رابطه میان استرس و قابلیت اجرای کار

هر کس به میزان معینی از فشار نیاز دارد تا کار آئی خوبی داشته باشد، زیرا این فشار، تحریکات لازم برای بروز خلاقیت و ابداع را در فرد فراهم می نماید.بدون فشار کافی، قابلیت اجرائی و کار آئی شما دچار محدودیت خواهد شد.در شرایط معینی ، استرس می تواند کار آئی را افزایش دهد.

هنگامیکه احساس می کنید توانائی شما در تحمل یک موقعیت ، کافی نیست ، واکنش استرس شروع شده و انرژی اضافی لازم برای برآورده ساختن مطالبات آن موقعیت را فراهم می نماید.در این حالت استرس چاشنی زندگی است و در شما احساس ابداع را زنده کرده و کمک می کند تا زمینه های ناشناخته را کشف نمائید و مبارزه و مقابله جدیدی را آغاز کنید .استرس در جنبه مثبت ، قابلیت اجرای کار را افزایش داده و به شما یاری می دهد تا در برابر فشار ها انعطاف پذیر باشید و از آن به نفع خود استفاده کنید.استرس همچنین ، می تواند مخرب ، ویرانگر و دارای جنبه های منفی باشد.در هنگام عدم تحمل یک موقعیت ، واکنش استرس آغاز می شود ، اما هنگامیکه احساس اضطراب و فشار می نمائید ، انرژی شما دچار زوال شده ، دید و استنباط شما از زندگی ، یک حالت منفی پیدا می کند و برای غلبه بر مشکل ، دچار کشمکش می شوید .در این حالت ، قابلیت اجرای کار ، به نحو قابل ملاحظه ای کاهش یافته و احساس خستگی  مفرط به شما دست خواهد داد و استرس تبدیل به پریشانی خواهد شد.

 

نگاره شماره 4-2نشان می دهد که فقدان یا کمبود فشار ، همانند فشار بیش از اندازه ، استرس زا می باشد.رمز غلبه بر استرس ، فقط یک تعادل و توازن دقیق میان استرس و آرامش است.اگر این توازن حفظ شود ، از بروز خستگی مفرط جلوگیری بعمل آمده و منحنی قابلیت اجرائی را بالا نگاه می دارد. ( کراون، 1373، صص23-22)

عوامل استرس زای شغلی

بررسی رضایتبخش منابع استرس فقط با استفاده از یک رویکرد چند رشته‌ای امکان پذیر است .یعنی برای این منظور باید طیف کامل مسائل روانشناختی ، جامعه شناختی و فیزیولوژیایی را که محیط کار بر افراد اثر می گذارند مورد بررسی قرار داد.

بنا بر این ،هنگام مطالعه منابع و جلوه های استرس در گروه شغلی معینی ، مثلا در گروه کارکنان کارخانه ها ، باید به این نکته مهم توجه داشت که منابع استرس خارج از محیط کار نیز ممکن است بر عملکرد و سلامت روانی و جسمی شخص در محیط کار اثر بگذارند .دو منبع عمده استرس خارج از سازمان عبارتند از: محیط خانواده و محیط اجتماعی.

سه حوزه رفتاری ، یعنی محیط های کار و خانواده و محیط اجتماعی و فرهنگی شامل نیروهایی هستند که بر فرد اثر می گذارند و بااو تعادل دارند .بنا بر این ، استرس ناشی از یکی از این حوزه ها ممکن است بر فرد اثر بگذارد و این نیز به نوبه خود در نوع و نیرومندی استرس ناشی از یکی دیگر از حوزه ها تغییراتی ایجاد کند.

هنگامی که میزان استرس فرد در یک یا چند حوزه به اندازه کافی شدید باشد،‌عوارض استرس نمایان خواهد شد.نوع تظاهرات خاص استرس تابع متغیرهایی است که بافت موقعیت فرد معینی را تشکیل می دهند .برای مثال ، ممکن است در برابر عوامل استرس زای به ظاهر همانندی ، یکی از افراد به مواد مخدر پناه ببرد و دیگری دچار برونشیت شود.

