تفکر نرسیده اند موفقیت بیشتری در حل مسایل مربوط به هویت خویش نشان می دهند. این عده اطلاعاتی که برای این منظور دارند بهتر اختیار می کنند وبهتر به کار می گیرند؛ همچنین نیاز آنان به کمک گرفتن از دیگران کمتر است وبه جای آنکه تصمیم گیریهای خود را مرتب به تاخیر بیاندازند قادرند راه خود را به موقع انتخاب کنند وخلاقیت بیشتری در تجربه هایشان نشان دهند.

  • عوامل فردی وخانوادگی:

محیط خانوادگی عامل قطعی  وموثر در ایجاد شرایط سازنده ای است که ارزش ها و گرایش های شخص را شکل می دهند. بخش مهمی از این فرایند در درون خانواده به صورت عمدی وآگاهانه انجام می پذیرد ولی بخش زیادی از آن نیز کاملا نا خودآگاه است. به هر حال اگر جامعه پذیری یااجتماعی شدن فرایندی باشد که نسل های مختلف یک جامعه را به یکدیگر پیوند می دهد خانواده از عوامل عمده اجتماعی شدن از دوران کودکی تا نوجوانی وپس از آن است که به صورت یک سلسله مراحل پی در پی رشد وتکامل، نسل ها را به یکدیگر مربوط می سازد(گیدنز،۱۳۷۳ص۸۵).
نوع ارتباط نوجوان با والدین در چگونگی شکل گیری هویت آنان موثر است پژوهش های کارکستروم- آدامز(۱۹۹۲) واتر من(۱۹۹۲) وگراته وان وگوپر(۱۹۸۶). موید این مطلب است.نوجوانانی که در حالت پراکندگی هویت هستند غالبا کسانی اند که از جانب والدین خود به فراموشی سپرده شده ویا طرد شده اند شاید علت این امر آن است که شکل گیری هویت در آغاز مستلزم همانند سازی با پدر ومادر است وهمانند سازی با ویژگی های آنان وقتی انجام می شود که نوجوانان به آنان دلبستگی داشته باشند. تشکیل هویت بستگی زیادی با همانند سازی های گذشته فرد وتغییرات آنها به صورت یک کمال جدید دارد.همانند سازی با والدین علیرغم تحولاتی که طی کرده اند، به طور اساسی باقی می ماند وبه آن همانند سازی با افراد دیگر از قبیل برادر یا خواهر بزرگ تر، افراد گروه همسن ویا اشخاصی که مورد علاقه طفل بوده واز دست رفته اند وبه طور کلی افرادی که به نحوی ایده آل می باشند اضافه می گردد(اکبر زاده،۱۳۷۶).

همچنین در تشکیل هویت، هانند سازی با گروه ها مانند همانند سازی با افراد می باشد.خانواده به عنوان یک واحد با آداب ورسوم وقیودات خاصش طبقه اجتماعی که فرد درآن بزرگ شده است،گروه های مذهبی واخلاقی، ملیت فرد وزمانی که از لحاظ تاریخی در آن زندگی می کنند، همه این عوامل به اضافه عامل جنسیت فرد،که از پایه های مهم هویت می باشند، در تشکیل هویت ثابت تاثیر دارد. همچنین وقتی نوجوان وابستگی شدیدی به والدین داشته باشدو مدام از آنان فرمان ببرد، هویت او حاکی از تسلیم طلبی در مقابل والدین خواهد بود؛ زیرا ممکن است هیچ وقت به خود اجازه ندهد که اقتدار آنان را زیر سوال ببرد،برعکس نوجوانانی که هویت محکمی بدست می آورند غالبا کسانی هستند که از عواطف محکم وآزادی کافی در محیط خانواده برخوردارند واجازه پیدا می کنند که فردیت خود را داشته باشند.

عوامل مربوط به نظام آموزشی:

یکی از مولفه های تکوین هویت در فرد وجامعه آموزش یا تعلیم وتربیت است،  به ویژه در جهان امروز که جوامع وملت ها دیگر نمی توانند همچون گذشته به گونه ای سنتی وطبیعی یا هر طور که خودشان می خواهند زندگی کنند اهمیت مقوله تعلیم وتربیت دو چندان شده است به همین جهت نظام آموزشی در هرکشور، در این زمینه مسولیتی خطیر بر دوش دارد(ربانی،۱۳۸۲ص۶۵۷).