  1. حوزه اجتماعی و فرهنگی
مطلب مرتبط :   نمونه تجارب برتر معلمان - کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

در بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با استرس معمولا میزان بروز بیماری های مزمن و نرخ ،مرگ و میر به عنوان متغیر های اصلی اندازه گیری انتخاب می شوند.در یک گزارش تاثیرات آگهی های تجاری ، رسانه های گروهی و سایر عوامل تجاری اثر گذار بر مردمان جوامع مرفه صنعتی مورد تحلیل قرار گرفت و این فرضیه عنوان شد که تعامل این متغیرها موجب پیدایش خواستها و انتظارهایی در حوزه های مختلف زندگی می شود، و این نیز به نوبه خود بر سلامت شخص اثر می گذارد .در این گزارش ، نرخ بالاتر بروز بیماری های مزمن وابسته به استرس در جوامع صنعتی مرفه در مقایسه با جوامع غیر مرفه ، به عنوان شواهدی در تأیید فرضیه فوق ارائه شده است.

از خود بیگانگی و بی هنجاری

برخی این نظر را پیش کشیده اند که ساختار پبچیده نیازها و فشارهای اجتماعی در جوامع مرفه می تواند آثار نامطلوب ویژه ای در کارکنان برخی مشاغل داشته باشد  و به حالتهایی مانند تعارض نقش ها ، احساس عجز، از خود بیگانگی و بی هنجاری منجر شود.خطر از خود بیگانگی و بی‌هنجاری مخصوصا در کارگران مهاجر بیشتر است که بخش اعظم نیروی کار را در سراسر جهان تشکیل می دهند.

احساسهای منفی از خود بیگانگی و بی هنجاری در آن دسته از گروههای شغلی رشد می کند که افراد آن یا خود را مطرود از جامعه احساس کنند و یا روابط نامساعدی با دیگر افراد جامعه داشته باشند.بعلاوه ، مفهوم بی هنجاری ، یکی از متغیرهای عمده در نظریه روانشناختی ـ جامعه شناختی خودکشی عنوان شده است.

آب و هوا ، رژیم غذایی ، و عوامل مشابه آن

برخی این فرض را پیش کشیده اند که استرس زاهای اجتماعی و فرهنگی از عواملی نظیر رژیم غذایی ، آب و هوا، توشه وراثتی ، مذهب، طبقه اجتماعی ، ازدحام ،نوع مسکن ،و میزان انزوا اثر می پذیرند ـ عواملی که همگی همراه با نوع فرهنگ و شرایط جغرافیایی در تغییرند. برای مثال ،‌بررسی  ها نشان داده اند که شیوع بیماری تصلب عروق اکلیلی قلب در میان مردم ژاپن نسبتا کمتر از مردم سفید پوست امریکای شمالی است.

جابه جایی مکرر

خانواده هایی که بیشتر محل زندگی خود را تغییر می دهند قادر نیستند با جوامع محلی پیوندهای عمیق برقرار کنند.چنین وضعی احساس انزوا را تشدید می کند و برای همه اعضای خانواده استرس زاست.جابجایی مکرر متاسفانه یک عامل خطر بار شغلی برای شاغلان شناخته می شود.

رانندگی

داشتن وسیله ایاب و ذهاب به محل کار یکی از عوامل موثر ، به ویژه در مورد افرادی است که در معرض خطر بیماری قرار دارند.برای مثال ، نتایج یک بررسی نشان داد که میزان دفع ئیدروکسی کورتیکو استروئید و کاته کولامین ها طی دو ساعت رانندگی هم در افراد سالم و هم در مبتلایان به بیماری عروق اکلیلی قلب در حد معنی دار افزایش می یابد.