توجه به ارکان هویت در نظام آموزشی می تواند نتایج ارزشمندی در زندگی فردی داشته واثرات اجتماعی وفرهنگی قابل توجهی را منجر شود که مواردی مانند تکامل فردی،خود باوری واعتماد به نفس همدلی وهمبستگی ملی وگروهی، تعهد ومسولیت پذیری، ترجیحات ملی وافتخار به فرهنگ خودی ومقابله با نفوذ فرهنگ بیگانه از جمله عوارض مشهود آن است؛ لذا لازم است نظام های آموزش به عنوان مهم ترین عامل توسعه پایدار از طریق یک برنامه مدون علمی به این مهم همت گمارند.

  • عوامل اجتماعی – فرهنگی:

شاید بتوان گفت که تاثیر زمینه های اجتماعی – فرهنگی بر چگونگی شکل گیری  هویت نوجوانان از سایر عوامل بیشتر است. اریکسون بر این مساله تاکید می کند که طرد شدن از طرف دیگران یا اجتماع ممکن است باعث شود که نوجوان نتواند در خود احساس هویت پیدا کند. در دوره خویشتن یابی نوجوان خود را مکلف می بیند که تا به اهداف خاصی، صادقانه تعهد سپرده وبه آنها وفادار بماند.شاید به همین دلیل است که نوجوانان در بسیاری موارد به عضویت در گروه های خاص، مسلک های ویژه،مدهای متنوع یا پیوستن به گروه های همسالان تمایل دارند. نوجوانان متعلق به فرهنگ های قدیمی ونقاط دور افتاده ویا محیط های روستایی تحت تاثیر  زمینه های اجتماعی- فرهنگی خود هویت متناسب با شرایط محیط زندگی خود را شکل می دهند ونیز نوجوانان فرهنگ های پیچیده وباز تحت تاثیر هویت سایر افراد آن جامعه وفرهنگ هستند، اهمیت نقش عوامل زمینه سازاجتماعی – فرهنگی آشکارتر خواهد شد.در فرهنگ های قدیمی تر نوجوانان از نظر شکل گیری هویت از بزرگسالان خود تقلید می کردند. در فرهنگ های سنتی کنونی نیز چنین استاما در فرهنگ جدید این گونه نیست وتسلیم طلبی در شکل گیری هویت جای خود را به در گیری وجستجوگری داده است.

  • رسانه ها ووسایل ارتباط جمعی:

هر چند برخی از صاحب نظران بر اکتسابی بودن هویت، به ویژه در عصر جدید تاکید دارند اما برخی از آنها معتقدند هویت تحت تاثیر جبرهای اجتماعی به ویژه تکنولوژیهای قدرت شکل می گیرد. بیشتر صاحب نظران مکتب انتقادی فرانکفورت وصاحب نظران امپریالیسم رسانه ای دارای چنین دیدگاهی هستند به نظر برنارد کوهن بین ساختارهای دانش، ساختارهای سلطه وشکل گیری هویت رابطه وجود دارد(بابایی فرد،۱۳۸۲ص۸۰).

رسانه های جمعی خصوصا تلویزیون ومطبوعات به عنوان عامل شکل دهنده آموزش وپرورش غیر رسمی یک کشور نقش مهمی در شکل گیری هویت افراد ایفا می کنند. در قرن اخیر رسانه های جمعی عهده دار بسیاری ازکارکرد هایی شده اند که در گذشته  به دوش والدین موسسات  فرهنگی ومذهبی بوده است حضور رسانه ها در منزل  ومشغول ساختن اعضاء خانواده به پیام های خویش باعث شده است که ارتباط مستقیم بین والدین وفرزندان تا حد زیادی  تحت الشعاع برنامه های رسانه ای قرار گیرد. به هر حال بیان قاطعی در باره تاثیر رسانه ها در هویت جوانان به دلیل متغیرهای متعدد از نظر تحقیقات تجربی وجود ندارد ولی به طور قاطع می توان از اثر گذاری آن حداقل به صورت غیر مستقیم سخن گفت. رسانه های جمعی با توجه به مخاطبین زیادی که تحت پوشش دارد، باید به عنوان یک برنامه آموزشی غیررسمی در کنار سایر عوامل غیر فرهنگی مانند مدارس در شکل دهی هویت مورد بررسی قرار گیرند.

Published on :Posted on