زندگی در شهر در مقایسه با زندگی در روستا

مطلب مرتبط :   انواع ادراک و نقش انها در یادگیری

بین جوامع شهری و روستایی از لحاظ میزان اختلالهای ناشی از استرس تفاوتهایی وجود دارد .برای مثال ، معلوم شده است که میزان شیوع فشار خون در جوامع شهری بیشتر از جوامع روستایی است.اما در مقایسه با شرایط زندگی شهری از قبیل سر و صدا ، ازدحام و شتاب باید عوامل استرس زای زندگی روستایی نظیر انزوا، فقدان حریم خصوصی و کنترل اجتماعی را نیز در نظر داشت.

با پی گیری یک بررسی که 20 سال پیش در ناحیه من هاتان آمریکا انجام شده بود اعتقاد دیرینه به بالا بودن سلامت روانی روستائیان به شهریان مورد تردید قرار گرفت.بطور مثال ، طبق یک گزارش از کشور نیوزیلند ، تعداد نسخه های تجویز داروهای روان گردان در مناطق روستایی دو برابر تعداد نسخه های مشابه در مناطق شهری بود.به نظر می رسد که این گزارشات مقداری ضد و نقیض است و در این رابطه احتیاج به تحقیقات بیشتری می باشد.

  1. حوزه خانواده

نخست اینکه پسخوراند متقابلی در کار است ، به این معنی که استرس زاهای شغلی بر زندگی خانوادگی اثر می گذارند و متقابلا زندگی خانوادگی نیز استرس زاها را تحت تاثیر قرار می دهند و این دو عامل غالبا همدیگر را تشدید می کنند.

در بررسی ماهیت همبستگی بین استرس شغلی و اثر آن بر زندگی خانوادگی باید به این نکته مهم توجه داشت که شاخص خشنودی از زناشویی که رالینز و فلدمن پیشنهاد کرده اند روندی از نوع منحنی U دارد ، به این معنی که روند آن در سالهای میانه زناشویی ،کاهنده ، و در سالهای بعدی فزاینده است.نقش های خانوادگی افراد در سالهای میانی چرخه زندگی خانوادگی تعارضهای بیشتری را سبب می شوند ‌، به ویژه در مواردی که زمان صرف شده در فعالیتهای شغلی مزاحم ایفای نقش های خانوادگی باشد.

علاوه بر آنچه گفته شد ، دوره مخصوصا خطر بار در زندگی زناشویی ،‌زمانی است که کودکان خانواده سرگرم تحصیل هستند.یکی از مسائل مهم در این دوره تعارض نقش ها بین زن و شوهر است،که غالبا به پیدایش اضطراب در خانواده و ناتوانی شوهر در درک مشکلات همسر خود می انجامد.این وضع مخصوصا زمانی پیش می آید که شوهر در مرحله جا افتادن در حرفه خویش است و زندگی خانوادگی خود را مستحکم می بیند.واضح است که هر گاه شخص در این خطر بارترین دوره زناشویی با استرس شغلی نیز درگیر باشد تعارضها مسلما بیشتر خواهد بود.

ناکافی بودن حمایت اجتماعی ، ویژه حمایت مورد انتظار از همسر ،علاوه بر اینکه منجر به اختلال عاطفی می شود با بیماری های جسمی وابسته به استرس نیز پیوند دارد.در یک بررسی بر روی 1809 نفر مردان کارگر سفید پوست این نتیجه به دست آمد که حمایت اجتماعی همسران و سرپرستان به مراتب بیش از حمایت خویشان ،‌دوستان و همکاران در پیشگیری از زخم معده ناشی از احساس استرس ، موثر بود. (کوپر و داویدسون، 1379 ، صص120-115)

  1. حوزه شغلی

عامل‌هایی که در طبقه بندی ما [آرراس و آلتمایر] مورد بحث قرار گرفته اند به دسته های زیر تقسیم شده اند :

  1. ویژگی های نقش
  2. ویژگی های شغل
  3. روابط میان ـ فردی
  4. جو و ساختار سازمانی
  5. روشهای مدیریت منابع انسانی و فن آوری و خصوصیات مادی.
  6. فن آوری خصیصه های مادی